آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
تنشهای دریایی در خلیج فارس بار دیگر در آستانه اوجگیری است. اعلام رزمایش جدید سپاه پاسداران در تنگه هرمز با گلولههای واقعی، واکنش سریع و هشدارآمیز فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) را به دنبال داشته است. ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده در بیانیهای رسمی که روز جمعه منتشر شد، نسبت به رفتارهای «تنشزا» و «ناایمن» سپاه پاسداران در این آبراه حیاتی جهانی هشدار داد. این بیانیه در آستانه آغاز یک رزمایش دو روزه دریایی سپاه، از روز یکشنبه، منتشر شده است. سنتکام در این بیانیه تأکید کرده که تنگه هرمز یک «گذرگاه دریایی بینالمللی و مسیر بازرگانی بسیار مهم» است که روزانه به طور میانگین حدود ۱۰۰ کشتی تجاری از آن عبور میکنند و هر گونه اختلال در عبور و مرور آن میتواند به شکوفایی اقتصادی منطقه آسیب بزند.
این نهاد نظامی آمریکا ادعا کرده است که حق ایران برای فعالیت در آبهای بینالمللی را به رسمیت میشناسد، اما هشدار داده که «هرگونه رفتار ناایمن و غیرحرفهای در نزدیکی نیروهای آمریکایی، شرکای منطقهای یا کشتیهای تجاری، خطر برخورد، تشدید تنش و بیثباتی را افزایش میدهد.» بیانیه سنتکام به طور مشخص به اقداماتی مانند «پرواز بر فراز شناورهای نظامی آمریکا»، «نزدیک شدن قایقهای تندرو با مسیر برخورد» و «نشانه رفتن سلاح به سوی نیروهای آمریکایی» اشاره کرده و تاکید نموده که چنین رفتارهایی را «تحمل نخواهد کرد.» این هشدار در حالی صادر میشود که ناوگان دریایی آمریکا به فرمان رئیسجمهور دونالد ترامپ، از جمله ناو هواپیمابر آبراهام لینکن، در منطقه حضور دارد. از سوی دیگر، ایران همواره برگزاری رزمایشها در آبهای خود و منطقه را حقی طبیعی و بخشی از آمادگی دفاعی خود خوانده و تأکید کرده که امنیت تنگه هرمز را خود تضمین میکند. مقامات ایرانی بارها اعلام کردهاند که بستن تنگه هرمز را به عنوان یک گزینه در پاسخ به فشارهای دشمن در نظر دارند. این گزارش به تحلیل ابعاد این هشدار متقابل، اهداف پشت رزمایش سپاه، احتمال درگیری در آبراه حیاتی هرمز و پیامدهای احتمالی آن برای امنیت منطقه و اقتصاد جهانی انرژی میپردازد.
تحلیل بیانیه سنتکام؛ زبان هشدار دیپلماتیک-نظامی
بیانیه سنتکام ترکیبی از به رسمیت شناختن حقوق بینالمللی ایران و تهدید صریح نظامی است. این ساختار دووجهی نشاندهنده تمایل واشنگتن برای جلوگیری از تشنج غیرضروری، در عین حفظ موضع قاطع است. عباراتی مانند «به رسمیت میشناسیم» و «میخواهیم به شکل ایمن برگزار کنید» جنبه دیپلماتیک دارد. اما بخش عمده بیانیه به فهرست کردن رفتارهای غیرقابل قبول از نگاه آمریکا (پرواز بر فراز شناورها، نزدیک شدن قایقهای تندرو، نشانهگیری سلاح) و تأکید بر توانایی پاسخگویی («آموزشدیدهترین و قدرتمندترین نیروی نظامی جهان») اختصاص یافته که جنبه هشدار نظامی آشکار دارد. پیام این است: «ما میتوانیم درگیر شویم، اما ترجیح میدهیم شما خودتان از ایجاد حادثه جلوگیری کنید.» زمانبندی انتشار بیانیه—پیش از آغاز رزمایش—نیز حسابشده است. این کار خط قرمزها را پیش از عمل مشخص میکند تا در صورت نقض، آمریکا بتواند مدعی «هشدار قبلی» شود. این یک تاکتیک استاندارد برای مدیریت بحران و جلوگیری از غافلگیری است.
اهداف و پیام رزمایش سپاه؛ نمایش قدرت در تنگه حیاتی
برگزاری رزمایش با گلوله واقعی در تنگه هرمز، چند هدف کلیدی را دنبال میکند:
- اولاً، تمرین و نمایش توانایی عملیاتی برای «بستن تنگه هرمز»—تهدیدی که مقامات ایرانی بارها در پاسخ به تحریمها مطرح کردهاند. این یک پیام بازدارندگی به دشمن است.
- ثانیاً، آزمایش تاکتیکهای نامتقارن سپاه در محیط واقعی. قایقهای تندرو، موشکهای کروز ساحلی و مینهای دریایی، ابزار اصلی سپاه برای مقابله با ناوگان سنتی آمریکا هستند. رزمایش فرصتی برای هماهنگی بیشتر این نیروهاست.
- ثالثاً، ارسال پیام داخلی و منطقهای. این مانور نشان میدهد که علیرغم فشارهای حداکثری و حضور ناوگان آمریکا، ایران در قلب منطقه حضور فعال و قدرت نمادین خود را حفظ کرده است. همچنین میخواهد به متحدان منطقهای خود اطمینان دهد که در برابر تهدیدات از منافع آنان دفاع میکند.
انتخاب تنگه هرمز—شریان انرژی جهان—هدف این پیام را تشدید میکند. ایران میگوید: «اگر امنیت ما به خطر بیفتد، امنیت انرژی جهانی نیز به خطر خواهد افتاد.»
احتمال برخورد و سناریوهای مدیریت بحران
احتمال برخورد مستقیم و عمدی در این رزمایش پایین است، زیرا هیچ یک از طرفین به طور استراتژیک به دنبال جنگ تمامعیار نیستند. اما خطر حادثه غیرعمدی یا اشتباه محاسباتی به دلیل نزدیکی نیروها و تنش بالای موجود، واقعی است. یک پرواز در ارتفاع پایین، یک مانور سریع قایق تندرو، یا یک رادار قفلشده میتواند به سرعت به یک درگیری کوچک تبدیل شود.
-
سناریوی محتمل
بازی مرغی (Game of Chicken) کنترلشده. هر دو طرف نیروهای خود را نزدیک هم میآورند تا قدرت اراده خود را نشان دهند، اما با حفظ فاصله ایمنی و کانالهای ارتباطی غیرمستقیم (احتمالاً از طریق سوییس یا عمان) برای جلوگیری از تصادف. رزمایش ایران بدون ایجاد اختلال جدی در کشتیرانی به پایان میرسد و آمریکا نیز اقدامی متقابل انجام نمیدهد.
-
سناریوی خطرناک
حادثه و تشدید. یک خطای فنی یا رفتار تهاجمی یک فرمانده محلی منجر به درگیری محدود—مثلاً تیراندازی هشداردهنده یا برخورد فیزیکی کوچک—میشود. در این حالت، سرعت و کیفیت مدیریت بحران تعیینکننده خواهد بود. آیا طرفین بلافاصله ارتباط برقرار میکنند تا از گسترش جلوگیری کنند، یا رسانهها و افکار عمومی باعث قفل شدن مواضع و تشدید میشوند؟
تأثیر بر کشتیرانی بینالمللی و بازار انرژی
بیانیه سنتکام به درستی بر اهمیت اقتصادی تنگه هرمز تأکید دارد. حدود یکپنجم نفت جهان روزانه از این تنگه عبور میکند. هرگونه تهدید به اختلال در این مسیر، بلافاصله بر قیمت نفت جهانی تأثیر میگذارد و بیمه کشتیها را افزایش میدهد. حتی اگر رزمایش بدون ایجاد مشکل فنی برگزار شود، احساس ناامنی در بازارها ایجاد میکند. سرمایهگذاران و معاملهگران به هر حرکت نظامی در منطقه حساس هستند. اگر رزمایش شامل آزمایش مسدودسازی تنگه یا شلیک موشک به سمت اهداف دریایی باشد، این نگرانی تشدید خواهد شد. کشورهای مصرفکننده نفت در آسیا و اروپا به ثبات این آبراه وابسته هستند. بنابراین، هشدار سنتکام تنها دفاع از منافع آمریکا نیست، بلکه تلاش برای اطمینانبخشی به متحدان و بازارهای جهانی است که واشنگتن بر ثبات مسیرهای انرژی نظارت دارد. این، بخشی از نقش آمریکا به عنوان «تأمینکننده امنیت جهانی انرژی» است.
چشمانداز روابط ایران و آمریکا در حوزه دریایی؛ چرخه معیوب تنش
این ماجرا، ادامه چرخه معیوب تنشهای دریایی در خلیج فارس است: ایران برای نمایش قدرت و پاسخ به فشار، رزمایش یا عملیات چالشی برگزار میکند → آمریکا آن را تهدیدی برای منافع خود و متحدان میخواند و هشدار میدهد → ایران، هشدار را دخالت در امور داخلی و حقوق حاکمیتی میداند → تنش افزایش مییابد → خطر درگیری بالا میرود. شکستن این چرخه نیاز به مکانیزمهای اعتمادسازی عملی دارد، مانند خط تلفن داغ بین فرماندهان نظامی دو طرف (که وجود ندارد) یا توافق بر سر قواعد رفتار در دریا (مانند موافقتنامه «اینسینا» بین آمریکا و شوروی سابق). در شرایط فعلی خصومت، شکلگیری چنین مکانیزمهایی غیرممکن به نظر میرسد. راهحل بلندمدت تنها کاهش تنش سیاسی کلی است. تا زمانی که برجام احیا نشود یا یک مدل تعاملی جدید شکل نگیرد، خلیج فارس صحنه نمایش قدرت و آزمون اراده باقی خواهد ماند. نتیجهگیری: هشدار سنتکام و رزمایش سپاه، دو روی یک سکه هستند: نمایش ناتوانی دیپلماسی و حاکمیت منطق نظامی. هر دو طرف سعی دارند بدون جنگ، طرف مقابل را وادار به عقبنشینی کنند. موفقیت این استراتژی به مهارت هر دو در رقابت بدون برخورد بستگی دارد. اما تاریخ خلیج فارس نشان داده که این بازی مرزی باریک با فاجعه دارد و یک اشتباه کوچک میتواند هزینهای غیرقابل تصور برای منطقه و جهان داشته باشد.