آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در حالی که تحلیلگران نظامی و سیاسی، وقایع منطقه را با دادههای عینی و استراتژیهای شناخته شده بررسی میکنند، گاهی روایتهایی از جنس دیگر نیز به گوش میرسد؛ روایتهایی که نه از دل گزارشهای اطلاعاتی، که از ادعاهای ماورایی و غیبی سرچشمه میگیرند. چنین روایتی این بار از زبان یک نماینده مجلس شورای اسلامی در حال انتشار است. محمد منانرئیسی، نماینده مردم قم، در کانال تلگرامی خود مدعی شد با فردی گفتوگو کرده که «تجربه نزدیک به مرگ» داشته و میتواند آینده را ببیند. بر اساس این ادعای شگفتانگیز، این منبع اسرارآمیز به نماینده مجلس گفته است که در «جنگ ۱۲ روزه» (اشاره به درگیری محدود ایران و اسرائیل در فروردین ۱۴۰۳)، رژیم صهیونیستی «چندین بار قصد ترور مقام معظم رهبری» را داشته است.
اما چه عاملی مانع از وقوع این ترور شده است؟ به نقل از منانرئیسی، «دعا و صدقات مردم ایران» مانع از رخ دادن این فاجعه شده است. این ادعا، نقش عامل معنوی را در سطحی برابر یا فراتر از محاسبات امنیتی و نظامی قرار میدهد. این پیشبینیهای غیبی اما به گذشته محدود نمیشود. نماینده قم از قول این فرد، از «درگیری دوباره ایران و اسرائیل» در آینده خبر داده که به گفته او، جنگی «سختتر و شدیدتر» خواهد بود و اسرائیل «به طور زمینی هم وارد کشور میشود».
نتیجه این جنگ از نگاه این روایت غیبی چیست؟ منانرئیسی مینویسد: «چنان کشتاری از آنها میشود که ایرانیها آنها را دنبال خواهند کرد تا وارد اورشلیم شوند.» این پیشبینی، صحنهای از یک پیروزی قطعی و گسترده را ترسیم میکند. این اظهارات که در فضای مجازی به سرعت در حال انتشار است، واکنشهای متفاوتی را برانگیخته؛ از باور و تأیید تا تمسخر و انتقاد از طرح چنین مباحثی از سوی یک نماینده مجلس. در این گزارش، ابعاد مختلف این ادعاها و واکنشهای احتمالی به آن را بررسی میکنیم.
تحلیل ادعای مرکزی؛ از «تجربه نزدیک به مرگ» تا پیشبینی جنگ
محور اصلی سخنان منانرئیسی، استناد به یک منبع کاملاً غیررسمی و اثباتناپذیر است: فردی با «تجربه نزدیک به مرگ» که قادر به «دیدن آینده» است. در جهان علم و عقلانیت، چنین ادعاهایی در بهترین حالت در حوزه «باورهای شخصی» یا «پدیدههای نادر روانشناختی» جای میگیرند و فاقد ارزش اثباتی یا استنادی برای تحلیل سیاسی-نظامی هستند. طرح این ادعا از سوی یک نماینده مجلس، آن را از سطح یک باور شخصی خارج و به یک بیان عمومی و نیمهرسمی تبدیل میکند. این موضوع، مرز بین تحلیل مبتنی بر واقعیت و روایت مبتنی بر ادعاهای ماورایی را مخدوش میسازد. اگر یک مقام رسمی بر اساس چنین منابعی سیاستگذاری یا اظهارنظر کند، پایههای تصمیمگیری بر ماسه بنا شده است. ادعای «چندین بار قصد ترور» نیز، در حالی مطرح میشود که هیچ نهاد امنیتی یا رسمی داخلی و خارجی چنین اطلاعاتی را تأیید نکرده است. این امر، یا نشان از دسترسی این منبع به اطلاعات فوقمحرمانه دارد (که با ماهیت عمومی ادعا همخوانی ندارد) یا صرفاً یک گمانهزنی دراماتیک برای القای حس خطر و معجزه است.
کارکرد گفتمانی ادعا؛ تأکید بر نقش تودهها و مشروعیت معنوی
- حتی اگر این ادعا را به عنوان یک «روایت» و نه یک «واقعیت عینی» بپذیریم، میتوان کارکردهای گفتمانی آن را تحلیل کرد. ادعای جلوگیری از ترور با «دعا و صدقات مردم»، چند پیام دارد: نخست، مردم را در خط مقدم دفاع معنوی قرار میدهد و حس مشارکت جمعی در حمایت از رهبری را تقویت میکند.
- دوم، برای رهبری یک حمایت و حفاظت الهی متصور میشود که فراتر از تدابیر امنیتی مادی است. این، به مشروعیت معنوی و قداست شخص میافزاید.
- سوم، دشمن (اسرائیل) را در نقشی کاملاً شریر و خبیث تصویر میکند که حتی برای ترور نیز اقدام کرده اما ناکام مانده است.
این روایت، در بافتاری از گفتمان مذهبی-انقلابی قرار میگیرد که بر نقش عنصر معنویت، استغاثه و اتکای به نیروی غیبی در مواجهه با دشمن تأکید دارد. این گفتمان، در تقابل با گفتمان صرفا عقلانی-استراتژیک قرار میگیرد.
پیشبینی جنگ آینده؛ ترسیم یک روایت پیروزی قطعی
بخش دوم ادعا، وقوع جنگ آینده و پیروزی قطعی و مطلق ایران را پیشبینی میکند. این پیشبینی دارای چند ویژگی آرمانی-تخیلی است:
۱) ورود زمینی اسرائیل به ایران (سناریویی با احتمال بسیار کم با توجه به جغرافیا و توازن قوا).
۲) کشتار چنان گسترده که عبرت تاریخ شود.
۳) تعقیب دشمن تا اورشلیم.
این روایت، دقیقاً آرزوی جمعی بخشی از جامعه ایران را منعکس میکند: نابودی کامل اسرائیل و فتح قدس. طرح آن از سوی یک نماینده، حتی به صورت نقل قول، این آرزو را تقویت و طبیعیسازی میکند. این میتواند به افزایش انتظارات غیرواقعی از نظام و فرماندهان نظامی بینجامد. از سوی دیگر، این پیشبینی هرگونه امکان مذاکره، تنشزدایی یا همزیستی مسالمتآمیز را به کلی نفی میکند. آینده، فقط صحنه یک نبرد نهایی و سرنوشتساز ترسیم شده است. این نگاه، فضای سیاسی را برای هرگونه گفتمان متفاوت تنگ میکند.
واکنشهای جامعه و رسانه؛ از باور تا تمسخر
این اظهارات در فضای به شدت قطبی شده مجازی ایران، واکنشهای دوقطبی را برانگیخته است. در یک سو، هواداران و پایگاههای سنتی ممکن است آن را تأیید و بازنشر کنند و به عنوان نشانهای از عنایت خاص الهی و صحت راه خود تفسیر نمایند. برای این گروه، منبع اطلاعات (تجربه نزدیک به مرگ) اهمیتی ندارد، محتوا و جهتگیری آن مهم است. در سوی مقابل، طیف روشنفکر، سکولار و منتقد، این اظهارات را موجآفرینی بیپایه، خرافهپراکنی و سطحی نگری یک نماینده قلمداد میکنند. این گروه ممکن است با طنز و تمسخر به آن واکنش نشان دهند و آن را نمایشی از عقبماندگی فکری بخشی از حاکمیت بدانند. رسانههای خارج از کشور نیز احتمالاً بر همین جنبه تأکید خواهند کرد. نکته قابل تأمل، سکوت یا واکنش نهادهای رسمی مانند مجلس، نهاد رهبری یا نیروهای مسلح است. اگر این ادعاها تأیید نشود، عملاً نماینده در حال سخن گفتن به صورت شخصی است. اگر تأیید شود، پای نظام به یک ادعای غیرمتعارف باز میشود. اگر تکذیب شود، ممکن است به حاشیهرانی یک نماینده تفسیر گردد. سکوت، محتملترین واکنش است.
پیامدهای احتمالی؛ تأثیر بر ادراک عمومی و فضای سیاسی
طرح چنین ادعاهایی از مجرای رسمی (حتی به صورت نقل قول شخصی یک نماینده) میتواند پیامدهایی داشته باشد.
- نخست، عادیسازی استناد به منابع غیرعقلانی در فضای عمومی. اگر نمایندگان مجلس بر اساس «الهام» یا «تجربه نزدیک به مرگ» دیگران اظهارنظر کنند، معیار حقیقت و استدلال مخدوش میشود.
- دوم، افزایش شکاف ادراکی بین گروههای مختلف جامعه. کسانی که این روایت را باور میکنند، در جهانی زندگی میکنند که در آن دعاها ترورها را خنثی میکند و جنگهای قطعی در راه است. کسانی که آن را نمیپذیرند، در جهانی مبتنی بر واقعیتهای زمینی. این دو جهانبینی متفاوت، گفتوگوی ملی را دشوارتر میسازد.
- سوم، تحریک احساسات و انتظارات تند که کنترل آن در شرایط بحران دشوار است. پیشبینی جنگ قطعی و پیروزی بزرگ، میتواند خشونت کلامی را افزایش و فضای مصالحه را تنگتر کند.
در نهایت، اینگونه اظهارات، وجهه بینالمللی کشور را تحت تأثیر قرار داده و ممکن است به عنوان شاهدی بر «غیرعقلانی» بودن تصمیمگیران قلمداد شود، حتی اگر فقط نظر شخصی یک نماینده باشد.