آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
امشب سانتیاگو برنابئو، بزرگترین معبد فوتبال جهان، شبی را تجربه کرد که تا سالها در خاطر هواداران باقی خواهد ماند. شب نبرد انتقام، شبی که قرار بود تقابل رئال مادرید و بنفیکا فراتر از فوتبال باشد، اما در نهایت با یک تراژدی انسانی به پایان رسید. همه چیز از آن جنجال نژادپرستانه در لیسبون شروع شد، با محرومیت پرستیانی ادامه یافت و امشب در برنابئو به اوج خود رسید. اما هیچکس فکر نمیکرد پایان این شب با صحنههایی اینچنین دلخراش رقم بخورد. از همان دقایق ابتدایی، معلوم بود که این بازی عادی پیش نخواهد رفت. هواداران پرتغالی حاضر در برنابئو با هر بار توپگیری وینیسیوس جونیور، سوتهای اعتراض خود را به صدا درمیآوردند. برزیل و پرتغال، دو کشور پرتغالیزبان، امشب در قلب اسپانیا رودرروی هم قرار گرفته بودند. وینی که در بازی رفت قربانی توهین نژادپرستانه شده بود، آماده بود تا پاسخ خود را در زمین بدهد.
اما این بنفیکا بود که اول زد. دقیقه ۱۴، رافا سیلوا روی توپ برگشتی دروازه رئال را باز کرد تا سکوتی مرگبار بر برنابئو حاکم شود. عقابها به بازی برگشته بودند و رویاهای صعود را در سر میپروراندند. پاسخ رئال اما دیری نپایید. دو دقیقه بعد، اورلین شوامنی با ضربهای فنی و تماشایی، تور دروازه بنفیکا را به لرزه درآورد و برنابئو را دوباره به وجد آورد. بازی ۱-۱ شد و کهکشانیها در مجموع پیش افتادند. نیمه اول با همان نتیجه به پایان رسید، اما حاشیههای آن تمام نشدنی بود. آردا گولر و آنتونیو رودیگر، دو ستاره مسلمان رئال، پس از یک گل مردود، سجده شکر به جا آوردند و تصاویرشان در شبکههای اجتماعی دست به دست شد. مادرید امشب نه فقط میزبان یک بازی فوتبال، که میزبان نمایشی از احساسات متناقض بود؛ شادی، خشم، ناامیدی و امید همه در کنار هم.
نیمه دوم اما قرار بود صحنههای بسیار تلختری را رقم بزند. دقیقه ۶۸، برخورد شدید آنتونیو رودیگر با کارراس، مدافع بنفیکا، همه را نگران کرد. مدافع آلمانی رئال از ناحیه قفسه سینه آسیب دید، اما ادامه داد. کسی نمیدانست که تنها ده دقیقه بعد، فاجعهای بزرگتر در انتظار برنابئو است. دقیقه ۷۸، صحنهای وحشتناک که قلب همه را ایستاند. رائول آسنسیو و ادواردو کاماوینگا در یک برخورد هوایی، با تمام قدرت به هم کوبیدند. شدت برخورد به حدی بود که آسنسیو بلافاصله روی زمین افتاد و بیحرکت ماند. چهره وحشتزده همتیمیهایش، سکوت مرگبار استادیوم و دویدن سریع کادر پزشکی، همه و همه حکایت از فاجعهای بزرگ داشت. گردنبند طبی، برانکارد و سپس آمبولانس؛ صحنههایی که کمتر در فوتبال میبینیم و وقتی میبینیم، تا همیشه در خاطرمان میماند. دقایقی بعد، بازی با همان نتیجه به پایان رسید و رئال مادرید به مرحله یکهشتم صعود کرد. اما در راهروهای برنابئو، خبری از شادی نبود. بازیکنان با چهرههایی درهم، به رختکن میرفتند و هواداران در سکوت استادیوم را ترک میکردند. همه در فکر رائول آسنسیو بودند؛ مدافع جوانی که امشب در شبی که میتوانست بزرگترین شب فوتبالیاش باشد، به تلخترین شکل ممکن از میدان خارج شد. امشب برنابئو نه فقط شاهد صعود تیمش، که شاهد صحنهای بود که تلخی آن تا مدتها فراموش نخواهد شد. فوتبال گاهی بیرحم است؛ گاهی برنده و بازنده معنای واقعی خود را از دست میدهند. امشب همه باختند؛ رئال، بنفیکا، فوتبال و مهمتر از همه، رائول آسنسیوی جوان که حالا در بیمارستان مادرید برای سلامتیاش میجنگد.
مصدومیت آسنسیو؛ چرا صحنه اینقدر ترسناک بود؟
صحنه مصدومیت رائول آسنسیو، یکی از ترسناکترین صحنههایی بود که در سالهای اخیر در مستطیل سبز دیدهایم. برخورد سر آسنسیو با شانه کاماوینگا با چنان شدتی بود که بلافاصله بیحرکتی مدافع جوان را به دنبال داشت. از منظر پزشکی، این نوع برخوردها میتواند منجر به ضربه مغزی (کنسوسیون)، آسیب به مهرههای گردن و حتی خونریزی داخلی مغز شود. اقدام سریع کادر پزشکی در استفاده از گردنبند طبی، یک اقدام استاندارد و حیاتی بود. در چنین صحنههایی، کوچکترین حرکت غیراصولی میتواند آسیبهای نخاعی را تشدید کرده و عواقب جبرانناپذیری به دنبال داشته باشد. بیحرکت ماندن بازیکن پس از برخورد نیز نشانهای از بیهوشی یا شوک شدید عصبی بود که این فرضیه را تقویت میکند که ضربه بسیار شدید بوده است. خوشبختانه ساعاتی پس از بازی، منابع نزدیک به باشگاه رئال مادرید اعلام کردند که آسنسیو هوشیاری خود را بازیافته و آزمایشهای اولیه نگرانی جدی را نشان نمیدهد. با این حال، او باید چند روز تحت نظر باشد و احتمالاً هفتههای آینده را دور از میادین سپری کند. فوتبال گاهی چهره خشن خود را نشان میدهد و امشب قربانی این خشونت، جوانترین مدافع کهکشانیها بود.
چرا رئال نتوانست بنفیکا را کهکشانی گونه در هم بکوبد؟
با وجود صعود، نمایش رئال مادرید امشب چندان قانعکننده نبود. کهکشانیها پس از گل زودهنگام بنفیکا، هرگز نتوانستند کنترل کامل بازی را در دست بگیرند. شاگردان آلوارو آربلوا در نیمه اول حتی در خلق موقعیت نیز مشکل داشتند و تنها ضربه ایستگاهی شوامنی بود که آنها را در بازی نگه داشت. سوال اینجاست: چرا رئال نتوانست از میزبانی و حمایت هوادارانش استفاده کند؟ دلیل اول، غیبت چند بازیکن کلیدی به دلیل مصدومیت بود. هویسن را از دست داده بودند و آسنسیو نیز که در نیمه دوم مصدوم شد، یکی از مهرههای مهم خط دفاعی محسوب میشد. دومین دلیل، فشار روانی بازی بود. جنجالهای پیش از بازی و فضای ملتهب استادیوم، بازیکنان رئال را تحت تأثیر قرار داده بود، به ویژه وینیسیوس که مدام هدف سوتهای اعتراضی قرار میگرفت. نکته سوم، عملکرد خوب خط هافبک بنفیکا بود. پرتغالیها با دانش آموخته از مکتب مورینیو، به خوبی فضاها را بسته بودند و اجازه خودنمایی به هافبکهای خلاق رئال نمیدادند. آنها به دنبال ضدحمله بودند و چند بار تا آستانه گلزنی نیز پیش رفتند. اگر کورتوا آن مهار استثنایی را انجام نمیداد، شاید نتیجه چیز دیگری میشد.
پرونده نژادپرستی و تأثیرش بر بازی
پرونده نژادپرستی بازی رفت، سایه سنگینی بر این دیدار انداخت. محرومیت پرستیانی از سوی یوفا، اگرچه مورد اعتراض بنفیکا قرار گرفت، اما پیام روشنی به تمام تیمها و بازیکنان ارسال کرد: یوفا با توهینهای نژادپرستانه مماشات نخواهد کرد. این اتفاق میتواند به عنوان یک نقطه عطف در مبارزه با نژادپرستی در فوتبال ثبت شود. از سوی دیگر، رفتار هواداران بنفیکا در برنابئو جای تأمل داشت. آنها با هر بار لمس توپ توسط وینیسیوس، سوتهای اعتراضی خود را به صدا درمیآوردند و عملاً فضایی خصمانه علیه ستاره برزیلی ایجاد کردند. این رفتار را میتوان از دو منظر نگاه کرد: از یک سو اعتراض به ادعاهای او علیه پرستیانی، و از سوی دیگر، نوعی انتقامجویی از بازیکنی که قربانی شده بود. نکته مثبت ماجرا، واکنش بازیکنان رئال مادرید بود. آنها پس از گل مردود آردا گولر و در طول بازی، با آغوش باز از وینی حمایت کردند و نشان دادند که تیم در کنار ستاره خود ایستاده است. فوتبال میتواند پلی برای عبور از تنشهای نژادپرستانه باشد، به شرطی که همه دست در دست هم بدهند.
ژوزه مورینیو و سیاست سکوت
ژوزه مورینیو، آقای خاص فوتبال جهان، امشب روی سکوهای برنابئو نشسته بود. او که به دلیل محرومیت اجازه حضور روی نیمکت را نداشت، تصمیم گرفته بود رسانهها را بایکوت کند و در نشست خبری شرکت نکند. این سیاست سکوت، که پیش از این نیز از سوی او دیده شده بود، پیامهای متعددی در خود داشت.
- اولاً، مورینیو میخواست به نوعی اعتراض خود را به تصمیم یوفا برای محرومیت پرستیانی نشان دهد. او که همیشه به حمایت از بازیکنانش معروف است، با این کار میگفت که تیمش را در این شرایط تنها نمیگذارد.
- ثانیاً، سکوت او نوعی جنگ روانی با رسانهها و حتی رئال مادرید بود. مورینیو میدانست که با این کار، بیشتر در مرکز توجه قرار میگیرد. اما نتیجه کار برای او رضایتبخش نبود. بنفیکا با وجود نمایش خوب در برنابئو، نتوانست به هدف خود یعنی صعود برسد. مورینیو امشب در بازگشت به خانه قدیمیاش، نه فقط شکست خورد، بلکه مصدومیت آسنسیو را نیز از نزدیک دید؛ صحنهای که حتی برای یک مربی خشن و جنجالی نیز تلخ و ناراحتکننده بود.
رئال مادرید در یکهشتم و چالشهای پیش رو
با صعود به مرحله یکهشتم نهایی، رئال مادرید باید خود را برای نبردهای سختتری آماده کند. کهکشانیها در این بازی نشان دادند که هنوز با ایدهآل فاصله دارند. خط دفاعی آنها به شدت آسیبپذیر است و مصدومیت آسنسیو، این ضعف را تشدید خواهد کرد. رئال برای ادامه مسیر، نیاز به تقویت این خط دارد.
چالش دوم، مصدومیتهای سریالی است. رئال امشب دو بازیکن مهم خود را به دلیل مصدومیت از دست داد (رودیگر با ضربه شدید مواجه شد و آسنسیو که وضعیتش نامشخص است). در صورت تداوم این مصدومیتها، کار برای آربلوا در بازیهای حساس پیش رو بسیار دشوار خواهد شد.
چالش سوم، فشار روانی است. پرونده نژادپرستی اگرچه فعلاً بسته شده، اما میتواند در آینده دوباره باز شود. تیمهای رقیب ممکن است با تحریک وینیسیوس، سعی در خروج او از تعادل داشته باشند. رئال باید از نظر روانی تیم را برای چنین شرایطی آماده کند. با همه این اوصاف، کهکشانیها نشان دادند که هنوز تیم بزرگی هستند. آنها امشب در سختترین شرایط، صعود را جشن گرفتند، هرچند که این جشن با اشکهای آسنسیوی جوان همراه بود.