آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
بیانیه اخیر دبیرخانه شورای عالی دفاع جمهوری اسلامی ایران در تاریخ ۱۶ دیماه، گامی مهم در ارتقای سطح گفتمان امنیتی این کشور محسوب میشود. این بیانیه که با واکنش به "تشدید ادبیات تهدید و اظهارنظرهای مداخلهجویانه" صادر شده، دو محور اساسی را مورد تأکید قرار میدهد: حق "دفاع مشروع" و حق "حمله پیشدستانه". آنچه این بیانیه را از مواضع پیشین متمایز میسازد، تأکید صریح بر این نکته است که تهدیدات از حالت "ذهنی" خارج شده و به فاز "عینی" وارد شدهاند. این تحول مفهومی، ممکن است نشاندهنده تغییر در دکترین نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی باشد.
از دفاع مشروع تا حمله پیشدستانه
بر اساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل، کشورها دارای حق ذاتی دفاع مشروع در صورت وقوع حمله مسلحانه هستند. این حق معمولاً به عنوان پاسخی به حمله بالفعل در نظر گرفته میشود. اما بیانیه شورای عالی دفاع با استناد به "نشانههای عینی تهدید"، اعلام میدارد که جمهوری اسلامی "خود را محدود به واکنش پس از اقدام نمیداند". این رویکرد، اگرچه در حقوق بینالملل بحثبرانگیز است، اما ریشه در دکترین "حمله پیشگیرانه" یا "پیشدستانه" دارد که برخی کشورها در شرایط خاص به آن استناد میکنند. تفاوت کلیدی در اینجاست که "دفاع پیشگیرانه" معمولاً به اقدام علیه تهدیدی قریبالوقوع اشاره دارد، در حالی که "حمله پیشدستانه" میتواند علیه تهدیداتی که بالقوه و در آینده ممکن است محقق شوند، صورت گیرد. بیانیه مذکور با اشاره به "نشانههای عینی تهدید"، تلاش میکند تا اقدام احتمالی خود را در چارچوب گستردهتری از دفاع مشروع توجیه کند.
زمینهسازی تهدیدات
برای درک بهتر ادعای "عینی شدن تهدیدات" در بیانیه شورای اسلامی، باید به اظهارات مقامات آمریکایی و اسرائیلی در هفتههای اخیر توجه کرد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به صراحت اعلام کرده بود: "اگر ایران به توسعه برنامه موشکی خود ادامه دهد، فوراً به آن حمله خواهد شد" و در مورد برنامه هستهای نیز هشدار داد که "اگر ایران در تلاش برای بازسازی قابلیتهای هستهای باشد، ما آن را نابود خواهیم کرد". از سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز تأکید کرده که "اسرائیل اجازه نخواهد داد ایران برنامه موشکهای بالستیک خود را احیا کند" و از تصمیم کابینه اسرائیل برای "حمله به ایران برای از بین بردن تهدیداتی مانند برنامه هستهای و موشکهای بالستیک" سخن گفته است. این اظهارات، در کنار گزارشهای خبری درباره آمادهسازی اسرائیل برای ارائه گزینههای حمله به ترامپ، تصویری تشکیل میدهد که از دیدگاه تهران، از "تهدید لفظی" فراتر رفته و به "تهدید عملیاتی" نزدیک میشود. افزون بر این، اظهارات حمایتی ترامپ و نتانیاهو از معترضان ایرانی و وعده "اقدام" در صورت "شلیک به معترضان"، از نگاه جمهوری اسلامی به منزله مداخله در امور داخلی و تهدید ثبات کشور تعبیر میشود.
استراتژی جنگ پیشدستانه: محاسبات و پیامدها
بیانیه شورای عالی دفاع اشاره میکند که "جنگ پیشدستانه" میتواند عنصر غافلگیری را که در جنگ ۱۲ روزه وجود داشت، خنثی کند. این اشاره به تجربه گذشته نشان میدهد که تحلیلگران نظامی جمهوری اسلامی به دنبال تبدیل شدن از طرف منفعل به طرف فعال در معادله امنیتی هستند. محاسبات احتمالی برای اتخاذ چنین استراتژی شامل:
۱. ابتکار عمل راهبردی
با اقدام پیشدستانه، جمهوری اسلامی میکوشد ابتکار عمل را در دست گرفته و دشمن را در موضع انفعال قرار دهد.
۲. کاهش هزینههای آتی
این استراتژی بر این فرض استوار است که هزینه یک حمله محدود پیشدستانه، ممکن است کمتر از هزینه یک جنگ تمامعیار پس از حمله دشمن باشد!
۳. ارسال پیام بازدارندگی قوی
اقدام پیشدستانه میتواند به عنوان اخطاری جدی به دشمنان برای پرهیز از هرگونه اقدام تخاصمی آتی عمل کند.
۴. تأثیر بر معادلات منطقهای
چنین اقدامی ممکن است موازنه قدرت منطقهای را تغییر داده و موقعیت جمهوری اسلامی را به عنوان بازیگری که از مرزهای قرمز خود دفاع میکند، تقویت نماید. اما پیامدهای احتمالی چنین اقدامی نیز قابل تأمل است:
۱. واکنش بینالمللی
حمله پیشدستانه احتمالاً با محکومیت گسترده جامعه بینالمللی روبرو خواهد شد.
۲. گسترش درگیری
امکان تبدیل یک درگیری محدود به جنگی گستردهتر در منطقه وجود دارد.
۳. تاثیر بر امنیت ملی
چنین اقدامی ممکن است امنیت ملی جمهوری اسلامی را در کوتاهمدت افزایش دهد، اما در بلندمدت چالشهای امنیتی جدیدی ایجاد کند.
۴. تاثیر بر اقتصاد
هرگونه درگیری نظامی میتواند تاثیرات منفی قابل توجهی بر اقتصاد ایران داشته باشد.
چارچوب امنیتی جمهوری اسلامی: از بازدارندگی تا اقدام پیشدستانه
دکترین امنیتی جمهوری اسلامی همواره بر "بازدارندگی" متمرکز بوده است. این بازدارندگی از طریق توسعه تواناییهای موشکی، حضور منطقهای و تشکیل شبکهای از متحدان و نیروهای نیابتی تحقق یافته است. اما بیانیه اخیر نشان میدهد که ممکن است تحولی در این دکترین در حال وقوع باشد. نکته قابل توجه این است که بیانیه شورای عالی دفاع بر "توان بازدارندگی همهجانبه و آمادگی کامل دفاعی" تأکید میورزد، اما در عین حال "واکنش متناسب، هدفمند و تعیینکننده" را نیز وعده میدهد. این ترکیب از زبان بازدارندگی و زبان اقدام عملی، نشاندهنده رویکردی دووجهی است که هم به جلوگیری از درگیری میاندیشد و هم خود را برای رویارویی احتمالی آماده میکند.
سناریوهای احتمالی
با توجه به بیانیه شورای عالی دفاع و شرایط منطقه، چند سناریوی احتمالی قابل تصور است:
۱. سناریوی اقدام نمادین
جمهوری اسلامی ممکن است به اقدام محدود و نمادین علیه اهدافی خاص دست بزند تا پیام جدیت خود را منتقل کند، بدون آنکه درگیری گستردهای را آغاز نماید.
۲. سناریوی تهاجم محدود
امکان حمله به اهدافی که مرتبط با برنامههای نظامی اسرائیل هستند، وجود دارد.
3.سناریوی جنگ تمامعیار
کماحتمالترین اما مخربترین سناریو، درگیری تمامعرض بین دو طرف است.
پیامدهای منطقهای و بینالمللی
هرگونه اقدام پیشدستانه از سوی جمهوری اسلامی علیه اسرائیل، پیامدهای گسترده منطقهای و بینالمللی خواهد داشت:
-
در سطح منطقه
چنین اقدامی میتواند موازنه قدرت در خاورمیانه را بر هم زده و کشورهای عربی را در موقعیت دشواری قرار دهد. همچنین ممکن است به تشدید رقابتهای فرقهای و ایدئولوژیک در منطقه بینجامد.
-
در سطح بینالمللی
واکنش آمریکا و متحدان غربی آن قابل پیشبینی خواهد بود. این اقدام ممکن است شورای امنیت سازمان ملل را وادار به صدور قطعنامههای جدید کند و تحریمهای بیشتری را علیه جمهوری اسلامی به دنبال داشته باشد.
-
در سطح حقوق بینالملل
اقدام پیشدستانه میتواند به عنوان پروندهای مهم در حقوق بینالملل مورد بحث و بررسی قرار گیرد و ممکن است رویهای برای سایر کشورها ایجاد کند.
جمعبندی: بین بازدارندگی و اقدام
بیانیه شورای عالی دفاع جمهوری اسلامی را باید در چارچوب گستردهتری از استراتژی امنیت ملی این کشور تحلیل کرد. به نظر میرسد این بیانیه بیش از آنکه اعلام آمادگی برای آغاز فوری جنگ باشد، تلاشی برای ارتقای سطح بازدارندگی و هشدار به دشمنان است. جمهوری اسلامی با این بیانیه میکوشد خطوط قرمز خود را به وضوح ترسیم کند و هزینه اقدام متخاصمانه علیه خود را افزایش دهد. تأکید بر "تهدیدات عینی" و "حق حمله پیشدستانه" در واقع بخشی از بازی روانی و راهبردی است که هدف نهایی آن پیشگیری از جنگ از طریق نمایش اراده و توانایی برای مقابله است. با این حال، خطر چنین گفتمانی این است که ممکن است به دور باطل تشدید تنشها بینجامد و فضایی ایجاد کند که در آن احتمال درگیری ناخواسته افزایش یابد. هر دو طرف – هم جمهوری اسلامی و هم اسرائیل – اکنون در موقعیتی قرار دارند که باید بین نمایش قدرت و جلوگیری از جنگ واقعی، مسیر دشواری را طی کنند.. در نهایت، تأثیر واقعی این بیانیه به درک طرف مقابل از اراده و توانایی جمهوری اسلامی بستگی دارد. اگر اسرائیل و متحدانش این بیانیه را صرفاً به عنوان تهدیدی لفظی تفسیر کنند، ممکن است بر شدت فشارهای خود بیفزایند. اما اگر آن را نشانهای از تغییر در محاسبات راهبردی تهران بدانند، ممکن است در رویکرد خود تجدید نظر کنند. تعادل بین این دو تفسیر، ممکن است آینده امنیت منطقه را در ماههای پیش رو تعیین کند.