آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
داستان شگفتانگیز تیم ملی فوتسال افغانستان در جام ملتهای آسیای ۲۰۲۶ اندونزی، در مرحله یکچهارم نهایی به پایان رسید. شاگردان رحمان مرتضایی که با دو پیروزی تاریخی در مرحله گروهی، رویای صعود به جمع چهار تیم برتر آسیا را در سر میپروراندند، مقابل غول فوتسال آسیا و چهار دوره قهرمان این مسابقات، یعنی ژاپن، ایستادند و با وجود مقاومتی قابل تحسین در نیمه اول، در نهایت با نتیجه سنگین ۵ بر صفر شکست خوردند. این مسابقه از همان آغاز، تقابل دو سبک بازی بود: نظم، فناوری و کار گروهی بیعیبونقص ژاپنیها در برابر روحیه جنگندگی، سرعت و جسارت بازیکنان افغانستان. ژاپن که در دوره گذشته با حذف زودهنگام در مرحله گروهی مواجه شده بود، این بار با ارادهای پولادین و با مربیگری تاکاهاشی به مصاف شگفتیساز جام آمده بود. نیمه اول بازی با تسلط تاکتیکی ژاپن همراه بود، اما دفاع منسجم و تلاش بیوقفه بازیکنان افغانستان اجازه نمیداد این تسلط به راحتی به گل تبدیل شود. تنها یک گل در نیمه اول برای ژاپن به ثمر رسید، آن هم در حالی که خط دفاعی افغانستان برای دقایقی دچار اشتباه موقعیتشناسی شد. این عملکرد نشان میداد که افغانستان حریف آسانی نخواهد بود.
اما نیمه دوم، صحنه نمایش برتری فنی و تجربه بیچون و چرای ساموراییها بود. اشتباهات دفاعی افغانستان که در نیمه اول به لطف تمرکز بالا جبران میشد، یکی پس از دیگری توسط بازیکنان هوشمند و بیرحم ژاپنی تنبیه شد. سرعت انتقال از دفاع به حمله و دقت در تمامکنندگی ژاپن، درس بزرگی به تیم جوان افغانستان داد. افغانستان که خود در مرحله گروهی با بیشترین گل زده و دو کلینشیت آمده بود، این بار در مقابل یک ماشین گلزنی تقریباً کامل قرار گرفت. هر فرصت کوچکی که به ژاپن داده میشد، با شلیکی دقیق به گل تبدیل میشد. از سوی دیگر، مهاجمان افغان نیز فرصتهای خود را در نیمه اول از دست دادند که اگر به گل تبدیل میشد، شاید روان بازی متفاوت میشد. این شکست هرچند سنگین، اما از ارزشهای عملکرد کلی افغانستان در این تورنمنت نمیکاهد. آنها برای دومین بار در تاریخ خود به مرحله یکچهارم نهایی صعود کردند و با شکست تیمهایی مانند عربستان سعودی و مالزی، ثابت کردند که دیگر یک تیم ساده نیستند، بلکه نیرویی در حال ظهور در فوتسال آسیا محسوب میشوند. برای ژاپن، این پیروزی قاطعانه حکم احیای اعتبار را داشت. آنها که پس از ناکامی دوره قبل زیر سؤال رفته بودند، با نمایشی قدرتمند، شانزدهمین حضور خود در نیمه نهایی جام ملتهای آسیا را قطعی کردند و آماده هستند تا در مرحله بعد به مصاف برنده دیدار اندونزی و ویتنام بروند. ژاپن پس از ایران، دومین تیم از نظر تعداد حضور در نیمهنهاییهای این رقابتهاست. در پایان، افغانستان اگرچه با حسرت از جام خداحافظی کرد، اما سرمشق جدیدی برای فوتسال این کشور ساخت: میتوان به جمع بهترینهای آسیا رسید، اما ماندن در آنجا نیازمند تجربه، انضباط تاکتیکی و حذف اشتباهات در برابر غولهاست. این درس، سرمایهای ارزشمند برای آینده فوتسال افغانستان خواهد بود.
تحلیل فرآیند شکست؛ از مقاومت تا فروپاشی
مسابقه افغانستان و ژاپن را میتوان به دو نیمه کاملاً مجزا تقسیم کرد. در نیمه اول، افغانستان یک برنامه دفاعی فشرده و سازمانیافته داشت. فاصله بین خطوط کم بود، پوششدهی مناسب انجام میشد و فشار بر بازیکن صاحب توپ ژاپنی به موقع بود. همین امر باعث شد ژاپن اگرچه مالک توپ بود، اما تنها یک بار بتواند این سد را بشکند. روحیه و اعتماد به نفس افغانستانیها پس از عملکرد خوب در مرحله گروهی، در این نیمه کاملاً مشهود بود. نقطه عطف، احتمالاً همان گل اول ژاپن و سپس آغاز نیمه دوم بود. گل اول اشتباه دفاعی را تنبیه کرد و شاید تردید را در ذهن بازیکنان افغانستان ایجاد نمود. با آغاز نیمه دوم، ژاپن با سرعت بیشتری بازی را آغاز کرد و بر شدت فشار خود افزود. اشتباهات موقعیتیابی در دفاع افغانستان که در نیمه اول با سرعت و تمرکز جبران میشد، این بار به دلیل خستگی فیزیکی و ذهنی، به فاصله کوتاهی پس از وقوع، با شوتهای دقیق ژاپنیها تنبیه شد. فروپاشی دفاعی معمولاً زمانی رخ میدهد که یک تیم تحت فشار مداوم قرار گیرد و سیستم تاکتیکی آن بر اثر خستگی یا اشتباهات متوالی از هم بپاشد. به نظر میرسد پس از گل دوم، اعتماد به نفس دفاع افغانستان شکسته شد و هماهنگی لازم را از دست داد. ژاپن، مانند یک شکارچی حرفهای، این ضعف را حس کرد و با حملات سریع و سازمانیافته، ضربههای کاری را وارد آورد. ناتوانی خط حمله افغانستان در حفظ توپ و ایجاد تهدید جدی نیز، فشار را بر دفاع مضاعف کرد.
تقابل دو فلسفه فوتبالی؛ روحیه در برابر نظام
این مسابقه، تقابل دو دیدگاه متفاوت به فوتسال بود. از یک سو، فلسفه افغانستان مبتنی بر انرژی، غافلگیری، سرعت و اتکا به استعدادهای فردی در حمله و روحیه جمعی در دفاع بود. آنها با این فلسفه، تیمهای سازمانیافتهای مانند عربستان را غافلگیر کردند. شاگردان مرتضایی نماد یک تیم در حال پیشرفت بودند که با جسارت و بیپروایی بازی میکردند. از سوی دیگر، فلسفه ژاپن نماد فوتسال مدرن، نظاممند و مبتنی بر اصول تاکتیکی ثابت بود: مالکیت توپ هدفمند، جابجاییهای مداوم بدون توپ برای گشودن فضاها، دفاع جمعی پیشرفته و شوتزنی دقیق. آنها بر اساس یک «سیستم» بازی میکنند که کمتر به فرد وابسته است. حتی وقتی یک بازیکن اشتباه میکند، سیستم پوشش میدهد. شکست افغانستان در واقع شکست «روحیه و غافلگیری» در برابر «نظام و تجربه» بود. در یک بازی حذفی و تحت فشار، تیمهای نظاممند معمولاً پایدارتر عمل میکنند، زیرا الگوی بازی آنها وابسته به احساسات لحظهای نیست. ژاپن نشان داد که برای قهرمانی، نیاز به یک چارچوب فکری و عملی محکم دارید که در سختترین شرایط نیز قابل اجرا باشد. افغانستان درس بزرگی گرفت: برای غلبه بر بهترینها، تنها روحیه و استعداد کافی نیست؛ باید آن را در قالب یک سیستم منسجم و قابل تکرار سازماندهی کرد.
درسهایی برای افغانستان و نقاط قوت قابل اتکا
با وجود شکست سنگین، سفر افغانستان در این جام بینتیجه نبود. اولین و بزرگترین درس، باور به تواناییهای خود بود. آنها ثابت کردند که میتوانند با بهترینهای آسیا رقابت کنند و حتی از برخی بگذرند. این باور، برای نسلهای آینده فوتسال افغانستان گرانبهاست.
-
نقاط قوت قابل اتکا
خط حمله سریع و خطرناک (که در مرحله گروهی درخشید)، روحیه جنگندگی و نترس بودن بازیکنان، و توانایی بازی به صورت یک واحد منسجم در دفاع، داراییهای اصلی این تیم هستند. این خصوصیات باید حفظ و تقویت شوند.
-
نقاط ضعف نیازمند بهبود
عمق دفاعی در مقابل حملات سازمانیافته و سریع، تصمیمگیری در شرایط تحت فشار، مدیریت روانی بازی پس از دریافت گل، و دقت در موقعیتسازی و شوتزنی در حمله. این موارد معمولاً با کسب تجربه در بازیهای بیشتر در سطح بالا و تحت هدایت یک کادر فنی تحلیلگر بهبود مییابند.
-
چشمانداز
افغانستان باید این جام را به عنوان یک سکوی پرتاب ببیند. فدراسیون باید با برنامهریزی بلندمدت، سرمایهگذاری روی آکادمیهای پایه و دعوت از این تیم برای تورنمنتهای بینالمللی بیشتر، این پیشرفت را تثبیت کند. هدف باید این باشد که حضور در یکچهارم نهایی به یک «حداقل انتظار» تبدیل شود، نه یک «دستاورد نهایی».
احیای ژاپن و نقش مربیگری تاکاهاشی
شکست ژاپن در مرحله گروهی دوره قبل، یک شوک بزرگ برای این قدرت سنتی فوتسال آسیا بود. این بار، آنها با مأموریت روشنی به میدان آمدند: بازگرداندن اعتبار از دست رفته. عملکرد قاطعانه آنها در برابر افغانستان، نشان داد که این مأموریت را جدی گرفتهاند. نقش کنجی تاکاهاشی، سرمربی ژاپن، در این تحول بسیار مهم است. او احتمالاً بر روی بازیابی اصول پایهای دفاعی، افزایش کارایی در حمله (که در این بازی مشهود بود) و تقویت روانی تیم پس از یک ناکامی بزرگ کار کرده است. نمایشی که تیمش ارائه داد، حاکی از آمادگی فنی، تاکتیکی و ذهنی بالا بود. ژاپن اکنون با اعتماد به نفس کامل به نیمه نهایی میرود. آنها نشان دادند که هنوز یکی از مدعیان اصلی قهرمانی هستند و تجربه ۱۶ حضور در نیمه نهایی، یک مزیت روانی بزرگ برای آنها محسوب میشود. سبک بازی آنها که ترکیبی از فناوری آسیایی و نظم اروپایی است، برای هر حریفی خطرناک خواهد بود.
تأثیر این مسابقه بر جایگاه فوتسال آسیا
این رقابت و نتایج دور مقدماتی، نشاندهنده افزایش عمق رقابتی در فوتسال آسیا است. دیگر فقط ایران، ژاپن، تایلند و ازبکستان نیستند که حکمرانی میکنند. ظهور تیمهایی مانند افغانستان، عراق و حتی پیشرفت تیمهایی مانند عربستان، رقابتها را برای همه سختتر کرده است. این برای رشد کلی فوتسال قاره مفید است. شکست افغانستان نیز بخشی از این روند طبیعی رشد است. تیمهای در حال ظهور اغلب با یک پیروزی بزرگ یا عملکرد درخشان توجهات را جلب میکنند، اما برای تثبیت در رده بالا، باید شکستهای اینچنینی را تجربه کنند و از آنها درس بگیرند. این چرخه «شگفتیسازی - کسب تجربه در برابر غولها - درسگیری - بازگشت قویتر» برای پویایی یک رشته ورزشی ضروری است. در نهایت، این جام نشان داد که فوتسال آسیا در حال جهانیتر شدن است. سبکهای بازی متنوعتر شده و تیمها از الگوهای مختلفی الهام میگیرند. ژاپن نماد یک سبک، ایران نماد دیگری، و تیمهای در حال ظهور مانند افغانستان در حال پیدا کردن هویت مختص به خود هستند. این تنوع، آینده روشنی را برای فوتسال آسیا ترسیم میکند.