پنج شنبه / ۵ شهریور ۱۴۰۵ / ۲۲:۱۷
کد خبر: 40923
گزارشگر: 548
۵۰۰
۰
۰
۱
از سکانس کافه ماطاووس تا شایعه همکاری با سعید امامی؛ چرا «ضیافت» یکی از بحث‌برانگیزترین آثار کیمیایی است؟

نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «ضیافت» مسعود کیمیایی

فیلم ضیافت
فیلم سینمایی «ضیافت» به کارگردانی و نویسندگی مسعود کیمیایی و تهیه‌کنندگی امیرحسین شریفی، محصول سال ۱۳۷۴، یکی از بحث‌برانگیزترین و در عین حال فراموش‌شده آثار کارنامه این فیلمساز نام‌آشنای سینمای ایران است که با بازی فریبرز عرب‌نیا، حسن جوهرچی، بهزاد خداویسی، پارسا پیروزفر و رامین پرچمی، داستان هفت رفیق را روایت می‌کند که در روزهای پایانی دبیرستان (سال ۱۳۵۶) قرار می‌گذارند سال‌ها بعد (پس از انقلاب و جنگ) یکدیگر را در کافه «ماطاووس» ملاقات کنند. این فیلم با وجود «سکانس‌های ابتدایی تأثیرگذار» (که از بهترین لحظات سینمای کیمیایی محسوب می‌شوند)، «فیلمبرداری درخشان علیرضا زرین‌دست» و «موسیقی بهرام سعیدی»، از نقدهای جدی در حوزه فیلمنامه آشفته، شخصیت‌پردازی ناقص و دوپارگی روایی رنج می‌برد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 مسعود کیمیایی در تاریخ سینمای ایران، نامی است که با «قهرمان‌های تنها»، «خشونت خیابانی»، «اعتراض اجتماعی» و «گوزن‌ها» گره خورده است. از «قیصر» (۱۳۴۸) و «رضا موتوری» (۱۳۴۹) تا «گوزن‌ها» (۱۳۵۳) و «خط قرمز» (۱۳۶۰)، کیمیایی همواره فیلمسازی بوده که «حاشیه» و «متن» او در هم تنیده شده‌اند. فیلم «ضیافت» (۱۳۷۴) اما در این کارنامه، جایگاهی ویژه و در عین حال مبهم دارد. ویژه از این جهت که کیمیایی در آن به سراغ «قهرمان جمعی» رفته است (برخلاف قهرمان‌های فردگرای همیشگی‌اش) و مبهم از این جهت که فیلم (به دلیل «حاشیه‌های» بعد از اکران) بیشتر از «متن»، به «فرامتن» خود شناخته می‌شود.

خلاصه داستان

هفت رفیق (علی، رضا، جواد، عبد، اسی، شهباز و...) در روز پایانی دبیرستان (سال ۱۳۵۶) در کافه «ماطاووس» گرد هم می‌آیند و قرار می‌گذارند سال‌ها بعد (پس از انقلاب و جنگ) دوباره یکدیگر را در همان کافه ملاقات کنند. سال‌ها بعد، روز موعود فرا می‌رسد و رفقا (که هرکدام سرنوشت متفاوتی داشته‌اند) یکی‌یکی به کافه می‌آیند. اما در این میان، «علی» (فریبرز عرب‌نیا) که حالا یک مأمور امنیتی است، درگیر پرونده‌ای پیچیده (مهیاران‌ها و اختلاس) می‌شود و فیلم از یک «ملودرام نوستالژیک» به یک «فیلم پلیسی-اجتماعی» تبدیل می‌شود. «فریبرز عرب‌نیا» در نقش «علی» (مأمور امنیتی و مغز متفکر جمع) یکی از نقاط قوت فیلم است. عرب‌نیا با «چهره مصمم» و «حرکات حساب‌شده» خود، شخصیتی «قدرتمند» و «مرموز» را به تصویر کشیده است. «حسن جوهرچی» در نقش «رضا» (جانباز ویلچرنشین) با بازی «پراحساس» و «خاموش» خود، یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های فیلم است. «پارسا پیروزفر» (عبد)، «رامین پرچمی» (جواد) و «بهزاد خداویسی» (اسی) نیز در نقش‌های مکمل در سطح قابل قبولی ظاهر شده‌اند. با این حال، شخصیت‌های دیگر (شهباز و...) چنان «بی‌رنگ» و «بی‌تأثیر» هستند که گویی در فیلم نقشی ندارند.

از نقاط قوت فیلم، «سکانس ابتدایی» (کافه ماطاووس) و «بازی با زمان» (فلاش‌بک به سال ۱۳۵۶ و فلاش‌فوروارد به سال‌های بعد) است که «حس نوستالژی» و «تضاد نسلی» را به خوبی منتقل می‌کند. «فیلمبرداری علیرضا زرین‌دست» (با آن نماهای کلوزآپ از چهره شخصیت‌ها و نماهای باز از کافه) و «موسیقی بهرام سعیدی» (با تم‌های حزین و ملایم) به «فضاسازی» فیلم کمک شایانی کرده است. با این حال، این نقاط قوت در نیمه دوم فیلم (با ورود به ماجرای پلیسی-اجتماعی) به شدت «کمرنگ» می‌شوند.

از نظر «فیلمنامه» و «ساختار روایی»، «ضیافت» یک «فیلم دوپاره» است. بخش اول (حدود ۳۰ دقیقه ابتدایی) که در کافه ماطاووس می‌گذرد و رفقا با یکدیگر دیدار می‌کنند، یکی از بهترین و تأثیرگذارترین بخش‌های سینمای کیمیایی است. اما بخش دوم (با ورود «علی» و ماجرای مهیاران‌ها) چنان «آشفته»، «بی‌ریتم» و «بی‌ربط» است که گویی فیلم دیگری است. منتقدانی چون رضا درستکار و احمد طالبی‌نژاد به این «دوپارگی» اشاره کرده‌اند: «فیلمی دوپاره است که بخش نخستش فرسنگ‌ها با بخش دوم فاصله دارد!» این «شکاف ساختاری» (که ناشی از «ضعف فیلمنامه» و «عدم انسجام دراماتیک» است) از «کیفیت» فیلم به شدت کاسته است.

«شخصیت‌پردازی» در فیلم نیز «ناقص» است. فیلم با «هفت شخصیت» شروع می‌شود، اما به تدریج «دو شخصیت» (علی و رضا) بر فیلم مسلط می‌شوند و بقیه به «سیاهی‌لشکر» تبدیل می‌شوند. منتقدانی چون سعید عقیقی به این نکته اشاره کرده‌اند: «در ضیافتِ هفت نفره‌ای که حاضران‌اش برای دیدار یکدیگر سال‌ها در انتظار مانده‌اند، دو نفر به‌کلی در حکم سیاهی‌لشکرند، یکی دو نفر حضوری گذرا دارند و باقی فیلم در انحصار دو نفر است.» همچنین «داستان عشقی کوتاه» (عشق معلم به خواهر یکی از شخصیت‌ها) چنان «حاشیه‌ای» و «بی‌ربط» است که به جای «عمق‌بخشی»، به «پراکندگی» فیلم دامن زده است. «حاشیه‌های تاریخی» فیلم (که سال‌ها بعد از اکران مطرح شد) از جنجالی‌ترین بخش‌های «ضیافت» است. در سال ۱۳۷۸، شایعه‌ای منتشر شد مبنی بر اینکه «سعید امامی» (با نام سعید اسلامی) مرد اول پشت دو فیلم «ضیافت» و «سلطان» بوده است. کیمیایی در مصاحبه‌ای با ماهنامه «گزارش فیلم» (دی ۱۳۷۸) این شایعه را تکذیب کرد، اما هرگز نتوانست به طور کامل خود را از زیر بار این اتهام خلاص کند.

«تغییر مسیر» کیمیایی در نمایش نیروهای پلیس (که در ضیافت به عنوان «قهرمان» و «مأمور امنیتی آرمانی» به تصویر کشیده شده) و «طرح مفاهیمی چون آشتی ملی» از جمله نکاتی بود که تردیدها را افزایش داد. هرچند کیمیایی بارها تأکید کرد که تنها دو بار با امامی ملاقات داشته و هرگز فیلمی با سرمایه او نساخته، اما «سایه» این حاشیه تا امروز بالای سر این فیلم و کارنامه کیمیایی باقی مانده است. در مجموع، «ضیافت» یک «فیلم ناقص» و «بحث‌برانگیز» است که با وجود «سکانس‌های ابتدایی درخشان» و «بازی‌های خوب» (به ویژه عرب‌نیا و جوهرچی)، در «فیلمنامه» و «ساختار» به شدت «ضعیف» است و «حاشیه‌های» آن (هرچند بی‌اساس) بر «متن» آن سایه افکنده است. تماشای آن را به علاقه‌مندان سینمای کیمیایی و تاریخ سینمای ایران توصیه می‌کنیم.

 

فیلمنامه و ساختار روایی؛ دوپارگی درام و شخصیت‌های ناقص

فیلمنامه «ضیافت» (نوشته مسعود کیمیایی) از یک «ایده مرکزی» جذاب (دورهمی هفت رفیق پس از سال‌ها) و «ساختار دوگانه» (بخش اول: ملودرام نوستالژیک، بخش دوم: درام پلیسی-اجتماعی) بهره می‌برد . با این حال، فیلمنامه در «بسط» و «پرداخت» این ایده، دچار «دوپارگی» و «پراکندگی» شده است. بخش اول فیلم (حدود ۳۰ دقیقه ابتدایی) که در کافه ماطاووس می‌گذرد و رفقا با یکدیگر دیدار می‌کنند، یکی از بهترین و تأثیرگذارترین بخش‌های سینمای کیمیایی است. اما بخش دوم (با ورود علی و ماجرای مهیاران‌ها) چنان «آشفته» و «بی‌ربط» است که گویی فیلم دیگری است.

نکته قوت فیلمنامه، «سکانس ابتدایی» و «بازی با زمان» است که «حس نوستالژی» و «تضاد نسلی» را به خوبی منتقل می‌کند. همچنین «تلاش برای روایت قهرمان جمعی» (برخلاف قهرمان‌های فردگرای همیشگی کیمیایی) از نقاط قوت فیلمنامه است . با این حال، «شخصیت‌پردازی ناقص» (هفت شخصیت به دو نفر تقلیل می‌یابند) و «داستان عشقی حاشیه‌ای و بی‌ربط» از نقاط ضعف فیلمنامه هستند. نکته ضعف فیلمنامه، «عدم انسجام دراماتیک» و «پایان‌بندی قابل پیش‌بینی» است. فیلمنامه به جای «گره‌افکنی» و «تعلیق» در بخش دوم، به «پلیس‌بازی» و «اختلاس» سطحی پناه می‌برد که با فضای بخش اول هماهنگی ندارد . همچنین «شخصیت مهیاران‌ها» (دشمنان فیلم) چنان «گنگ» و «مبهم» هستند که «قهرمان» (علی) فرصت «خودنمایی» پیدا نمی‌کند.

شخصیت‌پردازی و بازی‌ها؛ عرب‌نیا و جوهرچی درخشان، بقیه در حاشیه

«فریبرز عرب‌نیا» در نقش «علی» (مأمور امنیتی و مغز متفکر جمع) یکی از نقاط قوت فیلم است. عرب‌نیا با «چهره مصمم» و «حرکات حساب‌شده» خود، شخصیتی «قدرتمند» و «مرموز» را به تصویر کشیده است. «حسن جوهرچی» در نقش «رضا» (جانباز ویلچرنشین) با بازی «پراحساس» و «خاموش» خود، یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های فیلم است. «پارسا پیروزفر» (عبد)، «رامین پرچمی» (جواد) و «بهزاد خداویسی» (اسی) نیز در نقش‌های مکمل در سطح قابل قبولی ظاهر شده‌اند. با این حال، شخصیت‌های دیگر (شهباز و...) چنان «بی‌رنگ» و «بی‌تأثیر» هستند که گویی در فیلم نقشی ندارند.

«شخصیت‌پردازی ناقص» (که در فیلمنامه نیز وجود دارد) از نقاط ضعف فیلم است. فیلم با «هفت شخصیت» شروع می‌شود، اما به تدریج «دو شخصیت» (علی و رضا) بر فیلم مسلط می‌شوند و بقیه به «سیاهی‌لشکر» تبدیل می‌شوند . همچنین «داستان عشقی کوتاه» (عشق معلم به خواهر یکی از شخصیت‌ها) چنان «حاشیه‌ای» و «بی‌ربط» است که به جای «عمق‌بخشی»، به «پراکندگی» فیلم دامن زده است.

کارگردانی و فیلمبرداری؛ زرین‌دست درخشان، کیمیایی مردد

مسعود کیمیایی در «ضیافت» کارگردانی «مردد» و «نامتوازن» ارائه داده است. او در بخش اول فیلم (کافه ماطاووس) با «نماهای کلوزآپ» از چهره شخصیت‌ها و «نماهای باز» از کافه، فضایی «صمیمی» و «نوستالژیک» خلق کرده است. اما در بخش دوم (با ورود به ماجرای پلیسی)، کارگردانی «آشفته» و «بی‌ریتم» می‌شود و «تعلیق» (که در فیلم‌های پلیسی ضروری است) به ندرت شکل می‌گیرد. «فیلمبرداری علیرضا زرین‌دست» در سطح «عالی» قرار دارد و «نورپردازی» (به ویژه در فضای کافه) به «فضاسازی» کمک کرده است.

موسیقی و طراحی صحنه؛ بهرام سعیدی، هماهنگ با فضای فیلم

«موسیقی متن بهرام سعیدی» در سطح «خوب» قرار دارد و با «فضای ملودرام» فیلم هماهنگ است . «طراحی صحنه و لباس» (که نام طراح در اطلاعات موجود نیست) در سطح «معمولی» قرار دارد و فضای کافه و تهران دهه هفتاد را بازآفرینی کرده است.

نسبت با سینمای کیمیایی و حواشی تاریخی

«ضیافت» را در مقایسه با سایر فیلم‌های کیمیایی (مثل «قیصر» (۱۳۴۸)، «گوزن‌ها» (۱۳۵۳) و «رد پای گرگ» (۱۳۷۱)) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «تغییر مسیر» (قهرمان جمعی و پلیس آرمانی) در کارنامه کیمیایی «نقطه عطفی» محسوب می‌شود، اما از نظر «کیفیت دراماتیک» در سطح پایین‌تری قرار دارد. با این حال، «ضیافت» به دلیل «حاشیه‌های تاریخی» (شایعه همکاری با سعید امامی) یکی از جنجالی‌ترین آثار کیمیایی است. میراث «ضیافت» برای سینمای ایران، «تلاش برای روایت تغییرات اجتماعی پس از انقلاب» و «نشان دادن تضاد نسلی» است. با این حال، فیلم همچنین «هشدار» می‌دهد که «درگیری با حاشیه‌های سیاسی» می‌تواند از «کیفیت هنری» اثر بکاهد.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jvr
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «پهلوان هرگز نمی‌میرد» به کارگردانی و بازی سعید کریمی، پریسا گلدوست، شیوا خسرومهر، کیانوش گرامی و جعفر دهقان، محصول سال ۱۳۹۸، یکی از آثار سینمای ورزشی-اجتماعی ایران است که با محوریت «کشتی» و «فرهنگ پهلوانی» سعی دارد «اخلاق»، «ایثار» و «منش جوانمردی» را به تصویر بکشد. داستان فیلم حول محور جوانی می‌چرخد که برای تصاحب پیراهن تیم ملی کشتی، سختی‌های بسیاری را متحمل می‌شود، اما در آستانه دریافت دوبنده تیم ملی، مشکلاتی برایش رقم می‌خورد. «پهلوانان هرگز نمی‌میرند» با وجود «سوژه جذاب» (کشتی و فرهنگ پهلوانی) و «تلاش برای نمایش ارزش‌های اخلاقی»، از نقاط ضعف احتمالی در حوزه «فیلمنامه»، «شخصیت‌پردازی» و «ریتم» رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «ناپلئون در باغ زردآلو» به نویسندگی و کارگردانی حامد محمدی و تهیه‌کنندگی احسان ظلی‌پور، از چهارشنبه ۴ شهریور ماه، در سینماهای سراسر کشور اکران عمومی می‌شود. این فیلم که در ژانر کمدی-اجتماعی ساخته شده، داستان دو زندانی به نام بهمن و یحیی را روایت می‌کند که برای انجام بزرگ‌ترین سرقت زندگی خود، یک نقشه جسورانه طراحی می‌کنند. حضور بازیگران مطرحی چون سعید آقاخانی، امیر جعفری، غلامرضا نیکخواه، ناهید مسلمی، امید روحانی، شادی خلیلی، قاسم زارع، نیما نوری‌زاده و یوسف تیموری، از نقاط قوت این فیلم به شمار می‌رود.
فیلم تلویزیونی «بازجویی در کافه تهران» به کارگردانی شاهد احمدلو و نویسندگی مهدی بهپور، محصول سال ۱۳۸۸، یکی از آثار ژانر پلیسی-معمایی سیمای ایران است که با بازی مهدی سلطانی، هومن برق‌نورد، بابک کشوری و علیرضا مهران، داستان «سرگرد احمد کاویان» را روایت می‌کند که با وجود مخالفت همکارانش و با مسئولیت خود، «قاسم» (متهم به قتل پیرزنی) را از زندان آزاد می‌کند و درگیر ماجراهای ناخواسته‌ای می‌شود . این فیلم با «فضای معمایی» و «تلاش برای روایتی تازه» (بازجویی در کافه به جای اداره پلیس) تلاش می‌کند مخاطب را با خود همراه کند . «بازجویی در کافه تهران» با وجود «بازی‌های قابل قبول» و «ایده جذاب»، از نقاط ضعفی چون «ریتم کند» و «پایان‌بندی قابل پیش‌بینی» رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «زیر نور ماه» به کارگردانی رضا میرکریمی و تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی، محصول سال ۱۳۷۹، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین آثار سینمای ایران در دو دهه اخیر است که با بازی حسین پرستار (در نقش سید حسن) و علی بکاییان (در نقش جلال)، داستان طلبه‌ای جوان را روایت می‌کند که در آستانه ملبس شدن به لباس روحانیت، دچار شک و تردید می‌شود . این فیلم که نخستین اثر سینمایی پس از انقلاب با محوریت شخصیت اصلی یک روحانی شیعه است، در جشنواره فیلم فجر، جشنواره کن (جایزه بزرگ هفته منتقدان)، جشنواره توکیو و دهلی نو جوایز متعددی را از آن خود کرد.
فیلم سینمایی «بی‌داد» به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی سهیل بیرقی، محصول سال ۲۰۲۵، یکی از جنجالی‌ترین و پربحث‌ترین آثار سینمای ایران در سال‌های اخیر است که در پنجاه و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی واری جایزه ویژه هیئت داوران را دریافت کرد . این فیلم با بازی سروین ضابطیان، امیر جدیدی و لیلی رشیدی، داستان «سِتی» (خواننده‌ای جوان) را روایت می‌کند که به دلیل محدودیت‌های موجود برای اجرای عمومی زنان، به «اجرای خیابانی» روی می‌آورد و با انتشار ویدئوهایش در فضای مجازی به شهرت می‌رسد . «بی‌داد» که بدون مجوز وزارت ارشاد و خارج از سازوکار رسمی تولید سینمای ایران ساخته شده، با حواشی قضایی (از جمله احکام تعلیقی و جزای نقدی برای عوامل) و حمایت‌های بین‌المللی مواجه شد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید