آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
رابرت پاپه، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو استدلال میکند که در جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، تشدید و طولانی شدن جنگ میتواند به نفع ایران باشد. در آغاز جنگ، آمریکا و اسرائیل، مقامات مهم جمهوری اسلامی، از جمله آیتالله خامنهای و فرماندهان ارشد سپاه را ترور کردند. هدف این بود که با یک ضربه سریع، ساختار فرماندهی حکومت ایران فروبپاشد و جنگ محدود بماند. اما ایران خیلی سریع با شلیک صدها موشک و پهپاد به سرزمینهای اشغالی و پایگاههای آمریکا در کشورهای خلیج فارس پاسخ داد.
سیاست تشدید افقی
جمهوری اسلامی همواره از راهبردی به نام تشدید افقی استفاده میکند؛ یعنی به جای تمرکز جنگ در یک میدان، آن را به کشورهای مختلف، اقتصاد جهانی و سیاست داخلی کشورها گسترش میدهد. با حمله یا تهدید اهدافی در چندین کشور، بستن یا ناامن کردن تنگه هرمز و ایجاد اختلال در بازار نفت، ایران تلاش میکند هزینه سیاسی و اقتصادی جنگ را برای آمریکا و متحدانش بالا ببرد. حتی قدرت هوایی بسیار قوی آمریکا و رژیم هم لزوما باعث پیروزی سریع نمیشود؛ زیرا ایران میتواند با گسترش جنگ یا طولانی کردن آن، محاسبات سیاسی طرف مقابل را تغییر دهد. اگر جنگ طولانی شود، کشورهای خلیج فارس تحت فشار قرار میگیرند، قیمت انرژی بالا میرود، اختلاف میان آمریکا و اروپا ممکن است افزایش یابد و مخالفت داخلی در آمریکا بیشتر میشود.
آمریکا اکنون با یک دوراهی استراتژیک روبهرو است:
یا جنگ را تشدید کند و وارد یک درگیری طولانی شود، یا با پذیرش هزینه سیاسی کوتاه مدت، از جنگ عقب نشینی کند. به عقیده پاپه، اگر جنگ ادامه پیدا کند ممکن است به یک شکست راهبردی مانند عراق برای آمریکا تبدیل شود.
چرا جنگ «اجتنابناپذیر» توصیف میشد؟
دیپلماسی میان ایران و اسرائیل برای دههها در حالت بنبست کامل قرار داشته است. عدم وجود کانالهای مستقیم ارتباطی و بیاعتمادی عمیق ریشهدار، هرگونه گفتوگوی صلحآمیز را غیرممکن ساخته است. هر دو طرف، دیگری را تهدیدی وجودی برای خود میدانند و این نگرش، فضایی را ایجاد کرده که در آن، راهحل نظامی به عنوان یک گزینه محتمل همواره روی میز است. تشدید فعالیتهای هستهای ایران از یک سو و افزایش عملیاتهای خرابکارانه اسرائیل از سوی دیگر، این چرخه معیوب را هر روز عمیقتر کرده و منطقه را به سمت پرتگاه سوق میدهد.
بحران هستهای؛ بازی قایمباشک اورانیوم
ادعای اسرائیل مبنی بر انتقال ذخایر اورانیوم ایران، در صورت صحت، میتواند یک نقطه عطف بسیار خطرناک باشد. این اقدام نشان میدهد که ایران احتمالاً خود را برای یک حمله پیشدستانه احتمالی اسرائیل به تاسیسات شناختهشده هستهای آماده کرده بوده است. انتقال این مواد به مکانهای امن و پنهان، ردیابی و نابودی برنامه هستهای را برای اسرائیل به مراتب دشوارتر و پرهزینهتر خواهد کرد. این سناریو، محاسبات امنیتی اسرائیل را به هم میریزد و آنها را وادار میسازد تا گزینههای تهاجمیتری را در نظر بگیرند که به سرعت به یک درگیری تمامعیار دامن بزند.
دکترین نظامی جدید ایران؛ تغییر از دفاع به رجزخوانی تهاجمی
تهدید ایران به شلیک روزانه دو هزار موشک، نشاندهنده یک تغییر پارادایم در دکترین نظامی این کشور است. این رقم، که بسیار فراتر از توانمندیهای نشاندادهشده در درگیریهای گذشته بود، بیانگر سرمایهگذاری کلان و تسریع در تولید انبوه موشکهای بالستیک و کروز است. هدف از این رجزخوانی، ایجاد بازدارندگی از طریق ترساندن اسرائیل و متحدانش از تلفات و خسارات غیرقابل تصور است. این استراتژی، مبتنی بر غلبه بر سامانههای پدافند هوایی اسرائیل با حجم بسیار بالای آتش است تا بتواند ضربه مهلکی را وارد کند.
محاسبات اسرائیل؛ نبرد در چند جبهه و فشار داخلی
از دیدگاه اسرائیل، تهدید موشکی ایران، ترسناکترین سناریوی ممکن محسوب میشود. این کشور باید خود را برای یک جنگ چندجبههای همزمان با یمن، حزبالله و خود ایران آماده می کرد. چنین جنگی میتواند زیرساختهای حیاتی، شهرهای بزرگ و اقتصاد اسرائیل را تحت تاثیر قرار دهد و ثبات سیاسی داخلی آن را با چالش مواجه کند. دولت راستگرای کنونی اسرائیل تحت فشار شدید افکار عمومی برای نشان دادن واکنش قاطع است و ممکن است جنگ را تنها راه بقا بداند، حتی اگر قیمت بسیار بالایی داشته باشد.
پیامدهای منطقهای و جهانی؛ آتشی که همه را میسوزاند
یک جنگ تمامعیار بین ایران و اسرائیل، همانطور که پیش بینی می شد به هیچ وجه محدود به مرزهای این دو کشور نخواهد ماند. این درگیری میتواند به سرعت کل خاورمیانه را در بر گیرد، بازارهای جهانی نفت را با شوک بیسابقهای مواجه کرده و اقتصاد جهان را به رکود بکشاند. متحدان منطقهای دو طرف نیز ناگزیر درگیر خواهند شد و ثبات شکننده کشورهایی مانند عراق، یمن و لبنان را کاملا از بین خواهد برد. چنین جنگی، یک فاجعه انسانی با میلیونها آواره و کشته به بار خواهد آورد و بازسازی نظم منطقهای برای دههها غیرممکن خواهد شد.