آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
کشور این روزها در یکی از حساسترین برهههای تاریخ خود قرار دارد. دورانی که در آن، جنگ و صلح، آتشبس و نابسامانیهای داخلی، در هم تنیده شدهاند. ایرانی که پس از ماهها جنگ، حالا در آستانه یک توافق تاریخی با آمریکا قرار دارد؛ توافقی که میتواند سرنوشت این کشور را برای دهههای آینده تعیین کند. اما این مسیر، هموار نیست. پس از امضای یادداشت تفاهم در ۲۸ خرداد، هیئتهای دیپلماتیک ایران و آمریکا، روز یکشنبه در سوئیس دور جدیدی از مذاکرات را با میانجیگری پاکستان و قطر آغاز کردند. این مذاکرات، که در چارچوب یک نقشه راه ۶۰ روزه پیش میرود، قرار است به یک توافق نهایی منجر شود. اما سوال اینجاست که آیا این ۶۰ روز، برای حل همه اختلافات، کافی است؟
موضوعات زیادی روی میز مذاکرات قرار دارد:
- آینده مدیریت تنگه هرمز
- برنامه هستهای
- توقف جنگ در لبنان
- آزادسازی داراییهای مسدودشده
- سرنوشت تحریمها
هر کدام از این موضوعات، به تنهایی، میتوانند یک بحران بزرگ ایجاد کنند. اما جمع شدن همه آنها در یک بسته، کار را بسیار پیچیدهتر کرده است. با این حال، اولین چالش جدی، در همان قدم اول ظاهر شد. بند اول یادداشت تفاهم، یعنی «توقف جنگ در همه جبههها از جمله لبنان»، با نقضهای متعددی از سوی اسرائیل مواجه شده است. اسرائیل، علیرغم اعلام آتشبس، به بمباران مناطق جنوب لبنان ادامه میدهد و این موضوع، میتواند کل فرایند مذاکرات را به خطر بیندازد.
از سوی دیگر، تهدیدهای لفظی ترامپ، نیز شرایط را برای پیشبرد مذاکرات سختتر کرده است. او بارها گفته است که در صورت نارضایتی از رفتار ایران، دوباره به سمت ایران شلیک خواهد کرد. این تهدیدها، نشاندهنده بیاعتمادی عمیقی است که هنوز بین دو طرف وجود دارد. با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ایران، در حساسترین برهه تاریخ خود قرار دارد. دورانی که در آن، همزمان با مذاکرات، تبادل آتش نیز در جریان است. ایران و آمریکا، در حالی که بر سر میز مذاکره نشستهاند، در مناطق جنوبی نیز با یکدیگر درگیر هستند. این پارادوکس، نشاندهنده پیچیدگی فوقالعاده شرایط فعلی است.
برجام، که ۱۰ سال جنگ را از ایران دور کرد، حالا به عنوان یک درس مهم برای مذاکرهکنندگان ایرانی مطرح است. تجربه برجام نشان داد که توافق، به تنهایی کافی نیست. پایبندی واقعی دو طرف و نظارت بینالمللی، کلید موفقیت است. حالا، ایران و آمریکا، بار دیگر در تلاش هستند تا یک توافق پایدار را ایجاد کنند. اما این بار، شرایط بسیار پیچیدهتر از گذشته است. خاورمیانه، درگیر چندین بحران همزمان است و هرگونه تغییر در معادلات، میتواند به یک واکنش زنجیرهای منجر شود. ۶۰ روز، زمان زیادی نیست. اما شاید، همین زمان کوتاه، بتواند مسیر تاریخ را تغییر دهد. یا شاید هم، نه.
چرا ایران در حساسترین برهه تاریخ خود قرار دارد؟
ایران، در حال حاضر، با ترکیبی از بحرانهای داخلی و خارجی مواجه است.
- از یک سو، جنگ با آمریکا و اسرائیل، زیرساختهای اقتصادی و سیاسی کشور را تحت تأثیر قرار داده است.
- از سوی دیگر، تحریمهای بینالمللی، فشار اقتصادی را بر مردم افزایش داده است.
در چنین شرایطی، هرگونه تصمیمگیری، میتواند سرنوشت کشور را برای دهههای آینده تعیین کند. علاوه بر این، ایران در حال تجربه یک «گذار تاریخی» است. از یک دوره جنگ و تقابل، به سمت یک دوره صلح و تعامل حرکت میکند. این گذار، با چالشهای زیادی همراه است. نیاز به بازسازی اقتصادی، تغییر در سیاست خارجی، و مدیریت انتظارات داخلی، از جمله این چالشها هستند. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ایران، در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ خود قرار دارد. هرگونه اشتباه در این مقطع، میتواند به یک فاجعه بزرگ منجر شود.
مذاکرات سوئیس؛ فرصت یا تهدید؟
مذاکرات سوئیس، یک فرصت بزرگ برای جمهوری اسلامیست. این مذاکرات، میتواند به لغو تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و پایان جنگ منجر شود. با این حال، این مذاکرات، با چالشهای زیادی نیز همراه است. نقض آتشبس در لبنان توسط اسرائیل، و تهدیدهای لفظی ترامپ، از جمله این چالشها هستند. با این حال، جمهوری اسلامی با تجربه برجام، به خوبی میداند که توافق، به تنهایی کافی نیست. پایبندی واقعی دو طرف و نظارت بینالمللی، کلید موفقیت است. به همین دلیل، ایران با احتیاط و هوشیاری، پای میز مذاکره نشسته است. نتیجه این مذاکرات، میتواند آینده ایران را برای دهههای آینده تعیین کند. اگر به توافق برسد، ایران میتواند به یک قدرت اقتصادی و سیاسی در منطقه تبدیل شود. اگر به نتیجه نرسد، ممکن است شاهد تشدید تنشها و حتی یک جنگ جدید باشیم.
نقش اسرائیل در پیچیدگی مذاکرات
اسرائیل، به عنوان یکی از مخالفان سرسخت هرگونه توافق با ایران، نقش مهمی در پیچیدگی مذاکرات دارد. این کشور، با نقض آتشبس در لبنان، عملاً به دنبال خراب کردن فرایند مذاکرات است. اسرائیل میخواهد به ایران نشان دهد که حتی اگر با آمریکا به توافق برسد، باز هم در معرض تهدید است. با این حال، اسرائیل، در حالی که به دنبال خراب کردن مذاکرات است، نمیخواهد به طور کامل، روابط خود با آمریکا را به خطر بیندازد. به همین دلیل، حملات اسرائیل، با دقت و حسابشده انجام میشوند. این حملات، به اندازهای هستند که مذاکرات را مختل کنند، اما نه آنقدر که باعث یک جنگ تمامعرضه شوند. ایران، باید با هوشمندی، این بازی را مدیریت کند. تهران باید به اسرائیل نشان دهد که با وجود حملات، به مذاکرات ادامه خواهد داد و اجازه نخواهد داد که اسرائیل، مسیر دیپلماسی را تغییر دهد.
برجام؛ درسهایی برای آینده
برجام، یک تجربه گرانبها برای ایران بود. این توافق، نشان داد که مذاکره با آمریکا، امکانپذیر است. اما همچنین نشان داد که توافق، بدون ضمانتهای اجرایی، بینتیجه است. خروج ترامپ از برجام، یک ضربه سنگین به اقتصاد ایران وارد کرد و اعتماد به غرب را کاهش داد. ایران، در مذاکرات فعلی، از تجربه برجام، درسهای زیادی گرفته است. تهران، به دنبال تضمینهای محکمتری برای جلوگیری از خروج آمریکا از توافق است. همچنین، به دنبال ایجاد یک سازوکار نظارتی است که از نقض تعهدات، جلوگیری کند. با این حال، آیا میتوان از تجربه برجام، برای ایجاد یک توافق پایدارتر، استفاده کرد؟ پاسخ به این سوال، به اراده سیاسی دو طرف بستگی دارد.
آینده ایران پس از ۶۰ روز
آینده ایران، پس از ۶۰ روز، به نتایج مذاکرات سوئیس بستگی دارد. اگر توافق حاصل شود، ایران میتواند به تدریج، از تحریمها خارج شود و به اقتصاد جهانی متصل گردد. این موضوع، میتواند به بهبود وضعیت معیشتی مردم و افزایش رشد اقتصادی، کمک کند. با این حال، حتی در صورت توافق، ایران با چالشهای بزرگی روبرو خواهد بود. بازسازی زیرساختهای تخریبشده در جنگ، نیاز به سرمایهگذاری کلان دارد. همچنین، تغییرات در سیاست خارجی و مدیریت انتظارات داخلی، نیازمند برنامهریزی دقیق است. اگر توافق به نتیجه نرسد، ایران ممکن است با یک بحران بزرگتر مواجه شود. تشدید تحریمها، افزایش فشارهای اقتصادی، و احتمال یک جنگ جدید، از جمله پیامدهای عدم توافق هستند. به همین دلیل، همه نگاهها به سوئیس دوخته شده است. ۶۰ روز، زمان زیادی نیست. اما برای تغییر تاریخ، کافی است.