آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
در میانه جنگی که حدود ۱۰۲ روز از آغاز آن میگذرد و آتشبس ناپایداری بر منطقه حاکم است، جمهوری اسلامی با چالشی جدید روبرو شده است: نه تنها دشمنان، بلکه متحدان سنتیاش نیز در لحظههای حساس، پشت او را خالی کردهاند. چین و روسیه، که سالها از حمایتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی ایران بهرهمند بودهاند، اکنون به جای ایستادگی در برابر فشارهای آمریکا، از تهران میخواهند که هر چه زودتر به مذاکرات صلح تن دهد. این تغییر مواضع، نه تنها برای مردم ایران، بلکه برای تمام کشورهایی که به اتحادهای استراتژیک باور داشتند، شوکآور است.
چین، که همواره خود را به عنوان حامی کشورهای در حال توسعه و مخالف مداخلهگرایی آمریکا معرفی میکرد، این بار با انتشار بیانیهای رسمی، از تمام طرفهای درگیر خواست تا «فوری» حملات را متوقف کنند و به مسیر دیپلماسی بازگردند. این در حالی است که پکن، به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، سالها از تخفیفهای ویژه و همکاریهای اقتصادی با تهران بهرهمند بوده است. اما اکنون، به نظر میرسد که منافع اقتصادی چین در روابط با غرب، بر وفاداری به متحدان قدیمیاش ارجحیت یافته است.
روسیه نیز، که در جنگ اوکراین از حمایتهای بیدریغ ایران بهرهمند شده بود، این بار نه تنها از حمایت نظامی یا سیاسی از تهران خبری نیست، بلکه با انتشار بیانیهای از کرملین، از واشنگتن و تهران خواسته است که «خویشتنداری» را رعایت کنند!!! این در حالیست که مسکو، در سالهای گذشته، همواره از ایران به عنوان شریکی استراتژیک در مقابل هژمونی آمریکا یاد میکرد. اما اکنون، به نظر میرسد که روسیه نیز ترجیح میدهد تا از درگیریهای بیشتر در خاورمیانه دوری کند و منافع خود را در مذاکرات با غرب حفظ نماید.
این تغییر مواضع چین و روسیه، سوالات زیادی را برای مردم ایران و ناظران سیاسی ایجاد کرده است: آیا این کشورها، که همواره خود را به عنوان متحدان استراتژیک ايران معرفی میکردند، اکنون در لحظههای حساس، تهران را به حال خود رها کردهاند؟ آیا منافع اقتصادی و سیاسی این کشورها با غرب، بر وفاداری به متحدان قدیمیشان ارجحیت یافته است؟ و آیا جمهوری اسلامی، که سالها از حمایتهای خود از چین و روسیه به عنوان ابزاری برای مقابله با فشارهای آمریکا استفاده میکرد، اکنون باید به این فکر کند که در آینده، چگونه میتواند به تعادل در روابط بینالمللی دست یابد؟ آنچه مسلم است، این است که جنگ فعلی، نه تنها برای ایران، بلکه برای تمام کشورهایی که به اتحادهای استراتژیک باور داشتند، درسهای زیادی دارد. این جنگ نشان داد که در دنیای سیاست بینالملل، منافع ملی همواره بر وفاداریها و اتحادها ارجحیت دارد. و این، برای کشوری مانند ایران، که سالها در تقابل با غرب قرار داشته است، میتواند یک هشدار جدی باشد. در این میان، مردم ایران، که همواره از مقاومت در برابر فشارهای خارجی سخن میگفتند، اکنون با این سوال روبرو هستند:
آیا جمهوری اسلامی، که سالها از حمایتهای خود از چین و روسیه به عنوان ابزاری برای مقابله با فشارهای آمریکا استفاده میکرد، اکنون باید به این فکر کند که در آینده، چگونه میتواند به تعادل در روابط بینالمللی دست یابد؟ آیا زمان آن رسیده است که تهران، به جای تکیه بر متحدان ناپایدار، به دنبال برقراری تعادل در روابط با تمام قدرتهای جهانی باشد؟ این مقاله، به بررسی عمیقتر این موضوع میپردازد: چرا چین و روسیه، که همواره خود را به عنوان متحدان استراتژیک ایران معرفی میکردند، اکنون در لحظههای حساس، تهران را به حال خود رها کردهاند؟ و آیا جمهوری اسلامی، میتواند از این تجربه برای ایجاد استراتژیهای جدید در سیاست خارجی خود استفاده کند؟
تغییر استراتژیک چین: از حمایت اقتصادی به فشار سیاسی
چین، به عنوان بزرگترین شریک اقتصادی ایران، همواره از همکاریهای گسترده با تهران بهرهمند بوده است. خرید نفت با تخفیف، سرمایهگذاری در پروژههای زیرساختی و همکاریهای نظامی، تنها بخشی از منافعی است که پکن از روابط با ایران کسب کرده است. اما اکنون، با تشدید تنشها در خاورمیانه، چین ترجیح میدهد که از درگیریهای بیشتر دوری کند و منافع خود را در روابط با غرب حفظ نماید.
این تغییر مواضع چین، میتواند دلایل متعددی داشته باشد. اولاً، چین در حال حاضر درگیر تنشهای اقتصادی با آمریکا است و ترجیح میدهد که از درگیریهای بیشتر در خاورمیانه دوری کند تا بتواند بر روی منافع اقتصادی خود در روابط با واشنگتن تمرکز کند. ثانیاً، پکن، به عنوان یک قدرت جهانی، ترجیح میدهد که خود را به عنوان یک کشور صلحجو و حامی دیپلماسی معرفی کند، نه یک کشور درگیر در منازعات منطقهای.
اما این تغییر مواضع چین، برای ایران میتواند پیامدهای جدی داشته باشد. تهران، که همواره بر حمایتهای چین به عنوان ابزاری برای مقابله با فشارهای آمریکا تکیه کرده بود، اکنون باید به این فکر کند که چگونه میتواند منافع خود را در روابط با پکن حفظ کند. آیا ایران میتواند با ارائه پیشنهادات اقتصادی جدید، چین را به حمایت مجدد از خود ترغیب کند؟ یا آیا زمان آن رسیده است که تهران، به دنبال برقراری تعادل در روابط با تمام قدرتهای جهانی باشد؟
روسیه و بازی دوگانه در خاورمیانه
روسیه، که در جنگ اوکراین از حمایتهای بیدریغ ایران بهرهمند شده بود، اکنون در میانه جنگ خاورمیانه، مواضع متفاوتی را اتخاذ کرده است. کرملین، به جای حمایت نظامی یا سیاسی از تهران، از واشنگتن و تهران خواسته است که «خویشتنداری» را رعایت کنند. این تغییر مواضع، میتواند دلایل متعددی داشته باشد.
- اولاً، روسیه در حال حاضر درگیر جنگی طولانی در اوکراین است و ترجیح میدهد که از درگیریهای بیشتر در خاورمیانه دوری کند تا بتواند بر روی منافع خود در اروپا تمرکز کند.
- ثانیاً، مسکو، به عنوان یک قدرت جهانی، ترجیح میدهد که خود را به عنوان یک کشور صلحجو و حامی دیپلماسی معرفی کند، نه یک کشور درگیر در منازعات منطقهای.
اما این تغییر مواضع روسیه، برای ایران میتواند پیامدهای جدی داشته باشد. تهران، که همواره بر حمایتهای روسیه به عنوان ابزاری برای مقابله با فشارهای آمریکا تکیه کرده بود، اکنون باید به این فکر کند که چگونه میتواند منافع خود را در روابط با مسکو حفظ کند. آیا ایران میتواند با ارائه پیشنهادات نظامی یا اقتصادی جدید، روسیه را به حمایت مجدد از خود ترغیب کند؟ یا آیا زمان آن رسیده است که تهران، به دنبال برقراری تعادل در روابط با تمام قدرتهای جهانی باشد؟
منافع ملی بر وفاداری: واقعیت سیاست بینالملل
در دنیای سیاست بینالملل، منافع ملی همواره بر وفاداریها و اتحادها ارجحیت دارد. چین و روسیه، که همواره خود را به عنوان متحدان استراتژیک ایران معرفی میکردند، اکنون در لحظههای حساس، تهران را به حال خود رها کردهاند. این تغییر مواضع، میتواند درسهای زیادی برای ایران داشته باشد.
- اولاً، ایران باید به این درک برسد که در دنیای سیاست بینالملل، هیچ کشوری به طور دائمی به متحدان خود وفادار نمیماند. منافع ملی همواره بر وفاداریها ارجحیت دارد و کشورها همواره به دنبال حفظ منافع خود هستند.
- ثانیاً، تهران باید به این فکر کند که چگونه میتواند منافع خود را در روابط با تمام قدرتهای جهانی حفظ کند. آیا ایران میتواند با برقراری تعادل در روابط با شرق و غرب، منافع خود را در بلندمدت حفظ کند؟
جمهوری اسلامی و ضرورت بازنگری در سیاست خارجی
جمهوری اسلامی، که سالها در تقابل با غرب قرار داشته است، اکنون باید به این فکر کند که چگونه میتواند به تعادل در روابط بینالمللی دست یابد. تغییر مواضع چین و روسیه، نشان داد که تکیه بر متحدان ناپایدار، میتواند برای تهران پیامدهای جدی داشته باشد.
- اولاً، ایران باید به این درک برسد که در دنیای سیاست بینالملل، هیچ کشوری به طور دائمی به متحدان خود وفادار نمیماند.
- ثانیاً، تهران باید به دنبال برقراری تعادل در روابط با تمام قدرتهای جهانی باشد. آیا ایران میتواند با برقراری روابط متوازن با شرق و غرب، منافع خود را در بلندمدت حفظ کند؟
- و آیا زمان آن رسیده است که تهران، به جای تکیه بر متحدان ناپایدار، به دنبال ایجاد استراتژیهای جدید در سیاست خارجی خود باشد؟
آینده روابط ایران با چین و روسیه: چالشها و فرصتها
آینده روابط ایران با چین و روسیه، میتواند چالشها و فرصتهای زیادی را برای تهران ایجاد کند. از یک سو، تغییر مواضع این دو کشور، میتواند برای ایران یک هشدار جدی باشد. از سوی دیگر، تهران میتواند از این تجربه برای ایجاد استراتژیهای جدید در سیاست خارجی خود استفاده کند.
- اولاً، ایران باید به این درک برسد که در دنیای سیاست بینالملل، منافع ملی همواره بر وفاداریها ارجحیت دارد.
- ثانیاً، تهران باید به دنبال برقراری تعادل در روابط با تمام قدرتهای جهانی باشد.
آیا ایران میتواند با ارائه پیشنهادات اقتصادی یا نظامی جدید، چین و روسیه را به حمایت مجدد از خود ترغیب کند؟ یا آیا زمان آن رسیده است که تهران، به دنبال برقراری روابط متوازن با تمام قدرتهای جهانی باشد؟