آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
صحنه دیپلماسی بینالمللی بار دیگر شاهد یک حرکت نمایشی است. این بار نام دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان در کنار هم قرار گرفتهاند، اما این بار نه در یک میز مذاکره، که در پیشنهاد یک تماس ویدئویی. میانجی این پیشنهاد، رجب طیب اردوغان است، رئیسجمهوری ترکیه که در ماههای اخیر خود را به عنوان پلی بین واشنگتن و تهران مطرح کرده است. او پیشنهاد یک ویدئوکنفرانس مستقیم بین دو شخصیت کلیدی آمریکا و ایران را داده، پیشنهادی که به ظاهر میتواند دریچهای جدید بگشاید.
از یک سو، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، که با شعارهای تهاجمی علیه ایران شهره است، ناگهان زبان به استقبال از گفتوگو گشوده است. او نه تنها پیشنهاد ویدئوکنفرانس را پذیرفته، بلکه ادعا کرده مایل است شخصاً با «همتای ایرانی» خود تماس بگیرد. اما در سوی دیگر، سکوتی معنادار وجود دارد. مسعود پزشکیان، ریاستجمهوری ایران، تاکنون پاسخی به این پیشنهاد نداده است. این سکوت، در فضای پرالتهاب کنونی، خود حاوی پیامهای متعددی است.
دژاوو! موردی مشابه عکس های یادگاری با رهبر کره شمالی!؟
برای بسیاری از ناظران آگاه، این سناریو، احساس تجربه قبلی قدرتمندی را ایجاد میکند. آن ها یاد سال ۲۰۱۹ و نمایش تاریخی ترامپ در مرز کره شمالی میافتند. ترامپ در آن زمان به عنوان اولین رئیسجمهور آمریکا پا به خاک کره شمالی گذاشت، عکسهای به یاد ماندنی با کیم جونگ اون گرفت و رسانههای جهانی را مبهوت کرد. آن حرکت، یک شوی رسانهای تمامعیار بود که هواداری داخلی برای ترامپ تولید کرد و تصویری از یک صلحساز بزرگ را به جهانیان نشان داد.
اما پشت پرده این نمایش چه بود؟
تحریمهای سنگین علیه کره شمالی هرگز برداشته نشد و پیونگیانگ سالها بعد نه تنها از مواضع خود کوتاه نیامد، بلکه تهدید به تلافی کرد. اکنون این سؤال مطرح است: آیا ترامپ قصد دارد همان بازی را با ایران تکرار کند؟ آیا هدف، ایجاد یک «لحظه تاریخی» برای دوربینها و تقویت تصویر او در آستانه انتخابات آمریکاست، یا واقعاً قصد تغییر در رویکرد خصمانه وجود دارد؟ واکنش پزشکیان نیز کلیدی است. آیا او وارد این بازی رسانهای خواهد شد، یا با احتیاط، اولویت را به محتوای مذاکرات و تضمینهای واقعی خواهد داد؟ پاسخ این پرسشها میتواند نشان دهد که آیا این ویدئوکنفرانس بالقوه، آغازگر مسیری جدید است یا صرفاً تکرار نمایشی شکستخورده.
تحلیل استراتژی ارتباطی و انتخاب زمانبندی ترامپ
حرکت ترامپ کاملاً حساب شده است. او نیاز به ایجاد یک «دستاورد چشمگیر» دارد تا تصویر خود را به عنوان یک رهبر جهانی که قادر به حل بحرانهای پیچیده است، تقویت کند. بحران ایران، به دلیل حساسیت و شناختهشده بودن، بستری ایدهآل برای چنین نمایشی فراهم میکند. پیشنهاد تماس با «همتای ایرانی» — حتی اگر نام پزشکیان را به صراحت نبرد — و پذیرش ویدئوکنفرانس، دو هدف دارد:
- اول، ایجاد امیدواری کنترلشده برای افکار عمومی آمریکا که از جنگ خسته شدهاند.
- دوم، تحت فشار قرار دادن طرف ایرانی با تصویری که گویا آماده گفتوگوست و اگر توافقی حاصل نشود، تقصیر طرف مقابل است.
این استراتژی، نمونه کلاسیک «دیپلماسی نمایشی» است که در آن شکل و فرم مذاکره (یک تماس ویدئویی تاریخی) بر محتوا و نتایج ملموس (مانند لغو تحریمها) اولویت دارد. ترامپ قصد دارد یک «صحنه» خلق کند، نه لزوماً یک «توافق».
موضعگیری محتاطانه پزشکیان و محاسبات سیاسی داخلی ایران
سکوت پزشکیان در برابر این پیشنهاد، نشان از محاسبات پیچیده دارد. این تماس خطرات بسیار بزرگی را داراست.
- اول، ممکن است این اقدام توسط رقبای تندروی داخلی به عنوان «عجله برای تن دادن به خواستههای آمریکا» یا «قبول بازی در زمین ترامپ» تفسیر شود.
- دوم، اگر این گفتوگو به نتیجه ملموسی نینجامد (مانند نمونه کره شمالی)، پزشکیان در داخل ایران به عنوان کسی که بازی خورد و اعتبار خود را خرج یک نمایش رسانهای کرد، معرفی خواهد شد.
- سوم و مهمتر، پزشکیان باید پاسخگوی این سوال باشد که آیا او از جانب نظام حاکم مجاز به چنین گفتوگویی است؟ بدون پشتوانه و وکالت از نهادهای تعیینکننده سیاست خارجی، چنین مکالمهای میتواند بیشتر شبیه به یک مصاحبه شخصی باشد تا یک مذاکره رسمی. احتمالاً پزشکیان در حال رایزنی و بررسی هزینهها و فواید این اقدام است.
نقش ترکیه و انگیزههای اردوغان از میانجیگری
اردوغان با این پیشنهاد، چندین هدف را دنبال میکند:
- اول، تثبیت ترکیه به عنوان یک بازیگر ضروری و قدرت میانجی در خاورمیانه. این نقش، موقعیت چانهزنی آنکارا را در برابر هر دو طرف و نیز در برابر اتحادیه اروپا تقویت میکند.
- دوم، کاهش خطر جنگ در همسایگی خود. ترکیه به شدت نگران تبعات امنیتی و انسانی یک درگیری بین ایران و آمریکا است و میکوشد با زنده نگه داشتن کانال گفتوگو، از وقوع آن جلوگیری کند.
- سوم، ایجاد فرصتی برای بهبود روابط با آمریکا. میانجیگری موفق — حتی در حد برگزاری یک تماس — میتواند روابط پرتنش آنکارا و واشنگتن را تا حدی تسکین دهد. برای اردوغان، این یک بازی برد-برد است؛ موفقیت، اعتبار میآورد و شکست، تقصیر را متوجه طرفین میکند.
مقایسه تطبیقی با سناریوی کره شمالی در ۲۰۱۹
شباهتها بین دو سناریو قابل توجه است: در هر دو مورد، ترامپ با یک «دولت متخاصم» وارد یک تعامل نمایشی با پوشش رسانهای گسترده میشود. در هر دو مورد، لحظهای تاریخی (قدم گذاشتن در خاک کره/اولین تماس مستقیم با رهبری ایران) خلق میشود که تصویر ترامپ را به عنوان یک «صلحساز جسور» بازسازی میکند. نتیجه در مورد کره شمالی آموزنده بود: هیچ تغییر بنیادی در سیاست آمریکا (مانند لغو تحریمها یا تضمین امنیتی) رخ نداد. تحریمها باقی ماند و کره شمالی پس از مدتی، برنامه هستهای و موشکی خود را حتی با قدرت بیشتری ادامه داد. نمایش، جایگزین سیاست شد. تفاوت کلیدی در مورد ایران، ساختار پیچیدهتر تصمیمگیری و وجود نهادهای متعدد در سیاست خارجی است. حتی اگر پزشکیان وارد گفتوگو شود، تعهداتی که میدهد ممکن است توسط نهادهای دیگر حمایت نشود. همچنین، جامعه ایران نسبت به فریبخوردن در مذاکرات با آمریکا حساسیت تاریخی عمیقی دارد.
سناریوهای محتمل و چشمانداز پیش رو
-
سناریوی اول (نمایش محض)
ویدئوکنفرانس برگزار میشود، عکسهای تاریخی گرفته میشود، ترامپ در کمپین های خود از آن بهره میبرد، اما هیچ تعهد عملی و مشخصی از سوی آمریکا (مانند لغو تحریم یا تضمین امنیتی) داده نمیشود. وضعیت پس از خوابیدن جنجال های رسانه ای به حالت قبلی بازمیگردد.
-
سناریوی دوم (شروع مذاکرات پشت پرده)
این تماس، سرآغازی برای مذاکرات غیرمستقیم و پشت پرده میشود که ممکن است به برخی توافقات محدود بینجامد. موفقیت این سناریو منوط به تغییر رویکرد واقعی آمریکا و ارائه امتیازات ملموس است.
-
سناریوی سوم (رد پیشنهاد یا بنبست)
پزشکیان به دلایل محتاطانه پیشنهاد را نپذیرد یا ترامپ شرطهای غیرقابل قبولی مطرح کند. در این حالت، ترامپ، ایران را به «عدم تمایل به صلح» متهم میکند و فضایی برای تشدید فشار فراهم میشود.