پنج شنبه / ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ / ۲۰:۴۸
کد خبر: 37307
گزارشگر: 2
۶۰
۰
۰
۲
ایران و مصر؛ از پیوندهای کهن تا روزگار طلایی شاه و سادات

روابط تاریخی ایران و مصر؛ چرا دوران محمدرضا شاه پهلوی و انور سادات را می‌توان بهترین فصل دوستی تهران و قاهره دانست؟

روابط تاریخی ایران و مصر؛ چرا دوران محمدرضا شاه پهلوی و انور سادات را می‌توان بهترین فصل دوستی تهران و قاهره دانست؟
روابط ایران و مصر، یکی از پرپیچ‌وخم‌ترین مناسبات دنیای شرق است؛ رابطه‌ای که از تماس‌های چند هزار ساله‌ی تمدنی آغاز می‌شود، در قرن بیستم به اوج سیاسی خود در دوران محمدرضا شاه پهلوی و انور سادات می‌رسد، و پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران وارد دهه‌ها سردی و بی‌اعتمادی می‌شود. با این حال، تحرکات دیپلماتیک سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ نشان می‌دهد که قاهره و تهران هنوز هم یکدیگر را بازیگرانی مهم در معادلات منطقه می‌دانند؛ هرچند احیای کامل آن رابطه‌ی گرمِ دوران شاه و سادات، در چارچوب جمهوری اسلامی، همچنان دشوار به نظر می‌رسد.

ایران و مصر؛ دو تمدن کهن، یک رابطه‌ی چندلایه

وقتی از روابط ایران و مصر حرف می‌زنیم، در واقع درباره‌ی ارتباط دو دولت معمولی صحبت نمی‌کنیم؛ بلکه پای دو حوزه‌ی بزرگ تمدنی در میان است. تماس‌های ایران و مصر به سده‌های بسیار دور بازمی‌گردد و حتی در دوره‌ی هخامنشی، مصر مدتی در قلمرو امپراتوری پارس قرار گرفت؛ موضوعی که نشان می‌دهد پیوند ایران و مصر، سابقه‌ای چند هزار ساله دارد، هرچند این پیوند همیشه به معنای «روابط دوستانه» به مفهوم امروزی نبوده است. در دوره‌های بعد نیز، چه در دوران پیشااسلامی و چه در جهان اسلامی، اثرگذاری‌های فرهنگی و سیاسی متقابل میان ایران و مصر ادامه داشت. دانشنامه ایرانیکا نیز ریشه‌های روابط مدرن دیپلماتیک ایران و مصر را دست‌کم تا میانه قرن نوزدهم پی می‌گیرد.

این پیشینه‌ی طولانی، یک نکته‌ی مهم را روشن می‌کند: رابطه‌ی تهران و قاهره فقط تابع اختلافات روزمره‌ی سیاسی نیست. ایران و مصر، هر دو خود را وارثان تمدن، دولت‌سازی، فرهنگ و نقش‌آفرینی منطقه‌ای می‌دانند؛ و همین شباهت، هم می‌تواند منشأ نزدیکی باشد و هم گاهی به رقابت و سوءظن دامن بزند.

از سردی عصر ناصر تا چرخش بزرگ با سادات

در قرن بیستم، یکی از مقاطع مهم تیرگی روابط ایران و مصر، دوران جمال عبدالناصر بود. اختلاف در نگاه به غرب، اسرائیل، ائتلاف‌های منطقه‌ای و جایگاه پادشاهی ایران باعث شد روابط دو کشور در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ خورشیدی بارها دچار تنش شود. حتی منابع تاریخی اشاره می‌کنند که مصر ناصری نسبت به پیوندهای ایرانِ شاهنشاهی با غرب و اسرائیل بدبین بود و این بدبینی، روابط را فرسوده می‌کرد.

اما با روی کار آمدن انور سادات در سال ۱۹۷۰، ورق به‌تدریج برگشت. در اسناد تاریخی وزارت خارجه آمریکا آمده که پس از درگذشت ناصر، هم شاه ایران و هم ملک فیصل عربستان، مصرِ سادات را دیگر «دشمن اصلی» نمی‌دیدند، بلکه آن را کشوری می‌دانستند که می‌تواند از مدار نفوذ شوروی فاصله بگیرد و به نظم جدید منطقه‌ای نزدیک شود. همین تغییر نگاه، یکی از مقدمه‌های مهم نزدیکی تهران و قاهره بود.

دوران طلایی؛ وقتی شاه و سادات به هم اعتماد داشتند

اگر بخواهیم یک «بهترین زمان» برای روابط ایران و مصر نام ببریم، بی‌تردید باید به دهه ۱۳۵۰ خورشیدی برسیم؛ دورانی که محمدرضا شاه پهلوی و انور سادات، نه فقط دو شریک سیاسی، بلکه دو رهبر دارای اعتماد شخصی و احترام متقابل بودند. مرکز عرب واشنگتن نیز تصریح می‌کند که روابط دو کشور در دهه ۱۹۷۰ خوب و نزدیک بود و این نزدیکی، مستقیماً با دوره‌ی شاه و سادات گره خورده است.

اسناد تاریخی و روایت‌های منتشرشده نشان می‌دهد که این رابطه صرفاً تشریفاتی نبود. سادات به تهران سفر کرد، روابط شخصی میان دو رهبر تقویت شد، و حتی در برخی منابع آمده است که شاه از سادات با تعابیری برادرانه یاد می‌کرد. دانشگاه آمریکایی قاهره نیز در بازخوانی این دوره نوشته است که در اوج درگیری‌های عربی-اسرائیلی، ایران به مصر کمک مالی و نفتی کرد و سفر سادات و همسرش به تهران در سال ۱۹۷۷، عمق این دوستی شخصی و سیاسی را برجسته‌تر ساخت.

چرا رابطه شاه و سادات ویژه بود؟

ویژگی مهم این دوره آن بود که منافع راهبردی و رفاقت شخصی، هم‌زمان در کنار هم قرار گرفته بودند. شاه ایران به دنبال ثبات منطقه، مهار نفوذ شوروی، توسعه اقتصادی و ایفای نقش قدرتی مسئول در خاورمیانه بود. سادات نیز پس از ناصر، در پی آن بود که مصر را از بن‌بست فرساینده‌ی نظامی و ایدئولوژیک بیرون بیاورد و در مسیر بازسازی کشور قرار دهد. این هم‌پوشانی منافع، دو رهبر را به هم نزدیک کرد.

از منظر نمادین هم این دوستی اهمیت داشت. ایرانِ پهلوی و مصرِ سادات، هر دو تصویری از دولت‌گرایی، نوسازی، پیوند با اقتصاد جهانی و نوعی میانه‌روی منطقه‌ای ارائه می‌کردند. حتی اگر منتقدان به برخی وابستگی‌های خارجی این دو دولت اشاره کنند، نمی‌توان انکار کرد که در مقایسه با بسیاری از تنش‌های ایدئولوژیک خاورمیانه، رابطه‌ی تهران و قاهره در آن مقطع، کم‌تنش، عمل‌گرا و سازنده بود.

انور سادات؛ «رفیق بامعرفت» ایران در روزهای سخت

برای بسیاری از ایرانیان طرفدار پادشاهی یا حتی کسانی که با نگاه تاریخی به سرنوشت محمدرضا شاه پهلوی می‌نگرند، نام انور سادات با یک رفتار فراموش‌نشدنی پیوند خورده است: پناه دادن به شاه مخلوع ایران در روزهای سخت آوارگی. پس از انقلاب ۱۳۵۷، شاه مدتی میان چند کشور در رفت‌وآمد بود و سرانجام مصر یکی از مهم‌ترین پناهگاه‌های او شد. منابع معتبر از جمله بریتانیکا تأیید می‌کنند که شاه به مصر رفت و در نهایت نیز در همان‌جا درگذشت.

همین تصمیم سادات، فقط یک اقدام دیپلماتیک نبود؛ بلکه در حافظه‌ی تاریخی بسیاری از ایرانیان به‌عنوان نشانه‌ای از وفاداری، جوانمردی و رفاقت سیاسی باقی مانده است. در شرایطی که بسیاری از دولت‌ها از ترس هزینه‌های سیاسی، از شاه فاصله گرفته بودند، سادات راه دیگری را انتخاب کرد. این رفتار برای مخالفان جمهوری اسلامی و هواداران پادشاهی، هنوز هم مصداق «معرفت» در سیاست منطقه‌ای است.

سقوط از اوج؛ چرا بعد از ۱۳۵۷ همه‌چیز عوض شد؟

انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، عملاً پایه‌های رابطه‌ی گرم تهران و قاهره را فرو ریخت. دو عامل اصلی در این میان برجسته بود: نخست، پناه دادن مصر به محمدرضا شاه پهلوی؛ و دوم، صلح مصر با اسرائیل در سال ۱۹۷۹، که حکومت تازه‌برسرکارآمده در ایران آن را خیانت می‌دانست. رویترز و دیگر منابع معتبر بارها این دو علت را در شمار اصلی‌ترین دلایل قطع رابطه پس از انقلاب ذکر کرده‌اند.

بعد از آن، روابط دو کشور برای دهه‌ها در وضعیت سرد، محدود و پرتنش باقی ماند. اختلاف بر سر اسرائیل، نزدیکی مصر به آمریکا، حمایت قاهره از عراق در جنگ ایران و عراق، و نیز حساسیت شدید مصری‌ها نسبت به گسترش نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی، باعث شد بازگشت به وضعیت عادی ممکن نشود. حتی نام‌گذاری خیابان و نمادهایی در ایران به نام قاتل انور سادات، زخمی نمادین و سیاسی بر این رابطه گذاشت.

نقدهای مثبت و منفی به دوران شاه و سادات

چرا آن دوره هنوز هم تحسین می‌شود؟

حامیان آن دوره می‌گویند روابط شاه و سادات، نمونه‌ای کم‌نظیر از دیپلماسی عمل‌گرا در خاورمیانه بود. در آن مقطع، دو کشور مهم منطقه به جای شعارهای فرساینده، به ثبات، همکاری و توسعه فکر می‌کردند. این رویکرد، هم برای منافع ملی ایران سودمند بود و هم به مصر امکان می‌داد از انزوای منطقه‌ای و فشارهای جنگی فاصله بگیرد.

در سطح شخصی نیز، دوستی شاه و سادات برای بسیاری جذاب است، چون در سیاست خاورمیانه کمتر می‌توان نمونه‌ای یافت که در آن یک رهبر، در روزگار قدرت و نیز در روزگار سقوطِ دوستش، این‌چنین بر سر عهد خود بایستد. همین وجه انسانی، سادات را در ذهن بخشی از ایرانیان به شخصیتی متفاوت تبدیل کرده است.

مخالفان چه می‌گویند؟

در مقابل، منتقدان می‌گویند نزدیکی شاه و سادات بیش از حد به نظم مورد حمایت آمریکا گره خورده بود و به همین دلیل، در برابر تحولات انقلابی و ایدئولوژیک منطقه، دوام نیاورد. بعضی تحلیلگران نیز معتقدند این رابطه، هرچند در سطح حاکمان بسیار گرم بود، اما به اندازه کافی به پیوندهای پایدار مردمی، دانشگاهی و اجتماعی تبدیل نشد. بنابراین با تغییر رژیم در ایران، تقریباً همه‌چیز فروپاشید.

با این حال، حتی این نقد نیز به‌نوعی ارزش آن دوره را تأیید می‌کند: چون اگر رابطه‌ی شاه و سادات بی‌اهمیت بود، فروپاشی‌اش چنین اثر درازمدتی بر مناسبات ایران و مصر نمی‌گذاشت. در واقع، شدت سردی پس از انقلاب، خود نشانه‌ای از عمق همان نزدیکی پیشین بود. این جمع‌بندی، یک استنباط تحلیلی بر پایه روند تاریخی روابط دو کشور است.


بیشتر بخوانید:

🏍️ موتورسیکلت گلدوینگِ شاه؛ موتوری تاریخی با پلاک «اموال دربار شاهنشاهی» در تهران


وضعیت کنونی روابط ایران و مصر؛ تنش‌زدایی، اما نه آشتی کامل

در سال‌های اخیر، به‌ویژه از ۱۴۰۱ به بعد، نشانه‌هایی از تنش‌زدایی میان تهران و قاهره دیده شده است. رویترز در اردیبهشت ۱۴۰۲ گزارش داد که آیت‌االله علی خامنه‌ای از بهبود روابط با مصر استقبال کرده است. در سال ۱۴۰۳ نیز عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، سفری کم‌سابقه به قاهره داشت و با عبدالفتاح السیسی دیدار کرد؛ دیداری که به‌گفته رویترز، نشانه‌ای از ذوب نسبی یخ روابط بود. همچنین در آذر ۱۴۰۳/دسامبر ۲۰۲۴، رئیس‌جمهور ایران برای اجلاس D-8 به مصر رفت؛ سفری که رویترز آن را نخستین سفر یک رئیس‌جمهور ایران به مصر در بیش از یک دهه توصیف کرد.

در سطح رسمی نیز قاهره و تهران در ۱۴۰۴ از تمایل به تعمیق همکاری سخن گفتند. وب‌سایت رسمی «سازمان اطلاع‌رسانی دولتی مصر» در ۷ دسامبر ۲۰۲۵ گزارش داد که دو طرف بر ادامه همکاری و تعمیق روابط در حوزه‌های مورد علاقه مشترک تأکید کرده‌اند. با این همه، تا اسفند ۱۴۰۴ / فوریه ۲۰۲۶ هنوز گزارش‌های رسانه‌ای درباره تبادل سفیر و بازگشایی کامل سفارت‌ها به‌صورت رسمی و نهایی تثبیت نشده بود و یک منبع آگاه مصری نیز برخی ادعاهای منتشرشده در این باره را رد کرد. بنابراین، دقیق‌تر آن است که بگوییم روابط ایران و مصر در حال گرم‌تر شدن است، اما هنوز به «عادی‌سازی کامل و پایدار» نرسیده است.

چرا رابطه امروز هنوز به پای دوران شاه و سادات نمی‌رسد؟

پاسخ روشن است: چون امروز آن اعتماد شخصی، هم‌جهتی راهبردی و تصویر مشترک از آینده‌ی منطقه وجود ندارد. مصرِ امروز، هرچند گاه با تهران گفت‌وگو می‌کند، اما همچنان نسبت به شبکه‌های نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی، پرونده‌های امنیتی و احتمال بی‌ثباتی منطقه حساس است. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی هم مصر را تنها در چارچوب موازنه‌های تاکتیکی می‌بیند، نه در قالب یک شراکت راهبردی عمیق شبیه دوران شاه.

به بیان ساده، در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی، تهران و قاهره می‌خواستند با هم «آینده‌ای مشترک» بسازند؛ اما در دهه ۱۴۰۰ خورشیدی، بیشتر در حال «مدیریت اختلاف‌ها» هستند. همین تفاوت، فاصله‌ی میان رابطه‌ی فعلی و دوران طلایی شاه و سادات را توضیح می‌دهد. این نیز جمع‌بندی تحلیلی مبتنی بر روند تاریخی و تحولات دیپلماتیک اخیر است.

چشم‌انداز آینده؛ اگر تغییرات بنیادین در ایران رخ دهد!

اگر در ایران، در آینده، تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی و رویکرد سیاست خارجی رخ دهد، احتمال نزدیکی گسترده‌تر ایران و مصر بسیار بالا خواهد رفت. دلیل این مسئله فقط به نیازهای اقتصادی یا ملاحظات امنیتی محدود نمی‌شود؛ بلکه پشتوانه‌ی تاریخی روابط دو کشور، حافظه‌ی مثبت از دوران محمدرضا شاه پهلوی و انور سادات، و ظرفیت‌های فراوان در حوزه‌های گردشگری، فرهنگی، تجاری و دیپلماتیک، همگی می‌توانند زمینه‌ساز فصل تازه‌ای از همکاری میان تهران و قاهره باشند.

در چنین سناریویی، مصر می‌تواند یکی از نخستین پایتخت‌های مهم عربی باشد که از بازتعریف رابطه با ایرانِ دارای رویکردی متفاوت و کم‌تنش‌تر استقبال می‌کند. قاهره، برخلاف برخی بازیگران منطقه، هم تجربه‌ی تاریخیِ رابطه‌ای مثبت با ایران را در حافظه دارد و هم می‌داند که شکل‌گیری یک ایران باثبات، غیرایدئولوژیک‌تر و متمرکز بر منافع ملی، می‌تواند به سود توازن منطقه‌ای باشد.

زمینه‌های این همکاری نیز کم نیست: از تجارت و ترانزیت گرفته تا گردشگری، آموزش عالی، تبادلات فرهنگی، میراث تاریخی و حتی هماهنگی‌های سیاسی در جهان عرب و خاورمیانه. با این همه، باید توجه داشت که این چشم‌انداز، بیش از آنکه یک پیش‌بینی قطعی باشد، یک ارزیابی تحلیلی بر پایه‌ی تجربه‌ی تاریخی و ظرفیت‌های بالفعل دو کشور است.

جمع‌بندی

روابط ایران و مصر، آینه‌ای از تحولات بزرگ خاورمیانه است: از شکوه تمدنی و رقابت تاریخی گرفته تا دیپلماسی مدرن، دوستی شخصی رهبران، انقلاب، ایدئولوژی، انزوا و بازگشت تدریجی به گفت‌وگو. اما در میان همه‌ی فراز و نشیب‌ها، یک دوره بیش از همه می‌درخشد: دوران محمدرضا شاه پهلوی و انور سادات. در آن سال‌ها، تهران و قاهره نه فقط به هم نزدیک بودند، بلکه نوعی احترام، اعتماد و هم‌فهمی راهبردی میانشان وجود داشت که هنوز هم در حافظه‌ی تاریخی منطقه زنده است.

شاید به همین دلیل است که هر وقت سخن از آینده‌ی روابط ایران و مصر به میان می‌آید، بسیاری ناخودآگاه به همان دوران رجوع می‌کنند؛ دورانی که در آن، یک پادشاه ایرانی و یک رئیس‌جمهور مصری، نشان دادند سیاست در خاورمیانه الزاماً فقط نام دیگرِ دشمنی نیست. گاهی می‌تواند نام دیگرِ رفاقت، احترام و وفاداری هم باشد.

نظر شما چیست ؟؟

به‌نظر شما، آیا روابط ایران و مصر در آینده می‌تواند دوباره به سطحی نزدیک به دوران محمدرضا شاه پهلوی و انور سادات برسد؟ شما نقش انور سادات را در تاریخ معاصر ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟ دیدگاه‌تان را در بخش نظرات با ما و دیگر خوانندگان آسیانیوز ایران در میان بگذارید./

منبع: «آسیانیوز ایران»
https://www.asianewsiran.com/u/izi
اخبار مرتبط
«لژیون خدمتگزاران بشر» (یا «گروه خدمتگزاران بشر») نام طرحی داوطلبانه بود که ایده‌اش در سخنرانی محمدرضا شاه پهلوی در دانشگاه هاروارد (۲۳ خرداد ۱۳۴۷) مطرح شد و بعدها - دست‌کم در روایت رسمی - به موجی از سازمان‌دهی داوطلبان برای خدمت‌رسانی اجتماعی و بهداشتی در مناطق محروم انجامید؛ تجربه‌ای که هم طرفداران پرشور دارد و هم منتقدانی که آن را نمایشی و تبلیغاتی می‌دانند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید