دوشنبه / ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ / ۲۳:۵۷
کد خبر: 38647
گزارشگر: 548
۲۷۰۸
۰
۰
۱
نگاه واقع‌بینانه به ساختار فاسد نظامی-اطلاعاتی پاکستان

پشت میز مذاکره با ژنرال‌های فاسد: چرا اعتماد به پاکستان در مذاکرات صلح، بازی با امنیت ملیست؟!

پشت میز مذاکره با ژنرال‌های فاسد: چرا اعتماد به پاکستان در مذاکرات صلح، بازی با امنیت ملیست؟!
پس از جنگ ۴۰ روزه اسفند ۱۴۰۴ میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، بحث میانجیگری پاکستان مطرح شده است، اما چهار استدلال محکم این گزینه را رد می‌کند: فساد سیستماتیک و فقدان مشروعیت اخلاقی، وابستگی ساختاری پاکستان به آمریکا (تعارض منافع ذاتی)، حمایت از تروریسم توسط سرویس اطلاعاتی ارتش (ISI)، و بی‌ثباتی داخلی این کشور. کارشناسان به جای پاکستان، همان عمان (به عنوان میانجی سنتی) را توصیه می‌کنند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

 

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر

در سنت دیپلماسی، میانجی (Mediator) به کشوری یا نهادی گفته می‌شود که از سوی طرفین درگیری به عنوان امینی بی‌طرف، قابل اعتماد و توانا پذیرفته می‌شود. از جنگ‌های یوگسلاوی (میانجیگری اتحادیه اروپا) تا مناقشه قره‌باغ (میانجیگری روسیه)، همیشه یک اصل ثابت وجود داشته:

میانجی نباید خود بخشی از مشکل باشد! 

 پس از جنگ ۴۰ روزه اسفند ۱۴۰۴، اکنون مدتیست در حدود 50 روز، بحث میانجیگری جدیدی مطرح شده است. اما به طرز شگفت‌آوری، نام پاکستان، کشوری با سابقه‌ای از فساد سیستماتیک، تروریسم دولتی، وابستگی ساختاری به غرب و رقابت دیرینه با ایران- به عنوان گزینه پیشنهادی مطرح می‌شود. این یادداشت با ۴ استدلال محکم نشان می‌دهد که چرا سپردن این نقش به اسلام‌آباد نه تنها کمکی به صلح نمی‌کند، بلکه امنیت ملی ایران را به مخاطره می‌اندازد!

فساد سیستماتیک و فقدان مشروعیت اخلاقی

پاکستان بر اساس شاخص ادراک فساد (CPI) سال ۲۰۲۴-۲۰۲۵، همواره در میان فاسدترین کشورهای جهان قرار دارد (نمره بین ۲۲ تا ۲۸ از ۱۰۰). اما فساد در پاکستان تنها یک پدیده مالی نیست؛ بلکه فساد تصمیم‌گیری است. به عبارت دیگر: ارتش پاکستان که معادل «دولت سایه» است، دارای امپراتوری تجاری گسترده‌ای (از سیمان تا املاک) می‌باشد که با پول کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و گاهی آمریکا تغذیه می‌شود. سرویس اطلاعاتی ارتش (ISI) به جای مبارزه با قاچاق، خود در قاچاق مواد مخدر از مرز افغانستان به ایران و ترکیه دست دارد (منبع: گزارش‌های سازمان ملل در ۲۰۲۳-۲۰۲۴).

کشوری که مقامات نظامی و اطلاعاتی آن با رشوه‌خواری سیستماتیک آشنا هستند، نمی‌تواند امانتداری اسناد محرمانه مذاکره را تضمین کند. تصور کنید جزئیات خطوط قرمز موشکی ایران یا امتیازات پیشنهادی در مذاکره، توسط یک ژنرال فاسد پاکستانی به مبلغ ۵ میلیون دلار به موساد یا سیا فروخته شود. این نه «احتمال» که با توجه به سابقه، تقریباً قطعی است.

  1. در سنت دیپلماسی، میانجی (Mediator) باید کشوری بی‌طرف، قابل اعتماد و توانا باشد که از سوی طرفین درگیری پذیرفته شود؛ از جنگ‌های یوگسلاوی تا مناقشه قره‌باغ، یک اصل ثابت وجود داشته: میانجی نباید خود بخشی از مشکل باشد.
  2. پس از جنگ ۴۰ روزه اسفند ۱۴۰۴ میان ایران و آمریکا (با همراهی اسرائیل)، اکنون در خرداد ۱۴۰۵ بحث میانجیگری جدیدی مطرح شده است. اما به طرز شگفت‌آوری، نام پاکستان به عنوان گزینه پیشنهادی مطرح می‌شود.
  3. اگر شما دنبال‌کننده تحولات دیپلماتیک و امنیت ملی ایران هستید، این گزارش کامل را تا انتها بخوانید؛ چهار استدلال محکم برای رد میانجیگری پاکستان در ادامه آمده است.
  4. پاکستان بر اساس شاخص ادراک فساد (CPI) سال ۲۰۲۴-۲۰۲۵، همواره در میان فاسدترین کشورهای جهان قرار دارد. اما فساد در پاکستان تنها یک پدیده مالی نیست؛ بلکه فساد تصمیم‌گیری است.
  5. ارتش پاکستان که معادل «دولت سایه» است، دارای امپراتوری تجاری گسترده‌ای است که با پول کشورهای عربی و آمریکا تغذیه می‌شود. سرویس اطلاعاتی ارتش (ISI) نیز در قاچاق مواد مخدر از مرز افغانستان به ایران دست دارد.
  6. برخلاف عمان یا قطر که استقلال نسبی از واشنگتن دارند، پاکستان از بدو تأسیس به عنوان متحد غیرناتو و «دوست نزدیک» آمریکا تعریف شده است. وابستگی اقتصادی، نظامی و اطلاعاتی پاکستان به آمریکا، تعارض منافع ذاتی ایجاد می‌کند.
  7. پاکستان «مهد پرورش تروریسم» است؛ گروهک‌هایی مانند جیش‌العدل، طالبان حقانی و لشکر جهنگوی با حمایت عناصر ISI سال‌هاست که امنیت مرزهای ایران را هدف قرار داده‌اند.

فساد سیستماتیک و فقدان مشروعیت اخلاقی پاکستان

بر اساس شاخص ادراک فساد (CPI) سال ۲۰۲۴-۲۰۲۵، پاکستان همواره نمره بین ۲۲ تا ۲۸ از ۱۰۰ کسب کرده است (جزو فاسدترین کشورهای جهان). اما فساد در پاکستان فراتر از رشوه‌های مالی است. ارتش پاکستان (که دولت سایه محسوب می‌شود) دارای امپراتوری تجاری گسترده (سیمان، املاک، بانکداری) است که با پول کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و آمریکا تغذیه می‌شود. سرویس اطلاعاتی ارتش (ISI) نیز بر اساس گزارش‌های سازمان ملل (۲۰۲۳-۲۰۲۴) در قاچاق مواد مخدر از مرز افغانستان به ایران و ترکیه دست دارد. کشوری که مقامات نظامی و اطلاعاتی آن با رشوه‌خواری سیستماتیک آشنا هستند، نمی‌تواند امانتداری اسناد محرمانه مذاکره را تضمین کند.

وابستگی ساختاری به آمریکا (تعارض منافع ذاتی)

پاکستان از بدو تأسیس در سال ۱۹۴۷ به عنوان «متحد غیرناتو» و دوست نزدیک آمریکا تعریف شده است. این وابستگی چند لایه است:

  • از نظر اقتصادی، پاکستان وام‌های مکرر از صندوق بین‌المللی پول (IMF) با تضمین آمریکا دریافت کرده است (آخرین بار در ۲۰۲۳ با ۳ میلیارد دلار).
  • از نظر نظامی، ناوگان جنگنده‌های اف-۱۶ پاکستان فقط با اجازه آمریکا قابل استفاده است و قطعات آن توسط لاکهید مارتین تأمین می‌شود.
  • از نظر اطلاعاتی، همکاری نزدیک ISI با سیا در جنگ افغانستان (تسلیح مجاهدین) و حتی لو دادن محل اختفای بن لادن در سال ۲۰۱۱، به خوبی شناخته شده است.

اگر آمریکا در مذاکره بخواهد امتیاز سنگینی از ایران بگیرد، یک میانجی پاکستانی نمی‌تواند بی‌طرفانه طرف ایرانی را تقویت کند!

پاکستان مهد پرورش تروریسم؛ تهدید امنیت مذاکرات

ایران طی چهار دهه گذشته هزینه‌های سنگینی از ناحیه گروهک‌های تروریستی مستقر در پاکستان یا با حمایت ISI متحمل شده است. گروهک جیش‌العدل (سابقاً جندالله) حملات متعددی به مرزبانان و مردم سیستان و بلوچستان با پشتیبانی لجستیکی از سوی عناصر ISI انجام داده است. طالبان افغانستان (شاخه حقانی) مقر اصلی خود را در شمال وزیرستان پاکستان دارد و بارها از خاک پاکستان به سمت ایران عملیات خرابکارانه انجام داده است. لشکر جهنگوی (یک گروه سلفی-تکفیری) نیز با حمایت غیرمستقیم عناصری در ارتش پاکستان، به ایران ایدئولوژیک حمله می‌کند. نهادی که خود از تروریسم به عنوان ابزار سیاست خارجی استفاده کرده است، چگونه می‌خواهد امنیت یک میز مذاکره حساس را تأمین کند؟

بی‌ثباتی داخلی؛ میانجی بر لبه پرتگاه

میانجیگری موفق نیازمند کشوری با ثبات داخلی، دولتی کارآمد و حداقل اجماع ملی بر سر سیاست خارجی است. پاکستان در سال ۲۰۲۶ کدام یک از این ها را دارد؟ از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، پاکستان شاهد سه تلاش برای برکناری نخست‌وزیر (عمران خان، شهباز شریف و سپس یک دولت نظامی موقت) بوده است. تحریک طالبان پاکستان (TTP) هر هفته عملیات انتحاری در خیبر پختونخوا و بلوچستان انجام می‌دهد. تورم سالانه بالای ۳۰ درصد، ذخایر ارزی کمتر از ۸ میلیارد دلار، و بدهی خارجی ۱۳۰ میلیارد دلاری، بحران اقتصادی را تشدید کرده است. کشوری که خود روی لبه پرتگاه است، چگونه می‌خواهد تضمین‌دهنده اجرای یک توافق صلح باشد؟

گزینه‌های جایگزین؛ چرا عمان و قطر بهتر هستند؟

با نقد پاکستان، دو گزینه جایگزین پیشنهاد می‌شود.

  • عمان
    با ۴۰ سال سابقه میانجیگری موفق بین ایران و آمریکا (مذاکرات ۲۰۱۳ و ۲۰۲۱)، روابط دوستانه با هر دو طرف، و سلطنت با ثبات و باسابقه.
  • قطر

    میزبان پایگاه هوایی آمریکا و در عین حال دارای روابط تجاری-سیاسی با ایران و تجربه میانجیگری در افغانستان (طالبان و آمریکا).

. راهکار ترکیبی پیشنهادی

مذاکرات در مسقط (پایتخت عمان) برگزار شود، با ضمانت اجرایی سازمان ملل متحد(مانند مذاکرات قطعنامه 598)

پاکستان «مهد پرورش تروریسم» است و نمی‌تواند ضامن امنیت مذاکرات باشد

ایران طی چهار دهه گذشته هزینه‌های سنگینی از ناحیه گروهک‌های تروریستی مستقر در پاکستان یا با حمایت ISI متحمل شده است. فهرست ناقصی از اقدامات:

  • گروهک جیش‌العدل (و سابقا جندالله)

    حملات متعدد به مرزبانان و مردم سیستان و بلوچستان با پشتیبانی لجستیکی از سوی عناصر ISI.
  • طالبان افغانستان (شاخه حقانی)

    مقر اصلی این گروه در شمال وزیرستان پاکستان است و بارها از خاک پاکستان به سمت ایران عملیات خرابکارانه انجام داده است.
  • لشکر جهنگوی

    یک گروه سلفی-تکفیری که با حمایت غیرمستقیم عناصری در ارتش پاکستان، به ایران، به شکلی ایدئولوژیک حمله می‌کند.

حال سؤال این است: نهادی که خود سال‌ها از تروریسم به عنوان ابزار سیاست خارجی استفاده کرده است (سند معروف «حمایت از گروه‌های نیابتی در کشمیر و افغانستان»)، چگونه می‌خواهد امنیت یک میز مذاکره حساس بین ایران و آمریکا را تأمین کند؟ تنها سناریوی ممکن این است که همین سرویس‌های اطلاعاتی پاکستان، شنود اتاق مذاکره را بر عهده گیرند! آنگاه چه تضمینی وجود دارد که اطلاعات مذاکره به گروهک‌های ضدایرانی درز نکند تا آن ها با برنامه‌ریزی عملیات های تروریستی، فشار مضاعفی بر تهران بیاورند؟

این نه دیپلماسی که تله امنیتی است!

چه کسی پیشنهاد پاکستان به عنوان میانجی مذاکرات را داده است؟!

پاکستان کشوری در آستانه فروپاشی!

میانجیگری موفق نیازمند کشوری با ثبات داخلی، دولتی کارآمد و حداقل اجماع ملی بر سر سیاست خارجی است. پاکستان در سال ۱۴۰۵ (۲۰۲۶) کدام یک از این ها را دارد؟

  1. آشوب سیاسی

    از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، پاکستان شاهد سه تلاش برای برکناری نخست‌وزیر (عمران خان، شهباز شریف و سپس یک دولت نظامی موقت) بوده است.
  2. تروریسم داخلی

    تحریک طالبان پاکستان (TTP) هر هفته عملیات انتحاری در خیبر پختونخوا و بلوچستان انجام می‌دهد.
  3. بحران اقتصادی

    تورم سالانه بالای ۳۰٪، ذخایر ارزی کمتر از ۸ میلیارد دلار، و بدهی خارجی ۱۳۰ میلیارد دلاری.
  4.  درگیری با همسایگان

    مرزهای شرقی با هند (مناقشه کشمیر) و جنوب غربی با ایران (تنش های ساختگی بر سر آب و گروهک‌های تروریستی) و در شمال با گروهک تروریستی طالبان که به عنوان حکومت مستقر در افغانستان محسوب می شود، هر لحظه ممکن است به درگیری نظامی تبدیل شود.

کشوری که خود روی لبه پرتگاه است، چگونه می‌خواهد تضمین‌دهنده اجرای یک توافق صلح بین ایران و آمریکا باشد؟ اگر فردا کودتایی در اسلام‌آباد رخ دهد (که در ۷۰ سال گذشته ۴ بار اتفاق افتاده)، تعهدات میانجیگری با چه کسی خواهد بود؟ در جمع‌بندی، چهار استدلال این مقاله را مرور می‌کنیم:

  • فساد سیستماتیک پاکستان اجازه امانتداری اطلاعات محرمانه را نمی‌دهد.
  • وابستگی ساختاری به آمریکا تعارض منافع ذاتی ایجاد می‌کند.
  • حمایت از تروریسم توسط ISI، امنیت فیزیکی و اطلاعاتی مذاکره را به خطر می‌اندازد.
  • بی‌ثباتی داخلی پاکستان آن را به ضامنی غیرقابل اتکا برای اجرای توافق بدل می‌کند.

علاوه بر این، یک نکته نهایی و فرامنطقه‌ای

میانجیگری پاکستان، به رقبای منطقه‌ای جمهوری اسلامی (عربستان سعودی، امارات و اسرائیل) پیام اشتباه می‌فرستد که «تهران چاره‌ای جز پذیرش یک میانجی ورشکسته و فاسد ندارد». این پیام، قدرت چانه‌زنی ایران را کاهش می‌دهد. بنابراین، قویا توصیه می‌شود که مقامات جمهوری اسلامی:

  • گزینه پاکستان برای میانجیگری را رد کنند (حتی اگر آمریکا بر آن اصرار داشته باشد).
  • مسیر سنتی عمان را احیا کنند و آن را با نظارت سازمان ملل تقویت نمایند.
  • در قبال پاکستان، سیاست «همسایه خوب اما همکار محدود» را در پیش گیرند؛ همکاری اقتصادی مرزی بله، اما سپردن امنیت ملی به اسلام‌آباد هرگز...

تاریخ به ما آموخته است:

هر که به فاسد اعتماد کند، خود فاسد می‌شود؛

هر که به تروریست امنیت دهد، هدف ترور خواهد بود.

پاکستان ترکیبی از هر دوست!

*به قلم: پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
https://www.asianewsiran.com/u/iUK
اخبار مرتبط
در حالی که آمریکا و اسرائیل در نهم اسفند ۱۴۰۴ حملات هوایی گسترده‌ای را علیه تأسیسات هسته‌ای، نظامی و مقامات سیاسی جمهوری اسلامی در تهران، اصفهان، شیراز و بندرعباس انجام دادند، روسیه واکنشی فراتر از انتظار نشان داد. الکساندر وندیکتوف، مقام ارشد امنیتی روسیه، به جای محکومیت تجاوز خارجی و اعلام حمایت از متحد استراتژیک خود، از تهران خواست «از شروع مجدد جنگ جلوگیری کند»! این موضع‌گیری که در تضاد کامل با توافقنامه ۲۰ ساله همکاری استراتژیک تهران-مسکوست، واکنش‌های تندی را در محافل سیاسی ایران برانگیخته و بسیاری آن را نقض آشکار تعهدات مسکو و بازی در زمین آمریکا ارزیابی می‌کنند. دکتر پوریا زرشناس در این یادداشت این رفتارهای استعمارگونه روسیه را نقد می کند.
در پی حملات تلافی‌جویانه آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای و نظامی ایران در اسفند ۱۴۰۴، جمهوری اسلامی با پاسخ موشکی و پهپادی به پایگاه‌های آمریکا در عربستان، قطر، بحرین و کویت، معادلات امنیتی خلیج فارس را وارد مرحله‌ای بی‌سابقه کرد. پیشنهاد پیشین عربستان برای «پیمان عدم تجاوز» موسوم به فرآیند هلسینکی خاورمیانه، عملاً پیش از وقوع جنگ از میان رفت. واکنش شورای همکاری خلیج فارس، تشدید دو قطبی «محور مقاومت» در برابر «ائتلاف دفاعی غرب-عرب» و ظهور گفتمان «ناتوی اسلامی» به عنوان ایده‌ای واکنشی اما غیرمحتمل، از جمله پیامدهای این جنگ بود. در این میان، ایده «ناتوی اسلامی» - که پیشتر از سوی برخی مقامات ترکیه و پاکستان مطرح شده بود - بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاد.
کره شمالی همچون موزه‌ای زنده از قرن بیستم در قلب قرن بیست‌ویکم ایستاده است؛ جامعه‌ای ۲۶ میلیونی در محاصره سرکوب سیستماتیک، قحطی دوره‌ای و انزوای مطلق. اما پرسش کلیدی اینجاست: در عصری که حقوق بشر به گفتمان مسلط جهانی بدل شده، چرا جامعه جهانی در تغییر این وضعیت ناتوان است؟ بقای این رژیم تصادفی نیست، بلکه نتیجه سه ستون استوار است: کنترل مطلق اطلاعات و سرکوب داخلی، حمایت حیاتی و استراتژیک چین، و سپر بازدارندگی هسته‌ای که هرگونه مداخله خارجی را غیرممکن ساخته است. در کنار این، منافع متعارض قدرت‌های بزرگ و ترس از جنگ تمام‌عیار و بحران پناهندگی، جامعه جهانی را به انفعال محکوم کرده است. آینده این کشور در هاله‌ای از ابهام فرو رفته و محتمل‌ترین سناریو، تداوم وضع موجود است.
در فضای پرتلاطم کنونی جهان، روابط ایران با قدرت‌های شرقی به ویژه روسیه، یکی از بحث‌برانگیزترین محورهای دیپلماسی و امنیت ملی است. عده‌ای این روابط را ضرورتی انکارناپذیر برای شکستن محاصره تحریمی می‌دانند و عده‌ای دیگر آن را تهدیدی برای استقلال عمل و حاکمیت ملی ایران قلمداد می‌کنند. دکتر پوریا زرشناس در این مصاحبه، با پاسخ های صریح به پرسش‌های مستقیم و مبتنی بر داده‌های تاریخی، در پی واکاوی عمق، چالش‌ها و آینده این روابط راهبردیست.
در سال ۲۰۰۱ یک نظرسنجی‌ در کشورهای امریکای لاتین انجام شد که نتایجش نشان داد حمایت مردم از دموکراسی، کاهش یافته و در مقابل، حمایت آن‌ها از رهبری قدرتمندانه بدون محدودیت‌های دست‌وپاگیر نظام‌های دموکراتیک، بیش‌تر شده‌ است!!! دلیل این گرایش مردم خیلی ساده است: امروزه دموکراسی‌ها نمی‌توانند به نتایجی پایدار و ملموس برای مردم برسند؛ یعنی به چیزی فراتر از آنچه مردم در دهه پایانی قرن گذشته‌داشتند. افزایش جرم و جنایت و خشونت در خیابان‌ها و خصوصی‌سازی‌های گسترده برای مردم آمریکای لاتین آزاردهنده بوده به طوری که آن‌ها روزبه‌روز بیش‌تر حسرت دوران خوش رهبری‌های مستبدانه سابق را می‌خورند!!!
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید