آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
تنگه هرمز، این آبراهه استراتژیک که سال هاست به عنوان شریان حیاتی اقتصاد جهانی و نقطه عطف قدرت منطقه ای ایران شناخته می شود، این روز ها هدف یک تهدید تازه قرار گرفته است؛ تهدیدی از سوی مقام ارشد اقتصادی کاخ سفید. اسکات بسنت، وزیر خزانه داری آمریکا، در اظهاراتی جنجالی و بی سابقه، مدعی شده است که تنگه هرمز ظرف دو سال آینده به یک پهنه آبی بی ارزش تبدیل خواهد شد؛ حرفی که اگر درست باشد، می تواند تمام معادلات ژئوپلیتیکی خاورمیانه را دگرگون کند. او با لحنی قطعی اعلام کرده است که به جای عبور نفت کش ها از این تنگه خطرناک و پر تنش، خطوط لوله زمینی جایگزین خواهند شد و نفت از مسیر خشکی به بازارهای جهانی خواهد رسید؛ طرحی که برخی آن را غیرعملی و برخی دیگر آن را یک نقشه راهبردی بلندمدت می دانند.
اما آیا واقعاً می توان در کمتر از دو سال، زیرساخت هایی به این عظمت را جایگزین یکی از مهمترین تنگه های جهان کرد؟ کارشناسان انرژی می گویند که این ادعا بیش از آنکه واقع بینانه باشد، بیشتر بوی جنگ روانی و فشار سیاسی بر ایران می دهد. تنگه هرمز، هر روز حدود ۲۰ درصد از نفت مصرفی جهان را عبور می دهد و هرگونه تهدید علیه آن، می تواند قیمت طلای سیاه را در یک چشم به هم زدن، به آسمان بفرستد؛ پس چرا وزیر خزانه داری آمریکا چنین حرفی می زند؟
برخی تحلیلگران معتقدند که این اظهارات، پاسخی به تهدیدات اخیر ایران درباره بستن تنگه هرمز در صورت تشدید تحریم هاست و آمریکا تلاش می کند با القای بی اثر بودن این تهدید، برگ برنده ایران را خنثی کند. در سوی دیگر، توسعه خطوط لوله جایگزین مانند خط لوله «نابوکو» یا طرح های ترکمنستان - افغانستان - پاکستان - هند (تاپی) سال هاست که با موانع جدی سیاسی، امنیتی و مالی رو به رو هستند و عملاً پیشرفت چشمگیری نداشته اند.
واکاوی ادعای بی ارزش شدن تنگه هرمز از منظر فنی و زیرساختی
برای اینکه یک مسیر انتقال انرژی به طور کامل جایگزین یک آبراهه عظیم مانند تنگه هرمز شود، باید شبکه عظیمی از خطوط لوله با ظرفیت حمل میلیون ها بشکه نفت در روز، در مناطق خشک و بعضاً ناپایدار سیاسی احداث شود. در حال حاضر، برخی خطوط لوله مانند خط لوله عربستان به دریای سرخ یا خط لوله عراق به ترکیه، بخش کوچکی از ظرفیت تنگه هرمز را پوشش می دهند و حتی با در نظر گرفتن پروژه های جدید، رسیدن به ظرفیت ۱۷ میلیون بشکه در روز (حجم عبوری از تنگه) نیازمند ده ها میلیارد دلار سرمایه گذاری و حداقل یک دهه زمان است. به علاوه، خطوط لوله همواره در معرض خطرات تروریستی، خرابکاری و همچنین آسیب پذیری در برابر بلایای طبیعی قرار دارند و امنیت آنها به مراتب دشوارتر از تأمین امنیت یک مسیر دریایی تحت نظارت نیروهای نظامی بین المللی است. از این منظر، ادعای وزیر خزانه داری آمریکا از لحاظ فنی بسیار دور از واقعیت به نظر می رسد.
ابعاد اقتصادی و تأثیر بر قیمت نفت و بازارهای جهانی
حتی اگر فرض کنیم که این جایگزینی تا دو سال دیگر امکان پذیر باشد، هزینه های سرسام آور آن به گونه ای است که قیمت نفت را به شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد. انتقال نفت از طریق خطوط لوله، اگرچه در بلندمدت ممکن است به صرفه تر باشد، اما هزینه های اولیه احداث، نگهداری و همچنین هزینه های ترانزیت از خاک کشورهای مختلف، می تواند قیمت تمام شده نفت را به طرز قابل توجهی افزایش دهد.
از سوی دیگر، هرگونه تغییر ناگهانی در مسیرهای انتقال انرژی، می تواند باعث ایجاد شوک قیمتی در بازارهای جهانی شود و به جای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، ناامنی انرژی را تشدید نماید. به همین دلیل، بسیاری از اقتصاددانان این اظهارات را بیشتر یک ترفند سیاسی برای آرام کردن بازارها در برابر تهدیدات جمهوری اسلامی می دانند تا یک سناریوی اقتصادی قابل اجرا.
پیامدهای سیاسی و امنیتی این ادعا برای جمهوری اسلامی
ایران همواره از تنگه هرمز به عنوان یکی از ابزارهای راهبردی خود برای مقابله با فشارهای خارجی استفاده کرده است و توانایی ایجاد اختلال در این آبراهه، یکی از برگ های برنده تهران در برابر آمریکا و متحدانش محسوب می شود. اگر آمریکا بتواند باور عمومی را به سمت بی اثر شدن این تهدید سوق دهد، عملاً بخشی از قدرت چانه زنی جمهوری اسلامی را خنثی کرده است؛ به همین دلیل است که این اظهارات را باید در چارچوب یک جنگ شناختی و روانی علیه ایران تحلیل کرد. با این حال، حتی اگر خطوط لوله جدیدی احداث شوند، ایران همچنان کنترل نسبی بر بخش جنوبی خلیج فارس و دریای عمان را در اختیار دارد و می تواند با تهدید سایر تأسیسات نفتی یا کشتی ها، ناامنی را در منطقه حفظ نماید؛ بنابراین، بی ارزش شدن کامل تنگه هرمز، سناریوی چندان واقعی و نزدیکی نیست.
نگاهی به پروژه های جایگزین موجود و میزان پیشرفت آن ها
پروژه های متعددی در طول سال های گذشته برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز تعریف شده اند که از جمله آنها می توان به خط لوله شرق-غرب عربستان، خط لوله عراق به عقبه (اردن) و همچنین طرح خط لوله ایران به عمان اشاره کرد. اما واقعیت این است که بیشتر این طرح ها یا به دلیل کمبود سرمایه، یا به خاطر مخالفت های سیاسی و امنیتی، با پیشرفت بسیار کندی مواجه بوده اند و برخی از آنها نیز کاملاً متوقف شده اند. حتی خط لوله راهبردی «پارس» در ایران که قرار بود گاز را از جنوب به شمال منتقل کند، سال ها زمان برد تا به بهره برداری برسد و این نشان می دهد که پروژه های عظیم انرژی، ذاتاً با سرعت بسیار پایین تری نسبت به ادعاهای سیاسی پیش می روند. بنابراین، وعده دو ساله، با توجه به سابقه تاریخی این پروژه ها، بسیار غیرواقع بینانه به نظر می رسد.
تحلیل رسانه ای و هدف از طرح این ادعا در مقطع کنونی
زمان بندی این اظهارات بسیار قابل تأمل است؛ چرا که دقیقاً در شرایطی مطرح می شود که ایران اقدام به بستن تنگه هرمز در واکنش به تشدید تحریم ها کرده است. طرح این ادعا از سوی وزیر خزانه داری آمریکا، می تواند پاسخی مستقیم به این تهدیدات باشد تا هم به متحدان منطقه ای خود و هم به بازارهای جهانی اطمینان دهد که نفت به هر شکلی به جریان خود ادامه خواهد داد.
همچنین این اظهارات می تواند در مذاکرات پنهان یا آشکار با ایران، به عنوان اهرم فشاری استفاده شود تا تهران را به عقب نشینی از مواضع خود ترغیب کند. با این حال، بسیاری از رسانه های بین المللی و کارشناسان مستقل، این ادعا را بیشتر یک بلوف سیاسی ارزیابی کرده اند و معتقدند که آمریکا به خوبی می داند که در کوتاه مدت، هیچ جایگزینی برای تنگه هرمز وجود ندارد و این فقط یک تاکتیک برای مدیریت افکار عمومی است.