یکشنبه / ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ / ۱۹:۴۶
کد خبر: 36366
گزارشگر: 548
۲۰۸
۰
۰
۰
هشدار رهبر جمهوری اسلامی به تهدید نظامی آمریکا

هرگونه اقدام نظامی واشنگتن علیه تهران، به یک جنگ منطقه‌ای خواهد انجامید!

هرگونه اقدام نظامی واشنگتن علیه تهران، به یک جنگ منطقه‌ای خواهد انجامید!
رهبر جمهوری اسلامی ایران با اشاره به افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال حمله نظامی آمریکا، هرگونه اقدام نظامی واشنگتن علیه تهران را به معنای آغاز یک جنگ منطقه‌ای دانست. وی در سخنرانی روز یکشنبه، ۱۲ بهمن، با اشاره به اعزام گسترده تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه، تأکید کرد: «ملت ایران را از این چیزها نباید ترساند.» رهبر انقلاب با اشاره به تهدیدهای ایالات متحده مبنی‌بر حمله به ایران گفت که مردم کشورش تحت تأثیر این سخنان قرار نخواهند گرفت. این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که تنش‌های دو کشور در هفته‌های اخیر به دلیل تحرکات نظامی آمریکا در منطقه و تهدیدهای متقابل افزایش یافته است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

ابرهای تیره جنگ یک بار دیگر بالای خاورمیانه در حال جمع شدن است. صدای پای سربازان و غرش موتور جنگنده‌ها بار دیگر خواب را از چشمان ساکنان این منطقه پرتنش ربوده است. در این میان، ایران که همواره در کانون تهدیدهای نظامی غرب قرار داشته، این بار با واکنشی قاطع و سرنوشت‌ساز روبه‌رو شده است. صبح روز یکشنبه، ۱۲ بهمن، وقتی رهبر جمهوری اسلامی پشت تریبون قرار گرفت، تمام نگاه‌ها به سوی او دوخته شد. در شرایطی که رسانه‌های جهان از احتمال حمله قریب‌الوقوع آمریکا به ایران خبر می‌دادند، جامعه ایرانی در انتظار شنیدن موضع واضح و قاطع بالاترین مقام کشور بود. سخنان آغاز شد و لحن آن از همان اولین جملات، جدی و هشداردهنده بود. رهبر ایران با اشاره به اعزام گسترده تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه، پیامی واضح به واشنگتن فرستاد: «ملت ایران را از این چیزها نباید ترساند.»

اما هشدار اصلی در ادامه مطرح شد: هرگونه اقدام نظامی واشنگتن علیه تهران، به یک جنگ منطقه‌ای خواهد انجامید. این یک تهدید متقابل نبود، بلکه یک پیش‌بینی واقع‌بینانه از تبعات گسترده یک درگیری احتمالی بود. رهبر ایران به خوبی می‌دانست که جغرافیای سیاسی خاورمیانه آن‌قدر درهم‌تنیده است که آغاز جنگ علیه ایران، می‌تواند کل منطقه را به آتش بکشد. این سخنان در حالی مطرح می‌شود که در هفته‌های اخیر، تحرکات نظامی آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان شدت بی‌سابقه‌ای یافته است. اعزام ناوگان‌های جنگنده، افزایش حضور نیروهای ویژه و انجام مانورهای گسترده، همه و همه حاکی از آماده‌باش نظامی واشنگتن برای یک درگیری احتمالی است. از سوی دیگر، تهدیدهای لفظی مقامات آمریکایی نیز افزایش یافته است. از رئیس‌جمهور گرفته تا مشاوران امنیت ملی، همگی گزینه نظامی علیه ایران را «روی میز» خوانده‌اند. این فضاسازی روانی، دقیقاً همان چیزی است که رهبر ایران سعی در خنثی‌سازی آن دارد.

اما پرسش اصلی اینجاست: آیا آمریکا واقعاً برای یک جنگ تمام‌عیار با ایران آماده است؟ هزینه‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی چنین جنگی برای واشنگتن چقدر خواهد بود؟ و از همه مهم‌تر، آیا متحدان منطقه‌ای آمریکا حاضرند در چنین جنگی همراه او باشند؟ در این گزارش تحلیلی، به واکاوی ابعاد مختلف سخنان رهبر ایران، زمینه‌های تنش کنونی، محاسبات دو طرف و سناریوهای احتمالی پیش رو می‌پردازیم. همچنین تأثیر این هشدار بر معادلات منطقه‌ای و واکنش‌های احتمالی بازیگران مختلف را بررسی خواهیم کرد.

تحلیل محتوای سخنان رهبری؛ ابعاد روانی و امنیتی هشدار

سخنان رهبر ایران را می‌توان در دو بعد داخلی و خارجی تحلیل کرد. در بعد داخلی، هدف اصلی آرام‌سازی فضای جامعه و جلوگیری از ایجاد رعب و وحشت در میان مردم است. تأکید بر اینکه «ملت ایران را از این چیزها نباید ترساند» نشان‌دهنده درک حساسیت روانی جامعه در شرایط تهدید است. این پیام به شهروندان ایرانی اطمینان می‌دهد که نظام توانایی مقابله با تهدیدها را دارد. در بُعد خارجی، هشدار درباره «جنگ منطقه‌ای» یک پیام استراتژیک به چند طیف مخاطب مختلف است:

  1. اولاً به آمریکا می‌گوید که هزینه حمله به ایران بسیار فراتر از یک درگیری دوجانبه خواهد بود.
  2. ثانیاً به متحدان منطقه‌ای آمریکا (مانند عربستان و اسرائیل) هشدار می‌دهد که در صورت جنگ، امنیت آنها نیز به خطر خواهد افتاد.
  3. ثالثاً به جامعه بین‌الملل گوشزد می‌کند که عواقب چنین جنگی می‌تواند فاجعه‌بار باشد. نکته کلیدی در این هشدار، «اقدام متقابل نامتقارن» ایران است. جمهوری اسلامی نمی‌گوید که درگیری را مستقیم و در میدان نبرد متعارف خواهد بُرد، بلکه تاکید می‌کند که پاسخ آن می‌تواند در سراسر منطقه و از طریق متحدانش (مانند حزب‌الله، گروه‌های عراقی و یمنی) داده شود. این همان چیزی است که جنگ را از مرزهای ایران خارج و به یک درگیری منطقه‌ای تبدیل می‌کند.

زمینه‌های تنش کنونی؛ از تحریم تا تهدید نظامی

تنش‌های کنونی ریشه در خروج یکجانبه آمریکا از برجام و اعمال تحریم‌های حداکثری دارد. واشنگتن با شکست در مهار ایران از طریق تحریم‌های اقتصادی، به تدریج گزینه نظامی را پررنگ‌تر کرده است. تحرکات اخیر نظامی آمریکا در منطقه را می‌توان بخشی از استراتژی «فشار حداکثری» دانست که شامل بعد نظامی نیز می‌شود. از سوی دیگر، پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران و افزایش غنای اورانیوم، نگرانی‌های جامعه بین‌الملل و به ویژه اسرائیل را افزایش داده است. تهدیدهای مکرر مقامات اسرائیلی برای اقدام نظامی علیه تاسیسات هسته‌ای ایران، احتمال درگیری را افزایش داده است. آمریکا ممکن است تحت فشار متحدانش یا برای جلوگیری از اقدام یکجانبه اسرائیل، خود وارد عمل شود. تحولات منطقه‌ای نیز به این تنش‌ها دامن زده است. افزایش حملات گروه‌های وابسته به ایران به نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه، و همچنین درگیری‌های دریایی در خلیج فارس، حلقه تنش را تنگ‌تر کرده است. هر یک از این حوادث می‌تواند به بهانه‌ای برای تشدید درگیری تبدیل شود.

محاسبات دو طرف؛ چرا جنگ گزینه مطلوب هیچ‌کدام از طرفین نیست؟

برای آمریکا، جنگ با ایران می‌تواند به یک کابوس استراتژیک تبدیل شود. هزینه‌های انسانی و مالی چنین جنگی برای اقتصادی که هنوز از جنگ‌های عراق و افغانستان رنج می‌برد، غیرقابل تصور است. علاوه بر این، جنگ می‌تواند قیمت نفت را به شدت افزایش داده و اقتصاد جهانی را وارد رکود کند. از نظر سیاسی نیز، حمله به ایران بدون مجوز شورای امنیت و بدون پشتیبانی گسترده متحدان، مشروعیت بین‌المللی آمریکا را زیر سؤال خواهد برد. برای ایران نیز، جنگ با آمریکا می‌تواند به ویرانی زیرساخت‌ها، تلفات سنگین انسانی و بی‌ثباتی داخلی منجر شود. درگیری مستقیم با قدرتمندترین ارتش جهان می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد کند. از نظر سیاسی نیز، جنگ می‌تواند بهانه‌ای برای افزایش فشارهای داخلی بر نظام باشد. با وجود این محاسبات، خطر اصلی «خطای محاسباتی» است. ممکن است یک طرف، عزم یا توان طرف دیگر را اشتباه ارزیابی کند. به عنوان مثال، آمریکا ممکن تصور کند ایران در برابر یک حمله محدود واکنش گسترده نشان نخواهد داد، یا ایران ممکن است فکر کند تهدیدهای آمریکا صرفاً برای ترساندن است. همین سوءتفاهم می‌تواند جرقه جنگ را بزند.

واکنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی؛ چه کسی از جنگ سود می‌برد؟

واکنش کشورهای منطقه به تهدید جنگ علیه ایران عمدتاً منفی خواهد بود. حتی دشمنان سنتی ایران مانند عربستان و امارات نیز تمایلی به جنگ ندارند، چرا که می‌دانند زیرساخت‌های نفتی آنها می‌تواند هدف قرار گیرد و امنیت کل منطقه به خطر بیفتد. اسرائیل ممکن است از تضعیف ایران سود ببرد، اما از عواقب جنگ گسترده منطقه‌ای نیز هراس دارد. جامعه بین‌الملل نیز عمدتاً مخالف جنگ خواهد بود. اتحادیه اروپا، روسیه و چین بر دیپلماسی و بازگشت به برجام تأکید دارند. جنگ می‌تواند به بی‌ثباتی گسترده در خاورمیانه، افزایش قیمت نفت و موج جدیدی از مهاجران منجر شود که هیچ کشوری خواهان آن نیست. در این میان، ممکن است برخی گروه‌های تندرو در هر دو طرف (هم در آمریکا و هم در ایران) به دنبال بهره‌برداری از فضای جنگ‌طلبی باشند. در آمریکا، جناح‌های نئومحافظه‌کار که سال‌هاست خواستار براندازی نظام ایران هستند، ممکن است جنگ را فرصتی برای تحقق اهداف خود ببینند. در ایران نیز، تندروها ممکن است جنگ را راهی برای تحکیم وحدت داخلی و حذف مخالفان بدانند.

سناریوهای احتمالی؛ از بن‌بست تا درگیری محدود

  1. سناریوی اول

    تداوم بن‌بست با مدیریت بحران: محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت، ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» است. در این حالت، آمریکا به تحرکات نظامی خود ادامه می‌دهد اما وارد درگیری مستقیم نمی‌شود. ایران نیز به پیشرفت برنامه هسته‌ای ادامه می‌دهد اما از اقدامات تحریک‌آمیز بزرگ خودداری می‌کند. طرفین از طریق کانال‌های غیرمستقیم (مانند سوئیس، ترکیه، قطر یا عمان) با هم ارتباط دارند تا از تشدید ناخواسته جلوگیری کنند.
  2. سناریوی دوم

    درگیری محدود و کنترل‌شده: ممکن است آمریکا یک حمله محدود (مثلاً علیه تأسیسات هسته‌ای یا پایگاه‌های نظامی ایران) را انجام دهد. در این صورت، پاسخ ایران نیز احتمالاً محدود و حساب‌شده خواهد بود (مانند حمله به پایگاه‌های آمریکا در عراق یا هدف قرار دادن ناوگان آمریکا در خلیج فارس). هدف هر دو طرف این خواهد بود که جنگ گسترده‌تر نشود و پس از تبادل ضربات، به آتش‌بس برسند.
  3. سناریوی سوم:

    جنگ تمام‌عیار منطقه‌ای: این بدترین سناریو است و در صورت خطای محاسباتی بزرگ یا یک رویداد غیرمنتظره (مانند حمله بزرگ به نیروهای آمریکایی با تلفات سنگین) ممکن است رخ دهد. در این حالت، ایران از تمام توان متحدان منطقه‌ای خود استفاده خواهد کرد، اسرائیل وارد جنگ می‌شود، و خلیج فارس به صحنه نبردهای گسترده تبدیل می‌شود. عواقب چنین جنگی برای کل جهان فاجعه‌بار خواهد بود.
https://www.asianewsiran.com/u/ika
اخبار مرتبط
خبرگزاری تسنیم در واکنش به اظهارات اخیر رامین شریفی‌زارچی مبنی بر اینکه «علی خامنه‌ای رهبر من نیست»، جزئیات نامه‌ای را منتشر کرد که به ادعای این رسانه، وی پیشتر برای درخواست بازگشت به دانشگاه به رهبر انقلاب نوشته بود. تسنیم این تغییر موضع را «نمک‌نشناسی» و «سرگردانی هویتی» خواند و مدعی شد که حتی برخی جریان‌های مخالف نیز به این رفتار واکنش منفی نشان داده‌اند. شریفی‌زارچی پیشتر به دلیل فعالیت در فضای مجازی طی اعتراضات ۱۴۰۱ با اقدامات انضباطی مواجه شده بود. این گزارش، مواضع متغیر برخی فعالان رسانه‌ای و دانشگاهی را در کانون توجه قرار داده و نشان می‌دهد چگونه گذشته افراد می‌تواند برای بی‌اعتبار کردن مواضع کنونی آنان مورد استفاده قرار گیرد.
مجید تخت‌روانچی، معاون سیاسی وزارت خارجه، از ارسال نامه‌ای از سوی دونالد ترامپ به آیت الله خامنه ای پیش از جنگ ۱۲ روزه خبر داد. به گفته تخت‌روانچی، ترامپ در این نامه هشدار داده بود که اگر مذاکرات به نتیجه نرسد جنگ خواهد شد. ایران در پاسخ، مذاکرات غیرمستقیم را پذیرفته است. این نامه در اسفندماه ۱۴۰۳ ارسال شده و ترامپ نیز پیشتر در مصاحبه‌ای با فاکس‌بیزنس به ارسال آن اعتراف کرده بود.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید