آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
سوت شروع بازی در آنفیلد، نوید یک رویارویی پرحرارت را میداد. لیورپول، این قلعه سرخ ناآرام، میزبان تیمی بود که اگرچه زخمخورده، اما هرگز تسلیم نمیشود. نیوکاسل یونایتد، با آن تاریخچه پرافتخار و هواداران پرشور، به مرسیساید آمده بود تا محک تازهای برای لیورپول باشد. حافظه هواداران لیورپول هنوز از شکست تلخ هفته گذشته در برابر بورنموث رنج میبرد. شکستی که زنجیره پیروزیهای خانگی را پاره کرد و سوالاتی درباره ثبات دفاعی و کارایی خط حمله ایجاد کرد. اما آنفیلد جای غرولند نیست؛ جای فرونشستن گرد و خاک و برخاستن دوباره است. از سوی دیگر، نیوکاسل با چهرهای مصمم اما آغشته به خستگی به میدان آمد. فهرست بلندبالای مصدومان ادی هاو، به ویژه در خط دفاع و میانی، سایه سنگینی بر آمادگی این تیم انداخته بود. با این حال، تاریخ فوتبال ثابت کرده که یک تیم زخمی، گاهی خطرناکترین دشمن است. ترکیب لیورپول تحت هدایت آرنه اسلوت، حاوی چند نکته جالب توجه بود. بازگشت ویرژیل فندایک به قلب دفاع پس از یک استراحت کوتاه، حضور جوانی مانند گراونبرخ در کنار مکآلیستر در میانه، و اعتماد دوباره به هوگو اکیتیکه در خط حمله، همه نشان از نیت سرمربی هلندی برای به دست گرفتن ابتکار عمل داشت. نیمه اول با یک شوک برای هواداران خانگی آغاز شد. نیوکاسل، برخلاف انتظار، نه تنها در دفاع جمع نشده بود، بلکه با سرعت و طراحی، میزبان را غافلگیر کرد. گل آنتونی گوردون در دقیقه ۳۶، سکوت مرموزی را بر آنفیلد حاکم کرد. گویی کابوس هفته گذشته دوباره در حال تکرار بود.
اما لیورپول اسلوت، تیمی نبود که به سادگی تسلیم شود. تنها پنج دقیقه پس از گل گوردون، هوگو اکیتیکه با یک فرود بینقص در محوطه جریمه نیوکاسل، کار را برابر کرد. این گل، نه تنها نتیجه، که روحیه تیم را نیز تغییر داد. آرامش به بازیکنان سرخ بازگشت. و قبل از اینکه هواداران نیوکاسل از شعارهای خود سرد شوند، معجزه دیگری رخ داد. اکیتیکه باز هم در جای مناسب حاضر شد و با ضربهای دقیق، لیورپول را پیش انداخت. دو گل در هفت دقیقه؛ پاسخی که نشان میداد روح آنفیلد زنده است و میدرخشد. نیمه دوم، صحنه مدیریت بازی توسط لیورپول و تلاش نیوکاسل برای یافتن روزنهای به دروازه آلیسون بود. اسلوت با تعویضهای حساب شده، هم تهاجم تیمش را حفظ کرد و هم از خستگی بازیکنان کلیدی جلوگیری نمود. گل سوم و پاس شیرین صلاح به ویرتز، مهر تأییدی بر برتری سرخها بود و سه امتیاز ارزشمند را به ارمغان آورد. در نهایت گل چهارم کوناته در وقت های اضافه مهر پایانی بر آرزوهای طرفداران نیوکاسل بود.
تحول خط حمله لیورپول و نقش کلیدی هوگو اکیتیکه
غیاب داروین نونیز به دلیل یک مشکل جزیی، فرصتی دوباره به هوگو اکیتیکه داد تا اعتماد اسلوت را جبران کند. جوان فرانسوی که در بازیهای اخیر منتقدان زیادی داشت، در این بازی با دو گل حیاتی و حرکات هوشمندانه، به مهمترین بازیکن زمین تبدیل شد. پخش کردن بازی و حضور مؤثر در محوطه جریمه، نشاندهنده رشد قابل توجه او بود. ارتباط اکیتیکه با فلورین ویرتز و محمد صلاح، یکی از زیباترین جنبههای بازی لیورپول بود. گل اول او حاصل پاس دقیق ویرتز و گل دوم نتیجه همکاری با کرکز از عمق زمین بود. این نشان میدهد که خط حمله لیورپول به تدریج در حال پیدا کردن هارمونی گمشده خود است. عملکرد اکیتیکه نه تنها در گلزنی، که در کمک به بازی سازی و فشار بر مدافعان مرکزی نیوکاسل نیز چشمگیر بود. او با جسمانیت خود فضا ایجاد میکرد و برای همتیمیها موقعیتسازی مینمود. این عملکرد میتواند اعتماد اسلوت را برای بازیهای سخت آینده به همراه داشته باشد.
عملکرد میانی میدان و نقش گراونبرخ و مکآلیستر
اسلوت در میانه زمین از ترکیب گراونبرخ و مکآلیستر استفاده کرد. این دو بازیکن، اگرچه از نظر فیزیکی در برابر میانیهای قدرتمند نیوکاسل تحت فشار بودند، اما با پاسهای سریع و تحرک بالا، کنترل بازی را در اختیار گرفتند. نقش آنها در انتقال سریع توپ از دفاع به حمله کلیدی بود. الکسیس مکآلیستر به عنوان بازیکن عمقدهنده، در بازی سازی و شروع حملات نقشی اساسی داشت. اگرچه او در دقیقه ۵۹ کارت زرد گرفت، اما این باعث نشد از شدت فشارش کاسته شود. حضور او جلوی خط دفاعی، به لیورپول امکان میداد تا خطوط حمله را بالاتر ببرد. گراونبرخ نیز با انرژی و پوششدهی گسترده خود، فضاهای خالی را پر میکرد و به مدافعان کمک مینمود. شاید نام او در آمار گل و پاس گل دیده نشود، اما نقش او در تعادل تیم و خنثی کردن حملات نیوکاسل غیرقابل انکار بود. این دوگانه میانی، در غیاب تیآگو و دیگران، گزینه مناسبی برای اسلوت به نظر میرسد.
ثبات دفاعی و رهبری فندایک در قلب دفاع
بازگشت ویرژیل فندایک به ترکیب اصلی، بلافاصله اثر خود را بر خط دفاع لیورپول گذاشت. آرامش، زمانبندی درختمانند و فرماندهی او، به مدافعان جوانتر مانند کوناته و کرکز اعتماد به نفس داد. حتی در گل نیوکاسل نیز تقصیر مستقیمی متوجه او نبود. ایبراهیم کوناته در سمت راست دفاع، عملکردی فیزیکی و تهاجمی داشت. او نه تنها در مهار آنتونی گوردون (پس از گل او) موفق بود، بلکه در پشتیبانی از حملات نیز مشارکت داشت. ترکیب او و صلاح در جناح راست، یکی از منابع خطر دائمی برای دفاع نیوکاسل بود. در جناح چپ، میلوش کرکز که به تازگی نقش خود را به عنوان دفاع چپ پیدا کرده، نه تنها در وظایف دفاعی خوب عمل کرد، بلکه با ارسال پاس گل برای اکیتیکه، ارزش تهاجمی خود را نیز به نمایش گذاشت. این نشان میدهد که اسلوت به تدریج در حال شکلدهی به یک خط دفاعی پایدار است.
تأثیر محمد صلاح و فلورین ویرتز در نیمههای زمین
محمد صلاح اگرچه در این بازی گلی به ثمر نرساند، اما با یک پاس گل و چندین موقعیتسازی خطرناک، همچنان موتور محرکه خط حمله لیورپول بود. مدافعان نیوکاسل مجبور بودند دائماً بر روی او تمرکز کنند و این فضا را برای دیگران باز میکرد. فلورین ویرتز، ستاره بیچون و چرای این بازی بود. یک پاس گل و یک گل زده، تنها بخشی از عملکرد درخشان او بود. حرکت بدون توپ، فهم موقعیت و توانایی درگیری در یکسوم پایانی، او را به یکی از خطرناکترین بازیکنان لیورپول تبدیل کرده است. ارتباط او با اکیتیکه به نظر میرسد روز به روز در حال بهبود است. این دو بازیکن، با جابجاییهای مداوم و تعویض موقعیت، دفاع نیوکاسل را سردرگم کردند. آنها نه تنها در عرض زمین بازی میکردند، بلکه با نفوذ به عمق، مدافعان میانی نیوکاسل را نیز به چالش کشیدند. این انعطاف در خط حمله، برای لیورپول یک سلاح راهبردی است.
مشکلات نیوکاسل و مدیریت ادی هاو با وجود مصدومان فراوان
نیوکاسل در این بازی به وضوح از غیبت بازیکنان کلیدی مانند نیک پوپ، اسون باتمن، جوئینتون و چندین بازیکن مهم دیگر رنج میبرد. این مصدومیتها به ویژه در خط دفاع و میانی، تعادل تیم را بر هم زده بود. ادی هاو مجبور شد از ترکیبی استفاده کند که از نظر تجربه و هماهنگی در سطح ایدهآلی نبود. با این حال، نیوکاسل در نیمه اول نشان داد که روحیه جنگندگی خود را از دست نداده است. گل سریع آنتونی گوردون حاصل یک ضدحمله سازمانیافته و حرکتی فردی بود. این تیم در دقایقی از بازی فشار بالایی وارد کرد، اما نبود عمق در نیمکت باعث شد نتواند این فشار را در ۹۰ دقیقه حفظ کند. ادی هاو در نیمه دوم سعی کرد با تعویضهایی مانند آوردن جاکوب مورفی و جوزف ویلوک، طراوت و ایده جدیدی به تیمش ببخشد، اما عمق کیفیت لیورپول و خستگی بازیکنان نیوکاسل، مانع از تغییر نتیجه شد. این بازی نشان داد که نیوکاسل برای رقابت در سطوح بالا، به بازگشت سریع مصدومان کلیدی خود نیاز مبرم دارد.