آسیانیوز ایران؛ سرویس سلامت و زیبایی:
این روزها، برای تهیه یک قلم داروی اعصاب، دیگر نمیشود به یک داروخانه رفت و برگشت. بیماران مجبورند ۱۰، ۱۵ و گاه ۲۰ داروخانه را یکییکی بگردند تا شاید در یکی از آن ها، آن داروی نایاب را پیدا کنند. بحرانی که ریشه در توزیع نابرابر دارو و نقدینگیِ خشکشدهی داروخانهها دارد. داروخانههایی که نقدینگی دارند و توان مالی خرید اقلام مازاد را دارند، انبارهایشان را پر از داروهای کمیاب میکنند. اما اکثر داروخانهها، به دلیل تأخیر شدید در پرداخت وجوه از سوی سازمانهای بیمهگر، نه تنها نقدینگی ندارند، که حتی برای تأمین داروهای روزمره هم با مشکل مواجه هستند. نتیجهی این شکاف عمیق، چیزی نیست جز یک «بازی سبدفروشی» نابرابر که در آن بیمار، بازندهی اصلی است. او مجبور میشود ساعتها وقت بگذارد، هزینهی رفتوآمد بپردازد و در نهایت، یا دارو را با چند برابر قیمت پیدا کند، یا بدون دارو به خانه برگردد.
این بحران، در حالی رخ میدهد که سازمانهای بیمهگر ماههاست که بدهیهای خود را به داروخانهها پرداخت نکردهاند. داروخانهداران میگویند: «ما نمیتوانیم با چکهای وعدهدادهشده، داروی نقدی بخریم. وقتی پول نباشد، دارو هم نیست.» از سوی دیگر، برخی داروخانههای بزرگ که توان خرید نقدی دارند، با خرید عمده و انبار کردن داروهای کمیاب، عملاً بازار را در دست گرفتهاند. این یعنی بیمارانی که به این داروخانهها دسترسی ندارند، محکوم به سرگردانی هستند. داروهای اعصاب و روان، به دلیل حساسیت بالا و تأثیر مستقیم بر کیفیت زندگی بیماران، در صدر این بحران قرار دارند. قطع یا تأخیر در مصرف این داروها، میتواند عواقب جبرانناپذیری برای بیماران داشته باشد.
در حالی که مسئولان نظام سلامت از «رصد بازار دارو» سخن میگویند، بیماران در صفهای طولانی و داروخانههای خالی از قفسه، واقعیتِ تلخ دیگری را تجربه میکنند. این بحران، بیش از هر چیز، یک بحران اعتماد و برنامهریزی است. اگر شما هم از بیماران یا خانوادههای آنها هستید که این روزها برای تهیه داروهای اعصاب و روان سرگردانید، این گزارش را تا انتها دنبال کنید. ما در ادامه به بررسی دقیقتر علل این بحران، نقش بیمهها و راهکارهای پیشنهادی برای برونرفت از این وضعیت پرداختهایم.
ریشههای اقتصادی بحران نقدینگی در داروخانهها
ریشهی اصلی بحران فعلی، تأخیرهای طولانی و فزایندهی سازمانهای بیمهگر در پرداخت مطالبات داروخانههاست. بسیاری از داروخانهها، ماههاست که بخش عمدهای از درآمد خود را به صورت طلب نزد بیمهها نگه داشتهاند و با وجود انجام تعهدات خود، پولی دریافت نکردهاند. در این شرایط، داروخانهدار به جای یک بنگاه اقتصادی، به یک وامدهندهی بدون بهره به بیمهها تبدیل شده است. این بحران، به ویژه در داروخانههای کوچک و متوسط که حجم نقدینگی پایینی دارند، به شدت احساس میشود. از سوی دیگر، برخی داروخانههای بزرگ که از سرمایهی اولیهی بالاتری برخوردارند، با خرید نقدی و عمده، نه تنها از این بحران آسیب نمیبینند، بلکه از آن سود هم میبرند؛ چراکه میتوانند داروهای کمیاب را با قیمت بالاتر به بیماران بفروشند و بازار را در انحصار خود بگیرند.
پدیدهی «سبدفروشی» و تأثیر آن بر عدالت در توزیع دارو
پدیدهی سبدفروشی، یعنی خرید عمده و انبار کردن داروهای کمیاب توسط داروخانههای پردرآمد، یک آسیب جدی به عدالت در توزیع دارو وارد کرده است. در این مدل، بیمارانی که به داروخانههای بزرگ و پولدار دسترسی ندارند، یا باید مسافتهای طولانی را بپیمایند و یا با قیمتهای گزاف، دارو را از بازار سیاه تهیه کنند. این پدیده، نه تنها به حقوق بیماران لطمه میزند، بلکه به اصالت حرفهی داروسازی نیز خدشه وارد میکند. در شرایط عادی، داروخانهها باید بر اساس نیاز بیماران و به صورت عادلانه، دارو را توزیع کنند، اما وقتی انبار کردنِ دارو به یک مزیت رقابتی تبدیل شود، بیمارِ نیازمند، قربانی این رقابتِ نابرابر خواهد شد.
تأثیر این بحران بر بیماران اعصاب و روان
بیماران اعصاب و روان، به دلیل ماهیت بیماریشان، بیش از سایر بیماران از این بحران آسیب میبینند. بسیاری از این بیماران، نیازمند مصرف منظم و مستمر دارو هستند و هرگونه قطع یا تأخیر در مصرف دارو، میتواند عواقب وخیمی مانند حملههای عصبی، افسردگی شدید، یا حتی بستریهای مکرر را به همراه داشته باشد. علاوه بر این، جستوجوی دارو در ۲۰ داروخانه، برای بیمارانی که از نظر روحی و روانی در شرایط شکنندهای قرار دارند، یک فشار روانی مضاعف محسوب میشود. در این میان، بیماران کمدرآمد و کسانی که به داروخانههای خاص دسترسی ندارند، بیشترین آسیب را میبینند و عملاً از چرخهی درمان حذف میشوند.
نقش بیمهها و مسئولیت آنان در عمقبخشی به بحران
سازمانهای بیمهگر، به عنوان تأمینکنندگان اصلی منابع مالی داروخانهها، نقش کلیدی در ایجاد یا حل این بحران دارند. تأخیر در پرداخت مطالبات، یک رفتار پرهزینه اما متداول در بسیاری از سازمانهای بیمهگر است که به بهانهی کمبود بودجه یا فرآیندهای اداری طولانی، حق داروخانهها را به تأخیر میاندازند. اما این رفتار، هزینهی سنگینی را به نظام سلامت و به ویژه به بیماران تحمیل میکند. به جای آنکه بیمهها به عنوان یک ضامنِ امنیت درمانی عمل کنند، خود به یکی از عوامل تشدیدکنندهی بحران تبدیل شدهاند. اصلاح ساختار پرداخت و کاهش فاصلهی زمانی میان ارائهی خدمت و پرداخت وجه، یکی از ضروریترین اقدامات برای خروج از این وضعیت است.
راهکارهای پیشنهادی برای برونرفت از بحران
برای خروج از این بحران، چند اقدام ضروری به نظر میرسد:
- نخست، اصلاح فوری فرآیند پرداخت بیمهها به داروخانهها و کاهش زمان تأخیر به حداقل ممکن.
- دوم، ایجاد سامانهای یکپارچه برای رصد موجودی داروخانهها و جلوگیری از انبار کردن داروهای کمیاب.
- سوم، تخصیص خط اعتباری ویژه به داروخانههای کوچک و متوسط تا بتوانند بدون نیاز به نقدینگی بالا، داروهای موردنیاز بیماران را تأمین کنند.
- چهارم، تشدید نظارت بر توزیع داروهای حیاتی و جلوگیری از فروش عمده و خارج از ضابطه.
- پنجم، شفافسازی وضعیت بدهی بیمهها و ارائهی برنامهی زمانبندیشده برای تسویهی مطالبات. بدون این اقدامات، بحران فعلی نه تنها حل نخواهد شد، بلکه روزبهروز گستردهتر و عمیقتر خواهد شد و بیماران، بیش از پیش، قربانی این نابسامانی خواهند شد.