آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
در میان انبوه سریالهای تلویزیونی، گاهی شخصیتی خلق میشود که فراتر از قاب تلویزیون، در دل مخاطب نفوذ میکند. طلا، دختر مقتدر و بانفوذی که با وجود معلولیت، با اعتماد به نفس کامل در سریال پرمخاطب «سوجان» ایستاد، یکی از همین شخصیتهاست. اما پشت این ایستادن، داستانی از تلاش، درد و عشق وجود دارد؛ داستان زهرا جهرمی. زهرا جهرمی، بازیگر ۴۰ ساله تهرانی، اگرچه با چهرهای کمتر شناخته شده پا به عرصه بازیگری گذاشت، اما با ایفای نقش طلا، توانست جایگاه ویژهای در میان مخاطبان پیدا کند. او که فارغالتحصیل لیسانس کارگردانی سینماست، فعالیت هنری خود را از ۱۳ سالگی با تئاتر «مکبث» به کارگردانی دکتر قطبالدین صادقی آغاز کرد. اما آنچه نقش طلا را ماندگار کرد، فقط بازی درخشان جهرمی نبود، بلکه پشتصحنهای پر از چالش و فداکاری بود. جهرمی برای ایفای این نقش، از تجربه تلخ و شیرین زندگی با مادر مرحومش که سالها به دلیل معلولیت از ویلچر استفاده میکرد، بهره برد. او میگوید: «نگاههای ترحمآمیز دیگران را بهخوبی میدیدم که چطور مادر من را محدود میکرد. اما طلا به واسطه پول و قدرت، این خجالت را نداشت و با اعتماد به نفس کامل حرفش را میزد.»
چالشهای فیزیکی این نقش نیز کم نبود. جهرمی مجبور بود ساعتها در هوای شرجی شمال، با پروتز فلزی روی پا راه برود و از کش جادویی برای جوانتر نشان دادن چهره استفاده کند. کشی که ابروها و شقیقهها را بالا میکشید و سردردهای ضرباندار و زخمهای پوستی برایش به همراه داشت. او بارها زمین خورد تا راه رفتن طلا باورپذیر شود. جهرمی که در این سریال به عنوان بازیگردان نیز حضور داشت، درباره عمق شخصیت طلا میگوید: «شخصیت طلا بسیار عمیق بود. جدای از حادثهای که پشت سر گذاشته، فشارهای روحی و روانی دیگری را متحمل شده که میتوان از نگاههایش درک کرد. پشت همه نگاههایش حرف نهفته بود.» تلاشهای جهرمی نتیجه داد. مخاطبان آنچنان با طلا ارتباط برقرار کردند که برخی تصور میکردند او واقعاً فلج است. این بزرگترین تأیید برای بازیگری است که سختی این نقش را با عشق به جان خریده بود.
شخصیت طلا و تأثیر آن بر مخاطب
شخصیت طلا در سریال سوجان، نمونهای موفق از یک کاراکتر پیچیده و چندلایه است. او زنی مقتدر و بانفوذ است که با وجود معلولیت، نه تنها خود را نمیبازد، بلکه با اعتماد به نفس کامل در جامعه ظاهر میشود. این تصویر، کلیشههای رایج درباره افراد دارای معلولیت را به چالش میکشد. آنچه طلا را برای مخاطب جذاب میکند، تضادهای درونی اوست. او در عین قدرت، آسیبپذیر است و در عین ثروت، به عشق واقعی نیاز دارد. رابطه او با قربان، که او را دوباره به خودش بازمیگرداند، یکی از زیباترین خطوط داستانی سریال است. بازی زهرا جهرمی در به تصویر کشیدن این تضادها، ستودنی است. او با استفاده از نگاهها و حرکات ظریف، احساسات عمیق طلا را منتقل میکند و مخاطب را با خود همراه میسازد.
چالشهای فیزیکی ایفای نقش و تأثیر آن بر بازی
جهرمی برای ایفای نقش طلا، سختیهای زیادی را متحمل شد. استفاده از پروتز فلزی در هوای گرم و شرجی شمال، نه تنها ناراحتکننده بود، بلکه راه رفتن را برای او بسیار دشوار میکرد. او برای طبیعی نشان دادن حرکات طلا، بارها زمین خورد. کش جادویی که برای جوانتر نشان دادن چهره به کار میرفت، چالش دیگری بود. این ابزار باعث سردردهای شدید و حتی زخم شدن پوست سر جهرمی میشد. با این حال، او تمام این سختیها را به جان خرید تا شخصیت طلا برای مخاطب باورپذیر باشد. این فداکاری و پشتکار، نتیجه خود را در بازی درخشان جهرمی نشان داد. مخاطبان چنان با طلا ارتباط برقرار کردند که برخی تصور میکردند او واقعاً فلج است. این بزرگترین تأیید برای بازیگری است که برای نقشش زحمت کشیده است.
تأثیر تجربیات شخصی بر بازی جهرمی
جهرمی به صراحت اعتراف میکند که تجربه زندگی با مادر معلولش، به او در ایفای نقش طلا کمک کرده است. او سالها نگاههای ترحمآمیز دیگران را دیده و میداند که این نگاهها چگونه میتواند فرد را محدود کند. این تجربه شخصی، به جهرمی اجازه داد تا به عمق شخصیت طلا نفوذ کند و احساسات او را به شکلی واقعی و ملموس به تصویر بکشد. او میدانست که طلا، برخلاف مادرش، با تکیه بر ثروت و قدرت، از این نگاهها نمیهراسد و این تفاوت، نکته کلیدی در بازی او بود. استفاده از تجربیات شخصی در بازیگری، اگر با ظرافت انجام شود، میتواند به خلق شخصیتهای ماندگار کمک کند. جهرمی به خوبی از این تکنیک استفاده کرده و طلا را به یکی از بهیادماندنیترین شخصیتهای تلویزیون تبدیل کرده است.
کارنامه هنری زهرا جهرمی و آینده او
زهرا جهرمی با کارنامهای متنوع در عرصه تئاتر، رادیو، تلویزیون و حتی کارگردانی فیلم کوتاه، یک هنرمند چندبعدی است. او که فعالیت هنری را از ۱۳ سالگی آغاز کرده، حالا در ۴۰ سالگی به جایگاه مطلوبی در بازیگری رسیده است. تجربه بازیگردانی در سریال سوجان، نشاندهنده تواناییهای مدیریتی و تسلط او بر روند تولید است. این تجربه میتواند در آینده به او کمک کند تا خود نیز دست به کارگردانی آثار جدید بزند. با توجه به استقبال مخاطبان از نقش طلا، به نظر میرسد که زهرا جهرمی در آینده پیشنهادهای بیشتری برای بازی در نقشهای اصلی دریافت خواهد کرد. او پتانسیل تبدیل شدن به یکی از ستارگان سینما و تلویزیون ایران را دارد.
سبک نویسندگی فریدون حسنپور و جایگاه سوجان در میان آثار او
فریدون حسنپور، نویسنده گیلانی، با خلق آثاری با تم و فضای مشابه، به یک نویسنده مولف تبدیل شده است. «گذر از رنجها»، «ازیادرفته»، «وقتی همه خواب بودند»، «کوبار» و حالا «سوجان»، همگی در گیلان میگذرند، قهرمان زن دارند، روایت چندنسلی هستند و با ریتمی آرام و روان پیش میروند. این تکرار، اگرچه به شناسایی سبک حسنپور کمک کرده، اما نقدهایی را نیز به همراه داشته است. منتقدان میپرسند چرا همیشه باید گیلان (و عمدتاً رشت) لوکیشن اصلی باشد و از ظرفیتهای سایر مناطق شمالی یا حتی دیگر نقاط گیلان استفاده نشود؟ با این حال، «سوجان» نشان داده که این فرمول همچنان برای مخاطب جذاب است. سریال توانسته با وجود زمینه تکراری، با شخصیتپردازی قوی و بازیهای درخشان (به ویژه زهرا جهرمی) مخاطبان زیادی را جذب کند.