آسیانیوز ایران؛ سرویس افغانستان:
یکی از رهبران مخالف سیاسی پاکستان، با اتهامزنی علیه سیاستهای اسلامآباد در قبال افغانستان، پرده از یک واقعیت تلخ برداشته است. محسن داور، رهبر جنبش ملی دموکراتیک پاکستان، در مصاحبهای صریح، اسلامآباد را متهم به بیتوجهی به توسعه و آبادی افغانستان کرده است. داور که در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال سخن میگفت، به نقش تاریخی پاکستان در حمایت از طالبان اشاره کرد و گفت که طالبان «برای تأمین منافع و رفاه افغانستان پرورش نیافته بودند» و هدف این حمایت، تضعیف افغانستان بوده است، نه کمک به توسعه و ثبات آن.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که پاکستان در سالهای گذشته، به طور گستردهای به اتهام حمایت از طالبان متهم بوده است. اتهامی که اسلامآباد همواره آن را رد کرده، اما شواهد و قرائن متعددی نشان از همکاری نزدیک این دو دارد. رهبر جنبش ملی دموکراتیک پاکستان، با اشاره به اینکه طالبان حدود دو دهه در پاکستان حضور داشتهاند، تصریح کرد که اسلامآباد زمینه پناه، آموزش، تسلیحات، مواد غذایی و سایر امکانات را برای آنها فراهم کرده بود تا از این گروه به عنوان یک ابزار استراتژیک علیه افغانستان استفاده کند.
داور تأکید کرد که تا زمانی که پاکستان در رویکرد گذشته خود تجدیدنظر نکند و در افغانستان حکومتی منتخب و برخاسته از اراده مردم شکل نگیرد، یافتن راهحل پایدار برای مشکلات این کشور دشوار خواهد بود. این اظهارات، یک بار دیگر بحث درباره نقش پاکستان در بیثباتی افغانستان را داغ کرده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که سیاستهای اسلامآباد در قبال کابل، همواره بر اساس رقابت منطقهای و نگرانی از نفوذ هند در افغانستان بوده است و این رویکرد، مانع از شکلگیری یک دولت مستقل و قدرتمند در افغانستان شده است. با این حال، پاکستان در سالهای اخیر تلاش کرده است تا تصویر خود را به عنوان یک میانجی صلح در افغانستان بهبود بخشد، اما اظهارات داور، نشان میدهد که همچنان نگاههای انتقادی به نقش این کشور در منطقه وجود دارد.
نقش تاریخی پاکستان در حمایت از طالبان
اتهامات محسن داور، ریشه در یک واقعیت تاریخی دارد. پاکستان در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، یکی از اصلیترین حامیان طالبان بود و با ارائه پناهگاه، آموزش نظامی و تسلیحات، به این گروه در تسلط بر افغانستان کمک کرد. این حمایت، تا حد زیادی به دلیل نگرانی اسلامآباد از نفوذ هند در افغانستان و همچنین کسب عمق استراتژیک در برابر رقبای منطقهای، انجام شد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که پاکستان، طالبان را به عنوان یک «ابزار قابل کنترل» برای پیشبرد اهداف امنیتی خود در منطقه میدید و نه به عنوان یک نیروی صلحآفرین برای توسعه افغانستان.
تأثیر سیاستهای پاکستان بر بیثباتی افغانستان
سیاستهای پاکستان در قبال افغانستان، به طور مستقیم به بیثباتی و ناامنی در این کشور دامن زده است. حمایت از گروههای شبهنظامی، نه تنها به تشدید جنگ داخلی در افغانستان منجر شد، بلکه به رشد گروههای تروریستی و افراطی نیز کمک کرد. این وضعیت، به ویژه پس از سقوط کابل در سال ۲۰۲۱، بیش از پیش آشکار شده است. اظهارات داور، نشان میدهد که بسیاری از شخصیتهای سیاسی و مدنی در پاکستان، از این رویکرد انتقاد دارند و آن را در تضاد با منافع بلندمدت کشور میدانند.
نگاه پاکستان به افغانستان؛ رقابت یا همکاری؟
سیاست خارجی پاکستان در قبال افغانستان، همواره بر پایه رقابت با هند و جلوگیری از شکلگیری یک دولت قدرتمند در غرب خود، طراحی شده است. این رویکرد، در حالی است که بسیاری از کارشناسان معتقدند که همکاری اقتصادی و امنیتی با افغانستان، میتواند منافع بیشتری برای هر دو کشور به همراه داشته باشد. با این حال، تا زمانی که اسلامآباد به دنبال نفوذ از طریق ابزارهای نظامی و شبهنظامی باشد، امکان برقراری یک رابطه پایدار و مبتنی بر اعتماد، بسیار دشوار خواهد بود.
واکنش احتمالی طالبان و پاکستان به این اتهامات
این اتهامات، میتواند واکنشهای تندی را از سوی طالبان و پاکستان به دنبال داشته باشد. طالبان، همواره نقش خود را به عنوان یک جنبش مستقل و نه ابزاری در دست پاکستان معرفی کردهاند و ممکن است این اظهارات را به عنوان توهین و دخالت در امور داخلی خود تلقی کنند. از سوی دیگر، پاکستان نیز این اتهامات را بیاساس خوانده و بر رویکرد جدید خود برای برقراری صلح و ثبات در منطقه تأکید خواهد کرد.
آینده روابط پاکستان و افغانستان
با توجه به پیچیدگیهای تاریخی و سیاسی، آینده روابط پاکستان و افغانستان، همچنان مبهم است. تغییر رویکرد اسلامآباد و پذیرش یک حکومت مستقل و منتخب در افغانستان، یکی از مهمترین پیششرطها برای بهبود این روابط است. با این حال، با توجه به نفوذ گروههای نظامی و امنیتی در پاکستان، این تغییر رویکرد، به آسانی امکانپذیر به نظر نمیرسد.