به گزارش آسیانیوز ایران ؛ بروس اسپرینگستین، خواننده، ترانهسرا و موسیقیدان برجسته آمریکایی که بیش از شش دهه در قلب تحولات موسیقی راک حضور داشته، در ژانویه ۲۰۲۶ با انتشار ترانهای اعتراضی با عنوان «Streets of Minneapolis» بار دیگر نشان داد که موسیقی برای او صرفاً یک هنر سرگرمکننده نیست، بلکه ابزاری برای واکنش به رخدادهای اجتماعی و سیاسی زمانه است. این قطعه در واکنش به کشتهشدن دو معترض در جریان عملیات فدرال مهاجرتی در شهر مینیاپولیس منتشر شد و بهسرعت بازتابی گسترده در رسانههای آمریکایی و بینالمللی یافت.
اسپرینگستین که سالهاست با لقب «The Boss» شناخته میشود، در این ترانه با زبانی صریح و روایتی انسانی، به موضوع خشونت دولتی، حقوق شهروندی و شأن انسانی معترضان میپردازد. «Streets of Minneapolis» از نظر ساختار موسیقایی، ادامهدهنده سنت فولک–راک اجتماعی اوست و از منظر محتوایی، در امتداد آثاری چون «The Ghost of Tom Joad» و «American Skin (41 Shots)» قرار میگیرد؛ آثاری که بهطور مستقیم به بیعدالتیهای اجتماعی و شکاف میان آرمانهای اعلامی و واقعیتهای زیسته در جامعه آمریکا اشاره دارند.
انتشار این ترانه، تنها یک واکنش مقطعی نبود. اسپرینگستین در نخستین اجرای زنده این قطعه در یک کنسرت خیریه در مینیاپولیس، آن را به خانوادههای قربانیان تقدیم کرد و در سخنانی کوتاه، بر حق اعتراض مسالمتآمیز و ضرورت پاسخگویی نهادهای قدرت تأکید داشت. همین موضعگیری آشکار، موجب شد تا ترانه ظرف چند ساعت به یکی از پربحثترین موضوعات شبکههای اجتماعی تبدیل شود و در صدر فهرست ترندهای موسیقی دیجیتال قرار گیرد.
این رویداد در حالی رخ داد که اسپرینگستین در سالهای اخیر، یکی از پرکارترین دورههای حرفهای خود را پشت سر گذاشته است. تور مشترک او با گروه E Street Band در بازه ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵، بهعنوان پرفروشترین تور تاریخ این گروه ثبت شد و مجموع درآمد تورهای او را به بیش از ۲٫۳ میلیارد دلار رساند؛ رقمی که اسپرینگستین را در جمع معدود هنرمندانی قرار میدهد که چنین رکوردی را در صنعت موسیقی جهان ثبت کردهاند.
از منظر تاریخی، نقش اسپرینگستین در موسیقی آمریکا همواره فراتر از موفقیتهای تجاری بوده است. او از دهه ۱۹۷۰ با روایت زندگی طبقه کارگر، دغدغههای اقتصادی، بحران هویت و رؤیای آمریکایی، سبکی را شکل داد که بعدها با عنوان «هارتلند راک» شناخته شد. آلبومهایی چون «Born to Run»، «Darkness on the Edge of Town» و «The River» نهتنها موفقیت تجاری گستردهای بهدست آوردند، بلکه به اسنادی فرهنگی از زیست اجتماعی آمریکا بدل شدند.
در دهه ۱۹۸۰، آلبوم «Born in the U.S.A.» اسپرینگستین را به پدیدهای جهانی تبدیل کرد، هرچند خود او بارها تأکید کرده است که این اثر بهاشتباه بهعنوان اثری صرفاً میهنپرستانه تفسیر شده، در حالی که درونمایه آن نقدی تلخ بر وضعیت سربازان بازگشته از جنگ و تناقضهای سیاست داخلی آمریکا بود. همین دوگانگی در برداشت عمومی، بعدها به یکی از محورهای اصلی تحلیل آثار او بدل شد.
در سالهای پس از آن، اسپرینگستین بارها مسیرهای متفاوتی را آزمود؛ از آلبوم مینیمال و تیره «Nebraska» گرفته تا پروژههای فولکمحور و اجراهای تکنفره در «Springsteen on Broadway». این تنوع، نشاندهنده هنرمندی است که بهجای تکرار فرمولهای موفق، همواره به دنبال بازتعریف رابطه خود با مخاطب و زمانه بوده است.
ترانه «Streets of Minneapolis» را میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد. این اثر، نهتنها واکنشی به یک رخداد مشخص، بلکه بیانیهای هنری درباره مسئولیت اجتماعی هنرمند در عصر بحرانهای سیاسی و اجتماعی است. در شرایطی که بسیاری از هنرمندان از موضعگیری مستقیم پرهیز میکنند، اسپرینگستین بار دیگر بر سنت قدیمی خود پای فشرده و موسیقی را بهعنوان زبان اعتراض به کار گرفته است.
بازتاب رسانهای این ترانه نیز قابلتوجه بوده است. نشریات معتبر موسیقی و رسانههای جریان اصلی آمریکا، این اثر را ادامه منطقی مسیر هنری اسپرینگستین دانستهاند و برخی منتقدان، آن را یکی از صریحترین مواضع سیاسی او در سالهای اخیر ارزیابی کردهاند. در عین حال، هواداران قدیمی او نیز با استقبال گسترده، این قطعه را نشانهای از «بازگشت صدای معترض راک» توصیف کردهاند.
انتشار این ترانه همزمان با اعلام برنامههای آینده اسپرینگستین نیز بوده است. او در گفتوگوهای اخیر خود تأیید کرده که یک آلبوم تکنفره جدید برای انتشار در سال ۲۰۲۶ آماده کرده و همچنین از برنامهریزی برای پروژههای آرشیوی بعدی خبر داده است. با این حال، اسپرینگستین تأکید کرده که هیچ برنامهای برای «تور خداحافظی» ندارد و همچنان خود را متعهد به حضور فعال روی صحنه میداند.
از منظر فرهنگی، «Streets of Minneapolis» یادآور این نکته است که موسیقی اعتراضی، علیرغم تغییر ذائقهها و تحولات صنعت موسیقی، همچنان میتواند نقشی اثرگذار در شکلدهی به گفتوگوی عمومی ایفا کند. اسپرینگستین با تکیه بر اعتبار هنری و سرمایه نمادین خود، بار دیگر نشان داده که صدای یک هنرمند میتواند فراتر از مرزهای سرگرمی، به کنشی اجتماعی بدل شود.
در نهایت، انتشار این ترانه را میتوان نقطه تلاقی سه مؤلفه اصلی در کارنامه بروس اسپرینگستین دانست: تعهد اجتماعی، روایت انسانی و پایداری هنری. او در ۷۶سالگی، همچنان در حال تولید آثاری است که نهتنها گذشته پرافتخار او را تکرار نمیکنند، بلکه بهطور فعال با مسائل روز جامعه درگیر میشوند. همین ویژگی است که جایگاه او را در تاریخ موسیقی معاصر، نهفقط بهعنوان یک ستاره، بلکه بهعنوان یک صدای ماندگار اجتماعی تثبیت کرده است.