آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
تصور جنگ، همواره با تصویر تاریکی از ویرانی، کشتهشدگان و گریز انسانهای بیپناه همراه است. اکنون، این تصویر به قدری برای تصمیمگیران منطقهای واضح شده که آنها در حال طراحی برای رویارویی با یکی از پیامدهای شوم آن هستند: موج آوارگان. رسانههای نزدیک به دولت ترکیه پرده از طرحی اضطراری برداشتهاند که موضع آنکارا را در قبال یکی از احتمالات تلخ آینده نشان میدهد. بر اساس این گزارش، مقامات ترکیه در حال برنامهریزی برای ایجاد یک «منطقه حائل» در مرزهای خود با ایران هستند. هدف از ایجاد این منطقه، کنترل و مهار جمعیتی عنوان شده که ممکن است در صورت شعلهور شدن جنگ بین ایران و آمریکا، ناگهان به سمت مرزهای ترکیه به حرکت درآیند. این برنامه نشان میدهد که سناریوی درگیری و پیامدهای انسانی آن، برای کشورهای همسایه تا چه اندازه واقعی و باورپذیر است.
این خبر در شرایطی منتشر میشود که خاورمیانه نفسهایش در سینه حبس شده است. اعزام ناوهای جنگی، پرواز بمبافکنهای استراتژیک و مانورهای نظامی، همگی حاکی از بالا گرفتن بیسابقه تنشهاست. در چنین فضای ملتهبی، برنامهریزی برای «آوارگان» پیش از وقوع هر جنگی، خود به عاملی برای تشویش افکار عمومی تبدیل شده است. در سوی دیگر، واکنش جامعه مجازی ایران به این خبر، ترکیبی از خشم و رنج بود. بسیاری از کاربران تاکید کردند که هنوز جنگی رخ نداده، اما گویا برخی نیروها در حال «نرمال سازی» ایده فروپاشی و آوارگی مردم ایران هستند.
این سوال مطرح است که انتشار چنین گزارشهایی چه اهدافی را دنبال میکند؟ آیا این یک برنامهریزی منطقی و پیشگیرانه برای مدیریت بحرانهای انسانی است، یا بخشی از جنگ روانی برای تحت فشار قرار دادن مردم و حاکمیت ایران؟ برای مردم ایران که سالهاست زیر سایه تهدید و تحریم زندگی کردهاند، اینگونه اخبار سنگینتر از تهدید نظامی مستقیم است. گویی پیش از هر درگیری، آنان را نه به عنوان شهروندانی دارای اراده، که به عنوان جمعیتی منفعل و آواره آینده تصویر میکنند. اکنون باید دید که این گزارش تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است و آیا اساساً چنین برنامهای در دستور کار ترکیه قرار دارد یا خیر. اما نفس انتشار آن، زنگ خطری است برای تمام طرفهای درگیر که گسترش تنشها میتواند پیامدهایی غیرقابل کنترل و فراتر از مرزهای نظامی داشته باشد.
ابعاد حقوق بینالملل و مدیریت بحران پناهندگان
ایجاد «منطقه حائل» یا «منطقه امن» در مرزها، در حقوق بینالملل پناهندگان و حقوق بشر دوستانه، مفهومی شناخته شده اما پیچیده است. این مناطق معمولاً با هدف جلوگیری از ورود بیرویه پناهجویان به خاک اصلی یک کشور و ارائه خدمات اولیه به آنان در نزدیکی مرز ایجاد میشوند. اگر ترکیه چنین منطقهای ایجاد کند، ملزم به رعایت اصولی مانند «عدم بازگرداندن اجباری» است که بر اساس آن، نمیتوان افراد را به جایی که جانشان در خطر است بازگرداند. همچنین، باید حداقل استانداردهای زیستی (آب، غذا، سرپناه، مراقبت پزشکی) را فراهم کند. این امر فشار مالی و لجستیکی سنگینی به دولت میزبان وارد میآورد. از سوی دیگر، این اقدام میتواند با انتقاداتی مواجه شود که ترکیه با ایجاد چنین منطقهای، در واقع حق درخواست پناهندگی و حرکت آزادانه افراد را محدود و آنان را در وضعیتی شبهبازداشت قرار میدهد. این یک معضل اخلاقی-حقوقی برای کشورهای میزبان بالقوه است.
انگیزههای سیاسی و امنیتی ترکیه از انتشار یا اجرای چنین طرحی
انتشار خبر چنین برنامهای میتواند چندین هدف سیاسی داشته باشد:
- اول، هشدار به جامعه بینالملل و به ویژه اروپا درباره تبعات جنگ احتمالی، برای تحت فشار قرار دادن آمریکا و ایران برای کاهش تنش. ترکیه میتواند خود را به عنوان کشوری که بیشترین هزینه انسانی بحران را میپردازد، نشان دهد.
- دوم، هشدار داخلی و آمادهسازی افکار عمومی ترکیه برای پذیرش سیاستهای سختگیرانه مرزی در آینده. سوم، اعمال فشار غیرمستقیم بر ایران با تصویرسازی از یک فاجعه انسانی که میتواند از درگیری ناشی شود.
از نظر امنیتی، کنترل ورود احتمالی هزاران نفر از مرزهای طولانی ایران و ترکیه، یک نگرانی واقعی برای آنکاراست. در میان این افراد ممکن است عناصری با انگیزههای خرابکارانه یا اعضای گروههایی که ترکیه آنان را تروریستی میداند، نیز حضور داشته باشند. منطقه حائل میتواند امکان غربالگری امنیتی را فراهم کند.
تاثیر روانی و اجتماعی این گزارش بر جامعه ایران
انتشار این گزارش ضربه روانی سنگینی به جامعه ایران وارد کرده است. پیام ضمنی آن این است: «جنگ و آوارگی شما امری حتمی و قریبالوقوع است.» این میتواند باعث ایجاد حس درماندگی، اضطراب فراگیر و بیاعتمادی به آینده در میان مردم شود. علاوه بر این، به دامن زدن به گفتمان «فرار و آوارگی» به جای گفتمان «مقاومت و ماندن» کمک میکند. این میتواند بر روحیه ملی و انسجام اجتماعی در مواقع بحران اثر منفی بگذارد. همچنین، ممکن است به افزایش داراییهای خروج سرمایه و فرار مغزها حتی پیش از وقوع هر درگیری بینجامد. واکنش خشمگین کاربران ایرانی با جمله «هنوز هیچی نشده...» نشان از مقاومت در برابر این برچسبزنی و تصویرسازی تحقیرآمیز دارد. این مقاومت، تلاش برای پس گرفتن روایت از چنگال سناریوهای منفعلکننده خارجی است.
سناریوهای محتمل مهاجرت و توانایی ترکیه برای مدیریت آن
در صورت وقوع یک درگیری تمامعیار، سناریوی مهاجرت میتواند اشکال مختلفی داشته باشد: خروج محدود ساکنان مرزی، مهاجرت طبقات مرفه و متوسط به بالا به مقاصد دورتر، یا موج عظیم و غیرقابل کنترل جمعیت به سمت همه مرزها. مرز ترکیه به دلیل طولانی بودن و وجود شبکههای قاچاق انسان، یکی از مقاصد محتمل است. ترکیه در دهه گذشته میزبان میلیونها پناهنده سوری بوده و سیستم مدیریت پناهندگان آن تحت فشار شدیدی قرار دارد. پذیرش موج جدیدی از پناهندگان ایرانی میتواند این سیستم را در آستانه فروپاشی قرار دهد، تنشهای اجتماعی داخلی را تشدید کند و بار مالی عظیمی تحمیل نماید. ایجاد منطقه حائل شاید تلاش آنکارا برای جلوگیری از تکرار تجربه سوریها باشد؛ یعنی جلوگیری از ادغام پناهندگان جدید در خاک اصلی و شهرهای بزرگ، و نگه داشتن آنان در نقطهای محدود و قابل کنترل تا زمان بازگشت یا اسکان در کشور ثالث.
نقش رسانهها در جنگ روانی و شکلدهی به روایت بحران
انتشار این خبر توسط «رسانههای نزدیک به دولت ترکیه»، خود بخشی از عملیات جنگ روانی و ارتباطی محسوب میشود. هدف میتواند ایجاد رعب در جامعه ایران، نمایش عزم ترکیه برای محافظت از خود (برای مخاطب داخلی و خارجی) و تلاش برای اثرگذاری بر محاسبات رهبران ایران و آمریکا باشد. این گزارش، روایتی از آینده را پیشخور میکند: آیندهای که در آن ایران منبع بحران انسانی است و همسایگانش قربانیان ثانویه. این روایت، موقعیت ایران را در عرصه بینالملل تضعیف و موضع ترکیه را به عنوان یک بازیگر مسئول و دوراندیش تقویت میکند. در نهایت، این خبر باید با احتیاط تحلیل شود. ممکن است این یک «بالون آزمایشی» برای سنجش واکنشها باشد، نه شرح یک تصمیم قطعی. اما حتی به عنوان یک بالون آزمایشی نیز نشان میدهد که ذهنیت تصمیمگیران منطقه تا چه اندازه بر محور بدترین سناریوها میچرخد و چگونه آماده میشوند تا مردم عادی را به عنوان پیشقراولان یک فاجعه انسانی مهار کنند.