آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
فیلم «شکوه بازگشت» ساخته سیروس مقدم (کارگردان سری سریالهای موفق «پایتخت» (۱۳۹۰)) یکی از آثار ملودرام-جنگی سینمای ایران در اوایل دهه هفتاد است که با «نگاه غیرمستقیم» به جنگ و «تمرکز بر خانواده» تلاش میکند «سایه جنگ» را بر زندگی آدمها به تصویر بکشد. داستان فیلم حول محور «لیلی» (افسانه بایگان)، همسر باردار دکتر امیر راستین، میچرخد که پس از رفتن همسرش به جبهه، در انتظار بازگشت اوست و با وجود شنیدن خبر شهادت، بر زنده بودنش پافشاری میکند. فیلم با «فضای ملودرام» و «پایان خوش» (بازگشت همسر) پیش میرود و تلاش میکند «ایمان» و «انتظار» را به تصویر کشد.
خلاصه داستان
«دکتر امیر راستین» (رضا توکلی) با شنیدن خبر نابودی یک بیمارستان صحرایی، همسر باردارش «لیلی» (افسانه بایگان) را نزد پدرش «قوام» (جمشید مشایخی) میگذارد و به جبهه میرود. در غیاب شوهر، لیلی به «نقاشی» و «نگارش کتاب» مشغول میشود و با «سامان» (داریوش مؤدبیان)، مدیر مؤسسه انتشاراتی، برای چاپ کتابش همکاری میکند. خبر کشتهشدن دکتر راستین، لیلی را دگرگون میکند، اما او مرگ شوهر را باور ندارد. از طرفی «فتاحی» و همسرش به دلیل ثروت زیاد قوام، خواستار ازدواج پسرشان «مرتضی» با لیلی هستند. سامان نیز به لیلی پیشنهاد ازدواج میدهد. درست هنگامی که لیلی تلویحاً تقاضای سامان را میپذیرد، خبر زنده بودن دکتر راستین میرسد و همه به ایستگاه راهآهن میروند تا از او (که یک پایش را از دست داده) استقبال کنند.
«جمشید مشایخی» در نقش «قوام» (پدر دکتر راستین) یکی از نقاط قوت فیلم است. مشایخی با «چهره مهربان» و «نگاههای عمیق» خود، «پدری دلسوز» و «باوقار» را به تصویر کشیده است. «افسانه بایگان» در نقش «لیلی» (همسر منتظر) بازی «پراحساس» و «شکننده» دارد. او در سکانسهای «انتظار»، «شک» و «پذیرش پیشنهاد سامان» به خوبی «رنج» و «امید» شخصیت را منتقل میکند. «داریوش مؤدبیان» در نقش «سامان» (مدیر مؤسسه انتشاراتی) و «رضا توکلی» در نقش «دکتر امیر راستین» (همسر لیلی) نیز در نقشهای مکمل در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند. با این حال، شخصیتهای فرعی (فتاحی و همسرش) در حد «تیپهای کلیشهای» (آدمهای طمعکار) باقی میمانند. در مجموع، «شکوه بازگشت» یک «ملودرام تأثیرگذار» اما «کلیشهای» است که با وجود «بازیهای خوب» (مشایخی و بایگان)، «موسیقی متن پرهام پرواس» و «فیلمبرداری اصغر رفیعیجم»، در «فیلمنامه» و «شخصیتپردازی» به شدت «ضعیف» است. تماشای آن را به علاقهمندان سینمای ملودرام و دفاع مقدس توصیه میکنیم.
فیلمنامه و ساختار روایی؛ کلیشهای و قابل پیشبینی
فیلمنامه «شکوه بازگشت» (نوشته ناصر شاملو) از یک «ایده مرکزی» قابل قبول (انتظار همسر در جنگ) و «ساختار ملودرام» (با پایان خوش) بهره میبرد . با این حال، فیلمنامه در «بسط» و «پرداخت» این ایده، دچار «کلیشهزدگی» و «سطحینگری» شده است. «شخصیتها» در حد «تیپهای کلیشهای» (زن منتظر، پدر مهربان، مرد طمعکار، و...) باقی میمانند و «عمق» کافی ندارند . همچنین «پایانبندی» (بازگشت همسر) چنان «قابل پیشبینی» است که از «تعلیق» و «غافلگیری» بیبهره میماند.
نکته قوت فیلمنامه، «نگاه غیرمستقیم به جنگ» و «تمرکز بر خانواده» است. فیلمنامهنویس با «پرهیز از نمایش مستقیم جنگ» و «تمرکز بر انتظار و ایمان» سعی کرده است «سایه جنگ» را بر زندگی آدمها به تصویر بکشد . همچنین «شخصیت لیلی» (افسانه بایگان) به عنوان «مادر و همسر» در مرکز داستان قرار دارد و «رنج» و «امید» او به خوبی به تصویر کشیده شده است. نکته ضعف فیلمنامه، «شخصیتپردازی سطحی» (به ویژه شخصیتهای فرعی) و «کلیشهزدگی» است. شخصیتهای «فتاحی» و «همسرش» (که به دنبال ثروت قوام هستند) چنان «یکبعدی» و «کاریکاتوری» هستند که از «باورپذیری» فیلم میکاهند. همچنین «دیالوگها» در برخی نقاط «کلیشهای» و «تکراری» هستند.
شخصیتپردازی و بازیها؛ مشایخی و بایگان قابل قبول، دیگران در حد تیپ
«جمشید مشایخی» در نقش «قوام» (پدر همسر دکتر راستین) یکی از نقاط قوت فیلم است. مشایخی با «چهره مهربان» و «نگاههای عمیق» خود، «پدری دلسوز» و «باوقار» را به تصویر کشیده است. با این حال، شخصیت او (به دلیل فیلمنامه) در حد یک «پدربزرگ مهربان با نصیحتهایی دلنشین» باقی میماند و «عمق» کافی ندارد. «افسانه بایگان» در نقش «لیلی» (همسر منتظر) بازی «پراحساس» و «شکننده» دارد. او در سکانسهای «انتظار»، «شک» و «پذیرش پیشنهاد سامان» به خوبی «رنج» و «امید» شخصیت را منتقل میکند. «داریوش مؤدبیان» در نقش «سامان» (مدیر مؤسسه انتشاراتی) و «رضا توکلی» در نقش «دکتر امیر راستین» (همسر لیلی) نیز در نقشهای مکمل در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند. با این حال، شخصیتهای فرعی (فتاحی و همسرش) در حد «تیپهای کلیشهای» (آدمهای طمعکار) باقی میمانند و «عمق» ندارند.
کارگردانی و فیلمبرداری؛ تلاش برای پوشش ضعف فیلمنامه با نماهای اضافی
سیروس مقدم در «شکوه بازگشت» کارگردانی «مطمئن» در بخش «فضاسازی» و «متوسط» در بخش «درام» ارائه داده است. او با «نماهای کارتپستالی از کوچههای قدیمی»، «پلها» و «خانههای قدیمی» سعی کرده است «هنریتر» جلوه کند و «ضعف فیلمنامه» را بپوشاند . با این حال، «ریتم» فیلم در برخی نقاط «کند» و «کشدار» است و «تعلیق» (که در فیلمهای دراماتیک ضروری است) به ندرت شکل میگیرد. «فیلمبرداری اصغر رفیعیجم» در سطح «قابل قبول» قرار دارد و «نورپردازی» (به ویژه در فضای داخلی) به «فضاسازی» کمک کرده است. نکته مهم، «تغییر کارگردان در میانه کار» است. سیروس مقدم (که در ابتدا کارگردان فیلم نبوده) پس از مشکلات تدارکاتی، «یک فریم» از فیلمبرداری قبلی را استفاده نکرده و فیلم را از نو شروع کرده است . این موضوع (که خود مقدم به آن اشاره کرده) نشان از «بینظمی» در مرحله پیشتولید دارد و شاید به «یکدست نبودن» فیلم دامن زده است.
موسیقی و طراحی صحنه؛ پرهام پرواس، هماهنگ با فضای ملودرام
«موسیقی متن پرهام پرواس» در سطح «قابل قبول» قرار دارد و با «فضای ملودرام» فیلم هماهنگ است . «طراحی صحنه و لباس» (که نام طراح در اطلاعات موجود نیست) در سطح «معمولی» قرار دارد و فضای دهه شصت را بازآفرینی کرده است.
جایگاه فیلم در سینمای ایران و میراث آن
«شکوه بازگشت» را در مقایسه با سایر فیلمهای ملودرام-جنگی سینمای ایران (مثل «مادر» (۱۳۶۸) علی حاتمی و «شیار ۱۴۳» (۱۳۹۲) نرگس آبیار) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «نگاه غیرمستقیم به جنگ» و «تمرکز بر خانواده» در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما از نظر «فیلمنامه» و «شخصیتپردازی» در سطح پایینتری است. با این حال، «شکوه بازگشت» به دلیل «بازیهای خوب» (مشایخی و بایگان) و «موسیقی متن» در تاریخ سینمای ایران ثبت شده است. میراث «شکوه بازگشت» برای سینمای ایران، «تلاش برای نمایش انتظار و ایمان در بستر جنگ» است. این فیلم نشان داد که میتوان با «نگاه غیرمستقیم» و «تمرکز بر خانواده» به «موضوع جنگ» پرداخت. با این حال، فیلم همچنین «هشدار» میدهد که «فیلمنامه کلیشهای» و «شخصیتپردازی سطحی» میتواند از «تأثیر عاطفی» اثر بکاهد.