آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
روز نهم اسفندماه ۱۴۰۴، روزی که در تاریخ خاورمیانه به عنوان یک نقطه عطف ثبت خواهد شد. در آن روز، ایالات متحده آمریکا و اسرائیل دست به یک حمله هوایی گسترده و همهجانبه به جمهوری اسلامی در خاک ایران زدند. هدف، تأسیسات هستهای، نظامی و حتی مقامات ارشد سیاسی اعلام شد. نه تنها تهران، بلکه اصفهان، شیراز و بندرعباس زیر آتش موشکها و جنگندههای آمریکایی و اسرائیلی رفت. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی که خود مورد یک حمله خارجی بود، انتظار داشت متحدان استراتژیک خود - به ویژه فدراسیون روسیه - همسو با مفاد توافقنامه ۲۰ ساله همکاری استراتژیک تهران-مسکو (که در سال ۲۰۲۱ تمدید و بازنگری شده بود) از ایران حمایت قاطع سیاسی، نظامی و دیپلماتیک کنند.
اما روز چهارشنبه، 6 خردادماه 1405، اتفاق عجیبی رخ داد: مقام امنیتی روسیه، الکساندر وندیکتوف، در دیدار با علی باقری، به جای حمایت از جمهوری اسلامی، از تهران خواست «از شروع مجدد جنگ جلوگیری کند»!!! این ادبیات نه تنها غیرهمراهانه، بلکه استعمارگرانه، آمرانه و به طرز خطرناکی در زمین ایالات متحده بازی کردن است. آیا روسیه واقعا نمیفهمد چه کسی به چه کسی حمله کرده؟ یا سیاستی پشت این جهتگیری اشتباه وجود دارد؟ در این مقاله، ضمن نقد رفتار روسیه، نشان میدهیم که این رویکرد چگونه به نفع آمریکا و اسرائیل تمام میشود و اعتبار مسکو را به عنوان یک شریک استراتژیک تخریب میکند.
روسیه و توافق استراتژیک ۲۰ ساله: تعهدات نقض شده
توافقنامه همکاری جامع جمهوری اسلامی و فدراسیون روسیه (که اولین بار در سال ۲۰۰۱ امضا و در ۲۰۲۱ تمدید شد) صرفا یک سند تشریفاتی نبود. این توافق دارای بندهای روشنی در مورد همکاری نظامی، امنیتی و هماهنگی در برابر تهدیدات خارجی بود. ماده ۴ این توافقنامه صراحتاً بیان می دارد: «در صورتی که یکی از طرفین در معرض تجاوز خارجی قرار گیرد، طرف دیگر از هرگونه همکاری با متجاوز خودداری کرده و در چهارچوب قوانین بینالمللی از حق دفاع مشروع طرف متجاوزعلیه حمایت سیاسی میکند.»
اما پس از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در ۹ اسفند، روسیه نه تنها حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم نکرد، بلکه روز چهارشنبه ششم خردادماه 1405، عملا با درخواست «جلوگیری از ازسرگیری جنگ» القا کرد که جمهوری اسلامی در دوره آتش بس، ممکن است واکنش بیش از حد نشان دهد! این در حالی است که هر کشوری در موقعیت ایران حق قانونی و اخلاقی برای دفاع از خود و پاسخ متقابل را دارد. این رفتار روسیه، یک نقض آشکار روح و متن توافق استراتژیک است. اگر روسیه در بحرانیترین لحظه برای ایران، به جای ایستادن در کنار تهران، نقش «مشاور بازدارنده» را بازی کند، امضای مسکو در هر توافق دوجانبه آینده بیاعتبار خواهد شد.
استعمار نوین در لفافه دیپلماسی؟
جملاتی مانند «مهم است که از سرگیری رویارویی مسلحانه جلوگیری شود» وقتی از دهان یک مقام روسی خطاب به یک مقام رسمی جمهوری اسلامی که کشورش عملا زیر آتش است خارج میشود، یادآور همان رویکرد استعماری قرن نوزدهم است؛ زمانی که قدرتهای بزرگ به کشورهای ضعیفتر دیکته میکردند چه واکنشی نشان دهند! این لحن آمرانه - که گویی روسیه «معلم اخلاق» منطقه است - در تضاد کامل با اصل «حفظ حاکمیت و برابری کشورها» در حقوق بینالملل است. از کجا روسیه به خود اجازه میدهد به کشوری که مورد حمله قرار گرفته، توصیه کند «جنگ را شروع نکند»؟ اصلا مگر ایران جنگ را شروع کرده بود؟ واقعیت این است که چنین ادبیاتی، حتی اگر با نیت جلوگیری از گسترش درگیری باشد، در عمل به سود حمله کننده عمل میکند. آمریکا و اسرائیل میخواهند ایران را در انفعال نگه دارند تا بدون هزینه، زیرساختهای آن را نابود کنند. روسیه نیز با این توصیهها، ناخواسته به همان نتیجه کمک میکند!
روسیه - از متحد استراتژیک تا بازیگری غیرقابل اعتماد
در سالهای اخیر، روابط جمهوری اسلامی و فدراسیون روسیه در سایه تحریمهای غربی و اشتراک منافع در سوریه و افغانستان عمیق شده بود. اما تجربه تاریخی نشان داده که روسیه در لحظات حساس اغلب معاملهگر بوده، نه شریکی فداکار.
نمونههای متعددی وجود دارد:
- در بحران اوکراین، روسیه ضمن دریافت کمک های متعدد از جمهوری اسلامی، از هر کمک متقابلی به جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریمها خودداری کرد.
- در مذاکرات هستهای، روسیه عموما با توجه به منافع لحظهای خود، پشت تهران را خالی کرده است.
- و اکنون: وقتی تهران به حمایت قاطع نیاز دارد، مسکو توصیه به «خویشتنداری» میکند!
این الگو، روسیه را به شریکی غیرقابل اعتماد تبدیل کرده است. اگر روسیه حتی در برابر یک حمله نظامی آشکار نتواند از متحد خود دفاع کند، پس فایده امضای توافقنامههای استراتژیک چیست؟ ایران باید با دقت بیشتری ماهیت «راهبردی» این رابطه را بازبینی کند.
چه کسی از «جلوگیری از ازسرگیری جنگ» سود میبرد؟
برای پاسخ به این سؤال، باید موازنه قدرت را نگاه کنیم. آمریکا و اسرائیل با حمله به ایران، به دنبال اهدافی بودند:
- نابودی توان موشکی و هستهای ایران.
- ایجاد شوک و ترس در نظام سیاسی ایران.
- جلوگیری از واکنش متقابل.
وقتی روسیه میگوید «از ازسرگیری جنگ جلوگیری شود»، یعنی به ایران میگوید: «تلافی نکن.» اما تلافی نکردن، یعنی پذیرش ضربه بدون پاسخ. یعنی دادن امتیاز به متجاوز. یعنی تثبیت این پیام که میتوان به ایران حمله کرد و هزینهای پرداخت نکرد. این دقیقاً همان چیزی است که پنتاگون و کاخ سفید میخواهند. پس سؤال این است: آیا روسیه عامدانه در زمین آمریکا بازی میکند یا صرفا دچار اشتباه محاسباتی شده است؟ (کدام اشتباه محاسباتی!؟ مگر می شود کشوری به وسعت روسیه، دیپلمات هایی چنین پرت از عالم سیاست داشته باشد؟!)
تحلیل علت - چرا روسیه چنین موضعی گرفت؟
حتی اگر به روسیه حسن ظن بدهیم، چند احتمال وجود دارد:
-
ترس از گسترش جنگ به قفقاز و آسیای مرکزی
روسیه نگران است که درگیری ایران و اسرائیل/آمریکا به مرزهای جنوبی آن (ارمنستان، آذربایجان و حتی داغستان) سرایت کند. مسکو نمیخواهد جبهه دوم باز شود.
-
اولویت اوکراین
روسیه همچنان درگیر جنگ فرسایشی در اوکراین است و توان یا تمایل ورود به یک رویارویی مستقیم با آمریکا را ندارد. بنابراین از ایران میخواهد خودش جنگ را مهار کند تا مسکو مجبور به انتخاب سخت نشود!
-
تلاش برای میانجیگری دوپهلو(وسط بازی کردن های همیشگی روس ها)
روسیه دوست دارد نقش میانجی بین ایران و غرب را بازی کند، حتی اگر به قیمت نادیده گرفتن حقوق ایران در هر زمینه ای باشد.
هیچ یک از این دلایل، توجیهکننده رفتار روسیه نیست.
حفظ منافع ملی خود روسیه نمیتواند بهانهای برای ترک متحد در میدان نبرد باشد!
واکنش ایران در برابر این موضع های ضعیف و البته استعمارگونه روسیه باید چه باشد؟
در برابر این رویکرد استعماری و ناهماهنگ، ایران نباید سکوت کند. پیشنهادها:
۱. ارسال یک یادداشت رسمی اعتراضی به مسکو با استناد به مفاد توافق ۲۰ ساله و درخواست شفافسازی درباره موضع روسیه.
۲. تجدیدنظر در تمام همکاریهای نظامی و اطلاعاتی با روسیه تا زمانی که مسکو موضع روشن و حامیانهای در قبال تجاوز به ایران اتخاذ کند.
۳. افشای عمومی جزئیات تعهدات نقض شده روسیه در محافل بینالمللی تا دیگر کشورها بدانند که روسیه شریک قابل اعتمادی نیست.
۴. گسترش همکاری با دیگر کشورها و شرکای جایگزین، برای جبران ضعف اعتماد به روسیه.
۵. ادامه سیاست های مستقل بدون توجه به توصیههای نابجای مسکو. روسیه نمیتواند برای ایران خط قرمز تعیین کند.
روسیه باید جای خود را بشناسد
الکساندر وندیکتوف شاید فکر میکند که با این اظهارنظر «واقعبینانه» و «مسئولانه» عمل کرده است. اما حقیقت این است که چنین جملاتی در بحبوحه یک حمله نظامی علیه متحد استراتژیکش، نه واقعبینانه است، نه مسئولانه. بلکه ترسو، معاملهگر و در نهایت خیانتآمیز است. روسیه اگر واقعا خواهان «معماری امنیتی جدید» در منطقه است،(که نبوده و نیست) باید بداند که آن معماری بر اساس عدالت و رابطه توام با احترام متقابل ساخته میشود، نه بر اساس توصیه مهار متحدش!
اگر مسکو نتواند در سختترین لحظه از تهران دفاع کند، تمام شعارهایش درباره «جهان چندقطبی» و «پایان هژمونی آمریکا» پوچ و بیمعنا خواهد بود. ایران نشان داده که در جنگ 8 سالع رژیم بعث عراق در سال 59، به تنهایی توانایی دفاع از خود را دارد.(در همان سال ها حمایت تسلیحاتی حکومت وقت روسیه، تحت عنوان اتحاد جماهیر شوروی، با ارسال میگ ها و موشک های مختلف، ماهیت جنگ طلب خود را به خوبی نشان داده است.) اما از شریکی که به جای شمشیر، نصیحت میآورد، انتظاری جز ناامیدی نیست. روسیه باید پاسخگو باشد: آیا با جمهوری اسلامیست یا با ایالات متحده؟! آوردن جملاتی نظیر «جلوگیری از شروع مجدد جنگ» در برابر قربانی یک حمله نظامی، پاسخ روشنی میدهد!