چهارشنبه / ۸ بهمن ۱۴۰۴ / ۰۱:۰۳
کد خبر: 36241
گزارشگر: 548
۳۲۵
۰
۰
۱
آمریکا سامانه‌های دفاعی در قطر مستقر کرده و نتانیاهو با تهدیدهای تند، آتش تنش را شعله‌ورتر می‌کند.

رجزخوانی و گفتگوی ایران و آمریکا برای تعیین قواعد رویارویی در خاورمیانه

رجزخوانی و گفتگوی ایران و آمریکا برای تعیین قواعد رویارویی در خاورمیانه
درگیری لفظی و دیپلماتیک بین ایران و آمریکا در حالی تشدید شده که متحدان منطقه‌ای واشنگتن، ممنوعیت استفاده از حریم هوایی و پایگاه‌های خود برای حمله به ایران را اعلام کرده‌اند. عربستان سعودی و ترکیه بر حل اختلاف از طریق گفت‌وگو تأکید دارند. همزمان، تصاویر ماهواره‌ای نشان از استقرار احتمالی سامانه دفاع هوایی پاتریوت آمریکا در قطر دارد. بنیامین نتانیاهو نیز با تهدید ایران به استفاده از «نیرویی که کسی ندیده»، فضای منطقه را ملتهب‌تر کرده است. تحلیلگران نسبت به ابهام موجود در نیت واقعی آمریکا هشدار می‌دهند و معتقدند ایران در صورت مواجهه با حمله، گزینه‌های متعددی برای پاسخ تلافی‌جویانه علیه پایگاه‌های آمریکا در منطقه خواهد داشت.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

فضای خاورمیانه این روزها آکنده از پیام‌های متناقض و نشانه‌های متنوع است. از یک سو، شنیده شدن صدای تهدیدهای نظامی و استقرار سامانه‌های دفاعی، و از سوی دیگر، تاکید بر ضرورت گفت‌وگو و میانجی‌گری. این ترکیب عجیب، نشان‌دهنده وضعیت شکننده منطقه در آستانه احتمالی یک رویارویی بزرگتر است. ایالات متحده آمریکا، با تکیه بر ائتلاف‌های منطقه‌ای خود، در حال تقویت مواضع دفاعی و احتمالاً تهاجمی خود است. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که سامانه دفاع هوایی پاتریوت احتمالاً در مواضعی در قطر مستقر شده است. این حرکت، یک پیام نظامی واضح و هشداردهنده به بازیگران منطقه، به ویژه ایران است. در مقابل، ایران که بارها تأکید کرده آغازگر درگیری نخواهد بود، اعلام آمادگی دفاعی کرده است. مقامات ایرانی در دیدار با وزیر خارجه عراق، بر این موضع تأکید داشته‌اند. آن‌ها احتمال حمله را جدی می‌دانند، اما آغازگر آن را مشخص نمی‌کنند.

اما در این میان، کشورهای منطقه بازی متفاوتی را در پیش گرفته‌اند. برخلاف گذشته، بسیاری از متحدان سنتی آمریکا در خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، به صراحت اعلام کرده‌اند که اجازه استفاده از حریم هوایی یا پایگاه‌های خود برای حمله به ایران را نخواهند داد. این موضع، دست واشنگتن را برای اقدام نظامی یکجانبه یا حتی از خاک متحدانش، به طور محسوسی می‌بندد. ترکیه نیز به عنوان یک بازیگر منطقه‌ای مهم، نقش میانجی را ایفا می‌کند. دفتر ریاست جمهوری این کشور تأیید کرده که آنکارا در حال تلاش برای کاهش تنش بین واشنگتن و تهران است. این تلاش نشان می‌دهد که آنکارا منافع خود را در ثبات منطقه و جلوگیری از یک جنگ گسترده می‌بیند. اروپا نیز در این میانه موضع احتیاط‌آمیزی دارد. یک دیپلمات اروپایی با اشاره به موضع فرانسه، گفته که اروپایی‌ها فعلاً تمایلی به قرار دادن سپاه پاسداران در لیست سازمان‌های تروریستی ندارند و می‌خواهند کانال گفت‌وگو با تهران باز بماند. این نشان از تمایل اروپا برای حفظ گزینه دیپلماتیک دارد. اما در میان این نقش‌آفرینان، اسرائیل صدای تندتری دارد. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این کشور، بار دیگر ایران را به شدیدترین وجه تهدید کرده و از «نیرویی که تاکنون کسی ندیده است» در صورت حمله ایران سخن گفته است. این اظهارات، آتش تنش را شعله‌ورتر می‌کند. در نهایت، تحلیلگرانی مانند جان هافمن، پژوهشگر اندیشکده کاتو، به ابهام بزرگ موجود اشاره می‌کنند: آیا همه این تحرکات نظامی و دیپلماتیک، صرفاً برای تحت فشار قرار دادن ایران برای بازگشت به میز مذاکره است، یا پوششی برای یک حمله نظامی بزرگ که خود ترامپ هم شاید هنوز درباره آن تصمیم نگرفته است؟ این پرسش بی‌پاسخ، بزرگترین نگرانی برای ثبات منطقه است.

تغییر استراتژی متحدان عرب؛ از همپیمانی نظامی به حفظ بی‌طرفی

یکی از مهم‌ترین تحولات در این بحران، تغییر موضع آشکار متحدان سنتی آمریکا در خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی است. اعلامیه‌های رسمی مبنی بر ممنوعیت استفاده از حریم هوایی یا خاک این کشورها برای حمله به ایران، نشان‌دهنده یک محاسبه امنیتی جدید است. ریاض و سایر پایتخت‌های عربی به خوبی می‌دانند که در صورت وقوع یک جنگ تمام‌عیار، اولین قربانیان ثبات منطقه و امنیت انرژی جهان خواهند بود. علاوه بر این، آن‌ها نمی‌خواهند درگیری دیرینه خود با تهران، به یک جنگ نیابتی ویرانگر تبدیل شود که توسط قدرت‌های خارجی هدایت می‌شود. این کشورها ترجیح می‌دهند درگیری را محدود به عرصه دیپلماتیک و رقابت منطقه‌ای نگه دارند. این تغییر موضع، دست آمریکا را برای یک اقدام نظامی سریع و کم‌هزینه به شدت می‌بندد. بدون دسترسی به پایگاه‌های پیشرفته در منطقه، توان عملیاتی واشنگتن برای یک حمله مؤثر و گسترده به شدت کاهش می‌یابد. این امر، گزینه نظامی را پرهزینه‌تر و پیچیده‌تر می‌سازد و ناخواسته به تقویت گزینه دیپلماتیک کمک می‌کند.

نقش میانجی‌گری ترکیه و موضع محتاطانه اروپا؛ جستجوی راه خروج دیپلماتیک

در شرایطی که آمریکا و اسرائیل بر گفتمان تهدید و فشار نظامی تأکید دارند، بازیگران دیگری مانند ترکیه و کشورهای اروپایی سعی در باز کردن یک پنجره دیپلماتیک دارند. ترکیه با روابط نسبتاً کاری (هرچند پیچیده) با هر دو طرف، خود را در موقعیت مناسبی برای میانجی‌گری می‌بیند. آنکارا منافع اقتصادی و امنیتی زیادی در ثبات منطقه دارد و یک جنگ گسترده می‌تواند تمام معادلات آن را بر هم بزند. از سوی دیگر، کشورهای اروپایی مانند فرانسه، با حفظ کانال ارتباطی با تهران و مقاومت در برابر فشار برای تروریستی خواندن سپاه، سعی در جلوگیری از تشدید بیشتر وضعیت دارند. اتحادیه اروپا به خوبی از تبعات یک جنگ جدید در خاورمیانه، از جمله موج جدید پناهندگان، بی‌ثباتی در بازار انرژی و گسترش تروریسم، آگاه است. بنابراین، آن‌ها تلاش می‌کنند تا با حفظ گفت‌وگو، مانع از غلبه کامل گفتمان جنگ‌طلبی شوند. این تلاش‌ها اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت تحت الشعاع تهدیدهای نظامی قرار گیرد، اما در درازمدت می‌تواند مسیر بحران را تغییر دهد.

محاسبات نظامی؛ تهدید متقابل و آسیب‌پذیری پایگاه‌های آمریکا

جان هافمن، تحلیلگر اندیشکده کاتو، به درستی به نقطه ضعف اصلی استراتژی فشار حداکثری آمریکا اشاره کرده است: آسیب‌پذیری گسترده بیش از ۶۳ پایگاه و تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه که میزبان بیش از ۴۰ هزار سرباز هستند. ایران به طور مکرر نشان داده که توانایی هدف قرار دادن این پایگاه‌ها با موشک‌های بالستیک و پهپادها را دارد. این توانایی، یک عامل بازدارندگی قدرتمند است. هرگونه حمله آمریکا یا اسرائیل به ایران، می‌تواند با موجی از حملات تلافی‌جویانه به این پایگاه‌ها پاسخ داده شود. چنین سناریویی نه تنها تلفات سنگین انسانی و مادی به همراه دارد، بلکه می‌تواند به خروج اجباری آمریکا از بسیاری از این پایگاه‌ها و کاهش شدید نفوذش در منطقه منجر شود. بنابراین، استقرار سامانه‌های دفاعی مانند پاتریوت در قطر را می‌توان تلاشی برای محافظت از دارایی‌ها و نیروهای آمریکایی در برابر چنین پاسخ احتمالی دانست. این حرکت نشان می‌دهد که طراحان نظامی آمریکا به خوبی از خطرات یک درگیری تمام‌عیار آگاهند و در حال آماده‌سازی برای بدترین سناریو هستند.

بازی خطرناک اسرائیل؛ تشدید بحران برای اهداف داخلی و منطقه‌ای

تهدیدهای افراطی بنیامین نتانیاهو علیه ایران باید در دو بافت داخلی و منطقه‌ای تحلیل شود. در بافت داخلی، نتانیاهو در محاصره بحران‌های سیاسی و قضایی قرار دارد و یک گفتمان امنیتی شدید و تهدید یک دشمن خارجی بزرگ، روش کلاسیک برای متحد کردن جامعه و منحرف کردن توجه از مشکلات داخلی است. در بافت منطقه‌ای، اسرائیل به دنبال تضمین این موضوع است که در صورت درگیری بین ایران و آمریکا، امنیت آن به اولویت اول واشنگتن تبدیل شود. تهدیدهای نتانیاهو در واقع تلاشی برای "قفل کردن" آمریکا در یک تعهد امنیتی کامل است. او می‌خواهد مطمئن شود که واشنگتن نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن واکنش اسرائیل، با تهران به توافق یا درگیری محدود دست بزند. با این حال، این استراتژی ریسک بزرگی دارد. تشدید لفظی می‌تواند به تشدید عملی منجر شود. یک اشتباه محاسباتی یا یک حادثه مرزی می‌تواند چرخه ای از تلافی‌جویی را آغاز کند که کنترل آن از دست همه خارج شود. اسرائیل با این بازی خطرناک، نه تنها ثبات منطقه، که امنیت خود را نیز به خطر می‌اندازد.

سناریوهای محتمل آینده؛ از بن‌بست تا درگیری محدود

با توجه به مجموعه تحرکات و اظهارات، چند سناریوی محتمل برای آینده نزدیک قابل تصور است.

  1. سناریوی اول، تداوم «بن‌بست کنترل‌شده» است. در این حالت، تنش در سطح لفظی و تحرکات نظامی نمایشی باقی می‌ماند، اما هیچ طرفی نخواهد توانست (یا نخواهد خواست) گام تعیین‌کننده اول را برای شروع یک جنگ گسترده بردارد. عوامل بازدارنده بسیار قدرتمند هستند.
  2. سناریوی دوم، «درگیری محدود و حساب شده» است. ممکن است آمریکا یا اسرائیل به هدف مهار توانمندی‌های نظامی یا انتقام‌گیری برای یک اقدام خاص، حملات محدودی را علیه اهدافی در ایران یا متحدان آن انجام دهند. کلید موفقیت این سناریو، کنترل دامنه درگیری و جلوگیری از گسترش آن است که امری بسیار دشوار است.
  3. سناریوی سوم، که کمتر محتمل اما فاجعه‌بار است، «تصاعد و جنگ گسترده» می‌باشد. در این حالت، یک درگیری محدود به دلیل اشتباه محاسباتی یا اقدام تلافی‌جویانه خارج از کنترل، گسترش یافته و به یک جنگ منطقه‌ای تمام‌عیار تبدیل می‌شود. عواقب چنین جنبی برای ثبات منطقه، امنیت انرژی و اقتصاد جهانی غیرقابل تصور خواهد بود.

در نهایت، مواضع کشورهای منطقه مبنی بر امتناع از میزبانی حمله، و تلاش‌های میانجی‌گرانه، احتمال سناریوهای اول و دوم را افزایش می‌دهد و از وقوع فاجعه بار سناریوی سوم جلوگیری می‌کند. با این حال، عنصر غیرقابل پیش‌بینی، همچنان تصمیمات رهبران در واشنگتن، تل‌آویو و تهران است.

https://www.asianewsiran.com/u/iid
اخبار مرتبط
یک مقام آمریکایی آمادگی برای گفت‌وگو با جمهوری اسلامی را اعلام کرد و دونالد ترامپ مدعی شد ایران چندین بار برای مذاکره تماس گرفته است. ترامپ گفت یک ناوگان بزرگ آمریکا کنار ایران مستقر است، اما دیپلماسی یک گزینه باقی است. به گزارش اکسیوس، واشنگتن چهار شرط سخت برای هر توافق دارد: خروج کامل اورانیوم غنی‌شده، سقف‌گذاری موشک‌های دوربرد، تغییر سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی و ممنوعیت غنی‌سازی مستقل.
ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن آمریکا از اقیانوس هندوآرام به سمت حوزه فرماندهی مرکزی این کشور (خاورمیانه) در حرکت است. این ناو ۳۳۳ متری تا چند روز دیگر به دریای عرب خواهد رسید. این جابجایی یک خلأ استراتژیک در منطقه اقیانوس هندوآرام ایجاد کرده است. تحلیلگران این اقدام را بخشی از استراتژی افزایش فشار و تهدید دولت ترامپ علیه ایران ارزیابی می‌کنند.
درحالی منابع اسرائیلی از اجماع کامل آمریکا و اسرائیل علیه ایران و دریافت جنگنده‌های پیشرفته توسط تهران خبر می‌دهند، انصارالله یمن هشدار داده در صورت حمله به ایران، ناوگان آمریکا در دریای سرخ را نابود خواهد کرد. همزمان، رزمایش گسترده امنیتی آمریکا و کشورهای عربی در قطر آغاز شده و یک شرکت هواپیمایی اسرائیلی لغو پروازها را توصیه کرده است. در میانه این تنش‌ها، گزارش‌هایی از تلاش دیپلماتیک محرمانه فرستاده ترامپ با ایران و همچنین ابهام در هشدارهای مقام اسرائیلی درباره زمان بحران، فضایی پیچیده ایجاد کرده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید