آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
فرودگاه ها این روزها ساکتتر از همیشه به نظر میرسند. سالنهای انتظار خلوتتر شده و شمار پروازها بر روی تابلوهای اطلاعات به شکلی محسوس کاهش یافته است. این سکوت، اما خبر از یک تغییر مهم در بازار حمل و نقل هوایی ایران میدهد: کاهش بیسابقه تقاضا برای سفرهای هوایی. در شرایطی که معمولاً شرکتهای هواپیمایی در فصل زمستان با برنامههای ویژه و تبلیغات گسترده سعی در جذب مسافر دارند، امسال صحنه متفاوت است. آمارها و گزارشهای رسمی حاکی از آن است که صندلیهای خالی در هواپیماها به شدت افزایش یافته و این امر خطوط هوایی را با چالش بزرگی مواجه کرده است. سرپرست سازمان هواپیمایی کشوری در تازهترین اعلام خود، پرده از واقعیتی برداشت که بسیاری از مسافران در جستجوی بلیت به آن پی بردهاند: قیمت بلیت هواپیما در مسیرهای داخلی کاهش چشمگیری یافته است. این کاهش به حدی است که قیمتها از سقف تعیین شده توسط سازمان نیز پایینتر آمدهاند.
علت این پدیده چیست؟
کارشناسان اقتصادی و گردشگری نقطه مشترک نظرات خود را «کاهش قدرت خرید» مردم میدانند. در شرایطی که تورم بر همه جنبههای زندگی سایه انداخته، سفرهای هوایی که همواره به عنوان کالایی لوکستر نسبت به سایر شیوههای سفر محسوب میشده، از سبد هزینههای بسیاری از خانوادهها حذف یا کمرنگ شده است. از سوی دیگر، نوسانات قیمت ارز و عدم ثبات اقتصادی، برنامهریزی بلندمدت برای سفر را با مشکل مواجه کرده است. بسیاری از مردم ترجیح میدهند در شرایط بیثباتی، هزینههای خود را برای نیازهای ضروریتر نگه دارند. این امر به کاهش تقاضا برای پروازهای داخلی و حتی خارجی دامن زده است. شرکتهای هواپیمایی نیز در پاسخ به این کاهش تقاضا، راهی جز کاهش تعداد پروازها نداشتهاند. لغو پروازها یا ادغام آنها، راهکاری است که این شرکتها برای جلوگیری از ضررهای بیشتر در پیش گرفتهاند. اما این کاهش عرضه، به نوبه خود باعث رقابت بیشتر برای جذب مسافران محدود و در نتیجه کاهش بیشتر قیمت بلیت شده است. این کاهش قیمت اگرچه ممکن است در کوتاه مدت فرصتی برای مسافران با انگیزه سفر باشد، اما در درازمدت میتواند تأثیرات منفی بر صنعت هواپیمایی کشور داشته باشد. خطوط هوایی با هزینههای ثابت بالا (سوخت، نگهداری هواپیماها، حقوق پرسنل) مواجه هستند و ادامه این روند میتواند به حاشیه سود آنها آسیب جدی وارد کند. در این گزارش تحلیلی، به بررسی ابعاد مختلف این پدیده میپردازیم: از دلایل اقتصادی کاهش تقاضا تا تأثیرات آن بر صنعت هواپیمایی و گردشگری، و همچنین چشمانداز پیش رو برای مسافران و شرکتهای هواپیمایی. آیا این کاهش قیمت، فرصتی طلایی برای سفر است یا نشانهای از رکود در صنعت مهم حمل و نقل هوایی کشور؟
تحلیل اقتصادی کاهش تقاضا؛ از تورم تا کاهش قدرت خرید
دلیل اصلی کاهش تقاضا برای سفرهای هوایی را باید در شرایط کلان اقتصادی جستجو کرد. تورم افسارگسیخته و کاهش ارزش واقعی درآمدها، باعث شده است سفرهای هوایی که هزینهای قابل توجه در سبد خانوار دارند، در اولویت پایینتری قرار گیرند. خانوادهها ترجیح میدهند منابع مالی خود را به نیازهای اساسیتر مانند خوراک، مسکن و درمان اختصاص دهند. از سوی دیگر، نوسانات بازار ارز و بیثباتی اقتصادی، باعث کاهش سفرهای تجاری شده است. بسیاری از کسبوکارها برای کاهش هزینهها، سفرهای غیرضروری کارکنان را حذف یا از روشهای جایگزین مانند ارتباطات مجازی استفاده میکنند. این امر سهم بزرگی از مسافران پروازها (مسافران تجاری) را کاهش داده است. افزایش هزینههای جانبی سفر مانند اقامت در هتل، غذا و حمل و نقل درون شهری نیز به کاهش انگیزه سفر دامن زده است. حتی با کاهش قیمت بلیت، کل هزینه سفر برای بسیاری بالا و غیرقابل توجیه به نظر میرسد. این عوامل دست به دست هم دادهاند تا تقاضا برای پرواز به پایینترین سطح خود در ماههای اخیر برسد.
واکنش شرکتهای هواپیمایی؛ کاهش پروازها و جنگ قیمتی
در مواجهه با کاهش شدید تقاضا، شرکتهای هواپیمایی بلافاصله تعداد پروازهای خود را کاهش دادهاند. این یک واکنش استاندارد در صنعت هواپیمایی برای جلوگیری از پرواز با صندلیهای خالی و متحمل شدن ضرر است. لغو پروازها به ویژه در مسیرهایی که تقاضا بسیار کم است یا ادغام پروازها از جمله این اقدامات است. با کاهش تعداد پروازها، عرضه صندلی در بازار کم شده است، اما از آنجا که کاهش تقاضا به مراتب بیشتر بوده، یک مازاد عرضه نسبی ایجاد شده است. این امر شرکتها را وارد یک رقابت قیمتی برای جذب مسافران محدود کرده است. در نتیجه، قیمت بلیتها حتی از سقف مصوب سازمان هواپیمایی نیز پایینتر آمده تا انگیزهای برای خرید ایجاد کند. با این حال، این کاهش قیمت برای شرکتهای هواپیمایی که با هزینههای ثابت و سنگین (پرداخت قسط هواپیما، هزینه سوخت، نگهداری، حقوق پرسنل زمینی و پروازی) مواجه هستند، میتواند بسیار خطرناک باشد. ادامه این روند ممکن است به ورشکستگی یا ادغام برخی خطوط هوایی کوچکتر بینجامد و در بلندمدت تمرکز و انحصار در بازار را افزایش دهد.
تأثیر بر صنعت گردشگری و اقتصاد مناطق
کاهش سفرهای هوایی، تأثیر مستقیمی بر صنعت گردشگری کشور دارد. بسیاری از مقاصد گردشگری که دسترسی به آنها عمدتاً از طریق هوایی میسر است (مانند جزایر کیش و قشم یا شهرهای دورافتاده) با کاهش شدید مسافر مواجه خواهند شد. این امر به هتلها، رستورانها، راهنمایان تور و به طور کلی اقتصاد محلی این مناطق ضربه میزند. از طرف دیگر، کاهش پروازها به معنای کاهش فعالیت در فرودگاهها، شرکتهای خدمات فرودگاهی، حمل و نقل زمینی به فرودگاه و بسیاری از مشاغل وابسته است. این میتواند به افزایش نرخ بیکاری در بخشهای مرتبط منجر شود و یک چرخه معیوب از کاهش درآمد و کاهش بیشتر تقاضا ایجاد کند. در مقیاس کلان، کاهش جابهجایی هوایی مردم و کالاها (بار هوایی) میتواند سرعت فعالیتهای اقتصادی و تجاری را کاهش دهد. در دنیای امروز، حمل و نقل هوایی شریان حیاتی برای بسیاری از کسبوکارهاست و کندی آن میتواند به کاهش رشد اقتصادی دامن بزند.
چشمانداز کوتاهمدت و بلندمدت برای مسافران و صنعت
در کوتاهمدت، به نظر میرسد روند کاهش قیمتها و تعداد پروازها ادامه داشته باشد، مگر آنکه یک محرک قوی (مانند تعطیلات طولانی یا یک سیاست تشویقی دولتی) باعث افزایش ناگهانی تقاضا شود. این فرصت خوبی برای مسافرانی است که انعطاف پذیری زمانی دارند و میتوانند از قیمتهای پایینتر استفاده کنند. اما در بلندمدت، ثبات این بازار به ثبات کلان اقتصادی کشور گره خورده است. تا زمانی که تورم کنترل نشود و قدرت خرید مردم افزایش نیابد، تقاضا برای سفرهای هوایی در سطح پایینی باقی خواهد ماند. این ممکن است به خروج برخی شرکتهای هواپیمایی از بازار یا ادغام آنها بینجامد. سناریوی محتمل دیگر، تغییر در مدل کسبوکار شرکتهای هواپیمایی است. آنها ممکن است مجبور شوند ناوگان خود را کوچکتر کنند، به مسیرهای سودآورتر متمرکز شوند و از ارائه خدمات جانبی غیرضروری بکاهند تا هزینهها را کاهش دهند. همچنین، ممکن است شاهد افزایش تبلیغات و ارائه بستههای مسافرتی ارزانقیمت برای جذب مسافر باشیم.
راهکارهای احتمالی و نقش دولت در مدیریت بحران
برای خروج از این وضعیت، نیاز به اقدام هماهنگ چندجانبه است. دولت میتواند با اجرای سیاستهای کنترل تورم و بهبود وضعیت معیشتی مردم، به طور غیرمستقیم به افزایش تقاضا کمک کند. همچنین، حمایتهای هدفمند از خطوط هواپیمایی (مانند تسهیل در پرداخت مالیات یا کمک به تأمین سوخت با قیمت مناسب) میتواند از فشار بر آنها بکاهد. سازمان هواپیمایی کشوری نیز میتواند با بازنگری در مقررات و ایجاد انعطاف بیشتر برای شرکتها در مدیریت ناوگان و مسیرها، به آنها در کاهش هزینهها کمک کند. تشویق به همکاری بین خطوط هوایی برای اشتراک منابع در مسیرهای کمتقاضا نیز میتواند مؤثر باشد. از طرف دیگر، صنعت گردشگری باید با ایجاد بستههای سفر مقرون به صرفه (شامل بلیت، اقامت و خدمات) و بازاریابی هوشمند، تلاش کند تا انگیزه سفر را در مردم افزایش دهد. همکاری بین خطوط هواپیمایی، هتلها و آژانسهای مسافرتی برای ارائه پیشنهادهای جذاب، میتواند یک راهکار عملی باشد. در نهایت، شفافسازی و اطلاعرسانی دقیق توسط مقامات درباره وضعیت پروازها و قیمتها میتواند به مسافران در برنامهریزی بهتر کمک کرده و از سردرگمی و بیاعتمادی در بازار بکاهد. این بحران اگرچه چالشبرانگیز است، اما میتواند فرصتی برای بازنگری، بهینهسازی و ایجاد ساختاری مقاومتر برای صنعت هواپیمایی کشور باشد.