آسیانیوز ایران؛ سرویس حقوقی:
قصه کلثوم اکبری، شاید عجیبترین و هولناکترین پرونده جنایی دهههای اخیر ایران باشد. زنی که با چهرهای ساده و پوشش سنتی، سالها مردان سالخورده را شکار کرد، با آنها ازدواج کرد و سپس با مسمومیت و خفه کردن، آنها را به کام مرگ کشاند. حالا پس از سالها جنایت خاموش، دادگاه کیفری استان مازندران او را به ۱۰ بار قصاص نفس محکوم کرده است. این حکم، اگرچه سنگینترین مجازات ممکن است، اما پایان این پرونده هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. قصه از بهار ۱۴۰۲ شروع شد؛ زمانی که یک مرد ۸۲ ساله در ساری به طور مشکوکی جان باخت. دخترانش که به مرگ پدر شک کرده بودند، کلثوم را به قتل متهم کردند. کلثوم که از اواسط دهه ۱۳۷۰ تا سال ۱۴۰۲، با حضور در گعدههای زنانه و معرفی خود به عنوان یک زن سالخورده و مهربان، مردان تنها و ثروتمند را شکار میکرد، این بار در دام قانون گرفتار شد. ماموران پلیس در تحقیقات، به اعترافات تکاندهندهای دست یافتند که پرده از راز قتلهای سریالی در استان مازندران برداشت.
شگرد کلثوم هوشمندانه و وحشیانه بود. او از طریق دوستان و آشنایان، با پدران سالخورده و ثروتمند خانوادهها آشنا میشد. شرط ازدواجش با این مردان، دریافت مهریههای کلان به صورت نقدی یا ملک بود. پس از ازدواج، با حل کردن قرصهای قند یا فشار خون در نوشیدنی قربانیان، آنها را آرام آرام به کام مرگ میفرستاد. گاهی که این روش کارساز نبود، از بالش برای خفه کردن آنها استفاده میکرد. او با این روش، قتل را شبیه مرگ طبیعی ناشی از کهولت سن جلوه میداد و سالها از چشم قانون پنهان میماند. پرونده کلثوم اکبری، پس از دستگیری، به یکی از پرحاشیهترین و خبرسازترین پروندههای جنایی ایران تبدیل شد. او ابتدا به قتل ۱۰ مرد اعتراف کرد، اما بررسیهای بیشتر نشان داد که ممکن است تعداد قربانیان او به ۲۰ نفر نیز برسد. او ۱۸ شوهر صیغهای و ۱۹ عقد رسمی داشته که همگی جانشان را از دست دادهاند. این آمار، حاکی از یک الگوی منظم و برنامهریزیشده برای قتل است که نشان از یک ذهنیت مجرمانه پیچیده دارد.
در جریان محاکمه، وکیل کلثوم تلاش کرد با طرح بحث جنون ادواری، او را از مجازات فرار دهد. اما قاضی با رد این ادعا، بر اساس اعترافات و شواهد، او را به ۱۰ بار قصاص نفس محکوم کرد. همچنین، تمام اموال منقول و غیرمنقول او مصادره شد و بابت ۱۰ فقره شروع به قتل، به ۱۰ سال حبس تعزیری نیز محکوم شد. با این حال، به دلیل اعتراض شاکیان و خود متهم، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شده است و رأی نهایی هنوز صادر نشده است. این پرونده، ابعاد مختلفی را در خود دارد که هر کدام میتواند موضوع یک تحقیق و تحلیل جداگانه باشد. از عملکرد دستگاه قضایی در کشف این جنایتهای زنجیرهای گرفته تا آسیبشناسی اجتماعی که زمینهساز چنین جنایتهایی میشود، همگی نیازمند بررسی عمیق هستند. کلثوم اکبری، به عنوان دومین قاتل زنجیرهای زن ایران، با رکورد ۲۰ قتل، جایگاه ویژهای در تاریخ جنایی ایران دارد.
آنچه در این پرونده بیش از هر چیز دیگری جلب توجه میکند، تنهایی و آسیبپذیری قربانیان است. مردانی که در دوران سالمندی، به دنبال همدمی برای روزهای آخر زندگی خود بودند، بدون آنکه بدانند به دام یک قاتل زنجیرهای افتادهاند. کلثوم با سوءاستفاده از این نیاز عاطفی، به راحتی به اهداف خود دست مییافت و پس از مدتی، با نقشهای از پیش طراحیشده، آنها را به قتل میرساند. حالا باید منتظر رأی نهایی دیوان عالی کشور بود. آیا حکم ۱۰ بار قصاص اجرا میشود یا اینکه با توجه به شرایط روانی متهم، به مجازات دیگری تبدیل میشود؟ این پرونده، نشان داد که چگونه یک فرد میتواند سالها با فریب و نیرنگ، در زیر پوست یک مادربزرگ مهربان، یک قاتل سریالی را پنهان کند.
الگوی جنایی کلثوم اکبری و شگرد قتل
کلثوم اکبری یک الگوی بسیار مشخص و سازمانیافته برای قتلهای خود داشت. او ابتدا با حضور در گعدههای زنانه و مطرح کردن تمایل خود برای ازدواج با مردان سالخورده، قربانیان خود را شناسایی میکرد. او به دنبال مردانی بود که ثروت قابل توجهی داشتند تا بتواند مهریههای کلان از آنها دریافت کند. پس از شناسایی قربانی، با او ازدواج میکرد و مهریهای سنگین (تا ۵۰۰ میلیون تومان) برای خود ثبت میکرد.
شگرد اصلی قتل، مسمومیت با دارو بود. او قرصهای قند و فشار خون را در نوشیدنیهای قربانی حل میکرد و با افزایش تدریجی دوز دارو، آنها را به کام مرگ میفرستاد. در مواردی که این روش کارساز نبود، از بالش برای خفه کردن قربانی استفاده میکرد. هوشمندی او در این بود که قتل را شبیه مرگ طبیعی ناشی از کهولت سن جلوه میداد و به همین دلیل، سالها از چشم قانون پنهان میماند. با وجود این، او در یک مورد دستگیر شد. قربانی آخر، ۸۲ ساله بود که قبل از مرگ به فرزندانش گفته بود که کلثوم به او دارو میدهد و هر بار که نوشیدنی میخورد، از حال میرود. همین موضوع، سوءظن را برانگیخت و منجر به دستگیری کلثوم شد. اعترافات او و بررسی پروندههای قدیمی، پرده از ۲۰ سال جنایت برداشت.
ابعاد حقوقی پرونده و مجازاتهای صادر شده
دادگاه کیفری استان مازندران، کلثوم اکبری را بابت ۱۰ فقره قتل عمد، به ۱۰ بار قصاص نفس محکوم کرده است. این حکم، سنگینترین مجازات ممکن برای این جنایتهاست. همچنین، بابت ۱۰ فقره شروع به قتل، او به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است. این مجازاتها، نشان از قاطعیت دستگاه قضایی در برخورد با این پرونده دارد. با این حال، پرونده هنوز به مرحله نهایی نرسیده است. شاکیان و خود متهم، ۲۰ روز فرصت دارند تا به رأی دادگاه اعتراض کنند.
با توجه به اینکه اعتراضات ثبت شده است، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال خواهد شد تا در مورد آن تصمیم نگیری گرفته شود. اگر رأی قصاص تأیید شود، کلثوم اکبری به ۱۰ بار اعدام محکوم خواهد شد که یک حکم بیسابقه در تاریخ قضایی ایران است. همه اموال منقول و غیرمنقول کلثوم اکبری نیز مصادره شده است. این حکم، به نوعی مجازات مالی برای او محسوب میشود و نشان میدهد که دادگاه به دنبال جبران بخشی از خسارتهای وارده به خانوادههای قربانیان است. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا این احکام به طور کامل اجرا خواهند شد یا خیر.
نقش جنون و مسئولیت کیفری
یکی از محورهای اصلی دفاع وکیل کلثوم اکبری، طرح بحث جنون ادواری بوده است. وکیل او مدعی است که کلثوم دچار جنون ادواری است و در زمان ارتکاب جنایتها، از سلامت روانی برخوردار نبوده است. با این حال، دادگاه این ادعا را رد کرده و او را مسئول کامل اعمال خود دانسته است. با این وجود، در طول محاکمه، کلثوم اکبری به سوالات قاضی پاسخ نمیداد و فقط تکرار میکرد که «به من جنون دست داد». این رفتار، میتواند به عنوان یک تاکتیک دفاعی برای اثبات جنون یا فرار از مجازات تلقی شود.
اما قاضی با استناد به اعترافات و شواهد، این ادعا را نپذیرفته و او را به عنوان یک مجرم هوشیار و حسابگر معرفی کرده است. این پرونده، سوالات جدی را در مورد مسئولیت کیفری افراد مبتلا به اختلالات روانی مطرح میکند. آیا فردی که به جنون ادواری مبتلا است، میتواند مسئول اعمال خود باشد؟ این سوالی است که روانپزشکان و حقوقدانان باید به آن پاسخ دهند. در مورد کلثوم، با توجه به اینکه او سالها با برنامهریزی دقیق، قتلهای خود را انجام داده است، به نظر میرسد که از سلامت روانی کامل برخوردار نبوده است.
آسیبشناسی اجتماعی و علل وقوع جنایت
پرونده کلثوم اکبری، یک فرصت برای آسیبشناسی اجتماعی و بررسی علل وقوع چنین جنایتهایی است. یکی از مهمترین عواملی که به کلثوم امکان داد تا سالها به جنایت خود ادامه دهد، تنهایی و آسیبپذیری قربانیان بود. مردان سالخوردهای که به دنبال همدمی برای روزهای آخر زندگی خود بودند، به راحتی فریب ظاهر مهربان و دلسوز کلثوم را خوردند. فقر و مشکلات اقتصادی نیز یکی دیگر از عواملی است که ممکن است کلثوم را به سمت این جنایتها سوق داده باشد.
او با دریافت مهریههای کلان، به دنبال تأمین مالی خود و شاید خانوادهاش بود. با این حال، این موضوع هرگز نمیتواند توجیهی برای قتل باشد و کلثوم باید پاسخگوی جنایتهای خود باشد. ضعف سیستم نظارتی و عدم توجه به علائم هشداردهنده، نیز در طولانی شدن این پرونده نقش داشت. با وجود اینکه برخی از خانوادهها به کلثوم مشکوک شده بودند، اما به دلیل مشکلات مالی یا عدم اعتقاد به دستگاه قضایی، از پیگیری موضوع خودداری کردند. این موضوع، نشان از نیاز به تقویت سیستم نظارتی و تشویق مردم به گزارش موارد مشکوک دارد.
مقایسه با سایر قاتلان زنجیرهای و ویژگیهای منحصربهفرد
کلثوم اکبری، دومین قاتل زنجیرهای زن در ایران است که پس از مهین قدیری، به این عنوان شناخته میشود. با این حال، الگوی جنایت او با مهین قدیری تفاوتهای اساسی دارد. در حالی که مهین قدیری زنان سالمند را برای سرقت و به دلیل حسادت به قتل میرساند، کلثوم مردان سالخورده را برای دریافت مهریه و اموال، هدف قرار میداد. این تفاوت، نشان از انگیزههای مالی قوی در پرونده کلثوم دارد. در سطح بینالمللی، کلثوم اکبری با قاتلان زنجیرهای مانند مری آن کاتون و جودی بوئنانو مقایسه شده است.
این زنان نیز با مسموم کردن افراد نزدیک خود، به دنبال دریافت پول بیمه یا ارث بودند. این شباهت، نشان میدهد که انگیزه مالی، یکی از رایجترین انگیزههای قتلهای زنجیرهای در میان زنان است. با این حال، آنچه پرونده کلثوم را منحصربهفرد میکند، تعداد قربانیان و مدت زمان طولانی فعالیت اوست. ۲۰ سال جنایت و دستکم ۱۱ قتل، یک رکورد بیسابقه در تاریخ جنایی ایران است. این موضوع، نشان از یک ذهنیت مجرمانه بسیار پیچیده و خطرناک دارد که نیازمند بررسی عمیقتر روانشناختی و جامعهشناختی است.