یکشنبه / ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۲۳:۱۹
کد خبر: 37906
گزارشگر: 548
۵۶
۱
۰
۲
برآوردهای غیررسمی حاکی از امرار معاش حدود ۱۰ میلیون ایرانی از طریق فضای مجازی است

​ ۵۶ روز قطع اینترنت؛ مرگ خاموش ۱۰ میلیون شغل دیجیتال در ایران

​ ۵۶ روز قطع اینترنت؛ مرگ خاموش ۱۰ میلیون شغل دیجیتال در ایران
بازار کار دیجیتال ایران این روزها نفس‌های آخر را می‌کشد. از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا امروز ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، اینترنت جهانی در ایران قطع مانده و این یعنی نزدیک به دو ماه توقف در اقتصادی که بر سرعت، دیده‌شدن و جریان دائمی مخاطب بنا شده است. بخش بزرگی از جمعیت فعال در فضای مجازی (حدود ۱۰ میلیون نفر) فاقد بیمه، قرارداد و ثبت رسمی هستند. بنابراین در هیچ نموداری به‌عنوان «بیکار» دیده نمی‌شوند. این بیکاری خاموش است؛ بیکاری‌ای که نه عدد دارد، نه سطر بودجه حمایتی، و نه حتی سازوکار جبران. در بازار سنتی، شاید بتوان یک مغازه را چند هفته تعطیل کرد و دوباره بازگشت. اما در اقتصاد دیجیتال، الگوریتم‌ها حافظه کوتاه دارند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:

اقتصاد ایران در سکوت خبری فرو رفته است. نه خبری از آمار رسمی بیکاری فضای مجازی است و نه بودجه‌ای برای جبران خسارت این قشر. ۵۶ روز از قطعی اینترنت جهانی می‌گذرد و در این مدت، یک اکوسیستم کامل از کار افتاده است. از تولیدکننده محتوا گرفته تا فروشنده اینستاگرامی، از برنامه‌نویس فریلنسر تا طراح گرافیک، همه در یک صف طولانی از بلاتکلیفی ایستاده‌اند. آخرین برآوردهای رسمی پیش از بحران نشان می‌داد سهم اشتغال مستقیم فضای مجازی حدود ۱۱ درصد کل مشاغل کشور است. اما محاسبات اتاق بازرگانی از امرار معاش دست‌کم ۱۰ میلیون ایرانی حکایت داشت. یعنی تقریباً یک‌سوم جمعیت شاغل کشور، به نحوی با اقتصاد دیجیتال گره خورده بودند. حالا این چرخه عظیم، یک‌باره توقف کرده است. اثر دومینویی این بحران فراتر از خودش است. پیرامون هر صفحه پربازدید، یک اکوسیستم کامل شکل گرفته بود: فیلم‌بردار، تدوین‌گر، ادمین، پاسخ‌گوی پیام‌ها، طراح گرافیک، مشاور تبلیغات، پیک، تأمین‌کننده کالا. با قطع اینترنت جهانی، این زنجیره به‌طور همزمان فرو ریخت. اینجا یک صنف آسیب ندیده، بلکه یک شبکه کامل از بین رفته است.

نگران‌کننده‌تر از بیکاری، فرسایش سرمایه انسانی است. هزاران برنامه‌نویس، تولیدکننده محتوا، طراح وب و فروشنده آنلاین یا تعدیل شده‌اند یا به همکاری‌های موردی روی آورده‌اند. مساله فقط کاهش درآمد نیست؛ فرسایش مهارت است. بازار دیجیتال پویاست و مهارت بدون پروژه زنده نمی‌ماند. هر ماه دوری از بازار جهانی، یعنی عقب‌افتادن از استانداردها، از ابزارها و از رقابت منطقه‌ای. زنان، نخستین قربانیان این بحران هستند. برای بسیاری از آنها، اینترنت تنها امکان ورود کم‌هزینه به بازار کار بود. کسب‌وکار خانگی، مدیریت صفحات فروش، آموزش آنلاین و تولید محتوا، دریچه‌ای برای استقلال اقتصادی ایجاد کرده بود. در این ۵۶ روز، هزاران صفحه فروش پوشاک، خدمات زیبایی، آموزش و صنایع دستی عملاً از دسترس خارج شده‌اند. ایده اینترنت پرو یا دسترسی مجوزدار، در عمل نتوانست راه‌گشا باشد. اگر فروشنده دسترسی داشته باشد اما مشتری نداشته باشد، اتصال بی‌معناست. تجربه نشان داده که اعطای دسترسی محدود، نتوانسته حتی بخشی از کسب‌وکارهای خرد را احیا کند؛ زیرا مسئله اصلی «نبود مخاطب متصل» است، نه فقط «نبود اینترنت برای تولیدکننده». پرسش کلیدی این است: اگر این ۵۶ روز به ۹۰ روز یا بیشتر برسد، چه رخ می‌دهد؟ بازار کار سنتی ایران ظرفیت جذب ناگهانی میلیون‌ها شاغل دیجیتال را ندارد. موج بیکاری دیجیتال می‌تواند به افزایش اشتغال غیررسمی، مهاجرت نیروی متخصص، رشد اقتصاد زیرزمینی و تشدید نابرابری منجر شود.

فاجعه ۱۰ میلیون نفری بدون سند رسمی

بزرگ‌ترین مشکل بحران کنونی، نامرئی بودن آن در آمارهای رسمی است. افرادی که در فضای مجازی کار می‌کردند، اغلب بیمه و قرارداد نداشتند. بنابراین وزارت کار هیچ گزارشی از بیکاری آنها منتشر نمی‌کند. این یعنی در کنار نرخ رسمی بیکاری (حدود ۹ درصد)، یک «بیکاری پنهان» حدود ۱۰ میلیون نفری وجود دارد که هیچکس آن را ثبت نمی‌کند. اتاق بازرگانی ایران برآورد کرده بود که درآمد حاصل از اقتصاد دیجیتال سالانه حدود ۵۰ میلیارد دلار است. با قطع ۵۶ روزه اینترنت، تقریباً ۸ میلیارد دلار (۱۶ درصد سالانه) مستقیماً از چرخه اقتصاد حذف شده است. این رقم فقط مربوط به درآمد مستقیم فروشندگان است؛ هزینه فرصت (از دست دادن مشتریان وفادار و تخریب اعتبار برند) چند برابر این است. برای مقایسه، در دوران کرونا که کسب‌وکارهای فیزیکی تعطیل شدند، اقتصاد دیجیتال جانشین شد و رشد کرد. اما حالا برعکس، اقتصاد فیزیکال باز است، اما دیجیتال فلج شده است. این وضعیت بی‌سابقه در تاریخ اقتصادی ایران است.

بازگشت زنان به خانه

یکی از دستاوردهای مهم دهه اخیر، ورود میلیون‌ها زن به بازار کار از طریق اینترنت بود. فروشگاه‌های اینترنتی خانگی، کانال‌های تلگرامی و پیج‌های اینستاگرامی به زنان امکان می‌داد بدون نیاز به خروج از خانه، درآمدزایی کنند. این استقلال مالی، ساختار قدرت در خانواده را متعادل کرده بود. قطع ۵۶ روزه اینترنت، این دریچه را مسدود کرده است. بسیاری از این زنان مجبور شده‌اند به کارهای ناپایدار (مثل خیاطی در خانه) روی بیاورند یا کاملاً از بازار کار خارج شوند. بازگشت به وابستگی مالی برای زنانی که سال‌ها مستقل بودند، یک شکست روانی بزرگ است. در بلندمدت، این بحران می‌تواند نرخ مشارکت اقتصادی زنان را که در سال‌های اخیر رو به افزایش بود، به شدت کاهش دهد. یعنی بازگشت به وضعیت یک دهه قبل.

فرسایش سرمایه انسانی

برنامه‌نویسی و تولید محتوا مهارت‌هایی هستند که هر ماه به‌روز می‌شوند. پایتون نسخه جدید می‌دهد، الگوریتم اینستاگرام عوض می‌شود، ابزارهای هوش مصنوعی جدیدی می‌آیند. وقتی یک متخصص ایرانی ۵۶ روز از این جریان دور باشد، عملاً از رقابت با همتایان هندی، ترکیه‌ای و پاکستانی خود عقب می‌افتد. برای مثال، یک برنامه‌نویس وب که روی پروژه فریلنسری کار می‌کرد، حالا دیگر دسترسی به سرورهای خارجی ندارد. او نمی‌تواند به‌روزرسانی‌های امنیتی را نصب کند و مشتریان خارجی را از دست داده است. حتی اگر فردا اینترنت بازگردد، آنها به کارفرمایان جدید روی آورده‌اند. این فرسایش مهارت، یک سرمایه ملی است که به آرامی در حال نابودی است. هزینه بازسازی آن، کمتر از ساختن یک نیروگاه اتمی نیست.

تحلیل زنجیره تأمین و اقتصاد شبکه‌ای

تصور کنید یک فروشنده لباس در اینستاگرام دارید. او نیاز به عکاس، مدل، ادمین، طراح گرافیک، تولیدکننده محتوا برای تبلیغات، مشاور سئو، تولیدکننده پارچه، خیاط و پیک موتوری دارد. قطع اینترنت، تمام این ۱۰ شغل را یک‌جا از کار انداخت. اینجا بحث یک صنف نیست؛ فروپاشی یک خوشه اقتصادی است. در اقتصاد شبکه‌ای، ارزش کل از جمع ارزش تک تک اعضا بیشتر است. برعکس، در فروپاشی، خسارت وارد بر شبکه به مراتب بیشتر از جمع خسارت اعضای آن است. بنابراین، خسارت واقعی قطع اینترنت بسیار بیشتر از ۸ میلیارد دلار برآورد می‌شود. یکی از نشانه‌های این فروپاشی، نابودی مشاغل پشتیبانی (مثل پیک‌های اینترنتی) است. آنها هم سفارش ندارند، چون فروشنده‌ای نیست که کالایی بفروشد.

سناریوهای بازگشت

  1. سناریوی نخست (خوش‌بینانه)

    بازگشت کامل اینترنت تا دو هفته آینده. در این صورت، حدود ۶۰ درصد از کسب‌وکارها می‌توانند احیا شوند. اما ۴۰ درصد (به ویژه کسب‌وکارهای نوپا) به دلیل از دست دادن مخاطب و اعتبار، دیگر باز نمی‌گردند.
  2. سناریوی دوم (واقع‌بینانه)

    بازگشت تدریجی طی یک ماه. در این حالت، تنها ۳۰ درصد کسب‌وکارها دوام می‌آورند. بخش بزرگی از نیروی کار مجبور به مهاجرت شغلی به مشاغل کاذب (دستفروشی، حمل بار غیرمجاز و...) می‌شوند.
  3. سناریوی سوم (بدبینانه)

    ادامه این وضعیت برای ۳ ماه دیگر. در این صورت، اقتصاد دیجیتال ایران عملاً از نو باید ساخته شود. ساختارهای قبلی (کانال‌های تلگرامی، پیج‌های اینستاگرامی) کاملاً از بین رفته و جای خود را به رقبای خارجی داده‌اند. جبران این خسارت حداقل ۵ سال طول خواهد کشید.
https://www.asianewsiran.com/u/iIS
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
محمد
۱۴۰۵/۰۲/۰۷
0
0
0

اینترنت پرو، یک نوع کلاه گذاشتن و خیانت به مردم ایران هست،!! خواشمندم، کسانی که این طرح رو دادن ، بازخواست و دادگاهی بشن.اگه فقط نیت فقط چاپیدن مردم بود باز هم ایرادی نداشت، اما این کار خیانت و ضربه به امنیت ایران است! چراکه مثلا بنده، در بورس خارحی کار می کنم و درآمد کسب می کنم، اما جزء هیچ‌نهادی و‌هیچ شرکتی نیستم، پس به ناچار چون به من تعلق نمی گیرد، باید به دنبال اینترنت، غیرمجاز ،نظیر استارلینگ باشم، و چون هم به لحاظ وابستکی انسان امروز به اینترنت، و هم به لحاظ درآمد و نیاز مبرم، به آن نیاز دارم، پس ترسی از زندان یا هر برخورد دیگری نداذم و آن را به جان و دل می خرم.!! درست چیزی شبیه ماهواره است و مسلمان، کسی که چنین پیشنهاداتی می دهد، فکر ان را از قبل کرده!! داشتن ماهواره ممنوع است،مگر برای اساتید و شرکت های دولتی و غیره، اما در نهایت مردم به اجبار و ناچار، از هر راهی ان را بدست آورده و نگران زندانی شدن هم نیستند.!! و در حال حاظر هم داشتن ماهواره عادی شده!! تورا به خدا نه با مردم بازی سیاسی کنید و‌نه به مردم خیانت!!اینترنت باید برای همه باشد،چون جزئی از زندگی است، مثل کتاب و ساعت.


تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید