آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در آستانه دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط، نامی آشنا اما غیرمنتظره دوباره سر زبانها افتاده است: جرد کوشنر. بر اساس گزارش منابع آمریکایی، این سرمایهدار جوان و داماد دونالد ترامپ، ممکن است همراه استیون ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ، در این مذاکرات حضور یابد. اگر این گزارش تأیید شود، نشاندهنده عمق نقشآفرینی غیرمتعارف و شبکهمحور در سیاست خارجی تیم ترامپ است. کوشنر که در دوره ریاستجمهوری ترامپ به عنوان مشاور ارشد و بدون حقوق رسمی فعالیت میکرد، نماد ترکیبی از «قدرت خانوادگی»، «روابط شخصی» و «رویکرد خارج از چارچوب» به دیپلماسی بود. او که متولد ۱۰ ژانویه ۱۹۸۱ است، پیش از ورود به کاخ سفید، مدیرعامل شرکت خانوادگی کوشنر و ناشر روزنامه نیویورک آبزرور بود. اما رابطه خانوادگی و اعتماد بیچون و چرای ترامپ، او را به یکی از قدرتمندترین و مرموزترین مشاوران تبدیل کرد؛ چهرهای که بدون سابقه سیاسی رسمی، مسئولیتهایی به وسعت خاورمیانه تا اصلاحات قضایی را بر عهده گرفت.
شاید مهمترین ردپای او در «دیپلماسی خاورمیانه» باشد. کوشنر مسئول اصلی پرونده فلسطین-اسرائیل و معمار «طرح صلح به ازای رفاه» بود؛ طرحی که با وعده سرمایهگذاری اقتصادی ۵۰ میلیارد دلاری، از سوی فلسطینیان کاملاً رد شد. اما دستاورد ملموستر او، میانجیگری برای «پیمانهای ابراهیم» و عادیسازی روابط اسرائیل با چند کشور عربی بود. حضور احتمالی او در مذاکرات مربوط به ایران، اگرچه عجیب به نظر میرسد، اما با الگوی رفتاری ترامپ و کوشنر همخوانی دارد. ترامپ همواره به «دیپلماسی غیررسمی» و اتکا به حلقه اعتماد نزدیک خانوادگی علاقه نشان داده است. کوشنر نیز پیشتر در پروندههای حساس، از مذاکرات نفتا (USMCA) تا گفتوگوهای پشت پرده با عربستان سعودی، نقش کاتالیزور داشته است.
برای طرف ایرانی، حضور کوشنر میتواند دو پیام داشته باشد:
- نخست، نشاندهنده «جدی بودن» تیم ترامپ برای پیشبرد این کانال مذاکراتی از طریق افراد مورد اعتماد خود.
- دوم، هشداری مبنی بر اینکه طرف آمریکایی ممکن است بخواهد از «روشهای غیرمرسوم و دور زدن بوروکراسی رسمی» برای رسیدن به اهداف خود استفاده کند.
با این حال، کوشنر همزمان یکی از «جنجالیترین چهرههای عصر ترامپ» است. منتقدان او را نماد «نفوذ بیضابطه» و «شخصیسازی سیاست خارجی» میدانند. حضور او میتواند بر حساسیتهای داخلی در ایران نیز تأثیر بگذارد و این پرسش را ایجاد کند که آیا مذاکره با چهرهای غیررسمی و خانوادگی، میتواند به تعهدات باثبات و قابل اتکایی منجر شود؟ در نهایت، اگر حضور کوشنر محقق شود، نشاندهنده تداوم سبک ویژه ترامپ در مدیریت بحرانهای بینالمللی، حتی خارج از کاخ سفید است. تحلیل این حضور احتمالی و پیامدهای آن برای مذاکرات پیش رو، در ادامه آمده است.
کوشنر به عنوان نماد «دیپلماسی سایه» و قدرت غیررسمی
جرد کوشنر تجسم «دیپلماسی موازی» یا «دیپلماسی سایه» (Shadow Diplomacy) در دوران ترامپ است. او بدون داشتن سمت رسمی در وزارت خارجه یا مجلس سنا، و تنها با تکیه بر عنوان «مشاور ارشد رئیسجمهور» و مهمتر از آن، «اعتماد شخصی و خانوادگی ترامپ»، به یکی از مراکز اصلی تصمیمگیری تبدیل شد. این مدل، نقض آشکار پروتکلهای دیپلماتیک سنتی و ساختار بوروکراتیک وزارت خارجه بود. نقشآفرینی او در خاورمیانه (پیمان ابراهیم) و مذاکرات تجاری (USMCA) نشان میدهد که ترامپ به افراد خارج از سیستم رسمی که وفاداری شخصی به او دارند، بیشتر از دیپلماتهای حرفهای اعتماد میکرد. کوشنر میتوانست با چابکی و دور زدن تشریفات، مستقیم با شاهزادگان عربی یا سرمایهداران بزرگ ارتباط بگیرد. حالا، حتی خارج از دولت، احتمال حضور او در مذاکرات حساس ایران، حکایت از تداوم این «شبکه قدرت غیررسمی» حول ترامپ دارد. این نشان میدهد ترامپ برای پرونده ایران نیز ترجیح میدهد از مجرای افراد کاملاً مورد اعتماد خود (ویتکاف و احتمالاً کوشنر) عمل کند، نه ساختار حزب جمهوریخواه یا نهادهای سنتی.
تجربه خاورمیانهای کوشنر و درسهایی برای پرونده ایران
کوشنر در خاورمیانه دو رویکرد اصلی داشت: اول، «اقتصادیسازی مناقشات سیاسی»، همانگونه که در طرح «صلح به ازای رفاه» برای فلسطین دیده شد. دوم، «ایجاد ائتلاف علیه دشمن مشترک (ایران)» که زیربنای پیمانهای ابراهیم بود. کشورهای عربی در ازای عادیسازی با اسرائیل، انتظار پشتیبانی کامل آمریکا در مقابل ایران و دسترسی به فناوریهای پیشرفته را داشتند. اگر او در مذاکرات ایران حضور یابد، ممکن است همین دو محور را دنبال کند: اول، پیشنهاد «بستههای اقتصادی» یا کاهش فشار در ازای امتیازات امنیتی و هستهای. دوم، تلاش برای «بازتعریف معادله منطقهای» و شاید ایجاد گزینههایی برای کاهش حمایت ایران از متحدانش. اما تفاوت بزرگ، ماهیت رژیم تهران با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است. ایران نه یک متحد پولیمحور، که یک قدرت ایدئولوژیک با ساختار تصمیمگیری پیچیده است. رویکرد صرفاً اقتصادی و مبتنی بر معامله شخصی کوشنر، که در برخی کشورهای عربی جواب داد، ممکن است در قبال تهران با دیواری سخت روبرو شود.
مزایا و خطرات حضور کوشنر از دیدگاه آمریکا
از نگاه تیم ترامپ، مزایای حضور کوشنر عبارتند از:
۱. «انعطاف و سرعت عمل»: او میتواند بدون نیاز به گزارشدهی به کنگره یا وزارت خارجه، پیشنهادات جسورانهتری مطرح کند.
۲. «رازداری مطلق»: حلقه بسیار محدود و خانوادگی تضمین کننده عدم نشت اطلاعات است.
۳. «ارتباط مستقیم با ترامپ»: هر آنچه کوشنر بپذیرد، عملاً تأیید مستقیم ترامپ را دارد، که این برای طرف مقابل اطمینانبخش است.
چالشها و فرصتها از منظر ایران
برای ایران، حضور کوشنر میتواند هم یک «فرصت» و هم یک «تله» باشد. فرصت از این جهت که مذاکره با فردی که مستقیم به ترامپ وصل است، ممکن است شانس توافق بالاتری داشته باشد، زیرا نیاز به طی مراحل طولانی بوروکراتیک در آمریکا ندارد. همچنین، کوشنر ممکن است برای بستن یک «معامله بزرگ» که تصویری موفق برای ترامپ قبل از انتخابات ایجاد کند، انعطاف بیشتری نشان دهد.
اما تله از این جهت که:
۱. «عدم شفافیت و عدم تضمین»: توافق با یک فرد غیررسمی ممکن است در دادگاهها یا کنگره آمریکا قابل دفاع نباشد و به راحتی لغو شود.
۲. «تمرکز بر امتیازگیری یکجانبه»: تجربه کوشنر در خاورمیانه نشان داد او بیشتر بر گرفتن امتیاز برای اسرائیل و متحدان آمریکا متمرکز است تا یک توافق متعادل.
۳. «جنجال داخلی در ایران»: مذاکره با «داماد ترامپ» میتواند در رسانههای داخلی و توسط مخالفان، به عنوان «تن دادن به تحقیر» یا «معامله با افراد غیرمسئول» تصویر شود و پایههای هر توافقی را از منظر تندروها سست کند.
چشمانداز و تأثیر بر روند مذاکرات
حضور کوشنر، اگر قطعی شود، نشان میدهد که ترامپ «بازی بزرگتری» در سر دارد. این میتواند تلاش برای یک «توافق محدود و سریع» قبل از انتخابات باشد تا هم دستاورد دیپلماتیک نمایش داده شود، هم از تشدید بحران جلوگیری کند. اما احتمال دیگر، استفاده از کوشنر برای ارسال «پیامهای سخت» یا ارائه «پیشنهادهای غیرقابل قبول» است تا در صورت رد شدن از سوی ایران، بتوانند تمام تقصیرها را بر گردن تهران بیندازند و فضای را برای اقدامات سختتر بعدی آماده کنند. در هر صورت، حضور او بر «پویایی روانی» مذاکرات تأثیر میگذارد. این حضور برجستهکننده «شخصی و غیرنهادینه بودن» رویکرد طرف آمریکایی است. این میتواند هم باعث شود طرف ایرانی احساس کند با تصمیمگیرنده واقعی روبروست، و هم موجب بیاعتمادی شود زیرا نهادهای حکومتی آمریکا پشت چنین فردی نیستند. نتیجه نهایی به مهارت دیپلماتیک تیم ایرانی در بهرهگیری از این «فرصتِ غیرمعمول» و اجتناب از «تلههای آن» بستگی خواهد داشت.