چهارشنبه / ۱ بهمن ۱۴۰۴ / ۰۴:۱۱
کد خبر: 36095
گزارشگر: 548
۱۴۲۳
۲۰
۲
۲۹
دکتر پوریا زرشناس طی یک مصاحبه مستند به سوالات پاسخ می دهد

آینده روابط ایران با چین؛ شریکی خیانتکار یا هم پیمانی راهبردی؟!

آینده روابط ایران با چین؛ شریکی خیانتکار یا هم پیمانی راهبردی؟!
در فضای پرتلاطم کنونی جهان، روابط ایران با قدرت‌های شرقی به ویژه روسیه و چین، یکی از بحث‌برانگیزترین محورهای دیپلماسی و امنیت ملی است. عده‌ای این روابط را ضرورتی انکارناپذیر برای شکستن محاصره تحریمی می‌دانند و عده‌ای دیگر آن را تهدیدی برای استقلال عمل و حاکمیت ملی ایران قلمداد می‌کنند. دکتر پوریا زرشناس در این مصاحبه، با پاسخ های صریح به پرسش‌های مستقیم و مبتنی بر داده‌های تاریخی، در پی واکاوی عمق، چالش‌ها و آینده این روابط راهبردیست.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

در طوفان دنیای ژئوپلیتیک امروز، جمهوری اسلامی در پی یافتن راهی برای حفظ منافع ملی خود در میان رقابت قدرت‌های بزرگ است. شعارهای دوستی ابدی و دشمنی مطلق جای خود را به محاسبات سرد و مبتنی بر منفعت داده‌اند. تهران می‌کوشد با هوشیاری، روابط خود با شرق را نه بر اساس احساسات، که بر پایه واقع‌بینی و حفظ حاکمیت ملی بازتعریف کند. این مسیر اما پر از پیچیدگی و درس‌های تاریخی است؛ از حمایت روسیه و چین از تحریم‌های هسته‌ای ایران تا پشتیبانی آنان از ادعای ارضی امارات بر جزایر ایرانی. این رفتار دوگانه نشان می‌دهد که در سیاست بین‌الملل، منافع ملی همواره بر پیمان‌های دوستی اولویت دارد. از سوی دیگر، جریان‌هایی در داخل با ترویج روایت‌های شرق‌ستیزانه، ناخواسته یا آگاهانه به پروژه انزوای ایران دامن می‌زنند. اینان غافلند که در شرایط فشار حداکثری غرب، بی‌معنایی روابط با شرق به معنای خفه‌گی اقتصادی و امنیتی است. مسئله اصلی، نه دوستی یا دشمنی مطلق، که یافتن فرمولی هوشمندانه برای تعامل است؛ فرمولی که در آن ایران نه قربانی معاملات کلان شود، و نه خود را از معدود راه‌های تنفس محروم کند.

اما در فضای علمی و رسانه‌ای کشور، ضرورت گفت‌وگوی عمیق و چالشی با نخبگان و پیشگامان عرصه‌های بین‌المللی بیش از پیش احساس می‌شود. دکتر پوریا زرشناس به عنوان یکی از برجسته‌ترین چهره‌های علمی نسل جدید ایران، که موفق شده‌ مرزهای دانش را در حوزه‌های پیچیده‌ای چون شیمی مواد، انرژی‌های تجدیدپذیر و مدیریت پروژه‌های بین‌المللی جابه‌جا کند، الگویی کم‌نظیر از تلفیق تعالی آکادمیک، تاثیر صنعتی و تعهد اجتماعیست. سوابق درخشان وی مانند همکاری مستمر با ۱۳ نهاد بین‌المللی، مانند سازمان ملل متحد، سازمان جهانی بهداشت، صندوق بین‌المللی پول و یونسکو، گواهی است بر نگاه جهانی و عمل‌گرایانه وی به علم. پروژه‌های انسان‌دوستانه‌ اش در مناطق بحرانی از افغانستان و کنگو تا بنگلادش، و همچنین ثبت اختراعات متعدد و تالیف ده‌ها کتاب به چندین زبان، تصویری از یک «دانشمند تمام‌عیار» را ترسیم می‌کند که علم را نه در برج عاج، که در میدان زندگی و برای حل مسائل بشر به کار می‌بندد. از سوی دیگر، مواضع صریح وی درباره تقاطع علم و سیاست، لزوم استقلال مالی و فکری، و نگاه واقع‌بینانه‌ او به چالش‌های جهانی انرژی و محیط زیست، نشان از تفکری ژرف و مسئولیت‌پذیر دارد که می‌تواند برای نسل جوان ایران الهام‌بخش باشد. هدف از این مصاحبه، فراتر از یک گفت‌وگوی معمولی، ایجاد فضایی پربار و چالشی است تا از رهگذر پرسش‌هایی دقیق و چندبعدی، به واکاوی این موارد بپردازیم:

* اسناد تاریخی شورای امنیت سازمان ملل نشان می‌دهد که روسیه و چین در سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ به تمامی پنج قطعنامه تحریمی مهم علیه برنامه هسته‌ای ایران رای مثبت دادند. با این پیشینه، چگونه می‌توان ادعای "اتحاد استراتژیک" یا "پشتیبان قابل اعتماد" بودن این کشورها را پذیرفت؟ آیا این هماهنگی با غرب، الگویی تکرارشونده در رفتار این کشورها نیست؟

عده ای معتقدند روسیه‌ستیزی و چین‌ستیزی و در کل شرق‌ستیزی که برخی رسانه‌های داخلی به آن دامن می‌زنند دو احتمال بیشتر ندارد:

- آگاهانه و در هماهنگی کامل با رسانه‌های غربی در ادامه پروژه تحریم آمریکا و ناتو علیه ایران فعالیت می‌کنند. غرب آگاه است که برای به ثمر نشستن کامل تحریم‌های اقتصادی ایران باید تمام مجراهای تنفس اقتصادی ایران بسته شود و چون در این میان روسیه و چین و برخی کشورهای شرقی (البته به خاطر منافع خود و مقابله با یکجانبه گرایی آمریکا) امکانی برای جلوگیری از فروپاشی کامل اقتصاد جمهوری اسلامی (و به تبع آن، سرزمین ایران) هستند، تمام عوامل رسانه‌ای داخلی و خارجی خود را علیه چین و روسیه و شرق هراسی در افکار عمومی ایران بسیج کرده‌اند. عامل دیگر اینکه عموم این رسانه‌ها فهمی از واقعیات جهان ندارند و به خاطر جدال‌هایی جناحی داخلی به چنین بحث‌هایی دامن زده و ناخواسته در خدمت برنامه‌های غرب علیه ایران به بازی گرفته می‌شوند.

  • ایران بخواهد با چین و روسیه قراداد اقتصادی امضا کند، وا اسفاها راه می‌اندازند که های ملت کجایید! که ایران را به چین و روسیه فروختند. (این تفکر اتفاقا در دوستان ارزشی بیشتر از بقیه دیده می شود!)
  • اما اگر ایران بخواهد با روسیه سلاح خرید و فروش و مبادله کردهریال یا قرارداد امنیتی امضا کند، باز اسفاها سر می‌دهند که آی ملت کجایید؟! که می‌خواهند ایران را به جنگ با اروپا و ناتو بکشانند.
  • باز اگر ایران بخواهد برای کم کردن تاثیرات فشار تحریم‌های غربی به چین نفت بفروشد، فریاد سر می‌دهند که آی ملت! ببینید منابع کشور را مفتی به چینی‌ها واگذار کردند. این جماعت زیر بمباران اروپا و آمریکا و اسراییل هم هنوز سنگ آمریکا و ناتو را به سینه زده و همان اندک دوستان ایران را هم گاز می‌گیرند!

معلوم است افرادی با چنین تفکر پرت از دنیا و سردرگمی توان مقابله با تهدیدات را نخواهد داشت و همان چین و روسیه هم جدی‌اش نخواهند گرفت. برخی رسانه‌های مجازی فارسی‌زبان صورتی از بلاهت را در بخش‌هایی از جامعه اشاعه داده‌اند که تصور نمی‌کنم  معادلی در جهان داشته باشد. این بلاهت بی‌مانند باعث شده که عده‌ای تمام و کمال مدافع منافع ناتو و دشمنان فعلی ایران باشند و به دشمنی ابلهانه‌ای علیه روسیه و چین دامن بزنند.

  • این جماعت انتظار دارند ایران روزی دو بار به روسیه اعلام جنگ کند!
  • اگر آمریکا در اطراف ایران پایگاه‌های نظامی ایجاد کرده و مدام ایران را تهدید نظامی می‌کند، به روسیه ناسزا می‌گویند!
  • اقتصاد ایران زیر بار فشار تحریم آمریکا و اروپا له می‌شود، به روسیه ناسزا می‌گویند!
  • مجاهدین خلق تمام تلاش خود را برای تقویت شکاف‌های قومی و مذهبی در ایران به کار می‌گیرند، به روسیه ناسزا می‌گویند!
  • بشار اسد تحت فشار اسراییل و غرب ،حکومت را رها می‌کند، باز هم به روسیه ناسزا می‌گویند!

ایران امروز مورد تهاجم همه جانبه غرب قرار دارد و طبیعتی است به سمت کشورهایی مثل روسیه و چین کشیده می‌شود و این نوع موضع‌گیری های بی‌مبنا علیه یک کشور، نه تنها تحلیل نیست بلکه ناشی از یک بیماری مالیخولیایی و صد البته عجیب است.

نه روسیه و نه چین و نه حتی آمریکا و و اروپا، دوستان و دشمنان دائمی ایران نیستند

نکته اینجاست که نه روسیه و نه چین و نه حتی آمریکا و و اروپا، دوستان و دشمنان دائمی ایران نیستند. همه چیز به منافع ملی بستگی دارد. اگر ایران، روابط خود را با کشورها به دور از نگاه های عجیب بنا گذارد و از دل این بده بستان های سیاسی در میان ابرقدرت ها، شرکای استراتژیک خود را به یکدیگر وابسته سازد، طوری که در نهایت از دل این روابط بهترین خروجی اقتصادی و سیاسی برای کشور به دست آید، حالا می توان نام این روابط را روابط سیاسی گذاشت؛ در غیر اینصورت، در عالم سیاست، کشورها یا ایران را مستعمره خواهند کرد یا از روی آن رد خواهند شد.

جامعه نخبگان و گفتمان انتقادی

* به نظر می‌رسد گفتمان حاکم بر فضای عمومی در قبال شرق، بین ستایش بی‌قید و منتقدان افراطی در نوسان است. چگونه می‌توان یک گفتمان بالغ، واقع‌بینانه و منتقد را در میان نخبگان و رسانه‌ها تقویت کرد که مبتنی بر منافع ملی و نه احساسات یا درگیری‌های جناحی باشد؟

در سوی دیگر معادله، جریان‌های فکری و رسانه‌ای داخلی قرار دارند که با ترویج گفتمان تهی‌از-تحلیل «روس‌ستیزی» و «چین‌ستیزی»، عملاً به پیشبرد اهداف غرب برای انزوای کامل ایران کمک می‌کنند. این گفتمان که گاه ریشه در ناآگاهی از واقعیت‌های نظام بین‌الملل و گاه در حساب‌های جناحی داخلی دارد، هرگونه حرکت ایران برای تنوع بخشیدن به روابط و شکستن محاصره اقتصادی را با برچسب «فروش منافع» یا «کشیده شدن به جنگ» تخریب می‌کند. این رویکرد، در شرایطی که ایران زیر فشار تحریم‌های فلج‌کننده قرار دارد، غیرمسئولانه و ضدملی است. چون راه‌حل جایگزینی ارائه نمی‌دهد و ایران را در دوراهی «تسلیم در برابر غرب» یا «خفگی کامل» قرار می‌دهد. عقلانیت حکم می‌کند که ایران(فارغ از حکومت مستقر) همزمان با حفظ اصول و چانه‌زنی سخت، از هر فرصتی برای تنفس اقتصادی و امنیتی استفاده کند.

* در پرونده مکانیسم ماشه، روسیه و چین با پیشنهاد تمدید تحریم تسلیحاتی ایران به شکلی که می‌دانستند رد خواهد شد، عملاً زمینه را برای فعال‌سازی آن توسط اروپاییان فراهم کردند. تحلیل شما از این "بازی هوشمندانه" چیست؟ آیا این نشان نمی‌دهد که منافع این کشورها در حفظ یک ایران تحت تحریمِ قابل مدیریت است، نه یک ایران کاملاً رها شده از بند تحریم‌ها؟

اسناد شورای امنیت سازمان ملل روایتی گویا از رفتار واقعی قدرت‌های شرقی ارائه می‌دهد: از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰، پنج قطعنامه تحریمی مهم علیه برنامه هسته‌ای ایران (شماره‌های ۱۶۹۶، ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳ و ۱۹۲۹) همگی با رای مثبت روسیه و چین به تصویب رسید. این قطعنامه‌ها سنگ بنای حقوقی تحریم‌های فلج‌کننده بعدی علیه ایران شد. این همراهی نشان می‌دهد که مسکو و پکن، در لحظات حساس، منافع کلان خود در حفظ روابط با غرب و ثبات نظام بین‌الملل را بر تعهدات دوستانه با ایران ترجیح داده‌اند. آنان با این کار، هم از تشنج بیشتر جلوگیری کردند، هم اهرم نفوذی بر ایران برای آینده به دست آوردند. این واقعیت تاریخی باید آینه‌ای برای دیپلماسی ایران باشد: شراکت راهبردی در سیاست بین‌الملل اغلب مشروط و حساب‌شده است، نه مطلق و احساسی؛ عالم سیاست، کلاس فلسفه نیست!

تمامیت ارضی و سکوت دیپلماتیک

* وزیر خارجه چین، بلافاصله پس از دیدار از تهران، در ابوظبی سندی را امضا کرد که از ادعای امارات بر جزایر سه‌گانه ایرانی حمایت می‌کرد. روسیه نیز در نشستی مشابه موضعی همسو گرفت. واکنش رسمی ایران به این نقض آشکار تمامیت ارضی، چرا تا این حد ضعیف و سکوت‌آمیز بود؟ آیا این سکوت، بهایی برای حفظ قراردادهای راهبردی ۲۵ ساله بود؟

آزمون سخت‌تر برای روابط ایران با شرق، موضع‌گیری آنان در مسئله حاکمیت ملی ایران بود. وزیر خارجه چین، یک روز پس از دیدار با همتای ایرانی در تهران، در ابوظبی سندی را امضا کرد که صراحتاً از ادعای امارات بر جزایر سه‌گانه ایرانی (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) حمایت می‌کرد. روسیه نیز در اجلاس وزرای خارجه شورای همکاری خلیج فارس موضعی مشابه اتخاذ کرد. این اقدام‌ها که نقض آشکار حاکمیت و تمامیت ارضی ایران بود، با واکنش قاطع و متناسب دیپلماتیک از سوی تهران روبرو نشد. این سکوت، ضعف دیپلماسی فعال ایران و عدم بهره‌گیری از اهرم‌های متقابل (مانند مسائل تایوان برای چین یا کریمه برای روسیه) را نشان می‌دهد. درس اصلی این است: ایران باید در قراردادها و گفت‌وگوهای راهبردی خود، صراحتاً احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی را شرط کند و برای نقض آن، پاسخ متقابل داشته باشد.

قراردادهای راهبردی و منافع نامتوازن

در متن قراردادهای همکاری جامع راهبردی ۲۵ ساله با چین و روابط راهبردی با روسیه، چه ضمانت‌های عملی و مشخصی برای تضمین حاکمیت ملی ایران، تمامیت ارضی و عدم دخالت در امور داخلی گنجانده شده است؟ چرا شاهد شفافیت لازم درباره جزئیات این توافقات نیستیم؟

قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین، نماد اوج همکاری راهبردی شرق‌محور ایران است، اما پرسش درباره تضمین‌های عملی آن کاملاً به‌جا و حیاتی است. متأسفانه فقدان شفافیت ساختاری پیرامون این قرارداد، خود بزرگ‌ترین مانع برای ارزیابی دقیق آن است. تاکنون متن کامل و لوایح تفصیلی آن به صورت عمومی منتشر نشده و حتی مجلس شورای اسلامی نیز نتوانسته بررسی جامع و علنی‌ای بر آن داشته باشد. این ابهام، فضای مناسبی برای گسترش نگرانی‌ها و گمانه‌زنی‌های مخرب فراهم کرده است. در مورد ضمانت‌های عملی حاکمیت ملی و تمامیت ارضی، الگوی رفتاری چین جای تردید جدی ایجاد می‌کند. حمایت رسمی پکن از ادعای ارضی امارات درباره جزایر سه‌گانه ایرانی، تنها یک روز پس از دیدار مقاماتش در تهران، نشان داد که برای دیپلماسی چین، منافع اقتصادی و راهبردی (دستیابی به بازار امارات و کاهش تنش با عربستان) می‌تواند بر احترام به تمامیت ارضی یک شریک راهبردی اولویت داشته باشد. اگر در قرارداد ۲۵ ساله، بندهای بازدارنده قوی و مکانیسم‌های جریمه‌ای برای چنین تخلفاتی پیش‌بینی نشده باشد، این سند بیشتر به یک بیانیه نیات شیک شبیه است تا یک پیمان دفاعی متقابل.

دلایل عدم شفافیت می‌تواند چندگانه باشد: محرمانه‌نگاری افراطی با توجیه امنیت ملی، ترس از واکنش افکار عمومی در صورت افشای بندهای نامتعارف (مانند واگذاری مدیریت زیرساخت‌های حیاتی یا تعهدات یک‌جانبه)، یا حتی وجود مفادی که ممکن است با قوانین داخلی یا منافع دیگر نهادهای قدرت در ایران در تضاد باشد. اما هر دلیل دیگری هم داشته باشد، نتیجه یکسان است: بی‌اعتمادی عمومی و تضعیف مشروعیت ملی.

راه برون‌رفت، افشای چارچوب کلی، اصول حاکم و مکانیسم‌های نظارتی این قرارداد است. مجلس باید با استفاده از کلیه اختیارات قانونی خود، کمیسیون ویژه تحقیق و تفحص تشکیل دهد و نتایج را به صورت کنترل‌شده به مردم اطلاع دهد. شفافیت، نه تنها حقوق ملت است، بلکه با ایجاد اجماع داخلی، پایه اجرای موفق هر توافق بین‌المللی را محکم‌تر می‌سازد و دست طرف مقابل را برای تفسیرهای یک‌جانبه می‌بندد. یک قرارداد خوب، از نور و بررسی نمی‌هراسد.

الگوی ونزوئلا و هزینه‌پذیری متحدان

* در بحران ونزوئلا، چین تا ساعات قبل از یک عملیات نظامی آمریکا با مادورو دیدار داشت، اما در لحظه بحران عملاً هزینه تغییر موازنه را نپرداخت. آیا این الگو برای ایران هشداردهنده نیست؟ چه تضمینی وجود دارد که در یک بزنگاه امنیتی مشابه برای ایران، مسکو یا پکن حاضر به پرداخت هزینه‌ای فراتر از بیانیه‌های دیپلماتیک و تجارت محدود باشند؟

رفتار چین و روسیه در بحران‌های مختلف (مانند ونزوئلا) الگوی ثابتی را نشان می‌دهد: این کشورها حاضرند تا جایی که منافع اقتصادی و نفوذ خود را حفظ کنند (مانند خرید نفت، ارائه راه‌های دور زدن تحریم) همکاری کنند، اما هنگامی که سطح خطر و هزینه به حد «درگیری مستقیم» یا «تغییر موازنه قوا» می‌رسد، حمایت خود را به حداقل‌های دیپلماتیک (بیانیه‌ها و موضع‌گیری‌ها) کاهش می‌دهند. دیدار نماینده چین با مادورو تنها ساعت‌ها قبل از عملیات آمریکا علیه ونزوئلا، نماد این رویکرد حساب‌گرانه است. برای ایران، این یعنی قراردادها و همکاری‌ها باید با ضمانت‌های اجرایی قوی، سازوکارهای شفاف تسویه و مدیریت دقیق ریسک همراه باشد تا در روز بحران، دارایی‌ها و مطالبات کشور به باد نرود.

اقتصاد تحریمی و وابستگی اجباری

* منتقدان استدلال می‌کنند که فشار حداکثری غرب، ایران را به سمت وابستگی اجباری به شرق سوق داده است. این وابستگی، چگونه می‌تواند قدرت چانه‌زنی و استقلال عمل ایران در همین روابط را تحت تاثیر قرار دهد؟ آیا ما در دام "تله وابستگی" جدیدی گرفتار نشده‌ایم؟

تهران باید با هوشیاری تمام، موازنه‌ای را ترسیم کند که در آن، حاکمیت ملی ایران قربانی معاملات کلان قدرت های بزرگ نشود. ایران امروز، دیگر سوژه‌ای منفعل در معادلات منطقه‌ای نیست. این کشور با قدرت و اعتماد به نفس، قواعد بازی را در منطقه ترسیم می‌کند و از شرکای خود انتظار دارد این واقعیت ژئوپلیتیک را در تمامی سطوح دیپلماتیک و اقتصادی بپذیرند. شراکت راهبردی تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که بر اساس منافع متوازن و احترام متقابل بنا شود. در قرن آسیایی، ایران به عنوان یکی از بازیگران کلیدی، نقش خود را در شکل‌دهی به معادلات جدید جهانی پررنگ‌تر از گذشته ایفا می‌کند. اما این نقش‌آفرینی، بدون حفظ استقلال و حاکمیت ملی امکان‌پذیر نیست. تهران با تدبیر و دوراندیشی، به شرکای شرقی خود یادآوری می‌کند که هیچ دوستی ابدی نیست و منافع ملی ایران بر هر رابطه‌ای اولویت دارد. روابط ایران با چین و روسیه، اگرچه در سال‌های اخیر گسترش یافته، اما تهران با دقت تمام، مرزهای این روابط را مشخص می‌کند. ایران نمی‌خواهد قربانی معاملات کلان قدرت ها شود و به همین دلیل، موازنه‌ای را در پیش گرفته که در آن، منافع ملی حفظ شود و هیچ قدرت خارجی نتواند بر تصمیمات داخلی کشور تأثیرگذار باشد. در دنیای امروز، دیپلماسی هوشمندانه و واقع‌بینانه، کلید موفقیت کشورها در حفظ منافع ملی است. ایران با درک عمیق از این واقعیت، به دنبال ایجاد روابطی است که بر اساس احترام متقابل و منافع مشترک بنا شود. این رویکرد، نه تنها به نفع ایران، بلکه به نفع تمام شرکای منطقه‌ای و جهانی است. ایران با تکیه بر قدرت ژئوپلیتیک و اقتصادی خود، به شرکای شرقی خود نشان می‌دهد که شراکت راهبردی تنها زمانی پایدار است که بر اساس واقعیت‌های موجود و نه شعارهای توخالی بنا شود. تهران با این رویکرد، به دنبال ایجاد تعادل در روابط خود با شرق است و از هیچ تلاشی برای حفظ منافع ملی خود دریغ نمی‌کند. در قرن بیست و یکم، ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای، نقش خود را در شکل‌دهی به معادلات جهانی پررنگ‌تر از گذشته ایفا می‌کند. اما این نقش‌آفرینی، بدون حفظ استقلال و حاکمیت ملی امکان‌پذیر نیست. تهران با تدبیر و دوراندیشی، به شرکای خود یادآوری می‌کند که هیچ دوستی ابدی نیست و منافع ملی ایران بر هر رابطه‌ای اولویت دارد. در نهایت، ایران با نگاهی واقع‌بینانه به ظرفیت‌های شرق، به دنبال ایجاد روابطی است که در آن، حاکمیت ملی کشور قربانی معاملات کلان قدرت ها نشود. این رویکرد، نه تنها به نفع ایران، بلکه به نفع تمام کشورهایی است که به دنبال ایجاد تعادل در روابط خود با قدرتهای بزرگ هستند.

جریان‌های داخلی و پروپاگانای خارجی

برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که گفتمان افراطی "روسیه‌ستیزی و چین‌ستیزی" در بخشی از رسانه‌های داخلی، یا ناآگاهانه در خدمت تکمیل پروژه تحریم غرب است یا آگاهانه با آن هماهنگ می‌شود. نظر شما درباره این ادعا چیست؟ چگونه می‌توان بین نقد منطقی مناسبات با شرق و رویکردهای مخرب "ستیزه‌جویانه بی‌پایه" تمایز قائل شد؟

این ادعا نیازمند تحلیل دقیق و غیرسیاه‌وسفید است. به نظر می‌رسد هر دو عنصر (ناآگاهی داخلی و هماهنگی خارجی) در شکل‌گیری این گفتمان نقش داشته باشند، اما سهم و انگیزه‌ها متفاوت است. از یک سو، بخشی از این گفتمان، قطعاً محصول کم‌اطلاعی، تحلیل سطحی یا تعصبات جناحی داخلی است. برخی جریان‌ها یا افراد، بدون درک عمیق از موازنه قوای سخت جهانی و محدودیت‌های مطلق ایران تحت تحریم‌های فلج‌کننده، و تنها با تکیه بر یک نگرش آرمان‌گرایانه و مجرد، هر گونه تعامل گسترده با چین را به عنوان "فروش کشور" محکوم می‌کنند. این نگاه، غیرواقع‌بینانه و خودشکن است، زیرا در شرایطی که غرب راه هرگونه تعامل سازنده را بسته است، آلترناتیو عملی‌ای جز تعامل با شرق ارائه نمی‌دهد و صرفاً به تضعیف یکی از معدود گزینه‌های موجود می‌پردازد. از سوی دیگر، امکان هماهنگی آگاهانه با پروژه فشار حداکثری غرب را نمی‌توان نادیده گرفت. استراتژی آمریکا برای به زانو درآوردن ایران، منزوی کردن کامل اقتصادی آن است. برای این کار، باید تمامی مجاری تنفس، از جمله روابط با چین، بسته یا مختل شود. برخی رسانه‌های فارسی‌زبان وابسته یا تحت نفوذ، عمدتاً بر نقاط منفی و خطرات رابطه با چین متمرکز می‌شوند بدون آنکه هرگز به ضرورت این رابطه در شرایط کنونی یا راهکارهای واقع‌بینانه برای مدیریت خطرات آن بپردازند. هدف، ایجاد یک "بن‌بست روانی" است: القای این احساس که هر حرکتی که دولت ایران برای شکستن تحریم‌ها انجام دهد (اعم از شرقی یا غربی)، خیانت است. این دقیقاً تکمیل حلقه محاصره در بعد روانی است.

تمایز بین نقد منطقی و ستیزه‌جویی بی‌پایه در چند شاخص است:

  1. نقد منطقی مستند و مشخص است (مثلاً بر اساس یک بند خاص از قرارداد یا یک اقدام مشخص چین)،
  2. سازنده و دارای آلترناتیو است (فقط تخریب نمی‌کند، بلکه راهکار بهتر یا چگونگی بهبود شرایط را پیشنهاد می‌دهد)
  3. متوازن است (هم فرصت‌ها و هم تهدیدها را می‌سنجد)
  4. واقع‌بینانه است (محدودیت‌ها و گزینه‌های محدود ایران را درک می‌کند).

در مقابل، ستیزه‌جویی بی‌پایه کلی‌گویی احساسی می‌کند، تخریبی و فاقد راهکار عملی است، یک‌بعدی عمل می‌کند و در آرمان‌شهرگریزی ناممکن غرق شده است. وظیفه روشنفکران و رسانه‌های مسئول، پرورش گفتمان نخست و افشای ماهیت مخرب گفتمان دوم است.

هزینه معاملات کلان امنیتی-اقتصادی

*گزارش‌هایی از معاملات بزرگ نظامی و انرژی بین ایران و شرکای شرقی وجود دارد. مکانیسم‌های شفاف نظارتی بر این قراردادها برای جلوگیری از فساد، تضمین تحویل کالا و خدمات، و وصول مطالبات (مانند ادعاهای مطرح شده درباره فروش نفت به ونزوئلا) چگونه است؟ آیا ممکن است منافع ملی در پشت پرده این معاملات کلان قربانی شود؟

این سوال، قلب حاکمیت اقتصادی و امنیت مالی ایران را نشانه رفته است. معاملات کلان با چین (و روسیه) در حوزه‌های انرژی، زیرساخت و احتمالاً نظامی، به دلیل حجم عظیم مالی و پیچیدگی فنی، در معرض بالاترین خطر فساد، رانت‌خواری، تحویل کالای نامرغوب و عدم وصول مطالبات هستند. مثال فرضی فروش نفت به ونزوئلا بدون ضمانت، هشدار عمومی است: چگونه می‌توان اطمینان حاصل کرد که دارایی‌های ملی در معاملات با شرکایی که هزاران کیلومتر دورتر هستند، حفظ می‌شود؟

مکانیسم‌های نظارتی رسمی در ایران در قانون وجود دارند اما در عمل ممکن است ناکارآمد باشند. این مکانیسم‌ها شامل کمیسیون‌های تخصصی مجلس (به ویژه کمیسیون امنیت ملی و برنامه و بودجه)، دیوان محاسبات کشور، سازمان بازرسی کل کشور و در موارد شکایت، دستگاه قضایی است. پرسش حیاتی این است: آیا این نهادها دسترسی کامل، سریع و بدون مانع به همه اسناد قرارداد، ضمانت‌نامه‌های بانکی بین‌المللی، مکانیسم‌های داوری (مثلاً در دادگاه‌های سنگاپور یا ژنو) و گزارش‌های پیشرفت کار دارند؟ آیا نظارت آن ها پیشگیرانه و همزمان است یا پسینی و وقتی کار از کار گذشت؟ آیا گزارش‌های آن ها علنی می‌شود یا در بایگانی می‌ماند؟

  1. ضعف در نظارت می‌تواند به فاجعه بینجامد

    پرداخت پول برای پروژه‌های نیمه‌کاره، خرید فناوری‌های منسوخ به قیمت گزاف، تعهدات یک‌جانبه سنگین برای ایران، یا وصول نشدن درآمدهای نفتی. در بدترین حالت، این معاملات به کانالی برای پولشویی، فرار سرمایه یا تضییع عمدی منافع ملی توسط شبکه‌های فاسد داخلی و خارجی تبدیل شوند.
  2. راه حل، شفافیت اجباری و نظارت چندلایه است

    ایجاد "کارگروه ویژه پارلمانی با اختیارات تفحص کامل"، الزام دولت به "گزارش‌دهی دوره‌ای و تفصیلی" به مجلس، استفاده اجباری از "مشاوران بین‌المللی حسابرسی و حقوقی معتبر و مستقل" برای بررسی قراردادهای بالای یک حد مشخص، و "افشای چکیده غیرمحرمانه کلیه قراردادهای کلان". در نهایت، باید فرهنگی ایجاد شود که در آن هر مقام امضاکننده‌ای بداند در قبال ملت پاسخگوست و پیامدهای شکست قرارداد، برای او روشن است. امنیت ملی با حساب‌کشی و شفافیت تقویت می‌شود.

آینده نظم جهانی و جایگاه ایران

* با فرض تداوم رقابت استراتژیک آمریکا-چین و جنگ اوکراین، آینده نقش ایران در معادلات این دو بلوک چگونه خواهد بود؟ آیا ایران در خطر تبدیل شدن به "مهره" یا "ابزار فشار" در دست یکی از طرفین برای اعمال اهرم بر طرف دیگر نیست؟ چگونه می‌توان از "بازیگر بودن" به "بازی‌ساز بودن" ارتقا یافت؟

راهبرد بهینه برای ایران، نه شعارزدگی ایدئولوژیک و نه وابستگی یک‌جانبه، بلکه «موازنه هوشمند» است. این راهبرد شامل این ارکان است:

  1. اول، واقع‌بینی: پذیرش این اصل که در نظام بین‌الملل، دوستان و دشمنان دائمی وجود ندارند، تنها منافع ملی جاودانه است.
  2. دوم، تنوع‌بخشی: گسترش روابط با تمام بازیگران جهانی (شرق، غرب، جنوب) برای کاهش وابستگی و افزایش قدرت چانه‌زنی.
  3. سوم، قراردادنویسی سخت‌گیرانه: گنجاندن شروط صریح درباره احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی در همه توافق‌ها و طراحی مکانیسم‌های تضمین و وصول مطالبات.
  4. چهارم، تقویت درون‌مایه: درک این که نهایتاً پایداری نظام در گرو مشروعیت داخلی، پاسخگویی، شفافیت و رفاه مردم است، نه لیست دوستان خارجی.
  5. پنجم، دیپلماسی فعال و چابک: استفاده از اهرم‌های متقابل و حفظ ابتکار عمل در روابط خارجی.

تنها با چنین رویکردی است که ایران می‌تواند از گردباد ژئوپلیتیک کنون با کمترین آسیب عبور کرده و منافع ملی خود را حفظ کند.

درس‌های تاریخی و تراژدی تکرار

تاریخ معاصر ایران پر است از تجربیات تلخ وابستگی به ابرقدرت‌ها (اعم از غرب و شرق). چه مکانیسم‌های نهادی و فرهنگی باید در داخل ایران تقویت شود تا از تکرار الگوهای گذشته که به از دست دادن استقلال عمل یا تحمیل خسارت انجامید، جلوگیری کند؟

خطر "تونل‌زدگی دیپلماتیک" یا "تک‌بعدی شدن روابط خارجی" به سمت شرق، یک تهدید کاملاً واقعی و استراتژیک است. هنگامی که تمام ظرفیت دیپلماتیک و سیاسی صرف مدیریت روابط با یک یا دو بازیگر شود، به تدریج "شبکه ارتباطی جهانی" کشور خشکیده و توان مانور و انعطاف آن از بین می‌رود. این امر، ایران را در برابر هر نوسان یا تغییر جهت در سیاست‌های چین و روسیه، به شدت آسیب‌پذیر می‌کند. تمرکز بر محور شرق می‌تواند به شیوه‌های مختلف گزینه‌های دیگر را تضعیف کند: اول، به دلیل محدودیت منابع (بودجه، نیروی انسانی مجرب، وقت مقامات ارشد). دوم، به دلیل ارسال سیگنال‌های سیاسی نادرست؛ برای مثال، کشورهای اروپایی که ممکن است تمایل به حفظ تعامل داشته باشند، تمرکز انحصاری ایران بر شرق را نشانه بی‌علاقگی به هرگونه گفت‌وگو با غرب تفسیر کرده و سیاست خود را تعدیل کنند. سوم، اولویت‌بندی تجاری و سرمایه‌گذاری به سمت شرق، به معنای از دست رفتن فرصت‌های همکاری با مناطق پویایی مانند جنوب شرق آسیا، آفریقا یا آمریکای لاتین است. استراتژی خروج از این تونل، "دیپلماسی چندلایه و هوشمند" است:

  1. تفکیک موضوعی و استخدام بهترین شریک

    در هر حوزه (فناوری سبز، کشاورزی، دارو، کشتیرانی، فرهنگ) باید بهترین شریک جهانی را شناسایی و با او همکاری کرد، نه اینکه همه نیازها را از یک منبع تأمین کرد.
  2. بازسازی دستگاه دیپلماسی بر اساس مناطق

    تقویت "گروه‌های ویژه منطقه‌ای" قدرتمند و دارای بودجه مستقل برای آفریقا، آمریکای لاتین، آسیای جنوب‌شرقی و اروپا. مأموریت این گروه‌ها باید توسعه روابط، فارغ از حواشی روز، باشد.
  3. فعالسازی دیپلماسی عمومی و فرهنگی

    این دیپلماسی می‌تواند درهایی را بگشاید که دیپلماسی رسمی به دلیل تحریم بسته است. اعطای بورسیه، تقویت کرسی‌های زبان فارسی، جشنواره‌های فرهنگی و توریسم سلامت، ابزارهای قدرتمندی هستند.
  4. دیپلماسی اقتصادی غیرنفتی فعال

    اعزام هیأت‌های تجاری متشکل از بخش خصوصی واقعی به کشورهای هدف، برای شناسایی فرصت‌های همکاری در صنایع کوچک و متوسط و با ارزش افزوده بالا.
  5. حفظ کانال‌های گفت‌وگو با اروپا

    اروپا یکپارچه نیست. حتی در سخت‌ترین شرایط، باید کانال‌های غیررسمی، کارشناسی و پارلمانی با کشورهای اروپایی حفظ شود، زیرا در لحظات حساس می‌توانند مسیرشکن باشند.

هدف نهایی، ایجاد یک "شبکه تاب‌آور از روابط" است که در آن، مشکل در یک رابطه، کل سیستم دیپلماتیک ایران را فلج نکند. ایران با تاریخ و جغرافیای خود، پتانسیل تبدیل شدن به یک "هاب ارتباطی" بین شرق و غرب و شمال و جنوب را دارد، اما تحقق این امر نیازمند یک نقشه راه دیپلماتیک جامع، فراجناحی و مبتنی بر منافع ملی بلندمدت است.

پاسخگویی و شفافیت به مثابه امنیت ملی

ایران، روسیه و چین در موضوعاتی مانند افغانستان یا سازمان همکاری شانگهای منافع مشترکی دارند. اما در عین حال، روسیه روابط خوبی با اسرائیل و عربستان دارد و چین اولویت تجاری‌اش با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است. چگونه می‌توان در چنین فضایی، منافع ایران را به طور موثر در همکاری‌های منطقه‌ای سه‌جانبه پیش برد، بدون آنکه قربانی معاملات پشت پرده شود؟ 

این پارادوکس، ذات پیچیده روابط در نظام چندقطبی را نشان می‌دهد: "همکاری گزینشی". چین در یک زمینه (مقابله با هژمونی آمریکا، ثبات در افغانستان) با ایران هم‌پیمان است، اما در زمینه دیگر (تجارت کلان با عربستان و امارات) ممکن است منافع متفاوت و حتی متعارضی داشته باشد. برای پیشبرد منافع ایران در چنین فضای چندلایه و جلوگیری از قربانی شدن، چند راهبرد ضروری است:

  1. اول، واقع‌بینی مطلق و دوری از احساسات. ایران باید به صراحت بپذیرد که چین یک بازیگر جهانی با منافع متنوع و گاه متعارض است. هدف دیپلماسی ایران نباید تبدیل شدن به "متحد چین" باشد، بلکه باید استخراج حداکثری منافع ملموس از این همکاری در چارچوب منافع ملی خود باشد. انتظار وفاداری مطلق، ساده‌اندیشی است.
  2. دوم، تبدیل شدن به یک شریک غیرقابل چشم‌پوشی. ایران باید موقعیت خود را در مسائل مشترک (مانند امنیت افغانستان، کریدورهای ترانزیتی اوراسیا، امنیت تنگه هرمز) به حدی حیاتی کند که نادیده گرفتن منافعش برای چین پرهزینه باشد. این از طریق ارائه راهکارهای عملی، اطلاعات ارزشمند، و نقش‌آفرینی میدانی موثر و بی‌بدیل محقق می‌شود. ایران نباید فقط مصرف‌کننده ابتکارات چین باشد، بلکه باید پیشنهاددهنده و شکل‌دهنده باشد.
  3. سوم، دیپلماسی فعال و پیش‌دستانه. به جای واکنش‌پذیر بودن، ایران باید در طرح‌های منطقه‌ای سه‌جانبه، پیشنهادات مکتوب و عملیاتی ارائه دهد. مثلاً در مورد افغانستان، ایران می‌تواند طرحی برای همکاری سه‌جانبه در مبارزه با قاچاق مواد مخدر یا مدیریت آب ارائه کند که منافعش در آن به وضوح دیده شده باشد. این کار مانع از آن می‌شود که چین و روسیه نقشه بازی را یک‌جانبه طراحی کنند.
  4. چهارم، ایجاد هزینه برای دوگانگی رفتاری. هنگامی که چین عملی انجام می‌دهد که به منافع حیاتی ایران آسیب می‌زند (مانند حمایت از ادعای امارات)، دیپلماسی ایران نباید سکوت کند. واکنش باید متناسب، هوشمندانه و محاسبه‌شده باشد. این واکنش می‌تواند از بیان رسمی نارضایتی تا تعدیل همکاری در یک حوزه خاص یا فعال‌سازی روابط با رقبای منطقه‌ای چین متغیر باشد. هدف این است که به پکن نشان داده شود "دوگانگی هزینه دارد" و ایران یک بازیگر منفعل نیست.
  5. پنجم و از همه مهم‌تر، تقویت کارت‌های منطقه‌ای خود. هر چه ایران در عرصه منطقه‌ای قوی‌تر، باثبات‌تر و دارای نفوذ بیشتری باشد، وزن بیشتری در محاسبات چین خواهد داشت. بنابراین، تنش‌زدایی فعال با همسایگان عربی (در چارچوب حفظ منافع و اصول)، تقویت نقش ایران به عنوان عامل ثبات در خلیج فارس، و دیپلماسی هوشمند در بحران‌هایی مانند یمن، می‌تواند موقعیت چانه‌زنی ایران را در میز سه‌جانبه به شدت تقویت کند. قدرت منطقه‌ای ایران، اصلی‌ترین ضمانت برای احترام شرکای بزرگ، از جمله چین، است.

افق آینده: موازنه یا وابستگی؟

* با در نظر گرفتن همه این ملاحظات، چشم‌انداز شما از آینده روابط ایران با روسیه و چین در پنج تا ده سال آینده چیست؟ آیا ایران خواهد توانست بر اساس اصل "هیچ دشمنی دائمی، هیچ دوستی ابدی، فقط منافع دائمی"، یک موازنه‌گر هوشمند باشد که هم از مزایای همکاری با شرق بهره می‌برد و هم استقلال و حاکمیت خود را حفظ می‌کند، یا به تدریج به حاشیه‌نشین وابسته در یک بلوک بندی جدید جهانی تبدیل خواهد شد؟

ایران با نگاهی واقع‌بینانه به ظرفیت‌های شرق، موازنه‌ای را در روابط خود با چین و روسیه ترسیم می‌کند که در آن، حاکمیت ملی کشور قربانی معاملات کلان قدرتها نشود. تهران با تدبیر و دوراندیشی، به شرکای خود یادآوری می‌کند که هیچ دوستی ابدی نیست و منافع ملی ایران بر هر رابطه‌ای اولویت دارد. در سال‌های اخیر، ایران با گسترش روابط اقتصادی و سیاسی با چین و روسیه، توانسته است جایگاه خود را در معادلات منطقه‌ای و جهانی تقویت کند. اما تهران با هوشیاری تمام، مرزهای این روابط را مشخص می‌کند و اجازه نمی‌دهد که منافع ملی کشور قربانی معاملات کلان قدرتها شود. این موازنه، کلید موفقیت ایران در حفظ استقلال و حاکمیت ملی است. ایران با تکیه بر قدرت ژئوپلیتیک خود، به شرکای شرقی خود نشان می‌دهد که شراکت راهبردی تنها زمانی پایدار است که بر اساس واقعیت‌های موجود بنا شود. تهران با این رویکرد، به دنبال ایجاد تعادل در روابط خود با شرق است و از هیچ تلاشی برای حفظ منافع ملی خود دریغ نمی‌کند.

*منبع: مصاحبه ای مستند با دکتر پوریا زرشناس
https://www.asianewsiran.com/u/ig1
اخبار مرتبط
در فضای پرتلاطم کنونی جهان، روابط ایران با قدرت‌های شرقی به ویژه روسیه، یکی از بحث‌برانگیزترین محورهای دیپلماسی و امنیت ملی است. عده‌ای این روابط را ضرورتی انکارناپذیر برای شکستن محاصره تحریمی می‌دانند و عده‌ای دیگر آن را تهدیدی برای استقلال عمل و حاکمیت ملی ایران قلمداد می‌کنند. دکتر پوریا زرشناس در این مصاحبه، با پاسخ های صریح به پرسش‌های مستقیم و مبتنی بر داده‌های تاریخی، در پی واکاوی عمق، چالش‌ها و آینده این روابط راهبردیست.
پوریا زرشناس، محقق بین‌المللی ایرانی، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و رئیس شورایعالی امنیت ملی، نسبت به عواقب ادامه وضعیت اقتصادی کنونی هشدار داد. وی در این نامه که پس از اعتراضات صنفی گسترده در بازار تهران نگاشته شده، اقتصاد ایران را درگیر یک «طوفان کامل» متشکل از تورم افسارگسیخته، رکود شدید و بی‌ثباتی بازار ارز دانست. زرشناس با ارائه تحلیل دقیق و راهکارهای عملی، تأکید کرد که بی‌توجهی به این هشدارها می‌تواند امنیت ملی و انسجام اجتماعی کشور را با تهدیدات جدی مواجه کند.
ممکن است آن‌قدر درباره ناکامی‌های بزرگ سوسیالیسم- که در بستر تاریخی عملا فرقی با کمونیسم ندارد- برای ملل مختلف صحبت کنید که زبان‌تان مو دربیاورد، اما باز عده‌ای از پذیرش واقعیت امر امتناع کنند. این افراد ممکن است با تمام قوا مدعی شوند که آموزه‌های سوسیالیستی به خوبی اجرا نشده‌اند. می‌گویند انجام مکرر یک کار و انتظارِ دستیابی به نتیجه متفاوت مصداق نابخردی است. فردریک باستیا، اقتصاددان و نویسنده فرانسوی، سوسیالیسم را نظامی جعلی و اغواکننده می‌دانست که با نفی مالکیت خصوصی و سرکوب آزادی و ابتکار عمل فردی در تضاد با ذات انسان عمل می‌کند.
در سال ۲۰۰۱ یک نظرسنجی‌ در کشورهای امریکای لاتین انجام شد که نتایجش نشان داد حمایت مردم از دموکراسی، کاهش یافته و در مقابل، حمایت آن‌ها از رهبری قدرتمندانه بدون محدودیت‌های دست‌وپاگیر نظام‌های دموکراتیک، بیش‌تر شده‌ است!!! دلیل این گرایش مردم خیلی ساده است: امروزه دموکراسی‌ها نمی‌توانند به نتایجی پایدار و ملموس برای مردم برسند؛ یعنی به چیزی فراتر از آنچه مردم در دهه پایانی قرن گذشته‌داشتند. افزایش جرم و جنایت و خشونت در خیابان‌ها و خصوصی‌سازی‌های گسترده برای مردم آمریکای لاتین آزاردهنده بوده به طوری که آن‌ها روزبه‌روز بیش‌تر حسرت دوران خوش رهبری‌های مستبدانه سابق را می‌خورند!!!
طرح کاربردی یک دانشمند ایرانی برای تصفیه آب ساختمان‌ها با استفاده از پسماند قهوه، در یک کنفرانس معتبر بین‌المللی جایزه برتر کسب کرد. دکتر پوریا زرشناس با همکاری دانشگاه قطر، مطالعه امکان‌سنجی دقیقی برای به‌کارگیری تفاله قهوه در تصفیه آب‌های خاکستری یک مجتمع مسکونی انجام داده است. این پژوهش که چگونگی عملیاتی‌کردن کشف علمی جذب فلزات سنگین توسط قهوه را بررسی می‌کند، در دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی علوم و فناوری در آتن، از میان ۲۳۰ طرح ارائه‌شده به عنوان طرح برگزیده انتخاب شد. موفقیت این پروژه، گامی بلند در مسیر تبدیل یک ایده آزمایشگاهی به یک فناوری سبز و قابل اجرا در مقیاس واقعی است. فاز دوم این مطالعات با حمایت دانشگاه قطر و با تمرکز بر روی پسماند چای در حال انجام است.
ایران با نگاهی واقع‌بینانه و حساب‌شده، موازنه روابط خود با چین و روسیه را بازتعریف می‌کند. تهران با تاکید بر حفظ حاکمیت ملی، به شرکای شرقی خود پیام می‌دهد که هیچ دوستی ابدی نیست و منافع ملی ایران بر هر رابطه‌ای اولویت دارد. در قرن آسیایی، ایران به عنوان یکی از بازیگران کلیدی منطقه، نقش خود را در شکل‌دهی به معادلات جدید جهانی پررنگ‌تر از گذشته ایفا می‌کند. اما این نقش‌آفرینی، بدون حفظ استقلال و حاکمیت ملی امکان‌پذیر نیست. تهران با تدبیر و دوراندیشی، به شرکای خود یادآوری می‌کند که شراکت راهبردی تنها زمانی پایدار است که بر اساس واقعیت‌های موجود بنا شود. ایران با تکیه بر قدرت ژئوپلیتیک و اقتصادی خود، به دنبال ایجاد تعادل در روابط خود با شرق است.
در دومین دوره جایزه بین‌المللی داستان کوتاه گارنت، از میان ۱۷۶۳ اثر ارسالی، ۱۶۸ داستان بزرگسال و ۱۵ داستان نوجوان به مرحله نهایی راه یافتند. داوران مرحله اول شامل چهره‌هایی چون سلمان باهنر، لیلا صبوحی و پژند سلیمانی بودند. در میان برگزیدگان، نام دکتر پوریا زرشناس، پژوهشگر و دبیر ارشد پایگاه خبری آسیانیوز ایران، با اثر «مسافر نیمه شب» جلب توجه کرد. این انتخاب، نشان‌دهنده حضور استعدادهای ادبی در میان فعالان حوزه‌های علمی و رسانه‌ای است. داوران مرحله نهایی این دوره شامل علی خدایی، لیلی رشیدی، احسان عبدی‌پور، عطیه عطارزاده، مصطفی مستور و سارا سالار (دبیر جایزه) هستند و جوایز نقدی قابل توجهی به برندگان اهدا خواهد شد.
مجله اکونومیست در تازه‌ترین شماره ویژه سالانه خود با عنوان «The World Ahead 2026» چشم‌انداز پرآشوبی از جهان در سال پیش‌رو ترسیم کرده است. حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید به عنوان بزرگ‌ترین عامل تعیین‌کننده تحولات جهانی معرفی شده که بازتعریف سیاست خارجی آمریکا، تنش‌های تجاری با چین و کاهش تعهد به نهادهای چندجانبه را در پی خواهد داشت. از دیگر محورهای کلیدی این پیش‌بینی می‌توان به خطر ترکیدن حباب هوش مصنوعی، تحولات خاورمیانه پس از بحران غزه و ظهور داروهای لاغری نسل جدید اشاره کرد.
پوریا زرشناس، هنرمند ایرانی و دبیر فرهنگی هنری خبرگزاری آسیانیوز ایران، با کسب رتبه دوم در نخستین جشنواره مشترک نقاشی ایران و روسیه، موفقیتی بین‌المللی را برای کشور به ارمغان آورد. او با تابلوی آبرنگ «داستایوفسکی در مسکو» در میان صدها اثر ارسالی، جایگاه دوم این رقابت هنری را از آن خود کرد. این جشنواره با عنوان «نقش دوستی» توسط رایزنی فرهنگی سفارت ایران در مسکو برگزار شد. آثار برگزیده این رویداد، پیش از این در شهرهای مختلف روسیه و ایران به نمایش عموم درآمده بود. مراسم تقدیر از برگزیدگان این جشنواره، روز چهارشنبه ۲۱ آبان‌ماه ۱۴۰۴ در کوشک باغ هنر مجموعه باغ کتاب تهران برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری جمهور - افغانستان، گروهک تروریستی طالبان در فهرست جدید کتاب‌های ممنوعه، نام پوریا زرشناس، نویسنده ایرانی را نیز اضافه کرده است. این فهرست که ۲۱ آبان ۱۴۰۴ منتشر شد، شامل بیش از 500 عنوان کتاب در حوزه‌های مختلف است. بر اساس گزارش‌ها، پوریا زرشناس به دلیل اظهارات ضدتروریستی اش از ورود به افغانستان نیز محروم شده است. این اقدام در ادامه سیاست‌های سانسور طالبان انجام شده که پیش از این نیز نویسندگان ایرانی و افغانستانی بسیاری را شامل شده بود.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
رضا محمدی
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
2

درود به دکتر نازنینم؛ مصاحبه بسیار جامع و ضروری بود، به ویژه در بخش‌های مربوط به رفتار دوگانه شرق. من نیز با این اصل موافقم که در سیاست بین‌ الملل، منافع ملی مطلق است. با این حال، به نظر می‌رسد تحلیل‌ها کمی نسبت به گزینه‌های جایگزین بدبین است. آیا واقعا هیچ فضایی برای مانور میانجیگرانه کشورهای غیروابسته (مانند عمان، برزیل یا حتی قطر) وجود ندارد؟ شاید بایستی بر دیپلماسی چندجانبه‌گرایی فعال‌تر تاکید می‌شد. نکته قوت مصاحبه، اشاره صریح به ضعف واکنش ایران در قبال ادعاهای ارضی بود. این سکوت، آسیب‌پذیری دیپلماسی ما را نشان می‌دهد و باید فورا اصلاح شود. ما نیازمند یک «دیپلماسی تهاجمی تدافعی» هستیم که در آن، از اهرم‌های خود به موقع و محکم استفاده کنیم. در نهایت، صحبت‌هایتان درباره ضرورت شفافیت، کلید حل معماست. تا زمانی که متن کامل قراردادها و مذاکرات در هاله‌ای از ابهام باشد، نه نظارت مؤثری ممکن است و نه اجماع ملی شکل می‌گیرد. این ابهام به ضرر اعتبار ملی و قدرت چانه‌زنی دستگاه دیپلماسی است.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
0

سلام و درود بر شما. سپاسگزارم از دقت نظر و نگاه انتقادی‌تان. حق با شماست که دیپلماسی نباید دوقطبی باشد. تأکید شما بر کشورهای میانجی مانند عمان، قطر و برزیل نکته‌ای حیاتی است. این کشورها اغلب می‌توانند به عنوان کانال‌های ارتباطی غیرمستقیم، ارائه‌دهنده ابتکارات صلح یا تسهیل‌گر مبادلات اقتصادی عمل کنند. در شرایطی که ارتباط با قدرت‌های بزرگ پرتنش است، تقویت این «گزینه‌های سوم» نه تنها فضای مانور دیپلماتیک ایران را افزایش می‌دهد، بلکه از خطر وابستگی افراطی به یک بلوک نیز می‌کاهد. پیشنهاد شما برای «دیپلماسی تهاجمی تدافعی» نیز عین خردورزی است؛ یعنی ما باید فعالانه و مبتکرانه از اهرم‌های خود (ژئوپلیتیک، انرژی، نفوذ منطقه‌ای) در همه عرصه‌ها استفاده کنیم، نه اینکه فقط در موضع واکنش باقی بمانیم. همچنین قدردان تأکید شما بر شفافیت هستم. این ابهام موجود، همچون مه غلیظی است که نه تنها مردم، بلکه خود دستگاه دیپلماسی را در محاسباتش دچار اشتباه می‌کند. وقتی متن کامل تعهدات روشن نباشد، هر طرف می‌تواند تفسیر خود را اعمال کند و این به ضرر طرف ضعیف‌تر تمام می‌شود.


نرگس امیری - دانشجوی روابط بین‌الملل
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
2

جناب دکتر زرشناس عزیز؛ از طرح صریح این موضوع که شرق‌ستیزی افراطی برخی جریان‌های داخلی، عملا به پروژه انزوای غرب خدمت می‌کند، بسیار سپاسگزارم. این یک آسیب استراتژیک است. اما جناب دکتر به اندازه کافی بر این نکته تاکید نکردید که خود سیاست‌های خارجی نیز با ایجاد فضای بسته، به رشد این جریان‌های افراطی دامن زده است. وقتی گفتمان رسمی، نقد منطقی را برنتابد، فضای تحلیل به سمت قطب‌های افراطی میل می‌کند. مثال ونزوئلا بسیار گویا بود. این الگو باید به طور مداوم در رسانه‌های اصلی بازخوانی شود تا جامعه دریابد که پشتیبانی شرق حد و مرز دارد. ما نیازمند یک برنامه ریزی بحران (Contingency Plan) برای روز مبادا هستیم که بر اساس آن، دارایی‌ها و منافعمان در خارج محافظت شود. سوال پایانی درباره آینده، سوال همه ماست. پاسخ به آن در گروی «نهادسازی داخلی» است. اگر نهادهای نظارتی مانند مجلس، قوه قضائیه و رسانه‌ها مستقل و قدرتمند شوند، می‌توان امیدوار بود که موازنه هوشمند ممکن شود. در غیر این صورت، خطر وابستگی روزافزون بسیار واقعی است. باز هم تشکر و امید به دیدارتان

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
0

سلام بر شما دوست عزیز؛ از لطف و توجه دقیق‌تان بسیار سپاسگزارم. نکته عمیقی که به آن اشاره کردید، رابطه دوسویه بین «سیاست رسمی» و «رشد جریان‌های افراطی» است. کاملاً صحیح است؛ هنگامی که فضای نقد منطقی و گفت‌وگوی سازنده در حوزه عمومی تنگ شود، طبیعی است که میدان به جریان‌های احساس‌محور و شعارزده واگذار می‌شود. این یک آسیب‌شناسی دقیق از وضعیت فعلی گفتمان‌های داخلی است. پذیرش و تحمل نقدهای مستند، نه تنها نشانه قدرت است، بلکه سدی در برابر افراطی‌گری می‌سازد. سپاس از اینکه مثال ونزوئلا را برجسته کردید. واقعاً این الگو یک درس عبرت زنده است که باید مرتباً تکرار شود تا از خوش‌بینی کورکورانه جلوگیری کند. پیشنهاد عملی و بسیار مهم شما درباره «برنامه ریزی بحران» برای محافظت از دارایی‌ها و منافع ملی در خارج، یک ضرورت فوری استراتژیک است. ما باید برای بدترین سناریوها—مانند تشدید ناگهانی تحریم‌ها یا تغییر جهت متحدان—از قبل چاره‌اندیشی کرده باشیم. در نهایت، تأکیدتان بر «نهادسازی داخلی» به عنوان تنها ضامن پایدار، مهمترین وجه موضوع است.برای آینده‌سازی کشور، همیشه به انرژی جوانانی مانند شما نیازمندیم!


دکتر علی بهرامی
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
0
0
2

درود به پسر گلم؛ دست مریزاد! مصاحبه، رویکردی بالغانه و مبتنی بر واقع‌گرایی سیاسی داشت. خاطرم هست سال 93 تقریبا برعکس این نظریه را داشتی؛ آفرین که با مطالعات عمیقت، به یک نتیجه واقعگرایانه و به دور از شعار رسیدی. آن بخش از مربوط به درس‌های تاریخی شورای امنیت را باید در کتب درسی گنجاند؛ با این حال، احساس می‌کنم به نقش «دیپلماسی عمومی» و «قدرت نرم» کمتر پرداخته شد. برای خروج از انزوای تحمیلی، باید افکار عمومی جهانی و نخبگان سایر کشورها را بیش از پیش هدف قرار دهیم، نه فقط دولتها را. تاکید بر تمایز بین نقد منطقی و ستیزه‌جویی بی‌پایه، نقطه قوت بحث بود. رسانه‌ها و دانشگاه‌ها باید کارگاه‌های آموزشی برای پرورش این تفکر انتقادی-سازنده برگزار کنند. ما نیازمند تربیت نسلی از تحلیلگران هستیم چون تو هستیم که هم از احساس‌زدگی به دور باشند و هم از سیاه‌نمایی مطلق. درباره قرارداد ۲۵ ساله، کاملاً با ابهام‌زدایی موافقم. اما پیشنهاد می‌کنم کمیسیونی متشکل از نمایندگان مجلس، اساتید برجسته حقوق بین‌الملل و اقتصاددانان مستقل (و نه وابسته به دولت) تشکیل شود تا متن را بررسی و گزارش غیرمحرمانه آن را منتشر کند.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
0

استاد بزرگوار سلام و سپاس بی‌پایان. یادآوری شما از تحول فکری این سال‌ها برایم بسیار ارزشمند و نشان از لطف همیشگی‌تان دارد. بله، خرد و تجربه به انسان می‌آموزد که جهان سیاست، بیش از آنکه سیاه و سفید باشد، سراسر پهنه‌ای از خاکستری‌های استراتژیک است. تشکر می‌کنم از اشاره به خلأ «دیپلماسی عمومی و قدرت نرم». حق کاملاً با شماست. در شرایط انزوای رسانه‌ای، ما باید روایت خود را مستقیم و بدون واسطه به گوش نخبگان، دانشگاهیان، هنرمندان و افکار عمومی جهان برسانیم. این یک جبهه مکمل و ضروری در کنار دیپلماسی رسمی است. پیشنهاد عملی و عالمانه شما برای تشکیل «کمیسیون ویژه فراجناحی متشکل از حقوقدانان و اقتصاددانان مستقل» برای بررسی قرارداد ۲۵ ساله، دقیقاً همان راه نجات از بن‌بست فعلی است. این کار هم اعتماد عمومی را بازمی‌گرداند، هم با استفاده از خرد جمعی بهترین‌شروط ممکن را استخراج می‌کند، و هم طرف مقابل را متوجه می‌سازد که با یک ملت آگاه روبرو است. همچنان چشمم به راه راهنمایی‌ها و دقت نظرهای استادانه شماست. سلامت و پیروز باشید.


مهندس سارا نوروزی
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
2

تحلیل اقتصادی پشت روابط بسیار دقیق بود. «تله وابستگی اجباری» یک خطر کاملا واقعی است. اگر صادرات ما به یک یا دو کشور محدود شود و درآمدهای ارزی صرفاً از این کانال تامین گردد، قدرت چانه‌زنی ما به شدت سقوط خواهد کرد. باید همزمان با شرق، بازارهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دیگر را با محصولات غیرنفتی هدف بگیریم. متاسفانه تجربه نشان داده سیستم‌های نظارتی داخلی در برخورد با پروژه‌های بزرگ بین‌المللی ضعیف عمل می‌کنند. یک پیشنهاد: استفاده اجباری از مشاوران بین‌المللی حسابرسی و حقوقی معتبر، پیشنهادی عملی و ضروری است. چشم‌انداز بیان‌شده خوشبینانه اما محتاطانه بود. من فکر می‌کنم خطر حاشیه‌نشینی به دلیل فشار تحریم‌ها و رقابت قدرت‌های بزرگ، بسیار جدی‌تر است. برای تبدیل شدن به «بازی‌ساز بین المللی»، نیازمند یک جهش درونی در عرصه‌های اقتصادی، فناوری و اجتماعی هستیم. دیپلماسی هوشمند لازم است، اما کافی نیست! آقای دکتر جوان! همچنان پیگیر مقالات خوب و دقیق شما هستم. موفق باشید

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
0

سرکار مهندس نوروزی عزیز، سلام و احترام. از تحلیل دقیق و کاربردی شما که از منظر یک فعال اقتصادی مطرح شده، بسیار استفاده کردم. تأکید شما بر «تله وابستگی اجباری» و لزوم تنوع‌بخشی صادرات غیرنفتی، قلب استراتژی بقای اقتصاد ایران است. ما باید مانند یک سبددار حرفه‌ای عمل کنیم و دارایی‌های خود (صادرات) را در سبدهای مختلف (بازارهای متنوع جغرافیایی) توزیع کنیم تا ریسک را به حداقل برسانیم. پیشنهاد بسیار عملی و مهم شما مبنی بر «استفاده اجباری از مشاوران بین‌المللی حسابرسی و حقوقی معتبر» برای نظارت بر قراردادهای کلان، یک مکانیزم خودکنترلی حیاتی است. این کار هم شفافیت و کارایی قرارداد را افزایش می‌دهد، هم به عنوان یک علامت اطمینان‌بخش برای جذب سرمایه‌گذاران دیگر عمل می‌کند. در نهایت، هشدار جدی شما درباره خطر «حاشیه‌نشینی» و لزوم «جهش درونی» را کاملاً جدی می‌گیرم. دیپلماسی، تنها می‌تواند فرصت ایجاد کند؛ اما تحقق آن فرصت‌ها در گرو قدرت اقتصادی، فناوری و انسجام داخلی است. چشم، حتما... همچنان به دنبال تحلیل‌های ارزشمند شما خواهم بود.


احمد رضوان
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
2

به جرئت می‌توان بگویم این عمیق‌ترین، شجاعانه‌ترین و کاربردی‌ترین تحلیلیه که در سال‌های اخیر در مورد روابط خارجی ایران و شرق خواندم. زرشناس عزیز با شفافیت تمام، دوراهی‌های سخت و حقایق ناخوشایند را بدون لاپوشانی بیان کردی. مثل همیشه صریح و بی تعارف و تند و تیز! اصلا این مصاحبه یک سند راهبردی برای تمامی نهادهای تصمیم‌گیر و رسانه‌هاست. آن بخش افشای «گفتمان شرق‌ستیزی ابلهانه» که ناخواسته یا آگاهانه آب به آسیاب دشمن می‌ریزد، شاهکار مصاحبه بود. در فضای فعلی که برخی با شعارهای احساسی می‌خواهند تنها مجرای تنفس کشور خوبتان را ببندند، این هشدارت یک تکلیف ملی است. باید این تحلیل را در همه کانال‌ها بازنشر داد. پیشنهاد «موازنه هوشمند» به جای شعارهای پوپولیستی «نگاه به شرق» یا «نگاه به غرب»، نشان‌دهنده بلوغ فکری توست. بسیار دلتنگت هستم و لطفا عربی هم بنویس این تحلیل هایت را تا برای سایر رفقا ارسال کنیم. واقعا ممنون.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
0

برادرم احمد عزیز، سلام و درود. انرژی و صراحت همیشگی تو، مانند نسیمی تازه است. خوشحالم که این نگاه مورد تأیید و توجه تو قرار گرفته. پرداختن به آن «گفتمان شرق‌ستیزی ابلهانه» از این جهت ضروری بود که می‌خواستم نشان دهم دشمنیِ بدون منطق و آلترناتیو، خودش بزرگ‌ترین خیانت است. در شرایطی که غرب تمام درها را بسته، تخریب تنها درهای باقی‌مانده، نوعی خودزنی استراتژیک است. از پیشنهادت برای ترجمه به زبان عربی نیز استقبال می‌کنم. قطعاً به اشتراک گذاشتن این تحلیل با دوستان و همفکران در جهان عرب می‌تواند مفید باشد. به زودی پیگیر خواهم کرد. دلتنگ دیدار صمیمانه و بحث‌های داغمان هستم. قول می‌دهم در اولین فرصت. مراقب خودت باش و همچنان تیزبین و راستگو باقی بمان.


دکتر فریبا محمودی - حقوقدان
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
2

به عنوان یک حقوقدان، از دقت و عمق تحلیل‌های حقوقی ارائه شده در مورد قطعنامه‌های شورای امنیت، مکانیسم ماشه و ضرورت شروط تضمینی در قراردادها، حیرت‌زده شدم. دکتر پوریای عزیز هر روز بیش از پیش، توانمندی هایت در باز تعریف مسائل پیچیده به زبان ساده، من را متعجب می کند؛ تو مسائل را ساده سازی نمی کنی... بلکه مسائل پیچیده را با زبانی روشن و مستند بیان می کنی که نشان از تسلط بی‌نظیرت بر ابعاد مختلف موضوع دارد. در دنیای امروز، فساد و عدم شفافیت بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت ملی یک کشور است. پیشنهاد تشکیل کارگروه ویژه پارلمانی و استفاده از مشاوران مستقل بین‌المللی، راهکارهایی عملی و نجات‌بخش هستند. این مصاحبه باید به عنوان یک درس‌نامه در دانشکده‌های حقوق و علوم سیاسی تدریس شود. ترکیب تجربه عملی بین‌المللی و دانش آکادمیک عمیقت و صد البته وطن دوستی همیشگی ات، الگویی برای نسل جوان ماست. از رسانه محترم بابت انتشار این گفت‌وگوی تاریخی تشکر می‌کنم.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
0

استاد ارجمند و حقوقدان بزرگوار، سرکار دکتر محمودی، سلام و عرض ادب. تحسین و لطف عمیق شما برایم موجب افتخار و مسئولیت است. اینکه این مباحث پیچیده حقوق بین‌الملل را قابل فهم یافتید، بزرگ‌ترین پاداش برای تلاش من است. هدف دقیقاً همین بود: پیوند زدن دنیای فنی حقوق و سیاست به دغدغه‌های ملموس ملی. تأکید دقیق و حرفه‌ای شما بر «تهدید فساد و عدم شفافیت برای امنیت ملی» نکته‌ای است که باید با صدای بلند فریاد زد. امنیت تنها با موشک و سخت‌افزار تأمین نمی‌شود. امنیت واقعی زمانی است که مردم به نظام اقتصادی و قراردادهای کشور اعتماد داشته باشند. پیشنهادهای شما درباره کارگروه پارلمانی و مشاوران مستقل، چراغ راه عملی برای تحقق این اعتماد است. همچنان نیازمند رهنمودهای ارزشمند شما هستم. سپاسگزارم.


مهندس مهران کریمی - فعال صنعتی
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
2

مثل همیشه به وضوح نشان دادی که تعامل با شرق یک «ضرورت استراتژیک» تحت فشار حداکثری است، نه یک انتخاب دلخواه. نقد منطقی و مدیریت ریسک این روابط، کاملاً با منافع بخش خصوصی برای بقا و توسعه همسو است. اشاره به خطر «تونل‌زدگی دیپلماتیک» و ضرورت تنوع‌بخشی، دقیقاً دغدغه تجار و صنعتگرانی است که خواهان گسترش بازارهای صادراتی جدید هستند. ما نمی‌خواهیم و نباید تمام اقتصادمان به یک یا دو کشور گره بخورد. دیپلماسی چندلایه پیشنهادی ایشان، خواسته بخش خصوصی آگاه است. از بیان صریح این جمله کلیدی بی‌نهایت سپاسگزارم: «قدرت منطقه‌ای ایران، اصلی‌ترین ضمانت برای احترام شرکای بزرگ است». این یعنی ما باید ابتدا در منطقه قوی، باثبات و دارای نفوذ باشیم. این نگاه، اساس یک اقتصاد پویا و امن را فراهم می‌کند. امیدوارم تصمیم‌گیران، این تحلیل‌های طلایی را بشنوند.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
0

همکار و دوست گرامی، آقای مهندس کریمی، با سلام و احترام. خوشحالم که تحلیل‌ها با دغدغه‌های میدانی و واقعی بخش خصوصی و صنعت همسو بود. شما به بهترین وجه «ضرورت استراتژیک» این روابط را درک می‌کنید، زیرا فشار آن را هر روز بر کسب و کارتان احساس می‌کنید. اشاره شما به «تونل‌زدگی دیپلماتیک» و لزوم تنوع‌بخشی، عین خرد تجاری است؛ هیچ بازرگان موفقی تمام سرمایه خود را در یک مسیر نمی‌ریزد. جمله‌ای که برجسته کردید («قدرت منطقه‌ای ایران، اصلی‌ترین ضمانت برای احترام شرکای بزرگ است») در حقیقت، جوهره همه بحث است. وقتی ما در خانه خود (منطقه) قوی، باثبات و مؤثر باشیم، هر شریک خارجی مجبور است با احترام بیشتری پای میز بیاید. امیدوارم صدای بخش خصوصی آگاه و میهن‌دوستی مانند شما، هرچه بیشتر در محافل تصمیم‌گیری شنیده شود. پاینده باشید.


یاسمین غفاری - دانشجوی دکترای علوم سیاسی
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
2

سلام آقای دکتر. وقت تون بخیر. به عنوان یک دانشجو، این مصاحبه برای من یک کلاس درس فوق‌العاده بود. نحوه پیوند دادن تاریخ (قطعنامه‌های شورای امنیت)، تحلیل کنونی (مکانیسم ماشه) و چشم‌انداز آینده (موازنه هوشمند)، نشان از تفکر سیستمی و ساختاریافته دکتر زرشناس دارد. این همان روشی است که در آکادمی به دنبال آن هستیم. بخش مربوط به «تفکیک موضوعی و استخدام بهترین شریک» نگاه بسیار مدرن و کارآمدی به دیپلماسی است. دیگر زمان بلوک‌بندی‌های خشک ایدئولوژیک گذشته به سر آمده. ما باید در هر حوزه، بهترین فناوری و سرمایه‌گذار را جذب کنیم، صرف‌نظر از جغرافیای سیاسی آن. صحبت از «شبکه تاب‌آور از روابط» به جای متحدان ثابت، مفهوم بسیار عمیقی است. این نگاه، ایران را از وضعیت انفعال و واکنش خارج کرده و به سمت بازیگری فعال و اثرگذار هدایت می‌کند.از شما بابت انتشار این گنجینه فکری بی‌نهایت متشکرم و خواهشمندم من را در اتمام تز یاری بفرمایین. با احترام - غفاری

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
0

سرکار خانم غفاری عزیز، سلام و آرزوی موفقیت برای شما دانشجوی پرتلاش. انرژی و دقت علمی شما در کامنت‌تان بسیار امیدبخش بود. خوشحالم که مفهوم «تفکر سیستمی» و «شبکه تاب‌آور روابط» برای شما معنادار بود. این نگاه، دقیقاً همان چیزی است که می‌تواند ایران را از وضعیت انفعالی نجات دهد. ما نباید به دنبال یک «ناجی» خارجی باشیم، بلکه باید شبکه ای از روابط متقابل و سودمند بسازیم که مشکل در یک رابطه، کل سیستم را فلج نکند. اما در مورد درخواست شما برای راهنمایی تز، با کمال میل آماده‌ام در حد بضاعت علمی خودم کمکتان کنم. می‌توانید از طریق ایمیل، موضوع و حوزه سوالات مشخص خود را مطرح کنید تا با هم گفت‌وگو کنیم. موفقیت شما باعث افتخار همه ماست. با احترام و آرزوی بهترین‌ها.


دکتر سعید همت‌ - حقوقدان و کارشناس امنیت ملی
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
2

درود دکترجان؛ تحلیل امنیتی ارائه شده ات کم‌نظیره. اشاره به این که «امنیت ملی با حساب‌کشی و شفافیت تقویت می‌شود» در مقابل نگاه امنیتی بسته و محرمانه‌نگارانه رایج، یک گفتمان سازنده و پیشروست. فساد در قراردادهای کلان، به مراتب از نفوذ فرهنگی دشمن خطرناک‌تره پرداختن به موضوع «هزینه‌پذیری متحدان» و مثال ونزوئلا، یک هشدار امنیتی درجه یک برای دستگاه‌های مرتبط هست. ما باید همواره برای سناریوی رها شدن توسط شرکا در لحظه بحران، برنامه ریزی کنیم. این واقع‌بینی، پایه هر طرح دفاعی ملیه. چشم‌اندازی که ارائه کردی، نه آرمان‌گرایانه اس و نه محافظه‌کارانه، بلکه واقع‌گرایانه و تهاجمیه! عین خودت! حفظ حاکمیت و افزایش قدرت منطقه ای به موازات تعامل هوشمند با جهان، تنها فرمول ممکن برای تضمین امنیت ملی در قرن بیست‌ و یکم است. این مصاحبه باید در شورای عالی امنیت ملی مورد بررسی قرار بگیره. من همه ی تلاشم رو می کنم. مراقب خودت باش

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
0

سعید عزیز، سلام. صراحت و دقت تحلیل امنیتی تو همیشه الهام‌بخش بوده. خوشحالم که روی همان نکات کلیدی که در ذهن ماست، دست گذاشتی. «امنیت ملی با شفافیت و حسابکشی» نه یک شعار، که یک اصل بقاست. سیستم‌های بسته و فاسد، از درون می‌پوسند و این بزرگ‌ترین تهدید امنیتی است. سناریوی «رها شدن در لحظه بحران» را باید جدی گرفت و برای آن برنامه عملیاتی داشت. امید به حمایت خارجی نباید جایگزین برنامه‌ریزی برای خوداتکایی شود. از تلاش تو برای طرح این مباحث در محافل تخصصی بی‌نهایت سپاسگزارم. مراقب خودت باش. همیشه پیروز و سربلند.


لیلا صادقی - مترجم و پژوهشگر
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
5
0
2

از رسانه شما به خاطر برگزاری چنین مصاحبه عمیق و غیرپوپولیستی بی‌نهایت قدردانی می‌کنم. در فضای رسانه‌ای امروز که عمدتا به حاشیه و سطحی‌نگری می‌پردازد، شما با این اقدام، استاندارد جدیدی برای مصاحبه‌های تحلیلی تعریف کردید. دکتر پوریای عزیز هم با صراحت و شجاعت تمام، بدون واهمه از برچسب‌خوری، حقایق را بیان کردند. هر پاراگراف این مصاحبه، یک تیتر اول قابل انتشار است. از نقد رفتار دوگانه شرق گرفته تا هشدار درباره جریان‌های داخلی مخرب. این مصاحبه یک جعبه ابزار کامل برای هر تحلیلگر و روزنامه‌نگاری است که می‌خواهد مسئولانه و آگاهانه کار کند. در پایان، احساس امیدواری می‌کنم. وجود متفکرانی چون دکتر زرشناس که هم عمق علمی دارند، هم تجربه بین‌المللی و هم عشق به وطن، بزرگ‌ترین سرمایه این کشور است. در ضمن دکترجان! وقت کردی لا بلای مصاحبه هات، اون کتاب اخیر که دستت مونده رو هم تموم کن! سپاس فراوان.

پوریا زرشناس
۱۴۰۴/۱۱/۰۴
5
0
0

دوست عزیز و همکار فرهیخته، سرکار خانم صادقی، با سپاس از لطف و محبتتان. تعبیر شما از مصاحبه به عنوان یک «جعبه ابزار تحلیلی» برایم بسیار ارزشمند است. اگر این گفت‌وگو توانسته باشد چارچوبی برای نگاه واقع‌بینانه و مستند به مسائل پیچیده ارائه دهد، به هدف خود نزدیک شده است. و در مورد کتاب... قول می‌دهم! فشار این قطعی اینترنت و نوشته‌های میدانی کمی برنامه را به هم زده، اما ان شاالله به زودی شاهد به ثمر نشستن آن خواهید بود. قدردان صبوری و همراهی همیشگی شما هستم. ممنون از انرژی مثبت و حمایتتان.



تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید