آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
سپهر سیاسی تنش زای خلیج فارس این روزها شاهد پرواز همزمان کبوترهای دیپلماسی و بمبافکنهای BR است. در یک هماهنگی عجیب و تقریباً همزمان، مقامهای ایرانی و آمریکایی پیامهایی به ظاهر متضاد، اما در باطنی مکمل صادر کردهاند. از یک سو خبر از پیشرفت پنهان گفتوگو میرسد و از سوی دیگر، صدای غرش موتور ناوگان جنگی به گوش میرسد. علی لاریجانی، دیپلمات کهنهکار و دبیر شورای عالی امنیت ملی، پس از سفر سریع و پرابهام به مسکو، کوتاه و گویا سخن گفت: «شکلگیری ساختاری برای مذاکرات در حال پیشرفت است.» این جمله کوتاه، مانند سنگی است که در آب راکد افتاده و موجهای پرسش بزرگی ایجاد کرده است. ساختار مورد نظر چیست؟ نقش مسکو در این میان چیست؟ همزمان، از واشنگتن صدای آشنای دیگری به گوش رسید. دونالد ترامپ، در حالی که از اعزام «تعداد زیادی کشتی» به سمت ایران سخن میگفت، ناگهان لحن خود را تغییر داد و ابراز امیدواری کرد که «به توافق برسیم». این ترکیب عجیب از تهدید و امید، استراتژی آشکار فشار حداکثری برای واداشتن طرف مقابل به مذاکره در شرایط دلخواه را تداعی میکند. سفیر آمریکا در اسرائیل اما، هر گونه شائبه بلوف بودن این تهدیدها را رد کرد. او با قاطعیت گفت ترامپ «وعدههای توخالی» نمیدهد و باید سخنانش را جدی گرفت. این هشدار، ریسک محاسبات نادرست توسط طرف مقابل را افزایش میدهد و بر حساسیت لحظات کنونی میافزاید. در میان این همه، وزیر خارجه ایران در ترکیه بر ضرورت «روندی تازه از دیپلماسی بر پایه احترام و صداقت» تأکید کرد. این سخن، کلید درک موضع تهران را ارائه میدهد: ایران خواهان گفتوگوست، اما نه تحت تهدید و تحقیر، بلکه در چارچوبی مبتنی بر احترام متقابل.
گزارش شبکه اکسیوس، قطعه دیگری به این پازل پیچیده اضافه میکند. بر اساس این گزارش، روسیه به عنوان یکی از کانالهای غیرمستقیم و احتمالاً اصلی، پیامهای دو طرف را در روزهای اخیر جابهجا کرده است. این نقش واسطهگری مسکو، پس از سفر لاریجانی به کرملین، معنای مشخصتری پیدا میکند. بنابراین، صحنه بینالملل امروز شاهد یک نمایش چندلایه است: دیپلماسی پنهان از مسیر مسکو، تهدید نظامی آشکار از مسیر واشنگتن، و اعلام پیشرفت مذاکرات از مسیر تهران. تشخیص واقعیت از نمایش در این فضای غبارآلود، نیازمند تحلیل عمیقتر است. در این گزارش، لایههای مختلف این رویدادهای به هم پیوسته را از نظرگاههای گوناگون واکاوی میکنیم تا تصویری شفافتر از آنچه در پشت پرده میگذرد و آنچه در آینده نزدیک ممکن است رخ دهد، ارائه دهیم.
تحلیل پیام لاریجانی و معنای «ساختار در حال پیشرفت»
اظهارات علی لاریجانی را میتوان مهمترین موضعگیری رسمی ایران در روزهای اخیر دانست. انتخاب کلمه «ساختار» حائز اهمیت است. این واژه نشان میدهد صحبت از یک مذاکره ساده یا تماس تلفنی نیست، بلکه گفتوگوها حول شکلدادن به یک چارچوب، احتمالاً شامل موضوعات، سطح مذاکره کنندگان، مکان و ضمانتهای اجرایی میچرخد. سفر ناگهانی لاریجانی به مسکو و دیدار با پوتین، پیش از این اعلام، نشان میدهد روسیه نقشی محوری در این «ساختار» دارد. احتمالاً مسکو نه تنها به عنوان یک میانجی، بلکه به عنوان حامی و ضامن احتمالی بخشی از تعهدات در حال فعالیت است. این سفر همچنین میتواند تلاشی برای هماهنگی مواضع با یک قدرت جهانی متحد در برابر فشار آمریکا باشد. تأکید لاریجانی بر «پیشرفت» در مقابل «فضاسازی جنگ رسانهای تصنعی»، دو پیام دارد: اولاً به جامعه داخلی اطمینان میدهد که دولت منفعل نیست و بر دیپلماسی متمرکز است. ثانیاً به طرف آمریکایی و جامعه بینالملل نشان میدهد که ایران در دام جنگ روانی نیفتاده و بر مسیر خود متمرکز است. این، تلاشی برای پس گرفتن ابتکار عمل در فضای رسانهای است.
رمزگشایی از دوگانگی در سخنان ترامپ: تهدید ناوگان و ابراز امیدواری
سخنان ترامپ نمونه کلاسیک استراتژی «چماق و هویج» است. از یک سو با نمایش قدرت نظامی (اعزام ناوگان) هزینه عدم توافق را بالا میبرد و از سوی دیگر با ابراز امیدواری به توافق، در را برای خروج طرف مقابل از بنبست باز میگذارد. هدف، وادار کردن ایران به مذاکره تحت فشار و احتمالاً پذیرش پیششرطهای آمریکاست. نکته کلیدی در صحبت ترامپ، جمله «اگر هم به توافق برسیم، که ممکن است، خب، باید دید چه میشود» است. این جمله مبهم، عمداً هیچ ضمانتی برای عواقب پس از توافق ارائه نمیدهد و حتی امکان نقض توافق آینده یا ادامه فشارها را باقی میگذارد. این ابهام، خود یک ابزار فشار است تا طرف ایرانی را وادار به امتیازدهی بیشتر کند. هشدار سفیر آمریکا در اسرائیل مبنی بر جدی گرفتن تهدیدهای ترامپ، بخشی از همین روانشناسی فشار است. هدف، از بین بردن هرگونه تصور در تهران مبنی بر اینکه تهدیدهای نظامی آمریکا صرفاً برای مصرف داخلی یا نمایشی است. این هشدار مستقیم، احتمال خطای محاسباتی را برای مقامات ایرانی پرریسکتر میکند.
نقش روسیه و اهمیت کانال مسکو در معادلات
گزارش اکسیوس درباره استفاده از کانال روسیه، در صورت صحت، از چند جهت حیاتی است. اولاً، نشان میدهد که با وجود تنش ظاهری، یک خط ارتباطی غیرمستقیم و احتمالاً مؤثر بین دو دشمن برقرار است. ثانیاً، نقش بینالمللی روسیه را به عنوان یک بازیگر کلیدی که میتواند با هر دو طرف گفتوگو کند، تقویت میکند. برای ایران، استفاده از کانال روسیه چند مزیت دارد: انتقال پیام بدون دادن این تصور که تهران مستقیماً درخواست مذاکره کرده، کسب حمایت و مشورت یک متحد استراتژیک، و استفاده از نفوذ مسکو برای تعدیل مواضع تهاجمی واشنگتن. برای آمریکا نیز، این کانال راهی برای سنجش عزم واقعی تهران و انتقال هشدارها بدون جار و جنجال رسانهای است. سفر لاریجانی به مسکو احتمالاً برای رایزنی نهایی درباره همین کانال و بررسی پاسخهای اولیه آمریکا بوده است. پوتین میتواند هم به عنوان واسطه صادق و هم به عنوان مشاوری که منافع خود را در کاهش تنش میبیند، عمل کند. موفقیت این کانال بستگی به میزان اعتماد دو طرف به روسیه و انعطاف پذیری آن دارد.
تناقض ظاهری گزارشها: پیشرفت مذاکره در مقابل «احتمال ضعیف توافق»
به نظر میرسد بین گزارش پیشرفت از سوی لاریجانی و ادعای اکسیوس مبنی بر «عدم تمایل ایران به توافق و احتمال ضعیف آن» تناقض وجود دارد. اما این دو گزارش ممکن است دو روی یک سکه باشند. «پیشرفت در شکلگیری ساختار» به معنای توافق بر سر چگونگی مذاکره است، نه لزوماً توافق بر سر نتایج. ایران ممکن است در حال حاضر شروط اصلی آمریکا (ماننند تغییر در رفتار منطقهای یا برنامه موشکی) را نپذیرد، اما همزمان بر سر مکانیزمی برای بحث درباره این موضوعات توافق کرده باشد. بنابراین، «پیشرفت» میتواند فنی و مربوط به فرآیند باشد، در حالی که «احتمال ضعیف توافق» به فاصله زیاد در محتوای مورد اختصار اشاره دارد. این وضعیت در دیپلماسی پرتنش رایج است. طرفین ابتدا چارچوب گفتوگو را میسازند و سپس به دشوارترین بخش، یعنی محتوا میپردازند. اعلام پیشرفت توسط لاریجانی میتواند تلاشی برای ایجاد فضای مثبت و نشان دادن حسن نیت باشد، در حالی که نشت خبر «احتمال ضعیف» از سوی منابع نزدیک به آمریکا ممکن است برای حفظ اهرم فشار و پایین نگه داشتن انتظارات باشد.
سناریوهای محتمل پیش رو: از توافق محدود تا تشدید درگیری
-
سناریوی اول
توافق محدود و کاهش فوری تنش: محتملترین سناریو در کوتاهمدت، ممکن است توافقی محدود بر سر یک یا دو موضوع اضطراری (مانند تبادل زندانیان، یا تضمینهایی درباره تنگه هرمز) باشد تا آتشبسی موقت برقرار و فضایی برای مذاکرات گستردهتر فراهم شود. نقش روسیه به عنوان ضامن در این سناریو کلیدی است.
-
سناریوی دوم
تداوم بنبست با مدیریت بحران: در این حالت، مذاکرات فنی درباره ساختار ادامه مییابد، اما به دلیل فاصله زیاد در محتوا، به نتیجه عملی نمیرسد. با این حال، طرفین از طریق کانالهایی مانند مسکو، از تشدید غیرعمدی جلوگیری میکنند. وضعیت «نه جنگ، نه صلح» با دورههایی از تنش و آرامش ادامه مییابد.
-
سناریوی سوم
تشدید درگیری به دلیل خطای محاسباتی: خطرناکترین سناریو، زمانی است که یک طرف، عزم یا توان طرف دیگر را اشتباه ارزیابی کند. اگر تهران تهدیدهای ترامپ را بلوف بداند یا اگر واشنگتن اراده ایران برای مقابله به مثل را دست کم بگیرد، یک حادثه کوچک میتواند به درگیری گسترده تبدیل شود. هشدار سفیر آمریکا در اسرائیل دقیقاً برای جلوگیری از چنین خطایی از سوی تهران است.