آسیانیوز ایران / یزد ؛
استان یزد در آستانه تحولات ساختاری در نهادهای حمایتی است. نادر هومنیان مدیرکل بهزیستی استان یزد در نشست خبری هفته بهزیستی با تشریح ۱۳ برنامه تحولآفرین، از گذار از خدمات سنتی به رویکردهای خانوادهمحور خبر داد. با این حال، تضاد میان موفقیتهای چشمگیر در حوزههایی نظیر فرزندخواندگی و ارائه خدمات توانبخشی با بحرانهای نوظهور اجتماعی، فضای گفتوگو را تحتالشعاع قرار داد.
یکی از نکات کلیدی این نشست، وضعیت هشدارآمیز آمار طلاق در استان است. آماری که از نسبت یک طلاق به ازای هر هجده ازدواج در سال ۱۳۸۶ به عدد نگرانکننده ۳۸.۸ درصد در وضعیت فعلی رسیده است. هومنیان با تاکید بر اینکه این روند صعودی، نیازمند یک بسیج عمومی و همافزایی میان نهادهای اجرایی و فرهنگی است، هشدار داد که اگرچه بهزیستی به تنهایی مسئولیت مدیریت این آسیب را بر عهده ندارد، اما پیامدهای آن تمام ارکان جامعه را تهدید میکند.
از سوی دیگر، سایه بودجه بر سر مراکز تخصصی سنگینی میکند. در حالی که مرکز ملی تحقیقات ژنتیک میبد به عنوان یکی از پیشرانهای اصلی در پیشگیری از معلولیتها شناخته میشود، حذف بودجه این مرکز در سال جاری، انتقادات جدی مدیرکل را در پی داشت. هومنیان تصریح کرد که کوتاهی در غربالگریهای ژنتیکی، نه تنها هزینههای درمان و نگهداری را در آینده افزایش میدهد، بلکه مستقیماً با افزایش آمار معلولیت در جامعه گره خورده است.
وضعیت مراکز نگهداری شبانهروزی نیز دستکمی از بحران ندارد. با وجود افزایش یارانهها، تورم موجود باعث شده تا این مراکز عملاً در آستانه ورشکستگی قرار گیرند. مدیرکل بهزیستی تاکید کرد که علیرغم اتکا به مشارکتهای خیرین، نیاز به بازنگری جدی در تخصیص اعتبارات دولتی وجود دارد تا بار سنگین حقوق کارکنان و هزینههای جاری از دوش این مراکز برداشته شود.
واکاوی و تحلیل فنی:
محور اول: واکاوی بحران طلاق و گذار از سنت به تجدد
افزایش نرخ طلاق به ۳۸.۸ درصد در یزد تنها یک عدد نیست، بلکه نشانگر دگردیسی در ساختارهای فرهنگی و اقتصادی خانواده یزدی است. این تغییرات نیازمند تحلیل عمیق جامعهشناختی است؛ چرا که یزد پیشتر به عنوان استانی با بنیانهای خانوادگی قوی شناخته میشد. افزایش شکاف میان توقعات و واقعیتهای اقتصادی، در کنار کمرنگ شدن واسطههای سنتی حل اختلاف، از دلایل اصلی این وضعیت است.
تنها راه برونرفت از این معضل، تقویت مراکز مشاوره تخصصی و پیش از ازدواج است. ارتقای جایگاه دفاتر مشاوره استان از رتبه بیست و هفتم به رتبه هفتم کشوری، گواهی بر تلاش بهزیستی است، اما این کافی نیست. باید برای طلاق عاطفی نیز برنامههای مداخلهای تعریف شود تا پیش از وقوع طلاق رسمی، فرآیندهای ترمیم رابطه صورت گیرد.
اگر دستگاههای فرهنگی و آموزشی در کنار بهزیستی قرار نگیرند، این روند صعودی همچنان ادامه خواهد یافت. سیاستگذاران باید بپذیرند که طلاق، پیشزمینه بسیاری از آسیبهای دیگر از جمله اعتیاد و بزهکاری در نسلهای بعدی است. بنابراین، مداخله به هنگام در این حوزه، سرمایهگذاری برای امنیت اجتماعی آینده استان است.
دوم: مخاطرات حذف بودجههای پیشگیرانه در مرکز ژنتیک میبد
حذف بودجه مرکز ملی تحقیقات ژنتیک میبد، یک اشتباه راهبردی در حوزه سلامت است. پیشگیری از معلولیتها از طریق غربالگری ژنتیک، از منظر اقتصادی بسیار ارزانتر از هزینههای طولانیمدت نگهداری، توانبخشی و درمان معلولان است. وقتی این بودجه قطع میشود، در واقع بذر معلولیت برای نسلهای آتی کاشته میشود.
این مرکز نه تنها برای استان یزد، بلکه به عنوان یک بازوی ملی عمل میکند. فقدان اعتبار کافی باعث میشود که خدمات آزمایشگاهی و مشاورهای برای اقشار ضعیف که بیشترین نیاز را به غربالگری دارند، غیرقابل دسترس شود. نتیجه منطقی این بیتوجهی، افزایش جمعیت دارای معلولیت و تحمیل هزینههای سنگین بر دوش دولت و خانوادهها در سالهای پیش رو است.
بهزیستی استان باید با فشارهای دیپلماتیک و رایزنی در سطح کلان کشور، نسبت به بازگرداندن ردیف بودجه این مرکز اقدام کند. این یک اولویت حیاتی است که نباید در میان هیاهوی سایر هزینهها گم شود. سلامتی نسلهای آینده یزد مستقیماً با بازگشت این اعتبار پیوند خورده است.
سوم: بحران سالمندی و ضرورت شهر دوستدار سالمند
حرکت سریع کشور به سمت سالمندی و رسیدن به وضعیت سالمندترین استانها تا سال ۱۴۳۰، یک چالش مدیریت شهری است. بهزیستی در حال انجام اقدامات پژوهشی برای تبدیل یزد به شهر دوستدار سالمند است، اما این مسئله فراتر از توان یک سازمان است. زیرساختهای شهری، حملونقل، درمان و حتی معماری مسکن در یزد باید بازطراحی شوند.
سالمندی موفق نیازمند تعامل میان شهرداری، علوم پزشکی و بهزیستی است. اگر امروز فکری برای شهرهای دوستدار سالمند نشود، در دو دهه آینده با بحران تنهایی، افسردگی و بیماریهای مزمن سالمندان مواجه خواهیم بود. سرمایهگذاری در این حوزه باید از همین امروز و در قالب پروژههای عمرانی آغاز شود.
برنامههای فعلی بهزیستی در این زمینه بسیار امیدوارکننده است، اما نیاز به حمایتهای کلان استانی دارد. یزد به عنوان شهری با بافت تاریخی خاص، پتانسیل بالایی برای اجرای الگوهای زیست سالمندی دارد، مشروط بر آنکه رویکردها از شعار به پروژههای عملیاتی تغییر یابند.
چهارم: تعامل دولت و خیریهها؛ یک تیغ دو لبه
اتکای ۵۰ درصدی مراکز شبانهروزی به کمکهای مردمی و خیریهها، اگرچه نشان از فرهنگ غنی مشارکت در یزد دارد، اما یک هشدار جدی است. نهادهای خیریه نباید جایگزین وظایف حاکمیتی شوند. وقتی وضعیت ورشکستگی این مراکز با وجود کمکهای خیریه مطرح میشود، یعنی سیستم فعلی تامین مالی ناکارآمد است.
دولت باید وظایف اصلی خود در تامین هزینههای نگهداری مددجویان را بپذیرد و کمکهای خیرین را به سمت پروژههای توسعهای و زیرساختی سوق دهد، نه هزینههای جاری و حقوق پرسنل. این رویکرد که «چون خیرین هستند، دولت وظیفه کمتری دارد» یک خطای استراتژیک است که ثبات مراکز را متزلزل کرده است.
حرفهایسازی مدیریت در مراکز خیریه و تضمین یارانههای دولتی متناسب با تورم، دو رکن اصلی برای نجات این مراکز از ورشکستگی است. خیرین یزدی همیشه پای کار بودهاند، اما نباید از این ظرفیت عظیم برای پوشش کاستیهای بودجه دولتی بهرهبرداری غیرمسئولانه کرد.
پنجم: حوزه سلامت اجتماعی و چالش زیرساختها
دستاوردهای بهزیستی در حوزه فرزندخواندگی (رتبه اول کشوری برای چهارمین سال پیاپی) نشان میدهد که اگر بسترهای لازم فراهم شود، مردم یزد بسیار پیشگام هستند. اما در مقابل، وضعیت شیرخوارگاهها و مراکز کودکان کار، نشانگر عقبماندگی در ایجاد زیرساختهای فیزیکی متناسب با رشد جمعیت و آسیبهاست.
ساخت مرکز جدید شیرخوارگاه و ساختمان کودکان کار، اقداماتی مثبت اما دیر هنگام است. پیشبینی نیازهای زیرساختی باید با سرعتی بیش از رشد آسیبها صورت گیرد. هماکنون این مراکز با تراکم بالا اداره میشوند که خود میتواند مانعی برای ارائه کیفیت مناسب خدمات باشد.
بهبود وضعیت سلامت اجتماعی در یزد مستلزم نگاهی جامع است که همزمان با پیشگیری از آسیب، به تامین امکانات استاندارد برای آسیبدیدگان نیز بپردازد. توسعه همکاری با سازمانهای مردمنهاد تخصصی، میتواند بخشی از خلأهای موجود در زیرساختهای فیزیکی و انسانی را پوشش دهد.
جمعبندی
نشست خبری مدیرکل بهزیستی یزد، آینهای تمامنما از وضعیت اجتماعی استان بود؛ جایی که موفقیتهای بزرگ در کنار چالشهای عمیق قرار گرفتهاند. اگرچه تغییر رویکرد به سمت خانوادهمحوری و دستاوردهای ورزشی و هنری برای معلولان، نقاط قوت کارنامه این سازمان است، اما نرخ نگرانکننده طلاق و مشکلات مالی مراکز تخصصی، زنگ خطری است که همت مضاعف تمام دستگاههای مسئول را میطلبد. عبور از این بحرانها بدون همافزایی همهجانبه نهادهای حاکمیتی و مردمی غیرممکن است.