آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
هفتاد و نهمین دوره جشنواره کن شاهد یکی از جنجالیترین و دوقطبیترین رقابتهای سالهای اخیر بوده است؛ این بار میدان نبرد، سالن گراند تئاتر لومیر و تیرانداز اصلی، اصغر فرهادی است. «داستانهای موازی» جدیدترین ساخته فیلمساز دو بار برنده اسکار ایران، واکنشهایی کاملاً متضاد را از سوی منتقدان بینالمللی برانگیخته است؛ از تحسین به عنوان «بهترین کار فرهادی پس از جدایی» تا نکوهش به عنوان «پایینترین نقطه کارنامه او». تماشاگران اما واکنشی متفاوت داشتند: فیلم با تشویق هفت دقیقهای در سالن لومیر مواجه شد، نشانهای از گیرایی و قدرت تأثیرگذاری این اثر بر مخاطب عام. فرهادی این بار با اقتباسی آزاد از اپیزود ششم «دکالوگ» کریشتوف کیشلوفسکی، استاد فقید سینمای لهستان، پا به مسابقه رسمی کن گذاشته است. داستان در پاریس امروز میگذرد؛ نویسندهای میانسال و منزوی با بازی ایزابل هوپر، همسایگان خود را با تلسکوپ جاسوسی میکند و رابطهای خیالی برایشان میسازد. ونسان کسل، ویرژینی افیرا و پیر نینی در نقش هنرمندان افکتهای صوتی ظاهر میشوند و آدام بساس، جوان تازه از زندان آزادشده، خط باریک میان واقعیت و خیال را در هم میشکند. فرهادی در نشست خبری فیلم، با حضور پررنگ سیاسی خود، از جنگ و کشتار غیرنظامیان در ایران انتقاد کرد و گفت: «هر چه بیشتر در داستان پیش میرویم، بیشتر شبیه فیلمهای قبلی من میشود.» در گزارش پیش رو، نقد جامع «داستانهای موازی»، تحلیل شکاف میان منتقدان، ستایش بازیگران، و حاشیههای سیاسی کن ۲۰۲۶ را برای شما مخاطبان عزیز تشریح خواهیم کرد.
جشنواره کن ۲۰۲۶ شاهد یکی از جنجالیترین و دوقطبیترین رقابتهای سالهای اخیر بوده است. در حالی که منتقدان بینالمللی در ارزیابی «داستانهای موازی» (Parallel Tales) جدیدترین ساخته اصغر فرهادی به شدت دچار انشعاب شدهاند، واکنش تماشاگران در سالن گراند تئاتر لومیر، جایی که فیلم با تشویق هفت دقیقهای مواجه شد، نشان از گیرایی این اثر دارد. فرهادی که با «جدایی نادر از سیمین» و «فروشنده» دو اسکار و با «قهرمان» جایزه بزرگ کن را در کارنامه دارد، این بار با اقتباسی آزاد از اپیزود ششم «دکالوگ» کریشتوف کیشلوفسکی («فیلمی کوتاه درباره عشق») پا به مسابقه رسمی کن گذاشته است. اما آیا این فیلم فرانسویزبان تازهترین شاهکار فیلمساز برنده اسکار است یا شکستی مفتضحانه در قلمرو ناآشنا؟ آنچه در ادامه میآید، نقدی جامع بر این اثر بر اساس نظرات منتشرشده در رسانههای معتبر است.
داستان فیلم: معماری پیچیده یک فریب
«داستانهای موازی» در پاریس امروز میگذرد. سیلوی (با بازی درخشان ایزابل هوپر)، نویسندهای میانسال و منزوی است که در آپارتمانی آشفته و پر از موش زندگی میکند و برای یافتن الهام رمان جدیدش، همسایگان روبرو را با تلسکوپ جاسوسی میکند. این همسایگان - نیکولا (ونسان کسل)، همکارش نیتا (ویرژینی افیرا) و تئو (پیر نینی) - هنرمندان افکتهای صوتی (فولی) هستند که روی مستندی از حیات وحش کار میکنند. سیلوی برای این سه نفر رابطهای پرشور و خیانتآمیز تصور میکند و آن را در رمانش مینویسد. اما وقتی آدام (آدام بساس)، جوانی بیخانمان و تازه از زندان آزادشده، به عنوان دستیار استخدام میشود، خط باریک میان واقعیت و خیال درهم میشکند. آدام دستنوشته سیلوی را که او دور انداخته، برمیدارد و به عنوان اثر خود به نیتا معرفی میکند - و این نقطه شروع فروپاشی همه چیز است.
دوگانگی نقدها: تحسین در برابر نکوهش
جالبترین جنبه «داستانهای موازی» شکاف عمیق میان نظرات منتقدان است. دو روایت کاملاً متضاد از این فیلم شکل گرفته است:
در یک سوی میز، تحسینکنندگان، به ویژه نشریه ددلاین، فیلم را «سرگرمکننده، پیچیده و هوشمندانه» توصیف کرده و آن را «یکی از بهترین کارهای فرهادی از زمان جدایی نادر از سیمین» مینامند. این منتقدان بر ساختار هوشمندانه، بازیهای فوقالعاده و احترام فیلم به سینمای کیشلوفسکی و هیچکاک تأکید دارند.
در سوی دیگر، منتقدانی چون گاردین فیلم را «جذاب اما در حد متوسط» ارزیابی کردهاند و معتقدند که «نیمساعت پایانی و ۲۰ دقیقه اضافی آن، تجربه را خستهکننده میکند». اما تندترین نقدها از نشریاتی چون JoBlo و Cineuropa آمده است. JoBlo فیلم را «فیلمنامآورانه، قدیمی و کسلکننده» خوانده و نوشته: «فرهادی کاملاً از عنصر خود خارج شده و این فیلم چیزی جز یک پانوشت در کارنامه او نخواهد بود». Cineuropa نیز با قاطعیت بیشتری مینویسد: «داستانهای موازی پایینترین نقطه برای کارگردانی است که توانایی رسیدن به قلههای بلند را دارد. فیلم به طرز غیرقابل توضیحی طولانی، احساساتی و بله، عجیب و غریب است».
ستایش بازیگران: یک نقطه اشتراک
در میان تمام نظرات متفاوت، اجرای بازیگران یک نقطه اشتراک قوی است. ایزابل هوپر در نقش نویسندهای بداخلاق و منزوی تحسین شده؛ گاردین مینویسد: «هوپر در این نقش با تمام خصلتهای بداخلاقی و خلاقیت وسواسیاش، درخشان ظاهر شده است». ویرژینی افیرا در نقش دوگانه خود (نیتای واقعی و آنا، نسخه خیالی او در رمان) بیشترین توجه را جلب کرده است. ونسان کسل نیز در نقشی متفاوت از تیپ همیشگی خود ظاهر میشود: در سکانسهای خیالی، کسل سرد و جذاب همیشگی است، اما در واقعیت، مردی است میانسال با کمری دردناک که به طرز چشمگیری غیرمواجههگر است. یکی از نکات ویژه فیلم، حضور کوتاه کاترین دنو در نقش ناشر سیلوی است. این هنرپیشه افسانهای سینمای فرانسه در سکانسی کوتاه اما به یادماندنی ظاهر میشود و به فیلم اعتباری دوچندان میبخشد.
مسئله «دیرآمده بودن» فیلم
یکی از مهمترین انتقادات به فیلم، احساس «قدیمی بودن» آن است. در خود فیلم، ناشر سیلوی (دنو) به او میگوید که رمانش «دیرآمده» (dated) است - و این جمله به شکلی طنزآمیز به خود فیلم هم اشاره دارد. JoBlo معتقد است: «فیلم به شدت در دوره دیگری از سینمای فرانسه، شاید دهه ۶۰ و ۷۰، گیر کرده است. اگر کمی سیگار به آن اضافه کنید، کلیشه کامل یک فیلم فرانسوی خواهد بود». Cineuropa هم مینویسد: «این انتخاب فرهادی است که امروز چنین فیلمی بسازد و آن را اینقدر بلند کند. جواب "دیرآمده" را میشنود اما نادیده میگیرد. حرفهای درباره تقلید از زندگی در هنر». با این حال، ددلاین این ویژگی را نقطه قوت میداند و فیلم را ادای دینی به هیچکاک و شابرول معرفی میکند: «هر چیزی درباره این فیلم، به خصوص بخش جاسوسی، به طرز مثبتی هیچکاکی به نظر میرسد».
خلاقیت یا تقلید؟
مسئله اصالت نیز محل بحث است. فرهادی به صراحت فیلم را «آزادانه» بر اساس دکالوگ کیشلوفسکی ساخته است. ددلاین معتقد است که «اگر به من میگفتند این اثر اصلی است، حتماً باور میکردم» و ساختار فیلم را «کاملاً اصیل و خوشساخت» توصیف میکند. اما در مقابل، منتقدان Le Monde در ارزیابی خود، فقدان اصالت را نقطه ضعف اصلی فیلم دانسته و نوشتهاند که «عدم اصالت داستانهای موازی نشانه نیاز فرهادی به بازآفرینی خود است».
فراتر از فیلم: صدای اعتراض فرهادی
نکته قابل توجه دیگر، حضور پررنگ سیاسی فرهادی در کن امسال بود. او در نشست خبری فیلم، بدون ترس از محدودیتها، به انتقاد از جنگ و کشتار غیرنظامیان در ایران پرداخت و گفت: «هر قتلی یک جنایت است. تحت هیچ شرایطی نمیتوانم بپذیرم که یک انسان دیگر جانش را از دست بدهد؛ چه در جنگ، چه در اعدامها، چه در کشتار معترضان. این بسیار ظالمانه و غمانگیز است که بدانیم در دنیای امروز، با وجود تمام پیشرفتهایی که کردهایم، هر روز صبح با خبر کشته شدن بیگناهانی بیهیچ دلیلی از خواب بیدار میشویم». او تأکید کرد که اگرچه فیلم ظاهراً فرانسوی است، اما درون آن عمیقاً ایرانی باقی مانده است: «هرچه بیشتر در داستان پیش میرویم، بیشتر شبیه فیلمهای قبلی من میشود».
جمعبندی: دو راهی فرهادی
«داستانهای موازی» فیلمی است که نمیتوان به سادگی درباره آن قضاوت کرد. این فیلم در یک تعادل شکننده میان نوستالژی و نوآوری، میان ادای احترام و تقلید، میان درخشش و ابتذال حرکت میکند. نمرههای منتقدان (میانگین 6.5 از 10 در نشریه Positif) نشان از یک اثر نه چندان ضعیف دارد که تا سطح شاهکارهای پیشین فرهادی فاصله دارد. اما تشویق هفت دقیقهای تماشاگران کن نشان میدهد که فیلم هنوز هم جذابیتهای خاص خود را دارد، به ویژه برای مخاطب عامی که به دنبال تجربهای سرگرمکننده و پیچیده است. شاید مهمترین نقد به فیلم این باشد که فرهادی در تلاش برای خلق «داستانهای موازی»، خود در موازات با نبوغ سابقش حرکت میکند - گاهی به آن نزدیک میشود، گاهی فاصله میگیرد، اما هرگز کاملاً به آن نمیرسد.