چهارشنبه / ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۲:۵۳
کد خبر: 37945
گزارشگر: 548
۴۱
۰
۰
۱
پایان کوارتر آخر زندگی استاد فقید در ۸۱ سالگی

عنایت آتشی، صدای ماندگار بسکتبال ایران، درگذشت

عنایت آتشی، صدای ماندگار بسکتبال ایران، درگذشت
عنایت‌الله آتشی، پیشکسوت سرشناس و صدای ماندگار بسکتبال ایران، امروز در ۸۱ سالگی و پس از مدتها تحمل بیماری سرطان، در بیمارستان جم تهران دار فانی را وداع گفت؛ مردی که سال‌ها با گزارش‌های دلنشین خود، تزیین‌کننده لحظات بزرگ بسکتبال ایران از جمله قهرمانی در آسیا، حضور در المپیک و جام جهانی بود. آتشی که فعالیت خود را از سال‌های دور به عنوان بازیکن آغاز کرد، سپس به مربیگری باشگاه‌های بزرگی چون تاج، پیکان، دانشگاه آزاد و پرسپولیس پرداخت و از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۰ هدایت تیم ملی بزرگسالان ایران را بر عهده داشت، اما آنچه او را در اذهان عمومی ماندگار کرد، صدای بی‌نظیر و گزارش‌های جذابش از مسابقات بسکتبال بود. او همراه با منصور پورحیدری مانع انحلال باشگاه تاج شد و نام «استقلال» را برای این باشگاه پیشنهاد داد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:

امروز دنیای ورزش ایران یکبار دیگر ایستاد. سوت پایان کوارتر آخر زندگی عنایت‌الله آتشی، پیشکسوت بی‌بدیل بسکتبال ایران، در بیمارستان جم تهران به صدا درآمد و یکی از ماندگارترین چهره‌های این رشته، از قطار زندگی دنیوی پیاده شد. صدای دلنشین و لحن گیرای او که سال‌ها نقطه تلاقی با بازی‌های مختلف بسکتبال بود، حالا در خاطره‌ها جا خوش کرده است. از برنامه «بسکتبال نوین» چند دهه پیش تا گزارش مسابقات حساس NBA و از قهرمانی‌های تاریخی تیم ملی در جام ملت‌های آسیا تا حضور در المپیک و جام جهانی.

عنایت‌الله آتشی فقط یک گزارشگر نبود؛ او یک «استاد تمام» بود. فعالیت تمام‌وقت در سه عرصه بازیکن، مربی و گزارشگر، از او چهره‌ای چندبعدی و کم‌نظیر ساخته بود که کمتر کسی در تاریخ ورزش ایران توانسته چنین نقشی را ایفا کند. شاید بسیاری از بسکتبال دوستان امروز نسل جوان، او را فقط با صدای بی‌بدیلش بشناسند، اما آتشی فراتر از میکروفون بود. او سرمربی تیم ملی بزرگسالان ایران از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۰ بود، دوره‌های مربیگری را در آمریکا گذراند و هدایت باشگاه‌های بزرگی چون تاج، پیکان، دانشگاه آزاد و پرسپولیس را در کارنامه داشت. شاید کمتر کسی بداند که او از پایه‌گذاران تیم بسکتبال زنان تاج در سال‌های پیش از انقلاب بود. و شاید کمتر کسی بداند که نام «استقلال» به جای «تاج»، با پیشنهاد مستقیم او و همراهی منصور پورحیدری انتخاب شد. به قلم خود او باید نوشت: آتشی در حال گردآوری و تدوین کتابی درباره تاریخچه لیگ بسکتبال ایران بود، اما بیماری سرطان فرصت این کار را از او گرفت و کتاب ناتمام ماند. آرزوی دیرینه‌ای که هیچ‌گاه به پایان نرسید.

او در گوشه‌ای دنج و رنگی از ذهن دوستداران بسکتبال جا خوش کرده است؛ همان «منطقه رنگی» زمین بسکتبال که اوج هنرنمایی نام‌های بزرگ است. منطقه‌ای که آتشی سال‌ها در آن جولان داد. امروز اگرچه تصویر عنایت‌الله آتشی در قاب‌های عکس، سیاه و سفید می‌شود، اما نام او در صندوقچه همیشه رنگی و جذاب ورزش کشورمان، دست نخورده باقی خواهد ماند. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

سه‌بعدی بودن یک چهره؛ از بازیکن و مربی تا گزارشگر

آنچه عنایت آتشی را در تاریخ ورزش ایران به چهره‌ای منحصربه‌فرد تبدیل کرده، حضور فعال و تأثیرگذار او در سه نقش متفاوت اما مرتبط است. او نخست یک بازیکن بود؛ بازیکنی که در سال‌های دور برای تیم‌های مطرحی چون تاج به میدان رفت. اما زمانی که پاهایش دیگر توان دویدن نداشت، به سمت مربیگری رفت و در این عرصه نیز درخشان ظاهر شد. هدایت تیم ملی بزرگسالان ایران به مدت ۹ سال (۱۳۶۱ تا ۱۳۷۰) و حضور در باشگاه‌های بزرگی چون پیکان، دانشگاه آزاد و پرسپولیس، نشان از دانش فنی بالای او داشت. اما وجه سوم و ماندگارتر شخصیت آتشی، گزارشگری بود. او نه یک گزارشگر معمولی، که یک هنرمند بود. لحن گیرا، تسلط بر قوانین و جزئیات فنی بسکتبال، و توانایی انتقال هیجان بازی به شنونده، او را به «صدای اول بسکتبال ایران» تبدیل کرده بود. نسل‌های مختلف بسکتبال‌دوست، از دهه پنجاه تا همین سال‌های اخیر، خاطرات شیرین خود را با صدای او گره زده‌اند. کمتر کسی توانسته در یک رشته ورزشی هر سه نقش را در بالاترین سطح ممکن ایفا کند. به جرأت می‌توان گفت عنایت آتشی تنها یک گزارشگر نبود، بلکه «مفسر احساسات» یک نسل بود. کسانی که مسابقات حساس تیم ملی در جام ملت‌های آسیا یا دیدارهای ماندگار NBA را با صدای او شنیده‌اند، هیچ‌گاه آن لحظات را فراموش نخواهند کرد. او زبان بسکتبال را به مردم ایران آموخت و بسکتبال را از یک ورزش گمنام به یکی از محبوب‌ترین رشته‌های تیمی کشور تبدیل کرد.

منطقه رنگی ذهن بسکتبالی‌ها؛ تشبیهی که به جا ماند

یکی از جذاب‌ترین تشبیهات درباره عنایت آتشی، نسبتی است که او با «منطقه رنگی» زمین بسکتبال پیدا کرده است. در بسکتبال، «منطقه رنگی» به محدوده‌ای نزدیک به حلقه می‌گویند که پرتنش‌ترین و حیاتی‌ترین صحنه‌های بازی در آن رخ می‌دهد؛ منطقه‌ای که اوج هنرنمایی ستاره‌ها در آن رقم می‌خورد. آتشی نیز در ذهن بسکتبالی‌های ایرانی، همین جایگاه را دارد. او در آن «منطقه رنگی» خاطره‌ها جا خوش کرده است. این تشبیه از چند جهت دقیق و عمیق است. نخست آنکه آتشی همیشه در حساسترین لحظات حضور داشت؛ لحظاتی که تیم ملی در آستانه قهرمانی در آسیا بود یا دیدارهای حساس المپیک و جام جهانی را گزارش می‌کرد. دوم آنکه او خود بخشی از «منطقه رنگی» تاریخ بسکتبال ایران است؛ منطقه‌ای که قهرمانان بزرگی در آن درخشیده‌اند و آتشی صدای آنها بوده است. امروز که او رفت، این منطقه رنگی بی‌نقش‌تر از قبل نشده است. بلکه نام او در آن منطقه، برای همیشه ماندگار شد. کافی است یک بسکتبالی قدیمی چشمانش را ببندد و صدای گزارش یک بازی تاریخی را در ذهنش مرور کند. باز هم آن صدا، صدای عنایت آتشی خواهد بود. صندوقچه رنگی بسکتبال ایران، حالا یک تصویر سیاه‌وسفید دیگر هم دارد، اما تصویری که هرگز رنگ نمی‌بازد.

نام‌گذار استقلال و ناجی تاج؛ فراتر از مستطیل نارنجی

شاید برای بسیاری از فوتبالی‌ها نیز جالب باشد بدانند کسی که نام باشگاه استقلال را بر روی این تیم گذاشت، یک بسکتبالی بود. ماجرا برمی‌گردد به سال‌های پس از انقلاب که بحث انحلال باشگاه تاج به طور جدی مطرح بود. عنایت آتشی به همراه منصور پورحیدری (اسطوره فقید فوتبال ایران)، با تلاش بی‌وقفه خود مانع از این انحلال شدند و عملاً جان یک نهاد ورزشی عظیم را نجات دادند. اما نقش آتشی به همین جا ختم نشد. پس از آن که تیم از مرگ حتمی نجات یافت، نیاز به یک نام جدید بود. نام «تاج» دیگر قابل استفاده نبود. آتشی بود که نام «استقلال» را پیشنهاد داد و پورحیدری نیز از آن حمایت کرد. این نام ماندگار شد تا امروز یکی از محبوب‌ترین و پرافتخارترین باشگاه‌های ایران و آسیا رسماً با پیشنهاد یک بسکتبالی متولد شود. این ماجرا نشان از عمق نفوذ و شخصیت اجتماعی آتشی دارد. او نه فقط در زمین بسکتبال و جایگاه گزارشگری، که در لابی‌های پشت صحنه ورزش ایران نیز فردی تأثیرگذار بود. ارتباط خوب او با رؤسای وقت فدراسیون‌ها و شخصیت‌های ورزشی، این امکان را به او می‌داد که در بحرانی‌ترین لحظات، تصمیم‌گیری‌های بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد. فداکاری او برای نجات تاج، شاید یکی از بزرگترین خدمات یک ورزشکار به یک باشگاه در تاریخ ورزش ایران باشد که متأسفانه کمتر به آن پرداخته شده است.

کتاب ناتمام آرزوها و میراث مکتوب از دست رفته

عنایت آتشی در سال‌های پایانی عمر، مشغول گردآوری و تدوین کتابی درباره تاریخچه لیگ بسکتبال ایران بود. این کتاب می‌توانست یک سند تاریخی و مرجع ارزشمند برای نسل‌های آینده باشد؛ مجموعه‌ای از خاطرات، داده‌ها، آمار و تحلیل‌های یک شاهد عینی که چندین دهه از نزدیک شاهد تحولات بسکتبال ایران بود. اما بیماری سرطان فرصت این کار را از او گرفت. آرزویی که هیچ‌گاه به پایان نرسید و کتاب ناتمام ماند. این یک فاجعه فرهنگی برای بسکتبال ایران است. چه کسی قرار است حالا جای خالی یک راوی آگاه و دلسوز را برای نوشتن تاریخ شفاهی بسکتبال پر کند؟ با رفتن آتشی، بخش بزرگی از اسناد و خاطرات نانوشته بسکتبال ایران نیز از دست رفت. امید می‌رود فدراسیون بسکتبال یا یکی از نهادهای فرهنگی، هرچه سریع‌تر نسبت به جمع‌آوری و تدوین یادداشت‌ها و نوارهای باقی‌مانده از آتشی اقدام کند. شاید هنوز بتوان بخشی از آن کتاب ناتمام را از دل مقالات، مصاحبه‌ها و خاطرات پراکنده او استخراج کرد. اما هر روز که می‌گذرد، میراث مکتوب او کمرنگ‌تر می‌شود. شاید بزرگترین ادای دین به این استاد فقید، زنده نگه داشتن نام او از طریق تکمیل پروژه ناتمامش با استفاده از داشته‌های به جای مانده باشد.

واکنش‌ها و جایگاه آتشی در میان نسل‌های مختلف بسکتبال ایران

خبر درگذشت عنایت آتشی، موجی از اندوه و دلتنگی را در میان جامعه ورزش ایران، به ویژه اهالی بسکتبال، ایجاد کرده است. از پیشکسوتان هم‌دوره او گرفته تا نسل جوانی که او را فقط با صدای گزارش‌های NBA یا مسابقات تیم ملی می‌شناختند، همه در غم از دست دادن یک دوست قدیمی و یک معلم دلسوز شریک هستند. شبکه‌های اجتماعی بسکتبال‌دستان، از دقایق اولیه انتشار خبر، پر شد از دلنوشته‌ها و خاطرات شنیدنی از آتشی. آنچه در این دلنوشته‌ها تکرار می‌شود، اشاره به «اخلاق مداری»، «دلسوزی برای بسکتبال» و «صدای بی‌نظیر» است. خیلی‌ها نوشته‌اند: «ما بسکتبال را با صدای او دوست داشتیم.» یا «هر وقت صدای او را می‌شنیدیم، می‌فهمیدیم یک بازی بزرگ در پیش است.» این یعنی آتشی برای یک نسل تمام، تداعی‌کننده هیجان و زیبایی بسکتبال بود. او خودش یک نماد بود. اما نکته تأمل‌برانگیز دیگر، نبود یک جانشین واقعی برای او در عرصه گزارشگری بسکتبال است. نسل جدید گزارشگران، هرکدام به نوعی تلاش کرده‌اند سبک او را ادامه دهند، اما هیچ‌کس نتوانسته آن حس و حال خاص «آقای صدای بسکتبال» را تکرار کند. با رفتن آتشی، بسکتبال ایران یتیم شد. اما نام او در «منطقه رنگی» ذهن بسکتبالی‌ها، برای همیشه ماندگار خواهد ماند. روحش شاد و یادش گرامی. او در قطار تاریخ ورزش ایران، صندلی درجه یکی دارد که هیچ‌گاه خالی نخواهد شد.

آسیانیوز ایران(روزنامه آسیا سابق)، درگذشت این عزیز گرانسنگ را

به خانواده محترم ایشان، و تمامی هنردوستان ایران زمین، تسلیت گفته

و آرزوی صبر برای بازماندگان محترم ایشان دارد.

یادش گرامی؛

https://www.asianewsiran.com/u/iJu
اخبار مرتبط
امشب فوتبال اروپا و رومانی یکی از سیاه‌ترین شب‌های خود را پشت سر می‌گذارد. میرچا لوچسکو، سرمربی افسانه‌ای که نامش با جام‌ها و افتخارات بی‌شمار گره خورده بود، در سن ۸۰ سالگی در بیمارستان دانشگاهی بخارست درگذشت. لوچسکو که در روزهای گذشته به دلیل سکته قلبی در بخش مراقبت‌های ویژه بستری بود، علیرغم تلاش پزشکان نتوانست از این بحران جان سالم به در ببرد و در نهایت دنیا و به خصوص دنیای فوتبال را با کوله‌باری از خاطرات باشکوه ترک کرد.
هفدهم دی‌ماه، پنجاه و هشتمین سالگرد درگذشت غلامرضا تختی، قهرمان افسانه‌ای کشتی ایران است. تختی که زندگی‌اش تلفیقی از قهرمانی ورزشی، مردم‌داری و مبارزه سیاسی بود، در ۱۸ دی‌ماه ۱۳۴۶ در هتل آتلانتیک تهران درگذشت. وی نخستین کشتی‌گیر ایرانی بود که در سه المپیک مختلف مدال آورد و اولین طلای المپیک تاریخ ایران را همراه امامعلی حبیبی در ۱۹۵۶ ملبورن به دست آورد. تختی علاوه بر افتخارات ورزشی، به دلیل اخلاق، تواضع و کمک‌های فراوان به نیازمندان در دل مردم جاودانه شد. مرگ وی در اوج محبوبیت، که با شائبه خودکشی و نیز احتمال دخالت ساواک همراه بود، هنوز پس از دهه‌ها در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است.
جهان‌پهلوان رسول خادم، قهرمان افسانه‌ای کشتی ایران، در واکنش به درگذشت بهرام بیضایی در پستی اینستاگرامی نوشت: «مردی که نان به نرخ روز نخورد و پای باورهای خودش ایستاد.» خادم در ادامه افزود: «با حسرت هزاران حرف نگفته، بر دل او و بر دل ما، بهرام بیضایی رفت.» این پیام همدردی از سوی اسطوره ورزش ایران، نشان از جایگاه والای بیضایی در میان همه فرهیختگان کشور دارد. بهرام بیضایی، کارگردان و نویسنده برجسته ایرانی، در ۵ دی‌ماه ۱۴۰۴ و در سالروز تولد ۸۷ سالگی‌اش درگذشت.
محمد منصوری، قهرمان پیشکسوت جوجیتسو و ام‌ام‌ای ایران، صبح سوم دی در چهل سالگی درگذشت. او مدتی طولانی با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد. منصوری با بیش از ده سال عضویت در تیم‌های ملی، دارای سابقه قهرمانی کشور و کسب مقام در مسابقات آسیایی بود. وی سابقه سرمربیگری تیم ملی ام‌ام‌ای جوانان و مربیگری تیم ملی جوجیتسو را نیز در کارنامه داشت. این قهرمان ورزشی در سال‌های اخیر در عرصه هنر نیز فعال بود و در سریال «وحشی» و چند اثر دیگر به ایفای نقش پرداخته بود.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید