آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در آستانه یکی از حساسترین دورهای دیپلماتیک بین ایران و آمریکا، یکی از کلیدیترین دیپلماتهای ایرانی پیامی دوگانه به جهان فرستاد: یک دست دعوت به مذاکره، و دست دیگر مشت گره کرده برای جنگ. این پیام را سید عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر خارجه ایران، در گفتوگویی صریح با شبکه خبری سیانان به تصویر کشید. عراقچی که سالها تجربه مذاکره با قدرتهای بزرگ را در کارنامه دارد، با ظرافتی دیپلماتیک، ابتدا دروازه امید را گشود. او با اطمینان گفت که دستیابی به توافقی عادلانه و منصفانه در مدت زمان کوتاهی امکانپذیر است. این اظهارات، نویدی برای جامعه بینالمللی است که از سالها تنش خسته شده و به دنبال راهحلی پایدار میگردد. اما این امیدواری، بر بستری از بیاعتمادی عمیق قرار دارد. عراقچی صراحتاً اعلام کرد که اعتماد ایران به واشنگتن به عنوان شریک مذاکره از دست رفته است. این جمله، کلید فهم رویکرد کنونی تهران است: تمایل به گفتوگو، اما با چشمانی کاملاً باز و محاسباتی دقیق، بدون هیچ خوشبینی سادهانگارانهای.
راهحل پیشنهادی وی برای عبور از این بیاعتمادی، استفاده از کانالهای غیرمستقیم و کشورهای واسطه است. این نشان میدهد که ایران اگرچه حاضر به مذاکره است، اما ترجیح میدهد این گفتوگوها در ابتدا به صورت غیرمستقیم و با ضمانت کشورهای ثالث انجام شود تا از تکرار تجربه خروج یکجانبه آمریکا از برجام جلوگیری کند. درخواستهای تهران نیز شفاف و بدون ابهام مطرح شد: برداشت تحریمها و به رسمیت شناختن حق ایران برای غنیسازی اورانیوم در چارچوب مقررات بینالمللی و برای اهداف کاملاً صلحآمیز.
عراقچی تأکید کرد تمرکز باید بر «تواناییهای هستهای ایران» باشد، نه مطالبات غیرممکن که فرصت را از بین ببرد. اما بخش دیگر سخنان او، که تیتر اصلی رسانههای جهان شد، هشداری صریح و نظامی بود. عراقچی گفت اگر مذاکرات به شکست بینجامد، ایران آماده جنگ است و این درگیری محدود به مرزهای ایران نخواهد ماند. این یک اعلان استراتژیک است مبنی بر اینکه پاسخ ایران به هرگونه حمله، نامتقارن و منطقهای خواهد بود. وی با صراحت بیشتری افزود که پایگاههای آمریکایی در منطقه هدف قرار خواهند گرفت و چنین جنگی فاجعهبار خواهد بود. این هشدار، محاسبات هر طرف درگیر را پیچیده میکند و هزینه جنگ را برای آمریکا و متحدانش به شدت افزایش میدهد. این مصاحبه، در واقع نقشه راه دیپلماسی ایران در شرایط بحرانی کنونی را ترسیم میکند: فشار حداکثری برای احقاق حق در میز مذاکره، و آمادگی حداکثری برای تقابل در میدان نبرد در صورت شکست دیپلماسی. حالا نوبت واشنگتن و جامعه بینالمللی است که به این پیام پاسخ دهند.
تحلیل پیام دوگانه؛ چرا دیپلماسی و تهدید نظامی در کنار هم؟
اظهارات عراقچی نمونه کلاسیک استراتژی «دیپلماسی تحت پوشش بازدارندگی» است. از یک سو با ابراز اطمینان به امکان توافق، در را برای گفتوگو باز نگه میدارد و نشان میدهد ایران به دنبال بحرانآفرینی نیست. این موضع، حمایت بینالمللی (به ویژه از اروپا، روسیه و چین) برای بازگشت به برجام را جلب میکند. از سوی دیگر، هشدار نظامی صریح، دو هدف دارد: اولاً به داخلی نشان میدهد که دولت در عین تعامل، قاطع و قدرتمند است و از مواضع اصولی کوتاه نمیآید. ثانیاً به دشمن (آمریکا و اسرائیل) میفهماند که هزینه حمله به ایران بسیار بالا خواهد بود. این ترکیب، هم مانع از تشنج داخلی میشود و هم دست طرف مقابل را برای اقدام نظامی شتابزده میبندد. نکته ظریف، اشاره به «فراگیر شدن جنگ» است. این به معنای فعال شدن تمامی ظرفیتهای منطقهای ایران، از حزبالله در لبنان تا گروههای مقاومت در عراق و یمن است. این هشدار، متحدان منطقهای آمریکا (مثل عربستان و اسرائیل) را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و آنها را به مهار واشنگتن ترغیب میکند.
شرایط ایران برای توافق؛ از لغو تحریم تا به رسمیت شناخته شدن حق غنیسازی
شرایطی که عراقچی مطرح کرد، حداقلهای مورد قبول ایران برای بازگشت به توافق است. برداشته شدن تحریمها شرط اول و غیرقابل مذاکره است. تهران نشان داده که تحت تحریم به تعهدات کامل خود عمل نخواهد کرد. این درخواست، آزمونی برای اراده واقعی آمریکا برای بازگشت به برجام است. به رسمیت شناخته شدن حق غنیسازی صلحآمیز نیز از اصول هویت هستهای ایران است. عراقچی با عبارت «تمرکز بر تواناییهای هستهای» و نه «مسائل غیرممکن»، به وضوح میگوید که ایران برنامه هستهای خود (شامل چرخه سوخت) را تعطیل نخواهد کرد، اما حاضر است تحت نظارت گسترده، آن را در چارچوب صلحآمیز حفظ کند. نکته کلیدی، تأکید بر «توافق عادل و منصفانه» است. این به معنای درخواست تضمینهای عملی و غیرقابل بازگشت از سوی آمریکاست تا مبادا مانند برجام، یکجانبه از آن خارج شود. احتمالاً ایران خواهان مکانیزمی برای جریمه خودکار طرف نقضکننده در توافق جدید است.
راهکار عبور از بیاعتمادی؛ نقش کشورهای واسطه و کانالهای غیرمستقیم
اعتراف صریح عراقچی مبنی بر از دست رفتن اعتماد به آمریکا، بزرگترین مانع بر سر راه مذاکرات مستقیم است. راهحل پیشنهادی، استفاده از «کشورهای دوست» به عنوان واسطه است. این کشورها میتوانند شامل عمان، قطر، عراق یا حتی روسیه و چین باشند. این کانالهای غیرمستقیم چند مزیت دارند: اولاً از مواجهه مستقیم و شکست نمادین جلوگیری میکنند. ثانیاً امکان رد و بدل کردن پیشنهادها و ارزیابی عزم طرفین بدون هزینه سیاسی بالا را فراهم میآورند. ثالثاً کشورهای واسطه میتوانند به عنوان ضامن یا ناظر در توافق آینده عمل کنند. این رویکرد نشان میدهد ایران به دنبال یک «فرآیند تدریجی و چندمرحلهای» است، نه یک مذاکره پرسر و صدا و همهچیز با همهچیز. ممکن است ابتدا بر سر یک چارچوب کلی یا تبادل زندانیان/آزادسازی داراییها توافق شود تا فضای اعتماد اولیه ایجاد گردد.
تحلیل هشدار نظامی و محاسبات بازدارندگی
هشدار نظامی عراقچی را نباید یک بلوف رسانهای دانست. این هشدار بر اساس دکترین دفاعی ایران است که بر «تهدید متقابل نامتقارن و فرامرزی» تأکید دارد. ایران میداند در جنگ متعارف نمیتواند با آمریکا مقابله کند، بنابراین از توان موشکی و نفوذ منطقهای خود بهره میبرد. هدف از این هشدار، افزایش هزینه جنگ برای آمریکاست. با اشاره به هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکا در منطقه، به واشنگتن گوشزد میکند که امنیت متحدانش نیز به خطر خواهد افتاد. این امر میتواند باعث فشار متحدان (به ویژه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس) بر آمریکا برای جلوگیری از جنگ شود. همچنین، اعلام آمادگی برای جنگ، بخشی از «دیپلماسی اضطراری» است. این پیام به آمریکا میرساند که مذاکره تنها گزینه روی میز است، زیرا گزینه نظامی برای هر دو طرف فاجعهبار خواهد بود. این تهدید، در واقع برای جلوگیری از جنگ و وادار کردن طرف مقابل به مذاکره جدیتر است.
واکنشهای احتمالی و چشمانداز آینده
واکنش اولیه آمریکا احتمالاً بر بخش هشدارآمیز سخنان عراقچی متمرکز خواهد شد. مقامات آمریکایی ممکن است آن را «تبلیغات خصمانه» بخوانند و بر تعهد خود به جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تأکید کنند. اما در پشت صحنه، بخش دیپلماتیک سخنان مورد تحلیل دقیق قرار خواهد گرفت. متحدان اروپایی آمریکا که خواهان احیای برجام هستند، از بخش امیدوارکننده سخنان استقبال خواهند کرد و بر ضرورت استفاده از «فرصت» ایجادشده برای مذاکره تأکید میورزند. آنها سعی خواهند کرد نقش واسطهای قویتر ایفا کنند. در داخل ایران، این موضعگیری میتواند مورد تأیید هر دو جناح قرار گیرد. اصلاحطلبان بر بخش دیپلماتیک و اعتدالگرای آن تأکید خواهند کرد، در حالی که اصولگرایان بر بخش قهرآمیز و قاطعیت آن انگشت خواهند گذاشت. این میتواند فضای داخلی را برای یک دور مذاکره جدید متحد کند. چشمانداز آینده به پاسخ آمریکا بستگی دارد. اگر واشنگتن نشانهای از انعطاف در مورد لغو تحریمها نشان دهد، احتمال آغاز مذاکرات غیرمستقیم بالا است. در غیر این صورت، دور جدیدی از تنشهای کنترلشده و افزایش توانهای هستهای ایران در پیش خواهد بود. در هر حال، به نظر میرسد پنجره فرصت، اگرچه کوچک، اما همچنان باز است.