جمعه / ۱۹ تیر ۱۴۰۵ / ۰۲:۰۵
کد خبر: 39718
گزارشگر: 548
۱۵۴۰
۰
۱
۱
ادبیات ایران در جهان؛ چرا یک غول فرهنگی در قفسه‌های جهانی گم شده است؟

چرا ادبیات ایران جهانی نمی‌شود؟!

چرا ادبیات ایران جهانی نمی‌شود؟!
ادبیات ایران با وجود پیشینه‌ای کهن و ظرفیت‌های کیفی بالا، همچنان در بازار جهانی کتاب، به‌ویژه در کشورهای غربی، جایگاه شایسته‌ای ندارد. این ناکامی، ریشه در عوامل متعددی دارد؛ از جمله جایگاه محدود زبان فارسی در دانشگاه‌های غرب، ضعف در بازاریابی و نشر حرفه‌ای، و نبود زیرساخت‌های مناسب برای ترجمه و معرفی آثار به مخاطبان بین‌المللی. برخلاف تصور رایج، مشکل اصلی در کمبود دسترسی فیزیکی به کتاب‌ها نیست، بلکه در حلقه‌های مفقود میان ترجمه و قفسه‌های کتابفروشی‌هاست. ترجمه‌های موجود عمدتاً توسط استادان دانشگاه و با حمایت ناشران کوچک انجام می‌شوند که تیراژ پایینی دارند و وارد مدار تبلیغات گسترده نمی‌شوند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

با وجود پیشینه‌ای کهن و ادبیات کلاسیک کم‌نظیر، همچنان جایگاه ادبیات معاصر ایران در بازار جهانی کتاب، به‌ویژه در کشورهای غربی، چندان درخشان نیست. در حالی که آثار نویسندگانی از نقاط مختلف جهان، حتی با زبان‌هایی با مخاطب کمتر، گاه به شهرتی فراگیر می‌رسند، به نظر می‌رسد ادبیات ایران هنوز نتوانسته است به جایگاه واقعی خود در عرصه بین‌المللی دست یابد. پرسش اصلی این است که ریشه این ناکامی در چیست؟ آیا گره‌کار در کیفیت آثار است یا در عوامل بیرونی، ساختاری و فرهنگی؟

جایگاه زبان فارسی در محافل علمی غرب

در دانشگاه‌های معتبر آمریکا و اروپا، همیشه علاقه‌ای نسبی به زبان‌های کهن و دارای ادبیات کلاسیک مانند فارسی وجود داشته است. با این حال، تعداد دانشجویانی که به فراگیری این زبان تا سطوح عالی می‌پردازند، در قیاس با زبان‌های پرطرفداری چون اسپانیایی یا حتی عربی، بسیار محدود است. وقایع سیاسی دهه‌های اخیر، همچون انقلاب اسلامی و حوادث پس از آن، تأثیری منفی بر گسترش برنامه‌های زبان فارسی در غرب گذاشت و برخی دانشگاه‌ها این رشته را تعطیل کردند. البته در سال‌های اخیر، روند افزایشی ملایمی در راه‌اندازی مجدد این دوره‌ها دیده می‌شود، اما کماکان مخاطبان اصلی این کلاس‌ها را پژوهشگران و دانشجویان دوره‌های تکمیلی تشکیل می‌دهند.

از ترجمه تا قفسه کتابفروشی‌ها؛ کدام حلقه می‌لنگد؟

برخلاف تصور رایج که محدودیت‌های سیاسی یا تحریم‌های فرهنگی را مانع اصلی انتشار ادبیات ایران در غرب می‌دانند، باید گفت که کتاب‌های ترجمه‌شده از فارسی امروزه در بسیاری از کتابفروشی‌های آنلاین و فیزیکی در دسترس هستند. پس مشکل، کمبود دسترسی فیزیکی نیست. مسئله اصلی در بازاریابی، ناشران حرفه‌ای و جلب توجه مخاطب عام نهفته است. ترجمه آثار ادبی به انگلیسی، عمدتاً توسط استادان دانشگاه و با حمایت انتشارات دانشگاهی یا ناشران کوچک انجام می‌شود. تیراژ این آثار معمولاً پایین است و وارد مدار تبلیغات گسترده و فروش عمومی نمی‌شوند. در چنین فضایی، حتی آثار خوب هم بدون حمایت رسانه‌ای و بازاریابی مناسب، در انبوه تولیدات ناشران بزرگ گم می‌شوند.

آیا ادبیات ایران از رقبای خود عقب‌تر است؟

از نظر کیفی و محتوایی، داستان‌نویسی معاصر ایران از بسیاری از هم‌تایان خود در اروپا و آمریکا کم ندارد. نویسندگان ایرانی با بهره‌گیری از فرهنگ غنی، تاریخ پرفرازونشیب و واقعیت‌های اجتماعی پیچیده، ظرفیت بالایی برای خلق آثاری تأثیرگذار در سطح جهانی دارند. اما آنچه مانع اصلی است، «نبود زیرساخت‌های ترجمه و نشر حرفه‌ای» و «ضعف در ارتباط با شبکه‌های ادبی جهان» است. ترجمه صرفاً انتقال زبانی نیست؛ بلکه نیازمند درک فرهنگی، انتخاب هوشمندانه آثار متناسب با ذائقه مخاطب خارجی و شناخت قواعد بازار نشر بین‌المللی است.

سلطه فرهنگی غرب و تأثیر آن بر گرایشات مطالعه

در بسیاری از کشورهای غیرغربی، از جمله ایران، مخاطبان تمایل بیشتری به خواندن ادبیات ترجمه‌شده از غرب نشان می‌دهند. این پدیده ریشه در استیلای چندصدساله فرهنگی، اقتصادی و سیاسی غرب دارد. شبکه‌های رسانه‌ای، جوایز ادبی معتبر، نظام نشر قدرتمند و حضور در مجامع بین‌المللی، بستری را فراهم کرده‌اند که حتی آثار متوسط غربی نیز شانس بیشتری برای دیده‌شدن دارند تا آثار خوب از فرهنگ‌های کمتر شناخته‌شده. از سوی دیگر، در خود غرب نیز تعصب خاصی نسبت به ادبیات ملی وجود ندارد؛ بلکه مکانیزم‌های بازار و سلایق مخاطب تعیین می‌کنند که چه اثری موفق شود. در چنین فضایی، ادبیات ایران باید با زبان و ابزارهای مدرن وارد رقابت شود.

چالش ترجمه آثار با پیش‌زمینه‌های تاریخی و سیاسی

برخی از آثار ادبی ایران، به‌ویژه آن‌هایی که به موضوعاتی مانند جنگ، انقلاب یا مسائل سیاسی می‌پردازند، برای مخاطب خارجی نیازمند توضیحات زمینه‌ای و تاریخی هستند. این توضیحات که گاه در مقدمه‌ها یا پاورقی‌ها ارائه می‌شوند، برای خواننده ایرانی که فضای تاریخی اثر را درک می‌کند، شاید ساده‌ یا تکراری به نظر برسند، اما برای مخاطب غیرایرانی حیاتی‌اند. استقبال از این دست آثار نیز معمولاً به گروهی خاص از مخاطبان محدود می‌شود و به‌ندرت به یک موفقیت همگانی تبدیل می‌گردد. این نکته مختص ادبیات ایران نیست و درباره جنگ‌ها و بحران‌های دیگر نقاط جهان نیز صادق است.

نقش نهادهای دولتی و خصوصی در ترجمه

حمایت نهادهای دولتی از ترجمه آثار ادبی به زبان‌های خارجی، در کشورهای مختلف امری رایج است. سینمای ایران نمونه‌ای از موفقیت نسبی این رویکرد در حوزه‌ای دیگر است. اما در حوزه ادبیات، این حمایت‌ها اگر با شناخت درست از بازار هدف، انتخاب مترجمان حرفه‌ای و همکاری با ناشران معتبر بین‌المللی همراه نباشد، کارایی لازم را نخواهد داشت. به‌نظر می‌رسد بهترین راه، همکاری توأمان بخش دولتی برای تأمین منابع مالی و بخش خصوصی برای اجرای حرفه‌ای پروژه‌های ترجمه باشد. واگذاری کامل کار به بازار خصوصی نیز ممکن است به دلیل نبود انگیزه اقتصادی برای ترجمه ادبیات غیرپرفروش، به نتیجه مطلوب نرسد.

قوانین نشر و اقتصاد کتاب در غرب

در کشورهای مانند آمریکا، قوانین نشر بیشتر جنبه اقتصادی دارد؛ یک کتاب در صورتی موفق است که خواننده داشته باشد. انتظار فروش بالا از ترجمه‌های ادبیات غیرانگلیسی در کوتاه‌مدت، غیرواقع‌بینانه است. اما با استمرار، انتخاب آثار مناسب و بازاریابی هدفمند، می‌توان سهمی هرچند کوچک از این بازار بزرگ را به ادبیات ایران اختصاص داد. چالش دیگر، کمبود مترجمان حرفه‌ای است که هم به زبان فارسی و هم به ادبیات انگلیسی مسلط باشند و بتوانند متنی روان و در عین حال وفادار به متن اصلی ارائه دهند. ترجمه ادبی، هنری دشوار و نیازمند سال‌ها تجربه است و متأسفانه از نظر مالی در کشورهای انگلیسی‌زبان، چندان برای مترجمان مقرون‌به‌صرفه نیست.

ظرفیت‌های مغفول؛ خاطرات زنان، زندگی مردم عادی و روایت‌های اجتماعی

در سال‌های اخیر، آثاری که به روایت زندگی مردم عادی و گروه‌های به‌حاشیه‌رفته می‌پردازند، در غرب مورد توجه قرار گرفته‌اند. خاطرات زنان، قصه‌های مهاجرت، زندگی در طبقات پایین و آرمان‌شهرهای فروپاشیده، از مضامینی هستند که می‌توانند پلی میان فرهنگ ایرانی و مخاطب خارجی ایجاد کنند. این آثار، اگر با ترجمه‌ای خوب و بسته‌بندی حرفه‌ای عرضه شوند، شانس بیشتری برای دیده‌شدن دارند تا داستان‌هایی که صرفاً بر وقایع سیاسی خاص متمرکزند. ادبیات ایران از نظر محتوایی و کیفی، در تراز ادبیات برتر جهان قرار دارد، اما برای جهانی‌شدن، به چیزی فراتر از یک ترجمه خوب نیازمند است:

  • ۱. بازاریابی و معرفی حرفه‌ای در شبکه‌های ادبی بین‌المللی
  • ۲. همکاری با ناشران معتبر خارجی برای ورود به قفسه‌های اصلی کتابفروشی‌ها
  • ۳. انتخاب آثار متناسب با ذائقه و دغدغه‌های مخاطب جهانی
  • ۴. حمایت هدفمند و هماهنگ از سوی نهادهای دولتی و خصوصی
  • ۵. پرورش مترجمان حرفه‌ای که علاوه بر تسلط زبانی، از درایت ادبی و فرهنگی برخوردار باشند

با وجود موانع سیاسی و فرهنگی، آینده ادبیات ایران در جهان روشن است، مشروط بر آنکه دست‌اندرکاران این حوزه، با نگاهی واقع‌بینانه و راهبردی، به جای انتظار برای معجزه، به ساخت پل‌های پایدار ارتباطی با مخاطب جهانی بپردازند.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jbW
اخبار مرتبط
ققنوسِ ایرانی، برخلافِ اسطورهٔ یونانی که نمادِ «تکرارِ بی‌خاطره» ست، یک «باززاییِ خاطره‌دار» است. این پرندهٔ آتشین که از دلِ متونِ عربی و عرفانیِ اسلامی به فرهنگِ ما راه یافت، با سیمرغِ زرتشتی درآمیخت و به نمادِ هویتِ پارسیِ اسلامی تبدیل شد. در نقاشیِ پشت شیشه، این اسطوره، بیش از هر جایِ دیگری، جان می‌گیرد. تکنیکِ معکوسِ این هنر (ابتدا جزئیات، سپس پس‌زمینه) و امکانِ «جوش دادنِ خطاها» با لایه‌هایِ تازه، آن را به یک آیینِ باززایی تبدیل کرده است. از دورهٔ قاجار که پس از هرج‌ومرجِ افشاریه و زندیه، این هنر به اوجِ خود رسید، تا تمرینِ عملیِ کشیدنِ ققنوسی با لایه‌هایِ رنگیِ آبیِ ساسانی، فیروزهٔ اسلامی، سرخِ مغولی و زرِ تیموری، همه و همه، روایتِ یک حقیقتِ واحد هستند.
سینمای ایران در رقابتی نابرابر، به یکی از شگفت‌انگیزترین پدیده‌های یکصد سال اخیر هنر جهان تبدیل شده است. این سینما با داشتن کمتر از هفتصد سالن نمایش در داخل کشور و عملاً صفر سهم از بازار تجاری آمریکا و چین، موفق شده بیش از دو جایزه اسکار و بیش از بیست جایزه بزرگ از جشنواره کن، برلین و ونیز را برای کشورش به ارمغان بیاورد. رقمی که هیچ کشور خاورمیانه‌ای و حتی بسیاری از کشورهای اروپایی به آن دست نیافته‌اند. تحلیل‌گران بین‌المللی سینما، دلیل این موفقیت را در «مکتب رئالیسم انسانی» فیلم‌سازان ایرانی جستجو می‌کنند؛ مکتبی که از دل محدودیت‌های بودجه‌ای و موضوعی زاده شده و به جای تکیه بر جلوه‌های ویژه، بر شخصیت‌پردازی، دیالوگ‌های عمیق و روایت مشکلات مشترک بشری متمرکز است.
برنامه «هفت» که روزگاری مهم‌ترین تریبون رسمی گفت‌وگو و نقد سینمایی در تلویزیون ایران بود، سال‌هاست که مسیر افول را طی می‌کند. از زمانی که فریدون جیرانی این برنامه را ترک کرد، هیچ‌یک از متولیان بعدی نتوانستند موفقیت او را تکرار کنند. تغییرات پی‌درپی مجریان و منتقدان، رویکرد محافظه‌کارانه و حذف صداهای مستقل، «هفت» را از یک برنامه پرمخاطب و تأثیرگذار به برنامه‌ای کم‌رمق و غیرمرجع تبدیل کرده است. در دوره جدید (از سال ۱۴۰۱ به بعد)، محمد تنکابنی به عنوان تهیه‌کننده و بهروز افخمی به عنوان مجری وارد برنامه شدند. این ترکیب که یادآور برنامه «نقد سینما» (محصول حوزه هنری) بود، عملاً «هفت» را به مسیری برد که میان نقد تخصصی و چارچوب‌های رسمی توازنی برقرار نکرد.
«تمرین‌هایی برای یک انقلاب» جدیدترین ساخته پگاه آهنگرانی، بازیگر و فیلمساز ایرانی، در بخش «نمایش‌های ویژه» جشنواره کن ۲۰۲۶ به نمایش درآمد و با واکنش‌های گسترده منتقدان بین‌المللی مواجه شد. این مستند که اولین تجربه کارگردانی بلند آهنگرانی محسوب می‌شود، برخلاف بسیاری از آثار سیاسی درباره ایران، رویکردی کاملاً شخصی و فرم‌محور در پیش گرفته است. فیلم به جای روایت خطی تاریخ، در قالب پنج پرتره از اعضای خانواده و نزدیکان فیلمساز، پنج دهه تاریخ معاصر ایران را روایت می‌کند. مهم‌ترین نقطه قوت این مستند، فرم روایی هوشمندانه و استفاده خلاقانه از تصاویر آرشیوی است. آهنگرانی فیلم را تقریباً به طور کامل از فیلم‌های آرشیوی خانگی، ویدئوهای خبری کم‌دیده‌شده و تصاویر موبایلی ساخته است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید