آسیانیوز ایران؛ سرويس سیاسی:
به گزارش رجا نیوز، سانحه بالگرد سیدابراهیم رئیسی، رئیسجمهور سابق ایران، همچنان پس از ماهها به معمایی لاینحل در محافل نظامی و هواشناسی تبدیل شده است. «رجانیوز» در تازهترین گزارش خود، ابعاد فنی عجیبی از این حادثه را فاش کرده که هر گونه توضیح مرسوم را به چالش میکشد. بر اساس این گزارش، خلبان این بالگرد، سرهنگ مصطفوی، ۲۴ سال فقط مأمور جابهجایی رئیسجمهور بوده؛ مأموریتی که نیازمند حساسیت و دقت فوقالعاده است. گفته میشود این خلبان حرفهای حتی پنج درجه انحراف جزئی در مسیر را برنمیتابیده، چه رسد به تغییر مسیر مرگبار.
اما در روز حادثه، بالگرد او بدون هیچ بالاگرفتن ارتفاعی، ناگهان ۶۰ درجه چرخش میکند و مستقیم به سوی سینه کوه میرود. نکته شگفتانگیزتر، سکوت رادیویی کامل از لحظه ابلاغ مسیر جدید تا لحظه برخورد است؛ انگار خلبان ناگهان ناپدید شده باشد. این تناقض بزرگ - حساسیت ۲۴ ساله در برابر یک تغییر مرگبار ۶۰ درجهای - ذهن کارشناسان را به شدت درگیر کرده است. در این گزارش، گام به گام مدارک فنی این پرونده را واکاوی میکنیم و پنج محور کلیدی را بررسی مینماییم.
تناقض رفتار حرفهای با اقدام مرگبار
یک خلبان باتجربه که ۲۴ سال صرفاً مأموریت جابهجایی یک فرد ویژه را بر عهده دارد، به طور طبیعی رویههای ایمنی را به شکل وسواسگونه رعایت میکند. رد کردن حتی پنج درجه انحراف مسیر نشان از یک خلبان سیستماتیک و مقرراتمحور دارد. اما در حادثه، همان خلبان نه تنها از مسیر منحرف میشود، بلکه به شکلی خلاف قاعده، ارتفاع خود را افزایش نمیدهد تا از برخورد با عارضه طبیعی جلوگیری کند. این شکاف رفتاری، یک ناهنجاری بزرگ در روانشناسی پرواز است که با هیچ مدل خطای انسانی مرسوم تطابق ندارد. احتمال وجود یک عامل ناگهانی و مهاری (مثل نقص فنی شدید یا شرایط جوی لحظهای) یا یک عامل خارجی که کنترل را از خلبان گرفته، در اینجا تقویت میشود.
رمزگشایی از سکوت رادیویی مرگبار
در قوانین هوانوردی، خلبان موظف است پیش از هر تغییر مسیر ناگهانی، وضعیت اضطراری خود را با کدهای مشخص اعلام کند. عدم ارسال هرگونه پیام از سوی خلبان مصطفوی در فاصله بین ابلاغ مسیر جدید تا برخورد با کوه، یک استثنای نادر در سوانح هوایی است. حتی در موارد نقص فنی ناگهانی (مثل از کار افتادن موتور)، خلبان چند ثانیه فرصت اعلام وضعیت دارد. اما سکوت مطلق نشان میدهد یا خلبان ناگهان توان جسمی-شناختی خود را به کلی از دست داده (مثل سکته یا مسمومیت با گاز) یا اینکه تجهیزات مخابراتی بالگرد در همان لحظات اولیه از کار افتاده است. نکته جالب اینکه سایر بالگردهای حاضر در کاروان چنین مشکلی نداشتند، که این موضوع را پیچیدهتر میکند.
چرخش ۶۰ درجه بدون کسب ارتفاع؛ نقض قواعد فیزیک پرواز
در مناطق کوهستانی، قانون طلایی خلبانان «افزایش ارتفاع پیش از چرخش» است تا از برخورد با قلهها جلوگیری شود. مانوری که خلبان مصطفوی انجام داده - چرخش ۶۰ درجه ای بدون بالا رفتن از تراز ایمن - دقیقاً برعکس تمام آموزشهای پایه پرواز با بالگرد است. این نوع مانور تنها زمانی قابل توجیه است که خلبان قصد فرود اضطراری در یک نقطه مشخص را داشته باشد، در حالی که مسیر او به سوی سینه کوه است. کارشناسان دو احتمال میدهند: اول، رخداد «سرگیجه فضایی» ناگهانی برای خلبان که باعث شده توپوگرافی زمین را اشتباه درک کند. دوم، ورود بالگرد به یک جریان هوایی نزولی قوی (داونبرست) که چرخش را تحمیل کرده و امکان صعود را از خلبان گرفته است. هر دو فرضیه اما با سابقه ۲۴ ساله خلبان در مسیرهای مشابه، ضعیف ارزیابی میشوند.
نقش مسیر جدید ابلاغی؛ چه تغییری در آخرین لحظات رخ داد؟
کلید اصلی حادثه در عبارت «از بعد از ابلاغ مسیر جدید تا حادثه» نهفته است. این گزاره نشان میدهد که بالگرد رئیسی در حال پیروی از یک مسیر از پیش تعیین شده بوده، اما ناگهان مسیر عوض شده و بلافاصله سکوت و سقوط شروع شده است. سؤال اینجاست: چه کسی مسیر جدید را ابلاغ کرد؟ بر اساس کدام داده هواشناسی یا هشدار امنیتی؟ اگر مسیر جدید دارای عارضه کوهی بود، چرا خلبان پیش از ورود به آن اعتراض نکرد؟ تحلیل این محور نشان میدهد که احتمالاً فرمان تغییر مسیر به قدری فوری و غیرمنتظره بوده که خلبان فرصت بررسی یا اعتراض نداشته، یا اینکه از یک سطح فرماندهی بالاتر (نظیر همرکاب در بالگرد) صادر شده است. متأسفانه تا زمانی که جعبه سیاه (اگر سالم مانده باشد) رمزگشایی نشود، این محور در هالهای از ابهام باقی خواهد ماند.
مقایسه با الگوی سوانح مشابه - آیا این حادثه مشابهی دارد؟
بررسی پایگاههای داده سوانح هوایی جهان نشان میدهد که مورد «خلبان فوق حساس و دقیق - چرخش مرگبار ناگهانی - سکوت رادیویی» تقریباً بینظیر است. در سانحه «کاگوشیما» در ژاپن (۲۰۱۸) خلبان باتجربه، دچار نقص فنی شد اما تا آخرین لحظه با برج تماس داشت. در سقوط بالگرد «آریان-۲» در ترکیه، خلبان پیش از برخورد ارتفاع گرفت. اما در اینجا، خلبان مصطفوی دقیقاً برعکس یک خلبان حرفهای عمل کرده است.
شباهت این حادثه بیشتر به مواردی دارد که خلبان دچار «ناتوانی ناگهانی» (Incapacitation) شده؛ مانند ایست قلبی یا نشت گاز مونوکسیدکربن به کابین. از آنجا که بقیه خدمه و سرنشینان نیز نتوانستند مداخله کنند، احتمال یک عامل محیطی ناگهانی و فراگیر (مثل گاز سمی یا ضربه ناگهانی) که همه را بیهوش کرده، قوت میگیرد. این فرضیه میتواند سکوت رادیویی و عدم گرفتن ارتفاع را توضیح دهد، اما نه چرخش ۶۰ درجه حسابشده را!