آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
فضای رسانهای پیرامون احتمال از سرگیری مذاکرات هستهای بین ایران و آمریکا، در کمتر از ۲۴ ساعت شاهد یک چرخش سریع و قابل تأمل بود. خبرهایی که روز گذشته از قول منابعی در دولت درباره صدور دستور رئیسجمهور برای آغاز مذاکرات منتشر شده بود، امروز با تکذیب رسمی مقامات دولتی مواجه شد. این تکذیب از سوی سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان صورت گرفت. وی صراحتاً اعلام کرد که اخبار فعلی در مورد مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا «کذب» است و هنوز هیچ تصمیمی در این باره گرفته نشده است. او از مردم خواست تحت تأثیر فضای رسانهای قرار نگیرند. همزمان با این تکذیب، خبرگزاری فارس نیز خبر مربوط به «دستور رئیسجمهور برای مذاکره هستهای با آمریکا» را از صفحه رسمی خود در پیامرسان تلگرام حذف کرد. این اقدام، نشاندهنده اصلاح یک خبر منتشرشده از سوی یک منبع رسمی خبری بود. در میان این جو پرابهام، علی باقری، معاون سیاست خارجی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، موضع رسمی ایران درباره یکی از گمانهزنیهای مطرح را روشن ساخت. او تأکید کرد که مسئولان ایرانی «بنایی بر انتقال مواد غنیشده هستهای به هیچ کشوری ندارند».
این اظهارات به وضوح نشان میدهد که حتی اگر مذاکراتی در آینده صورت گیرد، انتقال مواد غنیشده به خارج از کشور، که برخی رسانههای غربی آن را مطرح کرده بودند، در دستور کار ایران قرار ندارد. به گفته باقری، مذاکرات «اصلاً حول چنین امری نیست». این سریعتغییر موضعها و تکذیبهای رسمی، چند پرسش اساسی را به وجود میآورد: منشأ خبر اولیه چه بود؟ آیا این خبر، تستی برای سنجش واکنشهای داخلی و خارجی بود؟ یا صرفاً نتیجه تفسیر نادرست یا پیشدستی برخی رسانهها بوده است؟ وضعیت کنونی، نشان میدهد که فضای تصمیمگیری در مورد مذاکرات هستهای بسیار پیچیده و حساس است. هرگونه حرکت دیپلماتیک نیازمند هماهنگی دقیق بین نهادهای مختلف و احتمالاً رفع ابهامات داخلی است. در نهایت، پیام امروز مقامات ایرانی این است: اولاً هیچ تصمیم نهایی برای مذاکره با آمریکا گرفته نشده است. ثانیاً، اگر روزی مذاکراتی صورت گیرد، انتقال مواد غنیشده به خارج از کشور، خط قرمز غیرقابل بحثی برای تهران خواهد بود.
تحلیل روانشناسی سیاسی و مدیریت انتظارات
انتشار خبری حساس درباره دستور رئیسجمهور برای مذاکره و سپس تکذیب سریع آن در فاصله کمتر از یک روز، نشان از یک فرآیند آزمایشی یا مدیریت انتظارات دارد. ممکن است این خبر به صورت کنترلشده منتشر شده باشد تا واکنشهای جناحهای مختلف داخلی، افکار عمومی و همچنین طرفهای خارجی سنجیده شود. تکذیف پس از آن، میتواند به معنای دریافت واکنشهای منفی یا نیاز به بازتعریف چارچوب خبر باشد. از نگاهی دیگر، این ممکن است نشاندهنده ناهماهنگی یا رقابت اطلاعاتی بین نهادهای مختلف درون سیستم باشد. یک منبع در یک نهاد ممکن است خبری را بر اساس برداشت خود منتشر کند، در حالی که نهاد دیگری (در اینجا وزارت خارجه) مسئولیت اعلام رسمی مواضع دیپلماتیک را بر عهده دارد و مجبور به اصلاح آن میشود. این پدیده در سیستمهای پیچیده تصمیمگیری رخ میدهد. در هر صورت، نتیجه نهایی برای افکار عمومی و ناظران خارجی، ایجاد نوعی سردرگمی و کاهش اعتماد به اخبار فوری است. این امر میتواند به استراتژی «مهآلود کردن» فضا و به دست گرفتن ابتکار عمل در زمانبندی اعلام اخبار مهم نیز تعبیر شود. دولت میخواهد کنترل کامل بر زمان و نحوه اعلام خبر رسمی داشته باشد.
تبارشناسی خبر و نقش رسانههای داخلی و خارجی
خبر اولیه عمدتاً توسط برخی رسانههای داخلی و خارجی که به منابع خاصی در دولت دسترسی دارند، منتشر شد. حذف خبر توسط خبرگزاری فارس (به عنوان یک رسانه مهم وابسته به نهادهای نظام) نشاندهنده دستور مستقیم یا خودسانسوری برای هماهنگی با موضع رسمی جدید است. این عمل، قدرت چارچوبسازی نهادهای حاکمیتی بر رسانههای رسمی را نشان میدهد. رسانههای خارجی نیز که معمولاً به چنین منابعی اتکا میکنند، ممکن است دچار اشتباه تفسیری شده یا منبع آنها (خواسته یا ناخواسته) اطلاعات نادرست داده باشد. در فضای پرتنش دیپلماتیک، انتشار چنین خبرهایی میتواند اهداف مختلفی از جمله نوسانسازی در بازارها یا تحت فشار قرار دادن طرف مقابل را نیز دنبال کند. نکته کلیدی، تفاوت بین «خبر از یک منبع» و «موضع رسمی دولت» است. اغلب در دیپلماسی، اخبار آزمایشی از طریق کانالهای غیررسمی منتشر میشوند، اما تصمیم نهایی و اعلام رسمی، منحصراً در اختیار نهادهای مشخصی مانند وزارت خارجه یا شورای عالی امنیت ملی است. تشخیص این تفاوت برای تحلیل دقیق ضروری است.
تحلیل محتوای اظهارات علی باقری و خطوط قرمز هستهای
تأکید صریح علی باقری بر عدم انتقال مواد غنیشده هستهای به خارج از کشور، فارغ از اخبار مذاکره، یک پیام استراتژیک و شفاف است. این موضع، چندین پیام دارد: اولاً، پاسخ مستقیم به گمانهزنیهای مطرح در برخی رسانههای غربی مبنی بر امکان خروج اورانیوم غنیشده از ایران به عنوان بخشی از یک توافق جدید است. ثانیاً، تأکید بر حق ایران برای حفظ دستاوردهای غنیسازی در داخل خاک کشور است. این موضع، یک خط قرمز فناورانه و حاکمیتی است. انتقال مواد به معنای خروج ثروت و دانش فنی از کشور و وابستگی به خارج برای تأمین سوخت احتمالی راکتورها در آینده تفسیر میشود. دفاع از این موضع، نزد افکار عمومی داخلی و جریانهای سیاسی از اهمیت بالایی برخوردار است. اظهارات باقری همچنین نشان میدهد که چارچوب گفتوگوهای احتمالی آینده (در صورت وقوع) از دیدگاه تهران، باید حول محورهایی غیر از این خواسته باشد. ممکن است تهران بر لغو تحریمها، تضمینهای مؤثر و به رسمیت شناخته شدن غنیسازی در خاک ایران به عنوان مبنا تأکید داشته باشد.
بررسی تناقض ظاهری و مدیریت دیپلماتیک بحران
به ظاهر میان اعلام «عدم تصمیم برای مذاکره» توسط وزارت خارجه و اظهارات علی باقری درباره «محور نبودن انتقال مواد در مذاکرات» نوعی تناقض وجود دارد. اما از منظر دیپلماتیک، این دو موضع میتوانند مکمل یکدیگر باشند: اولی وضعیت فعلی (عدم تصمیم) را شرح میدهد و دومی، یک خط قرمز اساسی را برای هرگونه مذاکره احتمالی در آینده ترسیم میکند. این رویکرد، امکان مانور دیپلماتیک را حفظ میکند. از یک سو، دروازه مذاکره به طور کامل بسته اعلام نمیشود (فقط «تصمیمی گرفته نشده»). از سوی دیگر، یکی از مهمترین شرایط ایران از پیش اعلام میشود تا طرف مقابل انتظارات بیاساس در سر نپروراند. این یک تاکتیک برای تعیین چارچوب از موضع قدرت است. مدیریت این تناقض ظاهری نیازمند هماهنگی دقیق است. به نظر میرسد وزارت خارجه مسئولیت مدیریت خبر فعلی و جلوگیری از شتابزدگی را بر عهده دارد، در حالی که دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی (به عنوان نهاد تعیینکننده خطمشیهای کلان امنیت ملی) وظیفه تبیین اصول و خطوط قرمز را عهدهدار است.
چشمانداز آتی و سناریوهای محتمل
پس از این تکذیب رسمی، در کوتاهمدت انتظار نمیرود خبر رسمی درباره تعیین زمان و مکان مذاکره منتشر شود. فضای رسانهای احتمالاً تا مدتی آرام خواهد شد، مگر آنکه طرف مقابل (آمریکا یا اروپا) اظهارنظر جدیدی انجام دهد که پاسخ ایران را ضروری سازد. احتمالاً مرحله جدیدی از رایزنیهای پشت پرده و غیرعلنی برای روشنتر کردن مواضع طرفین در جریان است. سناریوی محتمل این است که پس از این آشفتگی رسانهای، نهادهای تصمیمگیر ایرانی (شورای عالی امنیت ملی، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شخص رهبری) در مورد چگونگی، زمان و شرایط هرگونه تماس یا مذاکره مجدداً به رایزنی بپردازند. هر تصمیم نهایی نیازمند اجماع داخلی قویتر خواهد بود. در نهایت، اگر مذاکراتی در آینده صورت گیرد، احتمالاً با چارچوببندی دقیقتر و کنترل رسانهای بیشتری همراه خواهد بود تا از تکرار حواشی اخیر جلوگیری شود. همچنین، موضع ایران درباره عدم انتقال مواد غنیشده که امروز به وضوح اعلام شد، به یک اصل غیرقابل اجتناب در هر گفتوگوی آتی تبدیل خواهد گردید. شکستن این اصل از سوی تیم مذاکرهکننده داخلی، عملاً غیرممکن به نظر میرسد.