پنج شنبه / ۲۹ اَمرداد ۱۴۰۵ / ۲۱:۵۲
کد خبر: 40726
گزارشگر: 548
۲۱۴
۰
۰
۱
زیر نور ماه؛ طلبه‌ای در جستجوی خویشتن در میان روشنایِ شب / از حجره حوزه تا زیر پل رسالت

نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «زیر نور ماه» رضا میرکریمی

فیلم زیر نور ماه
فیلم سینمایی «زیر نور ماه» به کارگردانی رضا میرکریمی و تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی، محصول سال ۱۳۷۹، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین آثار سینمای ایران در دو دهه اخیر است که با بازی حسین پرستار (در نقش سید حسن) و علی بکاییان (در نقش جلال)، داستان طلبه‌ای جوان را روایت می‌کند که در آستانه ملبس شدن به لباس روحانیت، دچار شک و تردید می‌شود . این فیلم که نخستین اثر سینمایی پس از انقلاب با محوریت شخصیت اصلی یک روحانی شیعه است، در جشنواره فیلم فجر، جشنواره کن (جایزه بزرگ هفته منتقدان)، جشنواره توکیو و دهلی نو جوایز متعددی را از آن خود کرد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 سینمای ایران در اوایل دهه هشتاد، با موج تازه‌ای از فیلم‌های «معناگرا» و «روانشناختی» مواجه بود که هرکدام تلاش می‌کردند با «نگاهی نو» و «زبانی صمیمی»، به «مسائل دینی و انسانی» بپردازند. در این میان، فیلم «زیر نور ماه» ساخته رضا میرکریمی یک «شاهکار» بود. شاهکاری که با «داستانی ساده اما پرمایه»، «بازی‌های طبیعی» (با استفاده از نابازیگران) و «لحن دوپهلو و غیرقطبی» (که نه تبلیغ روحانیت است و نه کوبیدن آن)، به یکی از ماندگارترین آثار سینمای ایران تبدیل شد. فیلمی که در جشنواره فیلم فجر، جشنواره کن (جایزه بزرگ هفته منتقدان)، جشنواره توکیو و دهلی نو جوایز متعددی را از آن خود کرد.

خلاصه داستان

«سید حسن» (حسین پرستار)، طلبه‌ای جوان، در آستانه ملبس شدن به لباس روحانیت، دچار «شک و تردید» می‌شود. او می‌ترسد که انگیزه‌اش از تحصیل علوم دینی (برآورده کردن آرزوی پدر و نزدیک شدن به شخصیت پدربزرگش) خالصانه نباشد و نتواند مانند پدربزرگش که در روستا به مشکلات مادی و معنوی مردم رسیدگی می‌کرد، «مرثیه خوان درد و رنج اهل بیت» باشد. در مسیر بازگشت از خرید لباس روحانیت، یک نوجوان بزهکار (جوجه) لباس‌ها را از او می‌دزدد. سید حسن در جستجوی لباس‌ها، با «شبگردها، ولگردها، معتادها و بی‌خانمان‌های» زیر پل رسالت آشنا می‌شود و «سیر و سلوک» او برای یافتن «نقش واقعی» یک روحانی آغاز می‌شود.

«رضا میرکریمی» (کارگردان فیلم) با «نگاه صادقانه» و «حس عمیق» خود، توانسته است «جهان درونی» یک طلبه جوان را به تصویر کشد. او در مصاحبه‌ای گفته است: «من در این فیلم سعی کردم تمام عواملی که می‌تواند یک انسان را خوب نشان دهد برای سید حسن حذف کنم.» این «حذف» (که شامل «بی‌ارادگی» سید حسن (به اجبار پدر به حوزه آمده)، «ساده‌لوحی» او (به راحتی فریب می‌خورد) و «ناتوانی در درک پیچیدگی‌های جامعه» می‌شود) باعث می‌شود شخصیت «سید حسن» «باورپذیر» و «دست‌یافتنی» شود. میرکریمی با «لحن دوپهلو» (که نه تبلیغ روحانیت است و نه کوبیدن آن) به فیلم «عمق» و «ابهام هنری» بخشیده است.

«حسین پرستار» در نقش «سید حسن» (که یک نابازیگر است) یکی از بهترین بازی‌های تاریخ سینمای ایران را ارائه داده است. پرستار با «چهره ساده»، «نگاه‌های رویایی» و «حرکات آرام» خود، «طلبه‌ای» را به تصویر کشیده است که هم «ساده‌دل» است، هم «مضطرب»، هم «عاشق» (خدا و مردم) و هم «سرگردان». او در سکانس‌های «مواجهه با فقرا»، «نجات دختر خیابانی» و «پایان فیلم» چنان «باورپذیر» و «تأثیرگذار» ظاهر می‌شود که مخاطب با او «همذات‌پنداری» می‌کند. «محمود نظرعلیان» (در نقش رستم) با بازی «طنزآمیز» و «زیرک» خود، یکی از نقاط قوت فیلم است. از دیگر نقاط قوت فیلم، «فضاسازی موفق» و «تضادهای بصری» است. «حوزه علمیه» (با آن فضای سنتی و بسته)، «مترو» (با سرعت و بی‌هویتی) و «زیر پل» (با فقر و رهایی) سه «جهان» متفاوت را به تصویر می‌کشند که «سید حسن» در آن ها سیر می‌کند. «انتخاب مترو» برای رفت و آمد سید (با آن سرعت و خیل آدم‌های بیگانه) یکی از «هوشمندانه‌ترین انتخاب‌های» فیلم است که «تضاد» میان «تصویر آرمانی» سید از روحانیت (بیل به دست و در میان مردم) و «واقعیت مدرن» را به تصویر می‌کشد.

«فیلمنامه» (نوشته رضا میرکریمی) از «ساختاری چندلایه» و «شخصیت‌های مختلف» (طلبه تازه‌کار، جلال، مدیر مدرسه، فقرای زیر پل، و...) بهره می‌برد که هرکدام «نوع نگرش» به دین و جهان را نمایندگی می‌کنند. «طلبه تازه‌کار» مظهر «نگاه قشری» به دین است؛ «جلال» (علی بکائیان) مظهر «نگاه رئالیستی و عمل‌گرا»؛ و «سید حسن» مظهر «نگاه عاطفی و عاشقانه». این «سه‌گانه» (که یادآور «عقل، عشق و عمل» است) به فیلم «عمق فلسفی» بخشیده است. با وجود نقاط قوت، «زیر نور ماه» از نقدهایی نیز بی‌بهره نمانده است. مهم‌ترین نقد، «ساده‌انگاری در نمایش فقر» و «تیپ‌سازی از شخصیت‌های زیر پل» است. منتقدان معتقدند فیلم «شرارت» و «عوارض سوء فقر» را دست کم گرفته است و «هسته سالم و انسانی» فقرا را (که با یک تلنگر کوچک از سوی سید آشکار می‌شود) بیش از حد «ایده‌آل» نشان داده است. همچنین «بخش‌های زیر پل» (به ویژه نخستین شب حضور سید در آنجا) از «ظرافت» و «سنجیدگی» بخش‌های دیگر برخوردار نیست و «طولانی» و «کشدار» شده است.

در مجموع، «زیر نور ماه» یک «شاهکار» است؛ فیلمی که با «نگاه صادقانه»، «حس عمیق» و «لحن دوپهلو» خود، به یکی از ماندگارترین آثار سینمای ایران تبدیل شده است. فیلمی که هم «تبلیغ روحانیت» نیست و هم «کوبیدن روحانیت»، بلکه «تصویری انسانی» از یک طلبه جوان در جستجوی «خویشتن» و «نقش واقعی» خود ارائه می‌دهد. تماشای آن را به همه علاقه‌مندان سینمای معناگرا و اجتماعی توصیه می‌کنیم.

فیلمنامه و ساختار روایی؛ یک درام چندلایه با سه نگاه به دین

فیلمنامه «زیر نور ماه» (نوشته رضا میرکریمی) از یک «ایده مرکزی» قدرتمند (شک و تردید یک طلبه در آستانه ملبس شدن) و «ساختار چندلایه» (سه جهان متفاوت: حوزه، مترو، زیر پل) بهره می‌برد . فیلمنامه‌نویس با «سه شخصیت» (سید حسن، جلال و طلبه تازه‌کار) سه «نگرش» به دین و جهان را به تصویر کشیده است: «سید حسن» (نگاه عاطفی و عاشقانه)، «جلال» (نگاه رئالیستی و عمل‌گرا) و «طلبه تازه‌کار» (نگاه قشری و ظاهرگرا). این «سه‌گانه» به فیلم «عمق فلسفی» بخشیده است.

  • نکته قوت فیلمنامه، «لحن دوپهلو و غیرقطبی» است. فیلمنامه‌نویس با «پرهیز از قضاوت قطعی» و «حفظ عدم قطعیت» تا پایان، به فیلم «ابهام هنری» بخشیده است. مخاطب تا پایان نمی‌داند که فیلم «له» یا «علیه» روحانیت است و این «ابهام» (که ناشی از «نگاه محبت‌آمیز» به همه شخصیت‌ها، حتی طلبه تازه‌کار است) از «عمق» فیلم می‌کاهد.
  • نکته ضعف فیلمنامه، «ساده‌انگاری در نمایش فقر» و «تیپ‌سازی از شخصیت‌های زیر پل» است. فیلمنامه «شرارت» و «عوارض سوء فقر» را دست کم گرفته و «هسته سالم و انسانی» فقرا را (که با یک تلنگر کوچک از سوی سید آشکار می‌شود) بیش از حد «ایده‌آل» نشان داده است . همچنین «بخش‌های زیر پل» (به ویژه نخستین شب حضور سید در آنجا) از «ظرافت» و «سنجیدگی» بخش‌های دیگر برخوردار نیست و «طولانی» و «کشدار» شده است.

شخصیت‌پردازی و بازی‌ها؛ حسین پرستار، ستاره بی‌رقابت

«حسین پرستار» در نقش «سید حسن» (که یک نابازیگر است) یکی از بهترین بازی‌های تاریخ سینمای ایران را ارائه داده است. پرستار با «چهره ساده»، «نگاه‌های رویایی» و «حرکات آرام» خود، «طلبه‌ای» را به تصویر کشیده است که هم «ساده‌دل» است، هم «مضطرب»، هم «عاشق» (خدا و مردم) و هم «سرگردان». او در سکانس‌های «مواجهه با فقرا»، «نجات دختر خیابانی» و «پایان فیلم» چنان «باورپذیر» و «تأثیرگذار» ظاهر می‌شود که مخاطب با او «همذات‌پنداری» می‌کند.

«محمود نظرعلیان» در نقش «رستم» با بازی «طنزآمیز» و «زیرک» خود، یکی از نقاط قوت فیلم است. «مهران رجبی» (مدیر مدرسه علمیه)، «حامد رجبعلی» (جوجه) و «شقایق دهقان» (خواهر جوجه) نیز در نقش‌های مکمل در سطح قابل قبولی ظاهر شده‌اند. با این حال، «شخصیت‌های زیر پل» (ولگردها، معتادها و...) چندان «عمق» ندارند و بیشتر «تیپ» هستند تا «شخصیت». فیلمنامه به جای «پرداخت عمیق» به یک یا دو نفر از این شخصیت‌ها، به «معرفی پنج نمونه» اکتفا کرده است که از «ایجاز» فیلم کاسته است.

کارگردانی و فیلمبرداری؛ فضاسازی موفق، تضادهای بصری

رضا میرکریمی در «زیر نور ماه» کارگردانی «مطمئن» و «شاعرانه» ارائه داده است. او با «نماهای بسته» (برای ثبت ریزه‌های احساسی حسین پرستار) و «نماهای باز» (برای نمایش فضای حوزه، مترو و زیر پل) به «باورپذیری» و «جذابیت» فیلم کمک کرده است. «انتخاب مترو» برای رفت و آمد سید (با آن سرعت و خیل آدم‌های بیگانه) یکی از «هوشمندانه‌ترین انتخاب‌های» فیلم است که «تضاد» میان «تصویر آرمانی» سید از روحانیت (بیل به دست و در میان مردم) و «واقعیت مدرن» را به تصویر می‌کشد. «فیلمبرداری» (که نام فیلمبردار در اطلاعات موجود نیست) در سطح «خوب» قرار دارد و «نورپردازی» (به ویژه در صحنه‌های شب زیر پل) به «فضاسازی» کمک کرده است.

جایگاه فیلم در سینمای ایران و میراث آن

«زیر نور ماه» را در مقایسه با سایر فیلم‌های معناگرا-اجتماعی سینمای ایران (مثل «اینجا چراغی روشن است» (۱۳۸۱) رضا میرکریمی، «بادکنک سفید» (۱۳۷۳) عباس کیارستمی، و «بچه‌های آسمان» (۱۳۷۵) مجید مجیدی) باید ارزیابی کرد. این فیلم از نظر «لحن دوپهلو» و «شخصیت‌پردازی» در سطح بالایی قرار دارد، اما از نظر «پرداخت عمیق به فقر» در سطح پایین‌تری است. با این حال، «زیر نور ماه» به دلیل «نگاه صادقانه» و «حس عمیق» خود، به یکی از ماندگارترین آثار سینمای ایران تبدیل شده است.

میراث «زیر نور ماه» برای سینمای ایران، «نمایش انسانی از یک روحانی» (بدون شعار یا قضاوت قطعی) و «پرسش‌های بنیادین درباره نقش دین در جامعه» است. این فیلم نشان داد که می‌توان با «نگاه محبت‌آمیز» و «لحن دوپهلو» به «موضوعات دینی» پرداخت و در عین حال «ابهام هنری» را حفظ کرد. با این حال، فیلم همچنین «هشدار» می‌دهد که «ساده‌انگاری در نمایش فقر» می‌تواند از «عمق» اثر بکاهد.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jsh
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «بی‌داد» به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی سهیل بیرقی، محصول سال ۲۰۲۵، یکی از جنجالی‌ترین و پربحث‌ترین آثار سینمای ایران در سال‌های اخیر است که در پنجاه و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی واری جایزه ویژه هیئت داوران را دریافت کرد . این فیلم با بازی سروین ضابطیان، امیر جدیدی و لیلی رشیدی، داستان «سِتی» (خواننده‌ای جوان) را روایت می‌کند که به دلیل محدودیت‌های موجود برای اجرای عمومی زنان، به «اجرای خیابانی» روی می‌آورد و با انتشار ویدئوهایش در فضای مجازی به شهرت می‌رسد . «بی‌داد» که بدون مجوز وزارت ارشاد و خارج از سازوکار رسمی تولید سینمای ایران ساخته شده، با حواشی قضایی (از جمله احکام تعلیقی و جزای نقدی برای عوامل) و حمایت‌های بین‌المللی مواجه شد.
فیلم سینمایی «شور زندگی» به کارگردانی فریال بهزاد و نویسندگی فرزانه شبانی، محصول سال ۱۳۷۷، یکی از آثار ملودرام خانوادگی سینمای ایران در اواخر دهه هفتاد است که با بازی داریوش ارجمند، مهرانه مهین‌ترابی، فرهاد جم، زهرا اویسی و رویا خلیلی ساخته شده است. این فیلم که با تهیه‌کنندگی و فیلمبرداری غلامرضا آزادی و موسیقی کامبیز روشن‌روان ساخته شده، داستان «نیاز» را روایت می‌کند که با پدرش (داریوش ارجمند) زندگی می‌کند و مادرش سال‌ها پیش برای تحصیل به خارج از کشور رفته است.
فیلم سینمایی «سقف» به کارگردانی ابراهیم امینی و تهیه‌کنندگی سعید خانی، دومین تجربه کارگردانی این فیلمنامه‌نویس موفق سینمای ایران است که در چهل و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. این فیلم با بازی سام درخشانی، فریبا نادری، بیژن بنفشه‌خواه، گیتی قاسمی و شیرین آقاکاشی، داستان «آرش» (استاد دانشگاه) را روایت می‌کند که در جریان حملات اسرائیل، خانه‌اش آسیب می‌بیند و به همراه خانواده‌اش به ویلای پسر دایی‌اش پناه می‌برد. «سقف» با وجود «فیلمبرداری و نورپردازی درخشان»، «طراحی صحنه قابل قبول» و «تلاش برای پرداختن به موضوع خانواده در بستر جنگ»، از نقدهای جدی در حوزه فیلمنامه، شخصیت‌پردازی (به ویژه شخصیت پدر خانواده که به دلقکی تحقیرشده تبدیل می‌شود) و بازی‌های مصنوعی رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «شکوه بازگشت» به کارگردانی سیروس مقدم و نویسندگی ناصر شاملو، محصول سال ۱۳۷۱، یکی از آثار ملودرام-جنگی سینمای ایران در اوایل دهه هفتاد است که با بازی جمشید مشایخی، افسانه بایگان، داریوش مؤدبیان و رضا توکلی ساخته شده است . این فیلم با تهیه‌کنندگی ابراهیم کاوه و علی ترابی و فیلمبرداری اصغر رفیعی‌جم، داستان «لیلی» (افسانه بایگان) را روایت می‌کند که پس از رفتن همسرش (دکتر امیر راستین) به جبهه، در انتظار بازگشت اوست و با وجود شنیدن خبر شهادت، بر زنده بودنش پافشاری می‌کند . «شکوه بازگشت» با وجود «بازی‌های قابل قبول» (به ویژه جمشید مشایخی و افسانه بایگان)، از نقدهای جدی در حوزه فیلمنامه کلیشه‌ای، شخصیت‌پردازی یک‌بعدی و پایان‌بندی قابل پیش‌بینی رنج می‌برد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید