آسیانیوز ایران / یزد ؛
در روزگاری که مرز میان «حق» و «مصلحت» در لایههای پیچیدهی قدرت گم شده است، بازگشت به جوهرهی رسالت نبوی، نه یک بازگشت به گذشته، که یک ضرورتِ بقاست. میلاد پیامبر رحمت (ص) و امام صادق (ع)، یادآورِ برپاییِ بنایی است که ستونهایش از «کرامت» و سقفش از «راستی» ساخته شده است.
این جستار تحلیلی، به بررسی تقابل میان «اخلاقِ نبوی» و «سیاستورزیِ مصلحتگرایانه» در جهان معاصر میپردازد. نویسنده با استناد به آیات قرآن و آرای علامه جعفری، تبیین میکند که چگونه غلبهیِ مصلحتگرایی بر اخلاق، منجر به جنگطلبیِ سردارانِ قدرت شده است و راهکارِ گذار از این بحران را در بازگشت به الگوی «صلابتِ همراه با رحمت» در سیره پیامبر (ص) مییابد.
هندسه اخلاق در برابر آشوبِ مصلحت :
۱. پارادوکس مصلحت؛ وقتی قدرت، برادر بزرگتر را میکشد
در تحلیلِ فلسفهٔ سیاست، بزرگترین تراژدی زمانی رخ میدهد که «مصلحت» از «اخلاق» جدا میشود. علامه محمدتقی جعفری با نگاهی نافذ، این گسست را به شکلی هولناک توصیف میکند: دین وقتی برادر بزرگتر خود یعنی «اخلاق» را کنار میگذارد، به فرزندِ مصلحتگرایی بدل میشود که هم دین را میکشد و هم اخلاق را. امروز، ما شاهدِ همین فرزندِ مصلحتگرایِ بیرحم هستیم. سرداران و سیاستمدارانِ امروزی، «مصلحتِ ملی» یا «منافع استراتژیک» را چنان با «مصلحتِ قدرت» ترکیب کردهاند که دیگر جایی برای «راستی» و «کرامت» باقی نمانده است. در این ساختار، اخلاق نه تنها حذف شده، بلکه به عنوان یک مانع در برابر توسعهی قدرت، طرد شده است. این همان بنبستی است که پیامبر (ص) با رسالت خود به دنبال شکستن آن بود: اثبات اینکه «قدرت» بدون «اخلاق»، تنها ابزاری برای ویرانی است.
۲. از «پیامبرِ رحمت» تا «سردارانِ جنگ»؛ تضاد در مدیریتِ بحران
تفاوت بنیادین میان الگوی نبوی و الگوی حکومتیِ امروزی، در تعریفِ «صلح» و «جنگ» است. پیامبر (ص) که «رحمةً للعالمین» (رحمتی برای جهانیان) نامیده شده، در اوجِ اقتدار، صلح را بر جنگ مقدم میداشت. او نشان داد که هدف از قدرت، ایجادِ نظمِ مبتنی بر «عدالت» است، نه ب رقراریِ نظم از طریقِ «ترس». در مقابل، بسیاری از سردارانِ امروزی، صلح را یک «ضعف» و جنگ را یک «مصلحت» میبینند. آنها با تکیه بر منطقِ مصلحتگرایی، آرامشِ جهانی را قربانیِ بازیهای قدرت میکنند. در حالی که پیامبر (ص) در سوره فتح، یاران خود را «رحماء بینهم» (در میان خود مهربان) معرفی کرد تا نشان دهد قدرتِ واقعی، در توانِ ایجادِ امنیتِ روانی و صلحِ میانِ انسانهاست، نه در توانِ پرتابِ موشک به سوی آنها.
۳. توازنِ میان صلابت و عطوفت؛ راهکارِ عبور از افراطیسم
بسیاری از بحرانهای فعلی جهان، ناشی از «افراط در قدرت» یا «بیتفاوتی در برابر بیعدالتی» است. قرآن کریم، پیامبر (ص) را به عنوان «اسوه حسنه» معرفی میکند تا نشان دهد چگونه میتوان میان دو قطبِ «رحمت» و «صلابت» تعادل ایجاد کرد. پیامبر نه یک زاهدِ بیاراده بود که در برابر ظلم سر خم کند، و نه یک جنگطلبِ بیرحم که از مهربانی دست بکشد. او «اشداء علی الکفار» (در برابر دشمنانِ حق، استوار) و «رئوف و رحیم» (در برابر مؤمنان و انسانها، مهربان) بود. این توازن، دقیقاً همان چیزی است که در سیاستِ امروزی گم شده است؛ سردارانِ کنونی یا در دامِ «صلحِ از روی ضعف» گرفتارند یا در لجنزارِ «جنگِ از روی مصلحت». بازگشت به سیره نبوی، یعنی بازگشت به «صلابتِ اخلاقمدار»؛ صلابتی که هدفش دفاع از کرامت است، نه تهاجم برای سلطه.
۴. مهندسیِ زیستِ انسانی؛ از سیاستِ کلان تا اخلاقِ فردی
پیوند میان سیره پیامبر (ص) و امام صادق (ع)، نشان میدهد که اصلاحِ جهان، از اصلاحِ «رفتارِ فردی» آغاز میشود. اگر در سطحِ کلان، سردارانِ جنگطلب، مصلحت را بر اخلاق مقدم میدارند، در سطحِ خرد، جامعه با فروپاشیِ روابطِ انسانی مواجه است. ویژگیهایی که برای یک «شریک زندگی خوب» ذکر شده (مانند مسئولیتپذیری، صداقت، و کنترل احساسات)، در واقع کوچکترین واحدهایِ همان «مکارم اخلاق» هستند که پیامبر (ص) برای تمدنِ بشری ترسیم کرد. وقتی فرد در زندگیِ خصوصی خود، مصلحت را بر «راستی» مقدم میدارد، در واقع همان بذری را میکارد که در سطحِ بینالمللی، به جنگهای ویرانگر منجر میشود. اصلاحِ جهانی، نیازمندِ بازگشت به این پیوند میان «خودشناسی» و «حقشناسی» است.
۵. رسالتِ معرفت در برابرِ سلطهیِ مصلحت
در نهایت، رسالتِ پیامبر (ص)، رسالتِ «معرفت» بود. او میخواست انسانها از طریقِ پیروی از او، به «معرفتِ خدا» برسند، نه از طریقِ تسلیم در برابرِ قدرت. امروزی، نظامهای قدرت، «مصلحت» را به عنوان یک دینِ جدید بر مردم تحمیل کردهاند تا آنها را از «اخلاق» تهی کنند. اما سیره نبوی به ما میآموزد که هیچ مصلحتی در جهان، نمیتواند با گوهرِ ناب «کرامتِ آدمی» برابری کند. میلاد این دو بزرگوار، دعوتی است به بازخوانیِ این اصل: اینکه قدرت باید در خدمتِ اخلاق باشد، نه اینکه اخلاق قربانیِ ضرورتهایِ قدرت شود. تنها با بازگشت به این «اخلاقِ رهاییبخش»، میتوان از چنگالِ سردارانِ جنگطلب و مصلحتگرایِ خونین، جهان را نجات داد.
جمعبندی جامع
سیره پیامبر (ص) و امام صادق (ع)، مانیفستی برای ایستادگی در برابرِ «اخلاقزداییِ قدرت» است. تحلیلِ تاریخی و قرآنی نشان میدهد که بحرانهایِ امنیتی و جنگهایِ امروزی، ریشه در جداییِ «مصلحت» از «اخلاق» دارد. اگر جهان میخواهد از تالارهای جنگ به سوی عرصههای صلح حرکت کند، باید از الگوی «قدرتِ رحمتمحور» پیروی کند؛ الگویی که در آن، کرامت انسانی و راستی، فراتر از هرگونه مصلحتِ سیاسی، جایگاهِ والا و والاترین را دارند.