آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
رقص دیپلماتیک در خاورمیانه بار دیگر شتابی تازه گرفته است. در آستانه دور جدیدی از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، بازیگران منطقهای متعددی در حال ورود به صحنه هستند. بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، وزیران امور خارجه شش کشور عربی و اسلامی شامل عربستان سعودی، قطر، امارات، مصر، پاکستان و عمان برای پیوستن به مذاکرات ایران و آمریکا که قرار است در استانبول برگزار شود، دعوت شدهاند. این گستردگی حضور نشان میدهد که جامعه بینالمللی و منطقه، حل بحران هستهای ایران را نیازمند یک تلاش جمعی و چندجانبه میداند. هر یک از این کشورها به دلایل راهبردی، اقتصادی یا امنیتی، ذینفع ثبات یا نتیجه خاصی از این مذاکرات هستند. اما مسیر گفتوگو هموار نیست. به گزارش منابع آگاه، ایران به میانجیگران منطقهای اطلاع داده که تنها حاضر است در مورد برنامه هستهای خود مذاکره کند. این در حالی است که واشنگتن خواستار گفتمانی گستردهتر شامل محدودیت برنامه موشکی ایران و کاهش نفوذ منطقهای آن است.
یک مانع جدی دیگر، خواست تهران برای دریافت «تضمین امنیتی» است. بر اساس ادعاها، علیباقر پزشکیان، نماینده ویژه ایران، در گفتوگو با رئیسجمهور مصر خواستار تضمینی از آمریکا شده که ایران در طول مدت مذاکرات مورد حمله قرار نگیرد. در میان این اختلافات، برخی کشورهای منطقه مانند قطر و عمان با ارائه طرحهایی مبتنی بر «الگوی توقف در ازای مشوق» سعی در ایجاد پل ارتباطی دارند. گفته میشود طرح آنها مشابه مدلهای به کار رفته در بحران اوکراین و غزه است. سخنان اخیر مقامات اماراتی نیز گویای نگرانی عمومی منطقه است. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک امارات، تصریح کرد که خاورمیانه خواهان رویارویی دیگری بین آمریکا و ایران نیست، اما بر ضرورت رسیدن تهران و واشنگتن به یک توافق هستهای تأکید داشت. این دور از مذاکرات در شرایطی برگزار میشود که امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه، با اعلام عدم حمایت از تغییر نظام در ایران، موضعی متفاوت از برخی گفتمانهای غربی اتخاذ کرده و بر ضرورت دیپلماسی تأکید نموده است.
ترکیب شرکتکنندگان و نقش هر یک در معادله منطقهای
دعوت از شش کشور عربی و اسلامی (عربستان، قطر، امارات، مصر، پاکستان، عمان) نشاندهنده تحول مهمی در روند مذاکرات است. این کشورها دیگر تنها ناظر یا میزبان نیستند، بلکه به عنوان ذینفعان مستقیم امنیت منطقه، در نقش حامی یا ضامن احتمالی قرارداد وارد میشوند. هر کشور انگیزه خاص خود را دارد: عربستان و امارات خواهان محدودیت برنامه موشکی و نفوذ منطقهای ایران هستند. قطر و عمان که روابط بهتری با تهران دارند، میتوانند نقش میانجی بیطرف را ایفا کنند. مصر به دنبال بازیابی نقش رهبری عربی و پاکستان نگران ثبات مرزهای خود است. این حضور جمعی میتواند هم باعث ایجاد فشار جمعی بر طرفین برای مصالحه شود و هم با افزایش تعداد بازیگران، روند تصمیمگیری را پیچیدهتر کند.
شکاف دستورکارها؛ هستهای در برابر مسائل راهبردی
شکاف اصلی بین تهران و واشنگتن بر سر محدوده مذاکرات است. ایران اصرار دارد مذاکرات منحصر به برنامه هستهای و لغو تحریمها باشد، چرا که این موضوع را حوزهای میداند که در آن با اتکا به حقوق بینالملل، موضع قویتری دارد. آمریکا و متحدان منطقهای آن، به ویژه اسرائیل و کشورهای عربی، معتقدند که هر توافق پایداری باید شامل محدودیت برنامه موشکی بالستیک ایران و کاهش فعالیتهای آن در کشورهایی مانند سوریه، یمن و لبنان نیز باشد. این اختلاف، ریشه در نگرانی امنیتی عمیق دو طرف دارد: ایران میخواهد تحریمها پایان یابد و اقتصادش نجات پیدا کند، بدون آنکه از ابزارهای بازدارندگی و نفوذ منطقهای خود چشمپوشی کند. آمریکا و متحدانش میخواهند نه تنها سلاح هستهای، بلکه کلیه ابزارهای «اخلالگری» ایران را خنثی کنند.
مدلهای جایگزین و طرحهای میانجیگران
طرح ارائه شده از سوی قطر و عمان، که بر اساس الگوهای به کار رفته در اوکراین (توافق مینسک) و غزه (آتشبسهای موقت) طراحی شده، نشان میدهد که میانجیگران به دنبال یک راهحل گام به گام و عملگرایانه هستند. ماهیت این طرحها معمولاً «توقف یا عقبنشینی در ازای مشوق» است. در این مدل، ممکن است از ایران خواسته شود فعالیتهای غنیسازی خاصی را متوقف کند و در عوض، بخشی از داراییهای مسدود شده آزاد یا تحریمهایی به صورت مرحلهای لغو شوند. موافقت احتمالی ایران با انتقال ذخایر اورانیوم خود به روسیه (همانند برجام ۲۰۱۵) نیز میتواند نشانهای از انعطافپذیری برای کاهش نگرانیهای غرب درباره ذخایر مواد شکافتپذیر باشد.
تضمین امنیتی؛ شرط غیرقابل گذشت تهران
درخواست تضمین امنیتی مبنی بر عدم حمله آمریکا در طول مذاکرات، نشان از عمق بیاعتمادی تهران به واشنگتن دارد. ایران احتمالاً نگران تکرار سناریویی مشابه دوران ترامپ است که علیرغم توافق برجام، تحت فشار حداکثری و تهدید نظامی قرار گرفت. این خواسته، آمریکا را در موقعیت دشواری قرار میدهد. از یک سو، دادن چنین تضمین مکتوبی میتواند دست واشنگتن را در پاسخ به اقدامات نظامی ایران در منطقه یا علیه منافع آمریکا ببندد. از سوی دیگر، عدم ارائه آن، میتواند بهانهای به ایران بدهد تا از مذاکره جدی شانه خالی کند. میانجیگران منطقهای مانند مصر یا عمان ممکن است بتوانند با ارائه «تضمینهای امنیتی غیرمستقیم» یا ایجاد مکانیزمهای نظارتی، راه حلی برای این بنبست بیابند.
مواضع قدرتهای فرامنطقهای و آینده نامشخص مذاکرات
اظهارات اخیر امانوئل ماکرون مبنی بر عدم حمایت از تغییر رژیم در ایران، سیگنال مهمی از جانب یک قدرت اروپایی کلیدی است. این موضع، فشار تبلیغاتی بر ایران را کاهش میدهد و فضای مذاکره را از گفتمان «تغییر رژیم» به گفتمان «تغییر رفتار» تغییر میدهد. با این حال، حضور احتمالی چهرههایی مانند استیو ویتکاف و حتی جارد کوشنر (داماد و مشاور سابق ترامپ) در استانبول، نشان میدهد که تیم مذاکرهکننده آمریکا ممکن است ترکیبی از دیپلماتهای حرفهای و افراد سیاسی با ارتباطات ویژه باشد. این موضوع میتواند هم امیدواری ایجاد کند و هم عدم قطعیت. در نهایت، موفقیت این دور از مذاکرات به توانایی طرفین برای یافتن یک «نقطه تعادل جدید» بستگی دارد: نقطهای که در آن ایران به اندازه کافی در برنامه هستهای عقبنشینی کند تا غرب تحریمها را کاهش دهد، اما بدون آنکه احساس کند دستش از تمامی ابزارهای دفاعی و اهرمهای منطقهای خالی شده است.