آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعي:
شب ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساکنان تهران و کرج یکی از پرلرزشترین شبهای سال را تجربه کردند. از ساعت ۲۰:۴۱ تا ۰۵:۵۷ بامداد، هشت زمینلرزه متوالی شرق تهران و حوالی پردیس را لرزاند. بزرگترین این زلزلهها با بزرگی ۴.۶ در ساعت ۲۳:۴۶ رخ داد و پس از آن یک زلزله ۴.۰ در ساعت ۰۰:۲۶ بامداد و شش پسلرزه دیگر با بزرگی ۲.۶ تا ۳.۳ ثبت شد. این رویداد، بار دیگر زنگ خطر لرزهخیزی پایتخت را به صدا درآورد. محل وقوع این زمینلرزهها در محل تلاقی دو گسل مهم و فعال تهران است: گسل «مشا» و گسل «شمال تهران». منطقه پردیس و لواسانات دقیقاً در نقطه اتصال این دو گسل قرار دارد. گسل مشا با طول حدود ۱۷۰ تا ۲۰۰ کیلومتر (از آبیک تا فیروزکوه) قادر به تولید زلزلههایی تا بزرگی ۷.۸ ریشتر است. گسل شمال تهران نیز که از شمال پایتخت عبور میکند، پتانسیل زلزلهای تا ۷.۵ ریشتر را دارد. زلزلههای اخیر، هرچند متوسط و کوچک بودند، اما یادآور این واقعیت هستند که تهران روی یک منطقه بسیار فعال لرزهای بنا شده است.
این زلزلهها نشانه تغییر روند لرزهخیزی منطقه محسوب نمیشوند، اما تداوم زمینلرزههای کوچک و متوسط در شرق تهران، نشاندهنده تجمع تنش در ساختارهای زمینساختی منطقه است. به عبارت دیگر، انرژی در طول گسلها ذخیره میشود و رها شدن تدریجی آن به صورت زلزلههای کوچک، خبر از رها شدن ناگهانی و بزرگ در آینده نمیدهد، اما نمیتوان احتمال وقوع زلزله بزرگ را رد کرد. یکی از نگرانکنندهترین نکات، وضعیت «بافت فرسوده» و «کیفیت ساختوساز» در تهران است. طبق آمار، حدود ۲۵۰ هزار پلاک در بافتهای متراکم و ناپایدار تهران وجود دارد که تابآوری آنها برای زلزلههای بیش از ۵.۵ ریشتر تضمینشده نیست. همچنین شبکه گاز تهران به عنوان «پاشنه آشیل» پایتخت شناخته میشود. در صورت وقوع زلزله بزرگ (بیش از ۶.۵ ریشتر)، شکستگی لولههای گاز میتواند باعث آتشسوزیهای گسترده و غیرقابل کنترلی شود که در کنار انسداد معابر، امدادرسانی را تقریباً غیرممکن میکند.
مناطق مختلف تهران از نظر خطر زلزله به سه دسته تقسیم میشوند: مناطق با خطر مستقیم گسلش (مناطق ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۲۱ و ۲۲) که روی حریم گسلهای اصلی قرار دارند و در صورت زلزله شدید، احتمال تخریب گسترده در آنها وجود دارد. مناطق با بافت فرسوده و تراکم جمعیت بالا (مناطق ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۴، ۱۷ و ۱۸) که به دلیل معابر تنگ، ساختمانهای قدیمی و دشواری امدادرسانی، جزو پهنههای بسیار پرخطر محسوب میشوند. و مناطق دارای خاک نرم و فرونشست زمین (مناطق ۱۶ تا ۲۰) که به دلیل وجود رسوبات آبرفتی، تشدید امواج لرزهای (اثر ساختگاه) در آنها رخ میدهد و حتی ساختمانهای نوساز غیراستاندارد را نیز تهدید میکند.
مسئله «اثر ساختگاه» (Site Effect) یکی از مهمترین عواملی است که شدت تخریب زلزله را در جنوب و شرق تهران افزایش میدهد. دشتهای جنوب و شرق تهران از رسوبات نرم و سست (خاک آبرفتی) پوشیده شده است. هنگامی که امواج لرزهای از سنگ بستر سخت به این رسوبات نرم وارد میشوند، سرعت آنها کاهش یافته و دامنه (شتاب) آنها افزایش مییابد. این پدیده میتواند شتاب لرزهای را تا ۲ تا ۴ برابر افزایش دهد و تخریب را تشدید کند. به عنوان مثال، یک زلزله ۶ ریشتری در جنوب تهران میتواند به اندازه یک زلزله ۶.۵ ریشتری در شمال تهران تخریب ایجاد کند. متأسفانه بسیاری از ساختمانهای مسکن مهر در مناطق شرقی (پردیس، پرند، و...) بر روی همین خاک نرم ساخته شدهاند و خطر جدی آنها را تهدید میکند. نکته دیگری که باید دانست، ارتباط تنشهای لرزهای شرق تهران با فعالیتهای احتمالی ماگمایی قله دماوند است. دماوند یک آتشفشان نیمه فعال است و در اعماق آن، تودههای ماگما (مواد مذاب) وجود دارد. این ماگما میتواند با ایجاد گرما و فشار بر پوسته زمین، باعث فعال شدن گسلهای منطقه و افزایش ریزلرزهها شود. هرچند هنوز ارتباط مستقیم اثبات نشده، اما همبستگی زمانی بین افزایش فعالیت لرزهای شرق تهران و نوسانات حرارتی دماوند، مورد توجه زلزلهشناسان است. به هر حال، سایه دماوند بر شرق تهران نباید نادیده گرفته شود.
زلزلههای اخیر پردیس یک «هشدار زرد» برای تهران هستند. نه آنقدر شدید که وحشت ایجاد کنند، نه آنقدر ضعیف که نادیده گرفته شوند. این زلزلهها به ما یادآوری میکنند که تهران روی یک بمب ساعتی لرزهای قرار دارد و هر لحظه امکان وقوع زلزلهای بزرگتر (بیش از ۶ ریشتر) وجود دارد. مسئولان شهری باید هرچه سریعتر برای مقاومسازی بافتهای فرسوده، ایمنسازی شبکه گاز، و آموزش همگانی آمادگی در برابر زلزله اقدام کنند. مردم نیز باید کیف نجات (آب، مواد غذایی، چراغ قوه، مدارک) را آماده کرده و پناهگاههای امن در منزل را بشناسند. زلزله خبر نمیکند؛ اما میتوان برای آن آماده بود.
تحلیل لرزهشناسی توالی زلزلههای پردیس (کانون، گسلها و پتانسیل)
توالی ۸ زلزله در کمتر از ۱۰ ساعت در منطقه پردیس، یک «دسته لرزهای» (Earthquake Swarm) را تشکیل میدهد که در آن زلزله اصلی مشخصی وجود ندارد (بزرگترین آنها ۴.۶ بوده و بقیه در فاصله ۰.۵ تا ۱ واحد ریشتری آن قرار دارند). محل وقوع این زلزلهها در «محل تلاقی گسل مشا و گسل شمال تهران» است. گسل مشا (که به نام گسل البرز مرکزی نیز شناخته میشود) با طول ۱۷۰ تا ۲۰۰ کیلومتر، یکی از بزرگترین و فعالترین گسلهای ایران است. مطالعات دیرینهزلزلهشناسی نشان داده که این گسل در گذشته زلزلههایی با بزرگای بیش از ۷.۵ ایجاد کرده است (آخرین بار حدود ۴۰۰ سال پیش). گسل شمال تهران نیز با طول حدود ۸۰ کیلومتر (از کرج تا لواسانات) توان ایجاد زلزله ۷.۲ ریشتری را دارد، اما خوشبختانه در ۳۰۰ سال اخیر فعالیت بزرگی نداشته است (به این وضعیت «بسته شدن لرزهای» میگویند).
نکته مهم، «رفتار لرزهای» منطقه است. زارع تأکید کرده که این زلزلهها «تغییر روند محسوسی» در منطقه ایجاد نکردهاند و افزایش ناگهانی یا کاهش محسوس فعالیت (که میتواند نشانه وقوع زلزله بزرگتر باشد) مشاهده نشده است. با این حال، تداوم ریزلرزهها و زلزلههای ۳ تا ۴ ریشتری در شرق تهران نشان میدهد که تنش در پوسته زمین در حال افزایش است. این تنش ممکن است در طول ماهها و سالهای آینده به صورت یک زلزله بزرگ (۶.۵ تا ۷.۵) تخلیه شود یا همچنان به صورت زلزلههای کوچک و متوسط ادامه یابد. پیشبینی زمان و بزرگی زلزله بزرگ هنوز ممکن نیست، اما منطقه پرخطر است.
همچنین مسئله «گسل نیاوران» را نباید نادیده گرفت. این گسل در فاصله یک کیلومتری جنوب گسل شمال تهران و موازی با آن قرار دارد و به دلیل نزدیکی به مرکز شهر (منطقه نیاوران، تجریش، دارآباد) بسیار خطرناک است. برخی محققان شواهدی از حرکات امتدادلغز چپگرد در بخش شرقی این گسل ارائه کردهاند (جابهجایی بیش از ۵۰۰ متر یک تراس باقیمانده در روستای دارآباد). گسل نیاوران میتواند به تنهایی زلزلهای تا ۶.۵ ریشتر ایجاد کند. مجموع این گسلها باعث میشود که تهران در یک «کمربند لرزهخیز بسیار فعال» قرار گیرد. آمادگی و مقاومسازی تنها راه کاهش خسارات است.
آسیبپذیری تهران؛ بافت فرسوده، خاک نرم و شبکه گاز
- حدود ۲۵۰ هزار پلاک فرسوده در تهران (معادل ۳۰ درصد مساحت شهر) عمدتاً در مناطق ۱۱، ۱۲، ۱۳، ۱۷ و ۱۸ متمرکز شده است. این ساختمانها اغلب از مصالح نامرغوب (خشت، آجر بدون کلاف، سقف تیرپوش چوبی) ساخته شدهاند و فاقد اسکلت مقاوم هستند. در زلزلهای با بزرگی ۶.۵ ریشتر، پیشبینی میشود که بیش از ۵۰ درصد این ساختمانها به طور کامل تخریب شوند یا غیرقابل سکونت گردند. تراکم جمعیت در این مناطق بسیار بالاست (بیش از ۲۰۰ نفر در هکتار) و معابر بسیار تنگ (کمتر از ۴ متر عرض) است که عملاً ورود ماشینآلات امدادی (جرثقیل، آمبولانس، آتشنشانی) را غیرممکن میکند. این یعنی ساکنان این مناطق عملاً در صورت زلزله، خود باید امدادرسانی کنند.
- دومین عامل آسیبپذیری، «اثر ساختگاه» (تشدید امواج لرزهای در خاک نرم) است. مناطق جنوبی و شرقی تهران (۱۶ تا ۲۰) بر روی دشتهای آبرفتی با ضخامت رسوبات بیش از ۵۰۰ متر قرار دارند. این رسوبات نرم مانند ژله عمل میکنند و امواج لرزهای را با بزرگنمایی ۲ تا ۴ برابر به سطح میرسانند. یک مثال ساده: اگر در شمال تهران (روی سنگ بستر) زلزله ۵ ریشتری شتاب ۰.۲ گرم داشته باشد، در جنوب تهران (روی خاک نرم) شتاب آن به ۰.۶ تا ۰.۸ گرم میرسد که تخریبکننده است. به عبارت دیگر، ساختمانهای نوساز در جنوب تهران نیز اگر بر اساس آییننامه ۲۸۰۰ (ویرایش چهارم) طراحی نشده باشند، ممکن است در زلزله متوسط تخریب شوند. متأسفانه بسیاری از پروژههای مسکن مهر در پردیس و پرند در همین مناطق ساخته شدهاند و کیفیت ساخت آنها محل تردید است.
- سومین و شاید کشندهترین عامل، «شبکه گاز تهران» است. تهران بیش از ۴۰۰۰ کیلومتر خطوط لوله گاز دارد که در زیر معابر و پیادهروها نصب شده است. در زلزله بزرگ، این خطوط قطعاً شکسته میشوند و گاز طبیعی (با فشار بالا) به سطح میآید. کوچکترین جرقه (از اتصال برق، وسیله برقی، یا حتی جرقه ناشی از سقوط فلزات) میتواند باعث انفجار و آتشسوزی گسترده شود. در زلزله ۱۹۹۴ نورتریج (آمریکا) نیز آتشسوزیهای ثانویه خسارت بیشتری نسبت به خود زلزله ایجاد کرد. برای کاهش این خطر، شرکت گاز باید شیرهای قطع کن خودکار روی تمام خطوط لوله اصلی نصب کند و به شهروندان آموزش دهد که پس از زلزله، شیر اصلی گاز منزل را ببندند. متأسفانه این آموزشها به اندازه کافی داده نشده است.
نقشه آسیبپذیری مناطق تهران و توصیههای عملی
بر اساس تحلیل زارع و سایر زلزلهشناسان، مناطق تهران به چهار دسته تقسیم میشوند:
- دسته اول (خطر مستقیم گسلش): مناطق ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۲۱، ۲۲. این مناطق روی حریم گسلهای شمال تهران، مشا و نیاوران قرار دارند و در صورت وقوع زلزله (حتی با بزرگی متوسط)، ساختمانهایی که فاصله آنها تا گسل کمتر از ۵۰ متر باشد، در معرض تخریب کامل هستند. ساکنان این مناطق باید در اولین فرصت، نقشه حریم گسل را از شهرداری دریافت کنند و اگر خانه آن ها در حریم گسل است، هرچه سریعتر آن را تخلیه و به منطقه امنتر نقل مکان کنند.
- دسته دوم (بافت فرسوده و تراکم بالا): مناطق ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۷، ۱۸. این مناطق نیاز به مقاومسازی فوری دارند. شهرداری باید با اعطای تسهیلات (وام کم بهره، تخفیف عوارض) صاحبان خانههای فرسوده را تشویق به تخریب و بازسازی کند. همچنین باید معابر تنگ را با خرید املاک مجاور، عریضتر کند تا مسیرهای امدادی ایجاد شود.
- دسته سوم (خاک نرم و اثر ساختگاه): مناطق ۱۶، ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۲۰. ساکنان این مناطق باید از استحکام شالوده ساختمان خود اطمینان حاصل کنند (شالوده باید روی لایههای مقاوم و با عمق کافی اجرا شده باشد). اگر ساختمان شما بر روی خاک نرم ساخته شده و فاقد شمع یا پی گسترده است، در زلزله بزرگ احتمال نشست و واژگونی وجود دارد.
توصیه عملی به شهروندان
- کیف نجات (شامل ۳ لیتر آب آشامیدنی به ازای هر نفر، مواد غذایی فاسد نشدنی (بیسکویت، خرما، کنسرو)، چراغ قوه، رادیو باتری خور، جعبه کمکهای اولیه، و کپی مدارک شناسایی) را در مکان قابل دسترس (نزدیک درب خروج) آماده کنید.
- در هنگام زلزله، از پلهها و آسانسور استفاده نکنید. زیر میز محکم، کنار ستون اصلی، یا زیر چهارچوب در پناه بگیرید. از پنجرهها، قفسههای بلند و لوسترها دور شوید.
- پس از لرزش اصلی، شیر اصلی گاز و برق را قطع کنید. اگر بوی گاز استشمام کردید، درب و پنجره را باز کنید و ساختمان را ترک کنید.
- از بازگشت به ساختمان تا ۲۴ ساعت پس از زلزله (احتمال پس لرزه) خودداری کنید.
- در فضای باز، از ساختمانها، دیوارها، دکلهای برق و درختان فرسوده فاصله بگیرید و به زمینهای باز پناه ببرید.
آمادگی، تنها راه کاهش تلفات است.