آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
لندن، پایتخت بریتانیا، شامگاه یکشنبه ۲۲ فوریه ۲۰۲۶ میزبان یکی از مهمترین رویدادهای تقویم سینمایی جهان بود. فرش قرمز رویال فستیوال هال برای هفتاد و نهمین بار در مقابل چشمان مشتاق هزاران هوادار و عکاسان بینالمللی گسترده شد تا ستارههای سینما از مقابل آن عبور کنند. این شب تنها به نمایش شکوه و جذابیت سینما اختصاص نداشت، بلکه به عنوان یکی از جدیترین شاخصها برای پیشبینی برندگان اسکار، از اهمیت استراتژیک ویژهای برای اهالی رسانه و سینمادوستان برخوردار بود. رقابت امسال، یکی از فشردهترین و نفسگیرترین رقابتهای سالهای اخیر بود. از یک سو فیلم «یک نبرد پس از دیگری» به کارگردانی پل توماس اندرسن با ترکیب بازیگران قدرتمند خود، و از سوی دیگر فیلم «گناهکاران» که با ۱۶ نامزدی اسکار، رکوردی خیرهکننده را به نام خود ثبت کرده بود. این دو غول سینما، مهمترین بختهای تصاحب جایزه بهترین فیلم از نگاه آکادمی بریتانیا محسوب میشدند و چشمانداز رقابت میان آنها، شب بفتا را به میدان نبردی تمامعیار تبدیل کرده بود. اما شب بفتا ۲۰۲۶ به وضوح شب «پل توماس اندرسن» بود. کارگردان صاحبسبک سینمای آمریکا که با آثاری چون «تار» و «خون به پا خواهد شد» شناخته میشود، با «یک نبرد پس از دیگری» توانست نظر رأیدهندگان آکادمی بریتانیا را بیش از سایرین به خود جلب کند. فیلم او که اقتباسی آزاد از یک رمان کلاسیک محسوب میشود، توانست جوایز بهترین فیلم، کارگردانی و فیلمنامه اقتباسی را به طور همزمان از آن خود کند؛ شاهکاری که نشاندهنده تسلط کامل او بر تمام ارکان فیلمسازی است.
در سوی دیگر میدان، فیلم «گناهکاران» ساخته کارگردان مطرح، هرچند نتوانست در بخش اصلی به پیروزی برسد، اما درخشش خود را در بخشهای فرعی به رخ کشید. دریافت جایزه بهترین فیلمنامه اصلی و بهترین موسیقی متن، نشان داد که این فیلم همچنان از قدرت بالایی در روایت داستانی و القای حس و حال برخوردار است. همچنین وونمی موساکو، بازیگر نقش مکمل زن این فیلم، با دریافت جایزه خود، یکی از معدود لحظات شیرین کاروان «گناهکاران» در این شب رقم زد. یکی از مهمترین و شاید غافلگیرکنندهترین لحظات این مراسم، به اهدای جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد اختصاص داشت. لئوناردو دیکاپریو که تصور میشد با توجه به محبوبیت جهانی و نقش آکنده از تراژدی خود در «یک نبرد پس از دیگری» شانس اول دریافت این جایزه باشد، به طرز غیرمنتظرهای به رابرت آرمایو، بازیگر گمنامتر اما توانمند بریتانیایی باخت. این اتفاق بار دیگر ثابت کرد که بفتا گاه مسیری متفاوت از هالیوود را در پیش میگیرد و به استعدادهای بومی و نقشهای مستقل نیز توجه ویژهای دارد. رابرت آرمایو که برای بازی در فیلم مستقل «قسم میخورم» این جایزه را دریافت کرد، شبی فراموشنشدنی را سپری کرد. او که پیش از این چهره چندان شناخته شدهای برای عموم نبود، پس از دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد، دقایقی بعد روی صحنه بازگشت تا جایزه ستاره نوظهور را نیز از دستان یک هنرمند کهنهکار دریافت کند. این دوگانهسازی بیسابقه، آرمایو را به یکی از اصلیترین سوژههای رسانهای و بحثهای سینمایی پس از بفتا تبدیل کرد.
بخشهای فنی نیز شب جذابی را برای علاقهمندان به سینما رقم زد. فیلم «فرانکنشتاین» با طراحی صحنه و لباسهای خیرهکننده خود، سه جایزه فنی را از آن خود کرد و نشان داد که اقتباس جدید از این داستان کلاسیک چقدر از نظر بصری قدرتمند است. همچنین فیلم علمی-تخیلی «آواتار: آتش و خاکستر» نیز توانست جایزه بهترین جلوههای ویژه بصری را از آن خود کند تا بار دیگر قدرت بینهایت تکنولوژی در خدمت سینما را به رخ بکشد. در مجموع، هفتاد و نهمین دوره جوایز بفتا را میتوان شبی برای تثبیت موقعیت «پل توماس اندرسن» به عنوان یکی از معتبرترین کارگردانان حال حاضر سینما و شبی برای تولد یک ستاره جدید به نام «رابرت آرمایو» توصیف کرد. این نتایج در حالی ثبت شد که نگاهها به جوایز اسکار ۲۰۲۶ دوخته شده است تا ببینیم آیا آکادمی اسکار نیز همان مسیر بفتا را طی خواهد کرد یا اینکه «گناهکاران» میتواند در شب پایانی فصل جوایز، جبران ناکامیهای خود را انجام دهد.
پایان سلطه «گناهکاران» بر فصل جوایز؟
با ثبت رکورد ۱۶ نامزدی در جوایز اسکار، تصور عمومی بر این بود که فیلم «گناهکاران» در تمامی پیشدرآمدهای اسکار از جمله بفتا نیز با اقتدار ظاهر خواهد شد و فصل جوایز را به نفع خود تمام میکند. اما نتایج بفتا ۲۰۲۶ زنگ خطر جدی برای این فیلم به صدا درآورد. آکادمی بریتانیا با رأی قاطع خود، «یک نبرد پس از دیگری» را به عنوان بهترین فیلم سال برگزید و عملاً نشان داد که رقابت اسکار به هیچ وجه یکطرفه نیست.این ناکامی برای «گناهکاران» را میتوان از چند زاویه تحلیل کرد. نخست، شاید رأیدهندگان بفتا «گناهکاران» را اثری بیش از حد آمریکایی و متکی بر فرهنگ عامه آن کشور دانستهاند، در حالی که «یک نبرد پس از دیگری» با وجود کارگردان آمریکاییاش، به واسطه اقتباس از یک اثر ادبی اروپایی، توانسته ارتباط عمیقتری با رأیدهندگان بریتانیایی برقرار کند. دوم، استقبال چشمگیر از «یک نبرد پس از دیگری» در بخشهای فنی مانند فیلمبرداری و تدوین نشان میدهد که این فیلم از نظر ساختار سینمایی، اثری منسجمتر و درخشانتر از دید آکادمی بفتا ارزیابی شده است. با این حال، نباید پیروزیهای «گناهکاران» در بفتا را نادیده گرفت. جوایز بهترین فیلمنامه اصلی و بهترین موسیقی متن، جوایزی حیاتی هستند که به هسته مرکزی فیلم یعنی داستان و روح آن تعلق میگیرند. این بدان معناست که «گناهکاران» همچنان یک رقیب بسیار قدرتمند در اسکار است، اما برای پیروزی در شب پایانی، باید بر این چالش غلبه کند که رأیدهندگان شاید آن را بیشتر یک پدیده فرهنگی بدانند تا یک اثر برتر سینمایی در تمامی جنبهها.
پل توماس اندرسن؛ کارگردانی که راه خودش را میرود
پل توماس اندرسن با کسب سه جایزه اصلی بهترین فیلم، کارگردانی و فیلمنامه اقتباسی در بفتا، بار دیگر ثابت کرد که یکی از منحصربهفردترین و مؤلفترین کارگردانان سینمای امروز است. او که همواره از چارچوبهای هالیوودی فاصله گرفته و سینمایی شخصی و عمیق را دنبال کرده، حالا با این دستاورد بزرگ در بریتانیا، جایگاه خود را به عنوان یکی از غولهای بیچونوچرای سینما تثبیت کرده است. آنچه در «یک نبرد پس از دیگری» بیش از همه مورد توجه منتقدان و آکادمینشینان قرار گرفت، تسلط کامل اندرسن بر روایت یک داستان پیچیده و چندلایه بود. او در این فیلم نه تنها به عنوان کارگردان، که به عنوان نویسندهای توانمند، توانسته است یک اثر اقتباسی را به جهان شخصی خود تبدیل کند و آن را با مضامین همیشگی آثارش یعنی تنهایی، جاهطلبی و ازخودبیگانگی پیوند بزند. این توانایی در خلق جهانی منحصربهفرد و پرجزئیات، برگ برنده او در رقابت با سایر کارگردانان حاضر در این دوره بود. سهگانه جوایزی که اندرسن در لندن کسب کرد، پیام روشنی به آکادمی اسکار دارد. او ثابت کرده که فیلمش از نظر تکنیک کارگردانی، قدرت داستانگویی و کیفیت کلی تولید در بالاترین سطح ممکن قرار دارد. اگر اسکار نیز بخواهد به یک اثر واقعاً کارگردانمحور احترام بگذارد، پل توماس اندرسن جدیترین گزینه برای تصاحب جایزه بهترین کارگردانی در مراسم آینده خواهد بود. این موفقیت، نشاندهنده بلوغ فکری رأیدهندگان بفتا در انتخاب اثری عمیق و هنرمندانه به جای یک اثر صرفاً پرستاره یا عامهپسند است.
ناکامی دیکاپریو و ظهور یک ستاره جدید به نام رابرت آرمایو
شاید جذابترین و بحثبرانگیزترین بخش مراسم بفتا ۲۰۲۶، به رقابت بهترین بازیگر مرد اختصاص داشت. لئوناردو دیکاپریو، سوپراستار نامآشنای هالیوود، در کمال ناباوری جایزه را به رابرت آرمایوی نسبتاً گمنام واگذار کرد. این اتفاق را نمیتوان صرفاً یک «شگفتیسازی» تلقی کرد، بلکه باید آن را نشانهای از تغییر ذائقه آکادمیها و تمایل آنها به تجلیل از استعدادهای ناب و کمتر دیدهشده دانست. بازی رابرت آرمایو در فیلم «قسم میخورم» ظاهراً چنان قدرتمند و تأثیرگذار بوده است که رأیدهندگان را مجاب کرده تا به جای رأی دادن به یک نام آشنا و محبوب، به کیفیت محض بازیگری رأی دهند. این پیروزی، به ویژه با توجه به دریافت همزمان جایزه ستاره نوظهور، نشان میدهد که آرمایو یک پدیده ناگهانی نیست، بلکه بازیگری با پتانسیل بالا است که توسط صنعت سینمای بریتانیا به عنوان آیندهدارترین چهره معرفی میشود. برای دیکاپریو، این ناکامی در آستانه اسکار میتواند یک هشدار جدی باشد. او که تصور میشد با یک دست برنده این جایزه است، حالا باید با تمام قدرت برای رقابت اسکار آماده شود. این شکست نشان میدهد که مسیر او برای کسب دومین اسکار بازیگریاش هموار نیست و ممکن است رأیدهندگان اسکار نیز مانند بفتا، به دنبال کشف موج جدیدی از استعدادها باشند. از سوی دیگر، آرمایو حالا با یک بُرد روحی بزرگ و اعتماد به نفس بالا پا به رقابتهای آینده خواهد گذاشت.
بخشهای فنی؛ میدان رقابت غولها
در بخش جوایز فنی بفتا ۲۰۲۶، شاهد رقابتی نزدیک میان سه فیلم «فرانکنشتاین»، «آواتار: آتش و خاکستر» و «یک نبرد پس از دیگری» بودیم. فیلم «فرانکنشتاین» با سه جایزه طراحی لباس، گریم و طراحی تولید، نشان داد که بازآفرینی یک دنیای گوتیک و کلاسیک تا چه حد میتواند برای آکادمینشینان جذاب باشد. این جوایز بیانگر دقت نظر و خلاقیت تیم تولید در خلق فضایی تاریک، رعبانگیز و در عین حال باشکوه است. از سوی دیگر، فیلم «آواتار: آتش و خاکستر» توانست جایزه بهترین جلوههای ویژه بصری را از آن خود کند. اگرچه این نتیجه تقریباً قابل پیشبینی بود، اما کسب این جایزه بار دیگر ثابت کرد که دنبالههای آواتار همچنان مرزهای تکنولوژی و تخیل در سینما را جابهجا میکنند. این فیلم با این جایزه، قدرتنمایی خود را در زمینه نوآوریهای بصری تکمیل کرد و نشان داد که در این زمینه رقیب جدی ندارد. اما نکته جالب توجه، عملکرد قوی «یک نبرد پس از دیگری» در بخشهای فنی کلیدی بود. دریافت جوایز بهترین فیلمبرداری و بهترین تدوین نشان میدهد که قدرت این فیلم تنها به کارگردانی و بازیها محدود نمیشود، بلکه تیم فنی它也 توانسته است با خلق قابهای بهیادماندنی و مونتاژی هوشمندانه، به روایت داستان عمق و تأثیرگذاری بیشتری ببخشد. این جوایز فنی، پکیج کامل بودن این فیلم را تأیید میکنند و آن را به یک مدعی تمامعیار در تمامی رشتهها تبدیل کردهاند.
نگاهی به سایر بخشها و پیامدهای آن برای اسکار
در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان، فیلم «ارزش احساسی» توانست جایزه را از آن خود کند و نام خود را به عنوان یکی از بختهای اصلی اسکار بینالمللی مطرح کند. این فیلم با کسب این جایزه مهم از آکادمی بریتانیا، ثابت کرد که نه تنها یک اثر هنری ارزشمند، بلکه دارای قدرت ارتباط با مخاطبان بینالمللی و داوران خارج از کشور خود است. این موفقیت میتواند سکوی پرتابی برای این فیلم در مسیر اسکار باشد. در بخش انیمیشن، «زوتوپیا ۲» موفق به کسب جایزه شد. با توجه به محبوبیت بالای قسمت اول و استانداردهای بالای انیمیشنسازی در این دنباله، این پیروزی دور از انتظار نبود و این فیلم را به عنوان یکی از جدیترین رقبای اسکار بهترین انیمیشن معرفی میکند. در بخش مستند نیز «آقای هیچکس علیه پوتین» با موضوعی جنجالی و سیاسی، توانست جایزه را از آن خود کند و نشان داد مستندهای سیاسی همچنان میتوانند در فصل جوایز بدرخشند. در مجموع، بفتا ۲۰۲۶ با نتایج خود نقشه راه نسبتاً روشنی را برای اسکار ترسیم کرد. پیروزی قاطع «یک نبرد پس از دیگری» در بخشهای اصلی و کسب جوایز فنی کلیدی، این فیلم را در موقعیت شکارچی قرار داده است. در مقابل، «گناهکاران» باید خود را برای یک نبرد سخت آماده کند. ناکامی دیکاپریو نیز یک متغیر جدید به معادلات اسکار اضافه کرده است. باید دید آکادمی اسکار در روز دوم مارس ۲۰۲۶، کدام یک از این سناریوها را تأیید خواهد کرد.