آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
در سنت دیپلماسی، میانجی (Mediator) به کشوری یا نهادی گفته میشود که از سوی طرفین درگیری به عنوان امینی بیطرف، قابل اعتماد و توانا پذیرفته میشود. از جنگهای یوگسلاوی (میانجیگری اتحادیه اروپا) تا مناقشه قرهباغ (میانجیگری روسیه)، همیشه یک اصل ثابت وجود داشته:
میانجی نباید خود بخشی از مشکل باشد!
پس از جنگ ۴۰ روزه اسفند ۱۴۰۴، اکنون مدتیست در حدود 50 روز، بحث میانجیگری جدیدی مطرح شده است. اما به طرز شگفتآوری، نام پاکستان، کشوری با سابقهای از فساد سیستماتیک، تروریسم دولتی، وابستگی ساختاری به غرب و رقابت دیرینه با ایران- به عنوان گزینه پیشنهادی مطرح میشود. این یادداشت با ۴ استدلال محکم نشان میدهد که چرا سپردن این نقش به اسلامآباد نه تنها کمکی به صلح نمیکند، بلکه امنیت ملی ایران را به مخاطره میاندازد!
فساد سیستماتیک و فقدان مشروعیت اخلاقی
پاکستان بر اساس شاخص ادراک فساد (CPI) سال ۲۰۲۴-۲۰۲۵، همواره در میان فاسدترین کشورهای جهان قرار دارد (نمره بین ۲۲ تا ۲۸ از ۱۰۰). اما فساد در پاکستان تنها یک پدیده مالی نیست؛ بلکه فساد تصمیمگیری است. به عبارت دیگر: ارتش پاکستان که معادل «دولت سایه» است، دارای امپراتوری تجاری گستردهای (از سیمان تا املاک) میباشد که با پول کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و گاهی آمریکا تغذیه میشود. سرویس اطلاعاتی ارتش (ISI) به جای مبارزه با قاچاق، خود در قاچاق مواد مخدر از مرز افغانستان به ایران و ترکیه دست دارد (منبع: گزارشهای سازمان ملل در ۲۰۲۳-۲۰۲۴).
کشوری که مقامات نظامی و اطلاعاتی آن با رشوهخواری سیستماتیک آشنا هستند، نمیتواند امانتداری اسناد محرمانه مذاکره را تضمین کند. تصور کنید جزئیات خطوط قرمز موشکی ایران یا امتیازات پیشنهادی در مذاکره، توسط یک ژنرال فاسد پاکستانی به مبلغ ۵ میلیون دلار به موساد یا سیا فروخته شود. این نه «احتمال» که با توجه به سابقه، تقریباً قطعی است.
- در سنت دیپلماسی، میانجی (Mediator) باید کشوری بیطرف، قابل اعتماد و توانا باشد که از سوی طرفین درگیری پذیرفته شود؛ از جنگهای یوگسلاوی تا مناقشه قرهباغ، یک اصل ثابت وجود داشته: میانجی نباید خود بخشی از مشکل باشد.
- پس از جنگ ۴۰ روزه اسفند ۱۴۰۴ میان ایران و آمریکا (با همراهی اسرائیل)، اکنون در خرداد ۱۴۰۵ بحث میانجیگری جدیدی مطرح شده است. اما به طرز شگفتآوری، نام پاکستان به عنوان گزینه پیشنهادی مطرح میشود.
- اگر شما دنبالکننده تحولات دیپلماتیک و امنیت ملی ایران هستید، این گزارش کامل را تا انتها بخوانید؛ چهار استدلال محکم برای رد میانجیگری پاکستان در ادامه آمده است.
- پاکستان بر اساس شاخص ادراک فساد (CPI) سال ۲۰۲۴-۲۰۲۵، همواره در میان فاسدترین کشورهای جهان قرار دارد. اما فساد در پاکستان تنها یک پدیده مالی نیست؛ بلکه فساد تصمیمگیری است.
- ارتش پاکستان که معادل «دولت سایه» است، دارای امپراتوری تجاری گستردهای است که با پول کشورهای عربی و آمریکا تغذیه میشود. سرویس اطلاعاتی ارتش (ISI) نیز در قاچاق مواد مخدر از مرز افغانستان به ایران دست دارد.
- برخلاف عمان یا قطر که استقلال نسبی از واشنگتن دارند، پاکستان از بدو تأسیس به عنوان متحد غیرناتو و «دوست نزدیک» آمریکا تعریف شده است. وابستگی اقتصادی، نظامی و اطلاعاتی پاکستان به آمریکا، تعارض منافع ذاتی ایجاد میکند.
- پاکستان «مهد پرورش تروریسم» است؛ گروهکهایی مانند جیشالعدل، طالبان حقانی و لشکر جهنگوی با حمایت عناصر ISI سالهاست که امنیت مرزهای ایران را هدف قرار دادهاند.
فساد سیستماتیک و فقدان مشروعیت اخلاقی پاکستان
بر اساس شاخص ادراک فساد (CPI) سال ۲۰۲۴-۲۰۲۵، پاکستان همواره نمره بین ۲۲ تا ۲۸ از ۱۰۰ کسب کرده است (جزو فاسدترین کشورهای جهان). اما فساد در پاکستان فراتر از رشوههای مالی است. ارتش پاکستان (که دولت سایه محسوب میشود) دارای امپراتوری تجاری گسترده (سیمان، املاک، بانکداری) است که با پول کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و آمریکا تغذیه میشود. سرویس اطلاعاتی ارتش (ISI) نیز بر اساس گزارشهای سازمان ملل (۲۰۲۳-۲۰۲۴) در قاچاق مواد مخدر از مرز افغانستان به ایران و ترکیه دست دارد. کشوری که مقامات نظامی و اطلاعاتی آن با رشوهخواری سیستماتیک آشنا هستند، نمیتواند امانتداری اسناد محرمانه مذاکره را تضمین کند.
وابستگی ساختاری به آمریکا (تعارض منافع ذاتی)
پاکستان از بدو تأسیس در سال ۱۹۴۷ به عنوان «متحد غیرناتو» و دوست نزدیک آمریکا تعریف شده است. این وابستگی چند لایه است:
- از نظر اقتصادی، پاکستان وامهای مکرر از صندوق بینالمللی پول (IMF) با تضمین آمریکا دریافت کرده است (آخرین بار در ۲۰۲۳ با ۳ میلیارد دلار).
- از نظر نظامی، ناوگان جنگندههای اف-۱۶ پاکستان فقط با اجازه آمریکا قابل استفاده است و قطعات آن توسط لاکهید مارتین تأمین میشود.
- از نظر اطلاعاتی، همکاری نزدیک ISI با سیا در جنگ افغانستان (تسلیح مجاهدین) و حتی لو دادن محل اختفای بن لادن در سال ۲۰۱۱، به خوبی شناخته شده است.
اگر آمریکا در مذاکره بخواهد امتیاز سنگینی از ایران بگیرد، یک میانجی پاکستانی نمیتواند بیطرفانه طرف ایرانی را تقویت کند!
پاکستان مهد پرورش تروریسم؛ تهدید امنیت مذاکرات
ایران طی چهار دهه گذشته هزینههای سنگینی از ناحیه گروهکهای تروریستی مستقر در پاکستان یا با حمایت ISI متحمل شده است. گروهک جیشالعدل (سابقاً جندالله) حملات متعددی به مرزبانان و مردم سیستان و بلوچستان با پشتیبانی لجستیکی از سوی عناصر ISI انجام داده است. طالبان افغانستان (شاخه حقانی) مقر اصلی خود را در شمال وزیرستان پاکستان دارد و بارها از خاک پاکستان به سمت ایران عملیات خرابکارانه انجام داده است. لشکر جهنگوی (یک گروه سلفی-تکفیری) نیز با حمایت غیرمستقیم عناصری در ارتش پاکستان، به ایران ایدئولوژیک حمله میکند. نهادی که خود از تروریسم به عنوان ابزار سیاست خارجی استفاده کرده است، چگونه میخواهد امنیت یک میز مذاکره حساس را تأمین کند؟
بیثباتی داخلی؛ میانجی بر لبه پرتگاه
میانجیگری موفق نیازمند کشوری با ثبات داخلی، دولتی کارآمد و حداقل اجماع ملی بر سر سیاست خارجی است. پاکستان در سال ۲۰۲۶ کدام یک از این ها را دارد؟ از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، پاکستان شاهد سه تلاش برای برکناری نخستوزیر (عمران خان، شهباز شریف و سپس یک دولت نظامی موقت) بوده است. تحریک طالبان پاکستان (TTP) هر هفته عملیات انتحاری در خیبر پختونخوا و بلوچستان انجام میدهد. تورم سالانه بالای ۳۰ درصد، ذخایر ارزی کمتر از ۸ میلیارد دلار، و بدهی خارجی ۱۳۰ میلیارد دلاری، بحران اقتصادی را تشدید کرده است. کشوری که خود روی لبه پرتگاه است، چگونه میخواهد تضمیندهنده اجرای یک توافق صلح باشد؟
گزینههای جایگزین؛ چرا عمان و قطر بهتر هستند؟
با نقد پاکستان، دو گزینه جایگزین پیشنهاد میشود.
- عمان
با ۴۰ سال سابقه میانجیگری موفق بین ایران و آمریکا (مذاکرات ۲۰۱۳ و ۲۰۲۱)، روابط دوستانه با هر دو طرف، و سلطنت با ثبات و باسابقه.
-
قطر
میزبان پایگاه هوایی آمریکا و در عین حال دارای روابط تجاری-سیاسی با ایران و تجربه میانجیگری در افغانستان (طالبان و آمریکا).
. راهکار ترکیبی پیشنهادی
مذاکرات در مسقط (پایتخت عمان) برگزار شود، با ضمانت اجرایی سازمان ملل متحد(مانند مذاکرات قطعنامه 598)
پاکستان «مهد پرورش تروریسم» است و نمیتواند ضامن امنیت مذاکرات باشد
ایران طی چهار دهه گذشته هزینههای سنگینی از ناحیه گروهکهای تروریستی مستقر در پاکستان یا با حمایت ISI متحمل شده است. فهرست ناقصی از اقدامات:
-
گروهک جیشالعدل (و سابقا جندالله)
حملات متعدد به مرزبانان و مردم سیستان و بلوچستان با پشتیبانی لجستیکی از سوی عناصر ISI.
-
طالبان افغانستان (شاخه حقانی)
مقر اصلی این گروه در شمال وزیرستان پاکستان است و بارها از خاک پاکستان به سمت ایران عملیات خرابکارانه انجام داده است.
-
لشکر جهنگوی
یک گروه سلفی-تکفیری که با حمایت غیرمستقیم عناصری در ارتش پاکستان، به ایران، به شکلی ایدئولوژیک حمله میکند.
حال سؤال این است: نهادی که خود سالها از تروریسم به عنوان ابزار سیاست خارجی استفاده کرده است (سند معروف «حمایت از گروههای نیابتی در کشمیر و افغانستان»)، چگونه میخواهد امنیت یک میز مذاکره حساس بین ایران و آمریکا را تأمین کند؟ تنها سناریوی ممکن این است که همین سرویسهای اطلاعاتی پاکستان، شنود اتاق مذاکره را بر عهده گیرند! آنگاه چه تضمینی وجود دارد که اطلاعات مذاکره به گروهکهای ضدایرانی درز نکند تا آن ها با برنامهریزی عملیات های تروریستی، فشار مضاعفی بر تهران بیاورند؟
این نه دیپلماسی که تله امنیتی است!
چه کسی پیشنهاد پاکستان به عنوان میانجی مذاکرات را داده است؟!
پاکستان کشوری در آستانه فروپاشی!
میانجیگری موفق نیازمند کشوری با ثبات داخلی، دولتی کارآمد و حداقل اجماع ملی بر سر سیاست خارجی است. پاکستان در سال ۱۴۰۵ (۲۰۲۶) کدام یک از این ها را دارد؟
-
آشوب سیاسی
از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، پاکستان شاهد سه تلاش برای برکناری نخستوزیر (عمران خان، شهباز شریف و سپس یک دولت نظامی موقت) بوده است.
-
تروریسم داخلی
تحریک طالبان پاکستان (TTP) هر هفته عملیات انتحاری در خیبر پختونخوا و بلوچستان انجام میدهد.
-
بحران اقتصادی
تورم سالانه بالای ۳۰٪، ذخایر ارزی کمتر از ۸ میلیارد دلار، و بدهی خارجی ۱۳۰ میلیارد دلاری.
-
درگیری با همسایگان
مرزهای شرقی با هند (مناقشه کشمیر) و جنوب غربی با ایران (تنش های ساختگی بر سر آب و گروهکهای تروریستی) و در شمال با گروهک تروریستی طالبان که به عنوان حکومت مستقر در افغانستان محسوب می شود، هر لحظه ممکن است به درگیری نظامی تبدیل شود.
کشوری که خود روی لبه پرتگاه است، چگونه میخواهد تضمیندهنده اجرای یک توافق صلح بین ایران و آمریکا باشد؟ اگر فردا کودتایی در اسلامآباد رخ دهد (که در ۷۰ سال گذشته ۴ بار اتفاق افتاده)، تعهدات میانجیگری با چه کسی خواهد بود؟ در جمعبندی، چهار استدلال این مقاله را مرور میکنیم:
- فساد سیستماتیک پاکستان اجازه امانتداری اطلاعات محرمانه را نمیدهد.
- وابستگی ساختاری به آمریکا تعارض منافع ذاتی ایجاد میکند.
- حمایت از تروریسم توسط ISI، امنیت فیزیکی و اطلاعاتی مذاکره را به خطر میاندازد.
- بیثباتی داخلی پاکستان آن را به ضامنی غیرقابل اتکا برای اجرای توافق بدل میکند.
علاوه بر این، یک نکته نهایی و فرامنطقهای
میانجیگری پاکستان، به رقبای منطقهای جمهوری اسلامی (عربستان سعودی، امارات و اسرائیل) پیام اشتباه میفرستد که «تهران چارهای جز پذیرش یک میانجی ورشکسته و فاسد ندارد». این پیام، قدرت چانهزنی ایران را کاهش میدهد. بنابراین، قویا توصیه میشود که مقامات جمهوری اسلامی:
- گزینه پاکستان برای میانجیگری را رد کنند (حتی اگر آمریکا بر آن اصرار داشته باشد).
- مسیر سنتی عمان را احیا کنند و آن را با نظارت سازمان ملل تقویت نمایند.
- در قبال پاکستان، سیاست «همسایه خوب اما همکار محدود» را در پیش گیرند؛ همکاری اقتصادی مرزی بله، اما سپردن امنیت ملی به اسلامآباد هرگز...
تاریخ به ما آموخته است:
هر که به فاسد اعتماد کند، خود فاسد میشود؛
هر که به تروریست امنیت دهد، هدف ترور خواهد بود.
پاکستان ترکیبی از هر دوست!