آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
در نشستی که اخیراً در دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد، فیاض زاهد، رئیس هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران، با حضور جمعی از خبرنگاران و اهالی رسانه به بیان دیدگاههای خود در مورد وضعیت فعلی روزنامهنگاری در ایران و جهان پرداخت. او در سخنانی که با استقبال و واکنشهای متفاوتی مواجه شد، از «پایان عصر روزنامهنگاران بزرگ» و جایگزینی آنها با «خبرنگاران فستفودی» سخن گفت. زاهد در این نشست تأکید کرد که بسیاری از مشاغل در جهان دستخوش تغییرات بنیادین شدهاند و روزنامهنگاری نیز از این قاعده مستثنی نیست. او گفت: «عصر روزنامهنگاران بزرگ به پایان رسیده است. روزگاری روزنامهنگاران افسانهای با سرمقالههایشان مسیرها را عوض میکردند، اما آن دوره تمام شده است. باید بپذیریم که افرادی جای آن ها آمدهاند که به عبارتی خبرنگاران فستفودی هستند.» وی با اشاره به تحولات تکنولوژیک و ظهور شبکههای اجتماعی، افزود: «امروز با یک دوربین موبایل میتوانید خبرنگار شوید و آدمها با چند مطلب جنجالی، نامی برای خود به هم بزنند تا فضا را برای آدمهایی که سالها استخوان خرد کردند و شرافت رسانهای دارند، سنگین و تلخ کنند.» این بخش از سخنان زاهد با استقبال برخی از حاضران و نقد دیگران مواجه شد.
زاهد در ادامه به تحلیل تاریخی رابطه حکومت و مطبوعات در ایران پرداخت و گفت: «در ایران از مشروطه و دولت مصدق تا سالهای ابتدایی انقلاب و دوم خرداد، هرگاه حکومت مرکزی ضعیف بود، مطبوعات قدرتمند شدند و بالعکس. اما رسانه مستقل اساساً در این سرزمین تحمل نمیشود.» این اظهارات زاهد، یکی از صریحترین انتقادات او به ساختار قدرت در ایران بود. بخش مهم دیگری از سخنان زاهد به وضعیت معیشتی و شغلی روزنامهنگاران اختصاص داشت. او گفت: «ما در انجمن صنفی هر روز با گزارشهایی از تعدیل، اخراج و مشکلات بیمه روزنامهنگاران مواجهیم. روزنامهنگاری داریم که جایی برای خوابیدن ندارد و باید برای خانه سالمندانش فکر کنیم. ما ماهانه از منابعی که به دلیل اعتبار انجمن دریافت میکنیم، هزینه روزنامهنگارانی را میدهیم که هیچکسی را ندارند.» زاهد در پاسخ به سوالی درباره راهکارهای بهبود این وضعیت، گفت که انجمن در تلاش است با برگزاری جلسات با مقامات دولتی و احتمالاً تأسیس صندوقی با هدف کمکی به نیروهای ملی و مستقل، به روزنامهنگارانی که دچار آسیب شدهاند کمک برساند. او تأکید کرد که مسائل پیچیده را با پاسخ ساده نمیتوان حل کرد و نیاز به رویکردهای ساختاری و بلندمدت است. رئیس هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران همچنین به موضوع اینترنت و تأثیر آن بر رسانه اشاره کرد. او گفت: «مسئله اینترنت بسیار مهم است. ساز و کار جهان به رسانه عوض شده است و ما بدون اینترنت، گویی خلع سلاح هستیم.» زاهد با اشاره به تجربه کشورهای دیگر، افزود: «طبیعتاً آنها میدانند که اگر جایی مانند آکسیوس را تولید و تقویت میکنند، چه سودی برای امنیت ملی دارد. اگر روزنامهنگار ما قدرتمند باشد، به نفع خود ماست و ما چنین کسی را نداریم.» در پایان این نشست، زاهد از حاضران خواست تا پیشنهادات خود را برای بهبود وضعیت روزنامهنگاری در ایران ارائه دهند. او تأکید کرد که انجمن صنفی آماده شنیدن و پیگیری مشکلات همکاران است و از هیچ تلاشی برای حمایت از حقوق صنفی روزنامهنگاران فروگذار نخواهد کرد. این نشست در حالی به پایان رسید که بسیاری از حاضران، سخنان زاهد را فراخوانی برای بازاندیشی در ساختار و محتوای روزنامهنگاری ایران دانستند.
از «سرمقالهنویسان افسانهای» تا «خبرنگاران فستفودی»
فیاض زاهد در این نشست به یکی از مهمترین تحولات عصر حاضر اشاره کرد: تغییر ماهیت روزنامهنگاری. او با تمایز قائل شدن میان «روزنامهنگاران بزرگ» و «خبرنگاران فستفودی»، به بحران هویت و کارکرد در این صنعت اشاره دارد. در گذشته، روزنامهنگاران نه فقط ناقلان خبر، که شکلدهندگان افکار عمومی و حتی تعیینکنندگان مسیرهای سیاسی و اجتماعی بودند. سرمقالههای آن ها میتوانست دولتها را به چالش بکشد یا از آن ها حمایت کند. امروزه اما با گسترش شبکههای اجتماعی و ظهور پلتفرمهای دیجیتال، هر فردی با یک گوشی هوشمند میتواند «خبرنگار» شود. این دموکراتیزه شدن رسانه، اگرچه فرصتهای جدیدی برای آزادی بیان ایجاد کرده، اما به قیمت کاهش کیفیت، دقت و عمق در گزارشهای خبری تمام شده است. زاهد به درستی اشاره میکند که «چند مطلب جنجالی» میتواند برای فردی نامی به هم بزند، بدون آنکه او سالها «استخوان خرد کرده» باشد. این تغییر ماهیت، یک چالش جدی برای روزنامهنگاران حرفهای ایجاد کرده است. آنها که سالها با رعایت اصول و استانداردهای حرفهای کار کردهاند، اکنون در فضایی رقابت میکنند که سرعت و جنجال بر دقت و صحت اولویت دارد. این وضعیت، نه فقط در ایران، که در سراسر جهان مشاهده میشود و زاهد به عنوان یک فعال صنفی، به درستی نسبت به آن هشدار داده است.
رابطه دوسویه حکومت و مطبوعات در تاریخ ایران
یکی از تأملبرانگیزترین بخشهای سخنان زاهد، تحلیل تاریخی او از رابطه حکومت و مطبوعات در ایران بود. او با اشاره به مقاطعی مانند مشروطه، دولت مصدق، سالهای ابتدایی انقلاب و دوم خرداد، به یک الگوی ثابت اشاره میکند: هرگاه حکومت مرکزی ضعیف بوده، مطبوعات قدرتمند شدهاند و بالعکس. این تحلیل نشان میدهد که در ایران، قدرت رسانهها اغلب در تقابل با قدرت دولت تعریف شده است، نه در تعامل با آن. سخن تلخ زاهد که «رسانه مستقل اساساً در این سرزمین تحمل نمیشود»، ریشه در همین الگوی تاریخی دارد. در نظامهای سیاسی که تمرکز قدرت بالاست و نهادهای مدنی قوی ندارند، رسانههای مستقل اغلب به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی تلقی میشوند، نه به عنوان یک نهاد نظارتی مفید. این نگاه، یکی از مهمترین موانع توسعه روزنامهنگاری حرفهای در ایران است. زاهد با این تحلیل، نه فقط به توصیف وضعیت موجود، بلکه به نقد ساختارهای عمیق قدرت نیز میپردازد. او معتقد است که تا زمانی که این الگو تغییر نکند و رسانه مستقل به عنوان یک «نیاز» برای سلامت نظام تلقی نشود، روزنامهنگاری حرفهای در ایران با مشکل مواجه خواهد بود.
بحران معیشت و امنیت شغلی روزنامهنگاران
گزارش زاهد از وضعیت معیشتی و شغلی روزنامهنگاران، تصویر نگرانکنندهای را ترسیم میکند. «تعدیل، اخراج و مشکلات بیمه» واژگانی هستند که او هر روز با آنها مواجه است. حتی اشاره به «روزنامهنگاری که جایی برای خوابیدن ندارد» و انجمنی که هزینه افراد بیپناه را تأمین میکند، نشان از عمق فاجعه دارد. این بحران معیشتی، دلایل متعددی دارد. از یک سو، رکود اقتصادی و تورم، هزینههای زندگی را افزایش داده و درآمد روزنامهنگاران را غیرقابل کفایت کرده است. از سوی دیگر، تغییر الگوی کسبوکار رسانهای و کاهش درآمدهای تبلیغاتی، بسیاری از مؤسسات را مجبور به تعدیل نیرو کرده است. در چنین شرایطی، روزنامهنگاران حرفهای که سالها تجربه دارند، اغلب اولین قربانیان این تعدیلها هستند. پیشنهاد زاهد برای «تأسیس صندوقی با هدف کمکی به نیروهای ملی و مستقل»، یک راهکار کوتاهمدت اما ضروری است. با این حال، حل ریشهای مشکل نیازمند تغییرات ساختاری در صنعت رسانه و بهبود فضای کسبوکار است. زاهد به درستی میگوید که «مسائل پیچیده را با پاسخ ساده نمیتوان حل کرد» و این یعنی نیاز به یک راهبرد جامع و بلندمدت.
اینترنت به مثابه «خلع سلاح» یا «توانمندسازی»؟
نکته دیگری که زاهد به آن اشاره کرد، نقش حیاتی اینترنت در روزنامهنگاری مدرن است. او با عبارت «بدون اینترنت، گویی خلع سلاح هستیم»، به وابستگی مطلق روزنامهنگاری امروز به زیرساختهای دیجیتال اشاره دارد. قطعی مکرر اینترنت در ماههای اخیر و محدودیتهای اعمال شده، عملاً بسیاری از روزنامهنگاران را از انجام وظیفه خود بازداشته است. اما اینترنت فقط یک ابزار فنی نیست. همانطور که زاهد اشاره میکند، «ساز و کار جهان به رسانه عوض شده است». امروز، رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی، نه فقط بستر انتشار خبر، که خود به شکلدهنده روایتهای خبری تبدیل شدهاند. روزنامهنگاری که به اینترنت دسترسی ندارد، نه فقط از نظر فنی، که از نظر راهبردی نیز فلج میشود. مقایسه زاهد با کشورهایی که «جایی مانند آکسیوس را تولید و تقویت میکنند»، نشان میدهد که او به اهمیت سرمایهگذاری در رسانههای دیجیتال قدرتمند واقف است. او معتقد است که تقویت روزنامهنگاران حرفهای، نه یک تهدید، که به نفع امنیت ملی است؛ دیدگاهی که متأسفانه هنوز در محافل تصمیمگیری ایران جا نیفتاده است.
آیا روزنامهنگاری حرفهای در ایران آینده دارد؟
سخنان زاهد را میتوان به عنوان یک «هشدار راهبردی» برای آینده روزنامهنگاری در ایران تفسیر کرد. او با صراحت میگوید که عصر روزنامهنگاران بزرگ به پایان رسیده و خبرنگاران «فستفودی» جای آن ها را گرفتهاند. اما آیا این روند برگشتناپذیر است؟ و آیا روزنامهنگاری حرفهای محکوم به نابودی است؟ پاسخ به این پرسش، به عوامل متعددی بستگی دارد. از یک سو، نیاز به خبر دقیق، عمیق و تحلیلشده هرگز از بین نخواهد رفت. مردم همیشه به کسانی نیاز دارند که بتوانند رویدادهای پیچیده را برای آنها تفسیر کنند. از سوی دیگر، فناوریهای جدید نیز میتوانند در خدمت روزنامهنگاری حرفهای قرار گیرند، نه در تقابل با آن. اما تحقق این آینده، نیازمند تغییرات اساسی است. هم در نگرش حاکمیت نسبت به رسانه مستقل، هم در مدلهای کسبوکار رسانهای، و هم در خودآگاهی و همبستگی روزنامهنگاران. زاهد با اشاره به «نظام قضایی» که «درک کند چقدر این مهم است که یک روزنامهنگار احساس کند که مستقل رفتار کند»، به یکی از مهمترین الزامات این تغییر اشاره میکند. آینده روزنامهنگاری ایران، به آینده دموکراسی و حقوق شهروندی در این کشور گره خورده است.