آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در تازهترین و تلخترین پرونده انضباطی دانشگاههای ایران، رضا دالمن، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، به دلیل آویزان کردن یک عروسک موش در اسفند ۱۴۰۴، با حکم قطعی اخراج و از تحصیل مجدد محروم شد. این حکم که توسط وزارت علوم تأیید شده، او را به اولین دانشجوی اخراجی با حکم قطعی تبدیل کرده که نه تنها از دانشگاه شریف، بلکه از تمام دانشگاههای کشور طرد شده است. این پرونده، ابعاد جدیدی از برخوردهای انضباطی با دانشجویان را به تصویر میکشد و سوالات جدی درباره تناسب میان جرم و مجازات، آزادی بیان در دانشگاهها و استقلال نهادهای آموزشی را مطرح میکند.
رضا دالمن، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، در اسفند ۱۴۰۴، در اقدامی نمادین، یک عروسک موش را در محوطه دانشگاه آویزان کرد. این حرکت، که برخی آن را اعتراضی به شرایط سیاسی و اجتماعی کشور تفسیر کردند، با واکنش سریع و شدید دانشگاه مواجه شد. او به شورای انضباطی احضار شد و در نهایت، حکم اخراج برای او صادر شد. روابط عمومی دانشگاه شریف در تشریح این حکم، اعلام کرده است که دالمن در جلسه شورای انضباطی نه تنها ابراز پشیمانی نکرده، بلکه از کار خود دفاع کرده و آن را کاملاً درست دانسته است. این جمله، یعنی «دفاع از کار خود»، به یکی از مهمترین بخشهای این پرونده تبدیل شده است. دانشگاه، اخراج دالمن را نه صرفاً به خاطر عمل او، بلکه به خاطر عدم پشیمانی و اصرار بر موضع خود، توجیه کرده است. این رویکرد، یعنی مجازات برای یک عمل، به دلیل عدم توبه، میتواند به عنوان یک هشدار جدی برای تمام دانشجویانی تلقی شود که قصد دارند نظرات خود را حتی به شکل نمادین بیان کنند. این موضوع، فضای دانشگاه را به محیطی تبدیل میکند که در آن، سکوت و انفعال، به جای گفتوگو و نقد، تشویق میشود.
اخراج قطعی و محرومیت از تحصیل مجدد، سنگینترین مجازات ممکن برای یک دانشجو است که عملاً به معنای پایان دادن به زندگی دانشگاهی و حرفهای اوست. این مجازات، در قبال یک اقدام نمادین مانند آویزان کردن یک عروسک، تناسبی ندارد و نشان از سیاستی سختگیرانه و غیرقابل انعطاف در نظام آموزشی کشور دارد. این موضوع، نگرانیهای زیادی را در میان دانشجویان و فعالان مدنی ایجاد کرده است که معتقدند چنین برخوردهایی، به جای حل مسائل، به سرکوب و ایجاد رعب و وحشت در دانشگاهها دامن میزند. این پرونده، در شرایطی به اوج خود رسیده است که در سالهای اخیر، شاهد افزایش محدودیتها و برخوردهای انضباطی با دانشجویان در دانشگاههای کشور بودهایم. از اخراج دانشجویان به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی گرفته تا محدودیتهای شدید بر برگزاری کرسیهای آزاداندیشی و تشکلهای دانشجویی، همه نشان از یک فضای خفقانآمیز در دانشگاهها دارد. این فضا، نه تنها به رشد علمی و پژوهشی کشور کمک نمیکند، بلکه باعث فرار مغزها و خروج استعدادهای جوان از کشور میشود.
برخی از کارشناسان آموزشی معتقدند که دانشگاه باید محیطی برای گفتوگو، نقد و تبادل نظر باشد و نه محلی برای اعمال سلیقههای سیاسی و امنیتی. آنها بر این باورند که برخورد با دانشجویان به دلیل ابراز عقیده، حتی به شکل نمادین، خلاف رسالت اصلی دانشگاه است و میتواند به کاهش کیفیت آموزش و پژوهش در کشور منجر شود. آنها تأکید دارند که باید به جای سرکوب، به فکر گفتوگو و تعامل با دانشجویان بود تا فضایی پویا و خلاق در دانشگاهها حاکم شود. با این حال، برخی دیگر از مسئولان و اساتید، از این برخوردها حمایت کرده و آنها را در راستای حفظ نظم و امنیت دانشگاهها میدانند. آنها معتقدند که دانشگاهها باید از هرگونه فعالیت سیاسی و مدنی که میتواند به امنیت و آرامش دانشگاه آسیب بزند، جلوگیری کنند. این دوگانگی دیدگاه، نشان از یک کشمکش عمیق در نظام آموزشی کشور دارد که آینده دانشگاهها و جایگاه آنها در جامعه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
با اعلام حکم اخراج قطعی رضا دالمن، این پرونده به یکی از نمادهای برخورد با دانشجویان معترض در ایران تبدیل شده است. این حکم، فراتر از یک پرونده انضباطی، پیام روشنی برای تمام دانشجویان کشور دارد: هرگونه ابراز عقیده، حتی به شکل نمادین و غیرخشونتآمیز، میتواند به قیمت از دست دادن تمام فرصتهای تحصیلی و شغلی تمام شود. این پیام، میتواند به افزایش خودسانسوری و کاهش مشارکت دانشجویان در فعالیتهای مدنی و سیاسی منجر شود و در نهایت، به تضعیف جامعه دانشگاهی کشور بیانجامد.
بررسی تناسب میان جرم و مجازات
اخراج قطعی و محرومیت از تحصیل مجدد، سنگینترین مجازات ممکن برای یک دانشجو است که عملاً به معنای پایان دادن به زندگی دانشگاهی و حرفهای اوست. این مجازات، در قبال یک اقدام نمادین مانند آویزان کردن یک عروسک موش، تناسبی ندارد و نشان از سیاستی سختگیرانه و غیرقابل انعطاف در نظام آموزشی کشور دارد. در نظامهای حقوقی پیشرفته، معمولاً مجازاتها متناسب با جرم هستند و برای تخلفات انضباطی، مجازاتهای خفیفتری مانند تذکر، محرومیت از برخی امتیازات یا تعلیق موقت در نظر گرفته میشود. اما در این پرونده، سنگینترین مجازات ممکن برای یک اقدام نمادین و غیرخشونتآمیز اعمال شده است. دفاع دالمن از کار خود و عدم ابراز پشیمانی، به عنوان یکی از دلایل اصلی تشدید مجازات مطرح شده است. این رویکرد، یعنی مجازات برای یک عمل، به دلیل عدم توبه، میتواند به عنوان یک هشدار جدی برای تمام دانشجویانی تلقی شود که قصد دارند نظرات خود را حتی به شکل نمادین بیان کنند.
این موضوع، فضای دانشگاه را به محیطی تبدیل میکند که در آن، سکوت و انفعال، به جای گفتوگو و نقد، تشویق میشود. این رویکرد، نه تنها به رشد علمی و پژوهشی کشور کمک نمیکند، بلکه باعث فرار مغزها و خروج استعدادهای جوان از کشور میشود. برخی از کارشناسان حقوقی معتقدند که این مجازات، علاوه بر عدم تناسب با جرم، با اصول حقوقی مانند اصل تناسب و اصل فردی کردن مجازاتها نیز در تضاد است. آنها بر این باورند که مجازاتها باید متناسب با شخصیت مجرم، نوع جرم و شرایط ارتکاب آن تعیین شوند و اعمال یک مجازات سنگین برای همه، بدون در نظر گرفتن این عوامل، ناعادلانه است. این موضوع، نشان از یک رویکرد کلی و غیرقابل انعطاف در نظام انضباطی دانشگاهها دارد که نیاز به بازنگری اساسی دارد.
آزادی بیان و حق اعتراض در دانشگاهها
دانشگاه، به عنوان یک نهاد علمی و آموزشی، باید محیطی برای گفتوگو، نقد و تبادل نظر باشد و نه محلی برای اعمال سلیقههای سیاسی و امنیتی. برخورد با دانشجویان به دلیل ابراز عقیده، حتی به شکل نمادین، خلاف رسالت اصلی دانشگاه است و میتواند به کاهش کیفیت آموزش و پژوهش در کشور منجر شود. دانشگاهها باید محل پرورش اندیشههای نو و نقد سازنده باشند و نه محیطی برای سرکوب و انفعال. گویی این برخورد با رضا دالمن، پیام روشنی برای تمام دانشجویان کشور دارد که هرگونه ابراز عقیده، حتی به شکل نمادین، میتواند به قیمت از دست دادن تمام فرصتهای تحصیلی و شغلی تمام شود. با این حال، برخی از مسئولان و اساتید، از این برخوردها حمایت کرده و آنها را در راستای حفظ نظم و امنیت دانشگاهها میدانند!!! آنها معتقدند که دانشگاهها باید از هرگونه فعالیت سیاسی و مدنی که میتواند به امنیت و آرامش دانشگاه آسیب بزند، جلوگیری کنند.
این دوگانگی دیدگاه، نشان از یک کشمکش عمیق در نظام آموزشی کشور دارد که آینده دانشگاهها و جایگاه آن ها در جامعه را تحت تأثیر قرار خواهد داد. در سالهای اخیر، شاهد افزایش محدودیتها و برخوردهای انضباطی با دانشجویان در دانشگاههای کشور بودهایم. از اخراج دانشجویان به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی گرفته تا محدودیتهای شدید بر برگزاری کرسیهای آزاداندیشی و تشکلهای دانشجویی، همه نشان از یک فضای خفقانآمیز در دانشگاهها دارد. این فضا، نه تنها به رشد علمی و پژوهشی کشور کمک نمیکند، بلکه باعث فرار مغزها و خروج استعدادهای جوان از کشور میشود.
نقش شورای انضباطی و فرآیند رسیدگی
فرآیند رسیدگی به پرونده رضا دالمن در شورای انضباطی دانشگاه شریف، نیز خود جای سوال دارد. بر اساس گزارشها، دالمن در جلسه شورای انضباطی، از کار خود دفاع کرده و آن را کاملاً درست دانسته است. این دفاع، که نشان از استقلال رأی و پایبندی به باورهای خود دارد، به عنوان یکی از دلایل اصلی تشدید مجازات مطرح شده است. این رویکرد، یعنی مجازات برای عدم پشیمانی، میتواند به عنوان یک روش برای سرکوب مخالفان و ایجاد فضایی از ترس و تردید در میان دانشجویان تلقی شود. شفافیت فرآیند رسیدگی و حضور وکیل یا مشاور در جلسات شورای انضباطی، از جمله حقوق اساسی دانشجویان است که در این پرونده، به نظر میرسد رعایت نشده است.
این موضوع، میتواند به کاهش اعتماد دانشجویان به نهادهای انضباطی دانشگاه و افزایش بیاعتمادی به نظام آموزشی منجر شود. همچنین، عدم ارائه فرصت کافی برای دفاع و استدلال، میتواند به عنوان نقض اصول دادرسی عادلانه تلقی شود. با توجه به اینکه وزارت علوم نیز این حکم را تأیید کرده است، این سوال مطرح میشود که آیا این وزارتخانه، نظارت کافی بر فرآیند رسیدگی و تناسب مجازات داشته است یا خیر. تأیید این حکم توسط وزارت علوم، نشان از یک رویکرد کلی و هماهنگ در نظام آموزشی کشور برای برخورد با دانشجویان معترض دارد که نیاز به بررسی و بازنگری اساسی دارد.
پیامدهای روانی و اجتماعی اخراج
اخراج قطعی و محرومیت از تحصیل مجدد، یک ضربه روانی شدید به رضا دالمن و خانواده او وارد کرده است. این مجازات، نه تنها به معنای پایان دادن به زندگی دانشگاهی و حرفهای اوست، بلکه میتواند به مشکلات روانی مانند افسردگی، اضطراب و کاهش اعتماد به نفس منجر شود. همچنین، این مجازات، میتواند به انگ اجتماعی برای او و خانوادهاش تبدیل شود و فرصتهای شغلی و اجتماعی او را در آینده محدود کند. در سطح اجتماعی، این حکم، پیام روشنی برای تمام دانشجویان کشور دارد که هرگونه ابراز عقیده، حتی به شکل نمادین، میتواند به قیمت از دست دادن تمام فرصتهای تحصیلی و شغلی تمام شود.
این پیام، میتواند به افزایش خودسانسوری و کاهش مشارکت دانشجویان در فعالیتهای مدنی و سیاسی منجر شود و در نهایت، به تضعیف جامعه دانشگاهی کشور بیانجامد. همچنین، این حکم، میتواند به افزایش مهاجرت دانشجویان و فرار مغزها از کشور دامن بزند. برخی از فعالان مدنی و دانشجویی، این حکم را یک شکست برای آزادی بیان و حقوق دانشجویی در ایران دانسته و خواستار بازنگری در این حکم و لغو اخراج رضا دالمن شدهاند. آنها معتقدند که دانشگاه باید محیطی برای رشد و شکوفایی استعدادها باشد و نه محلی برای سرکوب و حذف دانشجویان. این مطالبه، نشان از یک جنبش رو به رشد در میان دانشجویان برای دفاع از حقوق خود و ایجاد فضایی آزادتر و دموکراتیکتر در دانشگاهها دارد.
لزوم بازنگری در قوانین انضباطی دانشگاهها
پرونده رضا دالمن، نشان از یک مشکل اساسی در قوانین انضباطی دانشگاههای ایران دارد. این قوانین، که اغلب با رویکردی امنیتی و سختگیرانه تدوین شدهاند، به جای حل مسائل، به سرکوب و ایجاد رعب و وحشت در دانشگاهها دامن میزنند. این رویکرد، نه تنها به رشد علمی و پژوهشی کشور کمک نمیکند، بلکه باعث فرار مغزها و خروج استعدادهای جوان از کشور میشود. برای اصلاح این وضعیت، نیاز به بازنگری اساسی در قوانین انضباطی دانشگاهها و جایگزینی رویکردهای تنبیهی با رویکردهای تربیتی و اصلاحی وجود دارد.
این بازنگری، باید شامل تعریف دقیق تخلفات، تعیین مجازاتهای متناسب، تضمین حقوق دفاعی دانشجویان و ایجاد فرصتهای بازگشت به دانشگاه برای دانشجویان اخراجی باشد. همچنین، باید به استقلال دانشگاهها و نهادهای انضباطی آنها از نهادهای سیاسی و امنیتی نیز توجه شود. کارشناسان آموزشی بر این باورند که دانشگاه باید محیطی برای گفتوگو، نقد و تبادل نظر باشد و نه محلی برای اعمال سلیقههای سیاسی و امنیتی. آنها تأکید دارند که باید به جای سرکوب، به فکر گفتگو و تعامل با دانشجویان بود تا فضایی پویا و خلاق در دانشگاهها حاکم شود. این رویکرد، نه تنها به نفع دانشجویان است، بلکه به نفع کل جامعه و آینده کشور خواهد بود. در غیر این صورت، شاهد تکرار چنین پروندههای تلخی در آینده خواهیم بود.