آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
در روزهای پایانی مارس ۲۰۲۶، خبری غیرمنتظره ایران را تکان داد: پس از ماهها درگیری نظامی بین ایران و نیروهای آمریکایی-اسرائیلی در خاک کشور، ناگهان بارانهای سیلآوری سراسر فلات ایران را فراگرفت. دریاچه ارومیه که تا آستانه مرگ خشکیده بود، در عرض تنها چند هفته پنج برابر شد و سدهای سراسر کشور سرریز کردند. اما درست در میانه شعف عمومی از بازگشت باران، شبههای عجیب در فضای مجازی و میان برخی مردم عادی شکل گرفت:
«آمریکا و اسرائیل با رادارهای قدرتمند خود در پایگاههای نظامی کویت، بحرین، قطر و امارات، جلوی بارش در ایران را میگرفتند. حالا که این رادارها در جنگ نابود شدهاند، بارش به حالت نرمال بازگشته است!» حتی روایت معکوس آن هم دهان به دهان میچرخید: «خود رادارهای ایرانی سپاه پاسداران، باعث خشکسالی بودند و با آسیب دیدنشان در جنگ، باران برگشت!»
این مقاله با زبانی ساده اما مستدل نشان میدهد که چرا این ادعاها نه تنها علمی نیستند، بلکه در رده همان افسانههای تاریخیای قرار میگیرند که در سال ۱۹۸۰ درباره سقوط هواپیماهای آمریکایی در طبس مطرح شدند. در آن زمان هم گفته میشد «لیزر شوروی» هواپیماها را ساقط کردهاست. حالا در ۲۰۲۶، همان الگوی فکری تنها قالب خود را عوض کرده است.
ماجرای طبس و درس تاریخ (آوریل ۱۹۸۰)
در عملیات موسوم به «پنجه عقاب»، نیروهای ویژه آمریکا قصد داشتند ۵۳ گروگان سفارت را از تهران آزاد کنند. اما در صحرای طبس، طوفان ناگهانی شن به هواپیماها و هلیکوپترها آسیب زد و مأموریت به فاجعه انجامید. هشت سرباز آمریکایی کشته و چندین هواپیما منهدم شدند. بلافاصله در ایران و حتی برخی رسانههای خارجی شایعهای منتشر شد: «این طوفان طبیعی نبود، شوروی با یک سلاح لیزری پیشرفته و از فاصله هزاران کیلومتری، هواپیماها را ساقط کرد!» اما بررسیهای بعدی نشان داد که: در سال ۱۹۸۰، هیچ کشوری توانایی ساخت لیزر هوابرد با قدرت تخریب فیزیکی از آن فاصله را نداشت! نه شوروی و نه آمریکا.
ایستگاههای هواشناسی منطقه نیز وقوع یک طوفان شن کاملاً طبیعی را تأیید کردند. اگر لیزر وجود داشت، آثاری از سوختگی حرارتی روی قطعات باقی میماند که هرگز یافت نشد. با این حال، این افسانه برای سالها باقی ماند، زیرا ذهن انسان به دنبال علتهای جادویی و فناورانه برای رویدادهای تصادفی میگردد. حالا در سال ۲۰۲۶، عیناً همان الگو را میبینیم: مردم نمیتوانند بپذیرند که یک سامانه بارشی ساده مدیترانهای باعث باران شده است. باید یک «دشمن فناور» پیدا کنیم که قبلاً جلوی باران را میگرفت و حالا نابود شده است.
رادارها در برابر ابرها: نبرد یک مورچه با یک اژدها
رادار چیست و چه قدرتی دارد؟
رادار (Radar) دستگاهی است که با فرستادن امواج رادیویی و دریافت انعکاس آنها، موقعیت اجسام را تشخیص میدهد. قدرتمندترین رادارهای نظامی دنیا، توانی در حدود چند مگاوات پیک دارند (که به طور میانگین بسیار کمتر است).
یک سامانه جوی چه قدرتی دارد؟
یک ابر بارانزا با ابعاد ۱۰×۱۰ کیلومتر، انرژیای معادل چندین بمب اتمی هیروشیما را در خود حمل میکند و در هر ثانیه میلیونها لیتر آب را جابهجا میکند. انرژی حرارتی و دینامیکی یک طوفان متوسط، حدود ۱۰⁶ تا ۱۰⁷ ژول بر ثانیه (وات) تخمین زده میشود. این یعنی انرژی یک طوفان، میلیونها برابر خروجی یک رادار است. تشبیه ساده: تصور کنید یک پشه بخواهد با بال زدن، مسیر یک قطار ۱۰۰۰ تنی را تغییر دهد. این دقیقاً نسبت انرژی رادار به سامانه جوی است.
مکانیسم فیزیکی باران
باران زمانی شکل میگیرد که بخار آب موجود در هوا روی ذرات معلق (گرد و غبار، نمک، دوده) متمرکز شده و قطرات آنقدر بزرگ شوند که سنگینی آنها بر نیروی بالابرنده هوا غلبه کند. رادارها امواج الکترومغناطیسی با فرکانس رادیویی ساطع میکنند. این امواج غیر یونیزان هستند و توانایی گرم کردن ذرات آب یا تغییر فاز آنها را ندارند. برای تغییر وضعیت یک ابر، باید دمای آن را در حجم عظیم تغییر داد – کاری که رادار از عهده آن برنمیآید. حتی در سال ۲۰۲۶، بزرگترین لیزرهای جهان (مانند لیزر ملی احتراق در آمریکا) که برای همجوشی هستهای ساخته شدهاند، با انرژی ۲ مگاژول در یک نانوثانیه کار میکنند – این انرژی معادل گرم کردن یک فنجان قهوه است، نه یک ابر.
اگر رادارها میتوانستند جلوی باران را بگیرند...
برای آنکه پوچ بودن این ادعا روشنتر شود، از یک روش ساده استفاده میکنیم: کاهش به محال (Reductio ad absurdum).
چرا کشورهای حاشیه خلیج فارس که رادارهای پیشرفته تری دارند، هر سال سیل میشوند؟
عربستان سعودی، امارات، کویت و قطر جزو پیشرفتهترین شبکههای راداری جهان را دارند – هم رادارهای هواشناسی، هم رادارهای نظامی ساخت آمریکا، فرانسه و چین. اگر رادارها میتوانستند جلوی بارش را بگیرند، هیچ وقت نباید در دبی و دوحه سیل ویرانگر رخ دهد. در سالهای اخیر، سیلهای مرگباری در جده (۲۰۱۹)، دبی (۲۰۲۲) و دوحه (۲۰۲۵) باعث کشته شدن دهها نفر شد. چرا آن رادارها از بارش جلوگیری نکردند؟
اگر رادار ایرانی عامل خشکسالی بود، چرا تنها ایران خشک بود؟
فلات ایران بخشی از منطقه وسیع خاورمیانه است. در سالهای خشکسالی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵، در عراق، سوریه، افغانستان و پاکستان هم خشکسالی شدید حاکم بود. آیا یعنی رادارهای ایرانی روی کل این منطقه تأثیر میگذاشت؟ و اگر چنین بود، چرا با از کار افتادن فرضی رادارها در جنگ ۲۰۲۶، بارش فقط در ایران افزایش یافت و عراق و پاکستان تغییر محسوسی نداشتند؟
یک آزمایش واقعی: پروژه «باروری ابرها» در امارات
امارات سالانه میلیونها دلار برای باروری ابرها (با استفاده از مواد شیمیایی مانند یدید نقره) هزینه میکند. این روش حداکثر ۱۵-۲۰ درصد افزایش بارش در مناطق کوچک و مشخص ایجاد میکند. اما هیچ کس در جهان ادعا نمیکند که میتوان با رادار بارش را متوقف کرد. اگر چنین توانی وجود داشت، کشورهای دچار خشکسالی آفریقا و خاورمیانه مدت ها پیش از آن استفاده میکردند.
چرا این افسانه باورپذیر جلوه میکند؟ (روانشناسی شبهه)
خطای پسچندینرویدادی (Post hoc ergo propter hoc)
ذهن انسان به شدت به دنبال الگو و علیت است. وقتی رویداد A (جنگ و نابودی رادارها) تقریباً همزمان با رویداد B (بارش شدید) رخ میدهد، تمایل داریم بگوییم «A علت B بوده»، حتی اگر هیچ ارتباط مکانیکی بین آن ها نباشد. مثال تاریخی دیگر: در اروپای قرون وسطی، هر بار که زلزلهای میآمد، مردم کلیساها را مقصر میدانستند چون زنگهای کلیسا پیش از زلزله به صدا درآمده بودند. در حالی که هر دو معلول یک پدیده سوم (فشار زمینساختی) بودند!
نیاز به دشمنی توانا
در شرایط جنگی، مردم نیاز دارند باور کنند که دشمن «ابزارهای مخفی و ترسناک» دارد. این باور هم تهدید را بزرگ میکند (که جنگ را موجه میسازد) و هم شکست دشمن را شیرینتر. افسانه لیزر شوروی در طبس، افسانه رادارهای آمریکا در ۲۰۲۶ – هر دو حاصل همین نیاز روانشناختی هستند.
رسانههای اجتماعی و چرخش سریع شبهات
در سال ۲۰۲۶، سرعت انتشار شبهات در شبکههای اجتماعی مانند تیکتاک، تلگرام و توییتر (X) به حدی است که بیانیههای رسمی سازمان هواشناسی هم دیر میرسد. یک کلیپ ۳۰ ثانیهای با عنوان «راز بارانهای ۲۰۲۶: رادارهای صهیونیستی نابود شدند!» میلیونها بازدید میکند و اصلاح آن هفتهها طول میکشد.
اجماع علمی و بیانیه سازمان هواشناسی ایران
در ۵ آوریل ۲۰۲۶، سازمان هواشناسی ایران ناچار به انتشار بیانیهای قاطع شد که متن کامل آن به این شرح است:
«رادارهای هواشناسی و نظامی توانایی و امکان تغییر اقلیم، کاهش و یا افزایش بارش را در مقیاس هواشناسی ندارند. بر اساس مستندات سازمانهای معتبر بینالمللی (سازمان جهانی هواشناسی WMO، پنل بینالدولی تغییر اقلیم IPCC، و اتحادیه بینالمللی فیزیک خالص و کاربردی IUPAP) هیچ مدرک علمی معتبری وجود ندارد که نشان دهد رادارها یا امواج مایکروویو بتوانند بارش یا آب و هوا را تغییر دهند. بارشهای اخیر نتیجه طبیعی همگرایی جریانات مدیترانهای، سودانی و دریای سرخ بوده است که در اواخر زمستان و اوایل بهار ۲۰۲۶ رخ داد.» این بیانیه سه منبع معتبر جهانی را ذکر کرده تا امکان رد آن وجود نداشته باشد. علاوه بر این، گزارشهای ماهوارهای NOAA (اداره ملی اقیانوسی و جوی آمریکا) نشان میدهد که در مارس ۲۰۲۶، یک سامانه بادهای غربی بسیار قوی (Western Disturbance) از مدیترانه شرقی به سمت ایران وارد شده و با توده هوای گرم خلیج فارس برخورد کرده است – دقیقاً همان الگوی کلاسیک بارشهای بهاری فلات ایران.
چسبیدن به واقعیت به جای داستانسرایی!
- نکته اول: نه در ۱۹۸۰ و نه در ۲۰۲۶، هیچ سلاح لیزری یا راداری با توان تغییر آب و هوای یک منطقه وجود نداشته و ندارد. در ۲۰۲۶ نیز پیشرفتهترین فناوریهای شناخته شده نمیتوانند جوی به وسعت صدها کیلومتر را تحت تأثیر قرار دهند. اگر چنین توانی وجود داشت، ایران در دوران جنگ تحمیلی یا آمریکا در جنگهای عراق و افغانستان از آن استفاده میکردند.
- نکته دوم: دریاچه ارومیه و سدهای ایران در بهار ۲۰۲۶ به دلیل یک الگوی طبیعی بارشی احیا شدند، نه به خاطر نابودی رادارها. هواشناسی پدیدهای با حافظه کوتاه است؛ خشکسالیهای بلندمدت گاه با یک سامانه بارشی سیلآور شکسته میشوند.
- نکته سوم: درس تاریخ این است:
- در ۱۹۸۰، افسانه «لیزر شوروی» ساخته شد.
- در ۲۰۲۶، افسانه «رادارهای آمریکا» ساخته شده.
- در ۲۰۵۰، افسانه دیگری ساخته خواهد شد – مگر اینکه به مردم بیاموزیم چگونه علیت واقعی را از تصادف و همزمانی تشخیص دهند.
پس اگر باز هم چنین شبههای شنیدید، یک سوال ساده بپرسید: «آیا میشود با یک چراغ قوه (رادار) جلوی سیل (ابری با انرژی میلیونها بمب اتمی) را گرفت؟ اگر نه، پس این ادعا کودکانه بیش نیست.»