آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
هالیوود هیچ وقت عاشق عشق نبوده. هالیوود عاشق فروش بوده. و اگر جنسیت بتواند فیلم ناقصی را به فروش میلیونی برساند، تهیهکنندگان بدون ذرهای تردید، بدن بازیگران را در خدمت بیلبوردها و تریلرها میگذارند. این را نه یک تئوری توطئه، که یک واقعیت تلخ صنعتی است. شاید شما هم دیده باشید فیلمی با بازیگر محبوبتان را که هیچ قصه ای ندارد اما پر از صحنههای نیمه برهنه از ستاره زن یا مرد فیلم است. بعد از دیدن فیلم، از خودتان میپرسید چرا وقتتان را تلف کردید. اما تهیهکننده آن فیلم در خانه نشسته و پولش را شمرده است. شما قربانی یک معامله شفاف شدید: جنسیت در ازای بلیت!
قضیه فقط به صحنههای سینمایی ختم نمیشود. خیلی وقتها خود بازیگران هستند که تن شان را تبدیل به برند میکنند. مریلین مونرو در دهه پنجاه فهمید که لبخند همراه با چشمهای نیمه باز و لباس سفید بادکرده، بیشتر از صدها فیلم خوب برایش شهرت میسازد. از آن روز به بعد، سکس سمبل شدن به یک شغل جداگانه تبدیل شد. اما ماجرای سکس سمبلها فقط مربوط به گذشته نیست. امروز هم در اینستاگرام و شبکههای اجتماعی، بازیگران تازهنفس میدانند که چند عکس با لباس زیر یا تاپ کوتاه، میلیونها فالوور برایشان میآورد. فالوور یعنی پیشنهاد فیلم، پیشنهاد فیلم یعنی پول، و پول یعنی شهرت. این چرخه آنقدر راحت میچرخد که دیگر کسی سوال نمیکند آیا این بازیگر واقعاً حرفی برای گفتن دارد یا فقط یک بدن خوشفرم است.
نکته عجیب اینجاست که خود هالیوود از این بازی متنفر است اما نمیتواند جلویش را بگیرد. هر قدر هم تهیهکنندگان بزرگ ادعای روشنفکری داشته باشند، آخر شب آمار فروش فیلمهای سکسی را چک میکنند و میبینند که چقدر از فیلمهای عاشقانه کلاسیک جلو زدهاند. پس ناخواسته به همان سمت کشیده میشوند. بازار همیشه برنده است. در این میان، قربانی اصلی خود بازیگران هستند. خیلی از ستارههای سابق هالیوود که روزگاری به خاطر اندامشان همه جا روی جلد مجله بودند، حالا در مصاحبههایشان میگویند که افسوس میخورند چرا نگذاشتند توانایی بازیگریشان دیده شود. اما دیگر دیر شده. تیپگذاری سکسی یک بار برای همیشه روی پیشانی خیلی از هنرمندان میچسبد.
از همه تلختر، ماجرای بازیگران زنی است که بعد از چهل سالگی، ناگهان از پیشنهادهای فیلمهای جنسی خارج میشوند و جایی برایشان باقی نمیماند. هالیوود فقط بدن جوان را میخواهد. وقتی مگان فاکس یا جسیکا آلبا به سنی میرسند که دیگر نمیتوانند نقش معشوقه اول را بازی کنند، ناگهان همه تهیهکنندگان به بازیگران بیست ساله روی میآورند. این یعنی تقابل جنسیت و سن، که شاید مهمترین راز پنهان هالیوود باشد. در این مقاله از پشت پرده فروش جنسیت در سینما میگوییم. از سکس سمبلهای کلاسیک تا ستارگان امروز اینستاگرام. از فرانسه و ایتالیا که در دهه هفتاد مرزها را شکستند تا ایران که در خفقان، جنس مخالف را فقط از پشت شیشه نگاه میکند. همراه ما باشید تا ببینید چطور بدن انسان به کالا تبدیل شد و سینما بزرگترین بازار فروش این کالاست.
سکس سمبلها چگونه ساخته میشوند؟
سکس سمبل شدن تصادفی نیست. پشت هر ستارهای که به عنوان نماد جذابیت جنسی شناخته میشود، یک تیم بازاریابی حرفهای نشسته است. آنها از روی میلیونها داده آماری فهمیدهاند که چه فرم بدنی، چه نوع لباس، چه رنگ مو و حتی چه جنس صدا بیشترین میزان هورمون تستوسترون یا استروژن را در مخاطب تحریک میکند. بعد بازیگر را بر اساس همان دادهها میآرایند و جلوی دوربین میفرستند. برای مثال، مریلین مونرو در ابتدای کار یک بازیگر معمولی با موهای قهوهای بود. تیم استودیو تصمیم گرفت موهایش را پلاتین کند، یک خال مصنوعی روی گونه چپش بکشد و طرز راه رفتنش را طوری آموزش دهد که لگنش از این سو به آن سو تکان بخورد. حاصل این مهندسی دقیق، خلق یک اسطوره بود. مریلین مونرو فقط یک زن نبود، او یک محصول بود.
امروز دیگر نیازی به استودیو نیست. بازیگران خودشان مدیران برند شخصیشان شدهاند. با یک فیلتر مناسب اینستاگرامی و یک کپشن عاقل اندر سفیه، میشوند سکس سمبل نسل زد. اما مکانیزم همان است: فروش بدن در ازای دیده شدن. فقط بستر فروش از پرده نقرهای به صفحه گوشی موبایل کوچ کرده است.
جنسیت به عنوان مسکن برای فیلمهای ضعیف
یک قانون نانوشته در هالیوود وجود دارد: اگر فیلمنامه ات خوب نیست، حداقل بازیگر خوشتیپ استخدام کن. تهیهکنندگان میدانند که مخاطب معمولی تفاوت بین یک دیالوگ خوب و یک دیالوگ متوسط را نمیفهمد، اما تفاوت بین یک شش تکه شکم خوشفرم و یک شکم معمولی را خوب میفهمد. پس بودجه سنگینی صرف مربی شخصی و رژیم غذایی سخت برای بازیگران میکنند.
بسیاری از فیلمهای اکشن و عاشقانه سطح پایین هالیوود دقیقاً با همین استراتژی فروخته میشوند. فیلمنامه پر از کلیشه، دیالوگهای تکراری و پایانبندی قابل حدس. اما بازیگر مرد در نیمی از فیلم بدون پیراهن است و بازیگر زن در سکانسهایی که لباسهای نازک پوشیده. همین کافی است که نوجوانان کیفهای پاپ کورن را پر کنند و پای صندلیهای سینما بنشینند. نکته تاسفبار این است که گاهی فیلمهای خوب هم مجبور میشوند به این بازی تن بدهند. توزیعکنندگان فیلم به کارگردان میگویند که اگر در تریلر فیلمت دو ثانیه از بدن بازیگر زن نشان ندهی، سینماداران حاضر به اکران فیلمت نمیشوند. این یعنی ابتذال به یک اجبار صنعتی تبدیل شده است.
تفاوت جنسیت فروشی در هالیوود با سینمای اروپا
شاید تعجب کنید اما سینمای اروپا نسبت به هالیوود بسیار صادقانهتر با بدن بازیگران برخورد میکند. در فرانسه یا ایتالیا، برهنگی در سینما معمولاً بخشی از روایت است. بازیگر زن در فیلم اروپایی میتواند برهنه شود بدون اینکه فیلم تبدیل به یک اثر هرزه شود. اما در هالیوود، برهنگی اغلب ابزاری است برای فروش، نه برای روایت. برای مثال در فیلمهای پدرو آلمودوار اسپانیایی، صحنههای جنسی و برهنگی چنان طبیعی از آب درمیآید که اصلاً حس نمیکنی داری چیزی ممنوع میبینی. اما در یک فیلم هالیوودی مشابه، همان صحنه را با نورپردازی اغراقآمیز و موسیقی تنشزا همراه میکنند تا دقیقاً بدانی که وقتش رسیده ذهنت را آماده یک صحنه جنجالی کنی. این تفاوت در نگاه است.
دلیل این تفاوت به سیستم ممیزی و ردهبندی سنی برمیگردد. در آمریکا، نهادهای مذهبی و محافظهکار همیشه روی گردن سینما نفس میکشند. در نتیجه هالیوود ناچار است بین ممیزی و جلب توجه مخاطب دست و پا بزند. اما اروپا چنین محدودیتهایی ندارد، پس فیلمساز آزادانهتر با بدن آدمها برخورد میکند.
قربانیان واقعی؛ ستارگانی که به مصرف رسیدند
بازیگرانی که برندشان بر پایه جذابیت جنسی بنا شده، معمولاً عمر حرفهای کوتاهی دارند. هالیوود به محض اینکه چین و چروک روی صورت زن بازیگر بنشیند یا دور کمر مرد بازیگر یک وجب اضافه شود، او را کنار میگذارد. این یک حقیقت تلخ است که کمتر کسی درباره آن صحبت میکند. مریلین مونرو در سی و شش سالگی مرد، اما سه چهار سال آخر عمرش دیگر پیشنهاد کاری جدی نداشت.
نمونه معاصر این ماجرا مگان فاکس است. او در اواخر دهه بیست زندگیاش، یکی از پردرآمدترین بازیگران زن هالیوود بود. فیلمهای «تبدیل شوندگان» با بازی او میلیاردها دلار فروخت. اما همین که به سی و دو سالگی رسید و دو بچه به دنیا آورد، ناگهان از فهرست بازیگران درجه اول خارج شد. خودش در مصاحبهای گفت: «هالیوود فقط بدن بیست ساله را میخواهد. اگر جرأت کنی پیر شوی، دیگر وجود نداری.» بازیگران مرد هم از این قاعده مستثنی نیستند اما فشار روی آنها کمتر است. یک مرد چهل ساله در هالیوود میتواند هنوز نقش عاشق را بازی کند، اما زن چهل ساله باید نقش مادر یا مادربزرگ را قبول کند. این دوگانگی نشان میدهد که سکس سمبل بودن برای زنان بسیار پرهزینهتر از مردان است.
سینمای ایران و فروش جنسیت زدگی در پوشش حجاب
شاید فکر کنید در ایران خبری از این بازیها نیست اما واقعیت جالبتر است. در غیاب صحنههای عریان و روابط فیزیکی صریح، گاهی فیلمسازان ایرانی راههای دیگری برای فروش جنسیت پیدا کردهاند. یکی از این راهها بازی با روسری و موی بازیگر زن است. یک تار مو که از زیر روسری بیرون بزند یا مانتویی که چند سانت از مچ پا را نشان دهد، میتواند آنقدر جنجال درست کند که تبلیغ فیلم را رایگان بکند.
راه دیگر، تمرکز روی رابطههای عاطفی ممنوع است. عاشق شدن پسر و دختر در جامعهای که ارتباط قبل از ازدواج ممنوع است، خودش یک نوع ژانر اروتیک شرقی به حساب میآید. فیلمهایی مثل «جدایی نادر از سیمین» یا «درباره الی» از همین کشش پنهان برای جذب مخاطب استفاده میکنند، بدون اینکه یک صحنه سکسی نشان بدهند. در نهایت، سینمای ایران هم دارد جنسیت را میفروشد، فقط جور دیگر. این فروش در لفافه و با نماد است، نه با تصاویر صریح. اما هدف یکی است: پر کردن صندلیهای سینما. پس میتوان نتیجه گرفت که از هالیوود تا تهران، از پاریس تا بمبئی، هیچ سینمایی از قدرت فروش جنسیت بینیاز نیست. فقط روشها و ماسکها فرق میکند.