پنج شنبه / ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ / ۲۱:۴۸
کد خبر: 41092
گزارشگر: 548
۳۵۷
۰
۰
۱
اثری که ۳۰ سال پیش از شکستن قالب‌های سنتی در سینمای ایران گفت

نقد و بررسی فیلم «همسر» مهدی فخیم زاده

فیلم سینمایی همسفر مهدی فخیم زاده
فیلم سینمایی «همسر» به کارگردانی مهدی فخیم‌زاده که در سال ۱۳۷۲ اکران شد، با وجود گذشت سه دهه همچنان یکی از بحث‌برانگیزترین آثار سینمای اجتماعی ایران محسوب می‌شود. این فیلم با روایت داستان زن و شوهری که در یک شرکت همکارند و پس از انتخاب همسر به عنوان رئیس، زندگی مشترکشان با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو می‌شود، برای اولین بار در سینمای ایران به مسئله ناتوانی مردان در پذیرش موفقیت همسرانشان پرداخت. انتخاب جسورانه کارگردان برای به تصویر کشیدن یک پلیس زن در سال‌هایی که حتی پلیس زن در جامعه وجود نداشت، این فیلم را به اثری پیشرو و جلوتر از زمانه خود تبدیل کرد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 فیلم «همسر» به کارگردانی مهدی فخیم‌زاده، بی‌شک یکی از جسورانه‌ترین آثار سینمای اجتماعی ایران در دهه هفتاد است که با وجود گذشت بیش از سه دهه از ساخت آن، همچنان موضوعاتش تازه و قابل بحث به نظر می‌رسد. این فیلم که در سال ۱۳۷۲ روی پرده سینماها رفت، داستان زن و شوهری را روایت می‌کند که هر دو در یک شرکت کار می‌کنند و ناگهان با انتخاب همسر به عنوان رئیس شرکت، زندگی حرفه‌ای و شخصی‌شان دستخوش تحولاتی عمیق می‌شود.

آنچه «همسر» را از سایر فیلم‌های هم دوره خود متمایز می‌کند، نگاه تیزبینانه آن به مسئله قدرت و جنسیت در جامعه ایرانی است. در شرایطی که هنوز بسیاری از مردان توانایی پذیرش موفقیت همسر خود را نداشتند، فخیم‌زاده با شجاعت تمام، این تابو را شکست و تصویری واقعی از بحران هویتی مردی ارائه داد که جایگاهش را در خانه و شرکت، مورد تهدید می‌بیند. فیلم اما به سادگی از کنار این موضوع نمی‌گذرد و با لایه‌هایی از طنز و روانشناسی، عمق این معضل را به تصویر می‌کشد. ایده شکل‌گیری این فیلم، خود شنیدنی است. فخیم‌زاده می‌گوید پس از ساخت فیلم «تاواریش» در فضای پرتنش جنگ قره‌باغ، به دنبال سوژه‌ای ساده‌تر بوده که در میان صحبت‌های دوستانش، به داستان پرستاری برمی‌خورد که همسرش را تشویق به تحصیل پزشکی کرده، اما بعدها تحمل پزشک شدن او را ندارد. این داستان واقعی، هسته اولیه فیلمنامه «همسر» شد اما کارگردان برای عبور از موانع سانسور، فضای پزشکی را به یک محیط اداری تغییر داد.
انتخاب بازیگران نیز خود داستانی جذاب دارد. انتخاب اول کارگردان، بیتا فرهی و خسرو شکیبایی بودند اما حضور نیافتن فرهی، معادلات را تغییر داد و در نهایت، ترکیب مهدی هاشمی و فاطمه معتمدآریا به عنوان زوج اصلی فیلم انتخاب شدند. شرکتی که فیلم را پخش می‌کرد، ابتدا با این انتخاب مخالف بود و ترکیب نیکی کریمی و ابوالفضل پورعرب را پیشنهاد می‌داد، اما اصرار کارگردان و تهیه‌کننده، نهایتاً به پذیرش این زوج هنری انجامید که حالا یکی از ماندگارترین نقش‌های سینمای ایران را خلق کردند. نکته جالب دیگر، حضور یک پلیس زن در فیلم است که در آن سال‌ها، نه تنها در سینما، بلکه در جامعه نیز وجود خارجی نداشت. فخیم‌زاده با این انتخاب هوشمندانه، نه تنها به رئالیسم داستان کمک کرد، بلکه پیامی نمادین درباره توانمندی‌های زنان در مشاغل سخت و مردانه ارسال کرد. جالب آنکه پس از اکران، فرمانده پلیس تهران از این ابتکار استقبال کرد و گفت که این فیلم جرأت ابراز وجود به پلیس‌های زن را داده است.
با وجود تمام این جسارت‌ها، فخیم‌زاده تأکید دارد که رویکرد فمینیستی در ساخت فیلم نداشته است. او معتقد است قدرت اصلی همیشه در دست زنان بوده و مردان تنها ویترینی از آن در اختیار دارند. همین نگاه متعادل، فیلم را از شعارزدگی نجات داده و به اثری ماندگار تبدیل کرده است. از سوی دیگر، کارگردان با افزودن چاشنی طنز به فیلم، توانسته از حساسیت‌های احتمالی آن بکاهد و مخاطب را با فاصله‌ای مناسب، به تأمل در این معضل اجتماعی وادارد.
امروز پس از گذشت بیش از ۳۰ سال از ساخت «همسر»، بسیاری از مسائل مطرح شده در آن همچنان به‌روز است. افزایش حضور زنان در مشاغل مدیریتی، چالش‌های روانشناختی مردان در قبال موفقیت همسرانشان و ضرورت بازتعریف نقش‌های جنسیتی، همچنان دغدغه‌های اصلی جامعه ایران هستند. شاید به همین دلیل است که این فیلم، با وجود آنکه کارگردانش معتقد است تاریخ مصرف آن تمام شده، هنوز هم پس از سه دهه، مخاطب خود را پیدا می‌کند و می‌تواند سرآغاز گفت‌وگویی تازه درباره جایگاه زنان در خانواده و جامعه باشد.
«همسر» اگر چه یک فیلم سینمایی است، اما در واقع یک جلسه مشاوره مدیریت و خانواده است که به زبان هنر روایت شده. این فیلم به همه زوج‌ها یادآوری می‌کند که موفقیت یک طرف، نباید تهدیدی برای دیگری باشد و خانواده زمانی به تعادل می‌رسد که اعضای آن، توانایی پذیرش و حمایت از پیشرفت یکدیگر را داشته باشند. شاید این مهم‌ترین پیامی باشد که «همسر» برای مخاطب امروزی خود دارد؛ پیامی که فراتر از زمان و مکان، همچنان راهگشاست.

ساختار روایی و انتخاب ژانر طنز اجتماعی

فیلم «همسر» در ژانر طنز اجتماعی ساخته شده، اما این انتخاب هوشمندانه، بیش از آنکه به کمرنگ شدن پیام فیلم بینجامد، به عمق‌بخشی آن کمک کرده است. فخیم‌زاده با آگاهی کامل از حساسیت‌های جامعه آن سال‌ها، برای پرداختن به موضوعی که می‌توانست واکنش‌های تندی را برانگیزد، از طنز به عنوان سپری دفاعی استفاده کرده است. این راهبرد به او اجازه داده تا بدون آنکه فیلم به اثری شعاری یا تحریک‌آمیز تبدیل شود، به نقد جدی ساختارهای سنتی قدرت در خانواده و محیط کار بپردازد. طنز فیلم در دیالوگ‌ها و موقعیت‌های خلق شده، نه تنها از بار سنگین موضوع کاسته، بلکه به مخاطب امکان داده تا با فاصله‌ای مناسب، به رفتارها و واکنش‌های شخصیت‌ها بنگرد و این فاصله‌گذاری، یکی از دلایل ماندگاری فیلم تا امروز است.

ساختار روایی فیلم با استفاده از الگوی سه‌پرده‌ای کلاسیک، از برقراری تعادل آغاز و با حادثه‌ای که تعادل را برهم می‌زند (انتخاب همسر به عنوان رئیس) پیش می‌رود و در نهایت به بازگشت به تعادلی تازه می‌انجامد. این ساختار منسجم، به فیلم امکان داده تا در عین سادگی روایت، به عمق بحران هویتی مرد و تلاش او برای بازپس‌گیری جایگاه از دست‌رفته بپردازد. نقطه اوج فیلم، جایی است که تنش‌های کاری و خانوادگی به اوج می‌رسند و شخصیت‌ها مجبور به انتخاب میان غرور و رابطه‌شان می‌شوند. این انتخاب‌های دشوار، به خوبی نشان می‌دهند که چگونه می‌توان از بحران‌های زندگی، به فرصت‌هایی برای رشد و تحول دست یافت.

طنز فیلم اما هرگز به ابتذال نمی‌گراید و همواره در خدمت محتوای اصلی است. شخصیت‌های فرعی دوستان مرد که نقش‌های کمدی را ایفا می‌کنند، نه تنها از جدی‌شدن بیش از حد فضا جلوگیری می‌کنند، بلکه به عنوان آیینه‌هایی از باورهای سنتی جامعه عمل می‌کنند که رفتارهای مرد را توجیه یا تشویق می‌کنند. این لایه‌بندی هوشمندانه، فیلم را از یک اثر تک‌بعدی به اثری چندلایه تبدیل کرده که هر بار با دیدن آن، نکات تازه‌ای از آن کشف می‌شود. در واقع «همسر» به مدد طنز، موفق شده به یکی از جدی‌ترین معضلات اجتماعی ایران بپردازد، بدون آنکه بار سنگین آن، تماشاگر را دلزده کند.

شخصیت‌پردازی و روانشناسی نقش‌ها

شخصیت‌پردازی در فیلم «همسر» یکی از نقاط قوت آن است که به کمک بازیگران توانمندی چون مهدی هاشمی و فاطمه معتمدآریا به اوج می‌رسد. شخصیت مرد (با بازی مهدی هاشمی) در عین آنکه گاهی رفتاری غیرمنطقی و حتی کودکانه از خود نشان می‌دهد، هرگز کاریکاتوری یا یک‌بعدی تصویر نمی‌شود. او نه یک مرد شرور، بلکه انسانی است که در تله باورهای فرهنگی خود گرفتار آمده و نمی‌تواند میان غرور جریحه‌دار شده و عشق به همسرش، تعادل برقرار کند. این پیچیدگی روانشناختی، شخصیت را برای مخاطب قابل درک و حتی گاهی قابل همدلی می‌کند، زیرا بسیاری از مردان جامعه در شرایط مشابه، با همین احساسات دست به گریبان هستند.

شخصیت زن فیلم (با بازی فاطمه معتمدآریا) نیز به دور از کلیشه‌های رایج از یک زن قوی و بی‌نقص، انسانی است با تردیدها و آسیب‌پذیری‌های خود. او در عین مدیریت توانمند در محیط کار، در خانه با چالش‌های عاطفی ناشی از رفتار همسرش دست و پنجه نرم می‌کند و تلاش دارد میان مسئولیت‌های حرفه‌ای و خانوادگی خود تعادل ایجاد کند. این واقع‌گرایی در شخصیت‌پردازی، به ویژه برای مخاطب زن، امکان همذات‌پنداری فراهم می‌کند و نشان می‌دهد که موفقیت شغلی زنان لزوماً به معنای نادیده گرفتن نقش‌های خانوادگی نیست، بلکه برعکس، آنان همچنان برای حفظ خانواده تلاش می‌کنند.

نکته درخشان دیگر، خلق شخصیت‌های فرعی با عمق و کارکرد مشخص است. سه دوست مرد، هر یک نماینده گونه‌ای از واکنش‌های مردانه به پیشرفت زنان هستند؛ یکی مشوق، دیگری بی‌تفاوت و سومی مخالف سرسخت. این تنوع، به فیلم امکان داده تا به جای تک‌صدا بودن، فضایی دیالوژیک ایجاد کند که در آن دیدگاه‌های مختلف به چالش کشیده می‌شوند. همچنین شخصیت پلیس زن، با وجود کم‌ترین زمان حضور، کارکردی نمادین دارد و نشان می‌دهد که حضور زنان در مشاغل سخت و مردانه، نه تنها ممکن، بلکه مطلوب است. این شخصیت‌پردازی چندلایه، فیلم را از یک اثر سرگرم‌کننده صرف، به اثری تأمل‌برانگیز ارتقا داده است.

وجوه جامعه‌شناختی و بازتاب تحولات نسلی

«همسر» را می‌توان یک مستند جامعه‌شناختی از وضعیت خانواده ایرانی در اوایل دهه هفتاد دانست. این فیلم در دوره‌ای ساخته شد که ایران پس از جنگ، در حال تجربه تحولات گسترده در عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی بود و زنان به‌تدریج جایگاه‌های بیشتری در عرصه‌های عمومی کسب می‌کردند. فیلم به خوبی نشان می‌دهد که این تحولات، هرچند در سطح ساختارهای رسمی اتفاق می‌افتد، در لایه‌های عمیق‌تر با مقاومت‌هایی روبه‌رو است که ریشه در ناخودآگاه جمعی مردان دارد. انتخاب یک زن به عنوان رئیس شرکت، نه یک تصمیم اداری، بلکه نمادی از تغییرات بنیادینی است که در حال رخ دادن است و واکنش مرد فیلم، واکنش یک نسل به این تغییرات را بازنمایی می‌کند.

از منظر جامعه‌شناختی، فیلم به خوبی دو گفتمان سنتی و مدرن را در تقابل با هم به تصویر می‌کشد. گفتمان سنتی که قدرت را امری ذاتی و جنسیتی می‌پندارد و گفتمان مدرن که بر شایستگی و توانمندی فردی تأکید دارد. جالب آنکه فیلم قضاوت نهایی را به مخاطب واگذار می‌کند و با نمایش پیامدهای مخرب هر دو رویکرد افراطی، راه میانه را پیشنهاد می‌دهد. این رویکرد متوازن، فیلم را از اتهام یک‌سویه‌نگری مصون داشته و آن را به اثری قابل قبول برای طیف‌های مختلف جامعه تبدیل کرده است. در واقع «همسر» نه یک بیانیه فمینیستی، بلکه دعوتی به تأمل در باورهای ریشه‌دار و بازنگری در آنهاست.

نکته قابل تأمل دیگر، پرداخت فیلم به مسئله خشونت خانگی و تأثیر آن بر کودکان است. در فیلم، هرگاه اختلافات بین زن و شوهر بالا می‌گیرد، بلافاصله کودکان از صحنه دور می‌شوند و این نشان از آگاهی کارگردان به آسیب‌پذیرترین قشر در تعارضات خانوادگی دارد. این نکته ظریف اما مهم، نشان می‌دهد که فیلم تنها به سطح ماجرا (رقابت شغلی) نپرداخته، بلکه به عمق تأثیرات آن بر نهاد خانواده و سلامت روانی کودکان نیز توجه داشته است. این نگاه همه‌جانبه، «همسر» را از یک فیلم ساده اجتماعی به اثری چندبعدی و قابل اعتنا تبدیل کرده که حتی امروز نیز برای مشاوران خانواده و جامعه‌شناسان، نکات آموزنده‌ای دارد.

سینمای پیشرو و چالش‌های تولید و اکران

فیلم «همسر» در شرایطی ساخته شد که سینمای ایران به گفته فخیم‌زاده، در فضایی گلخانه‌ای و محدود به گروه خاصی اداره می‌شد و فیلمسازانی که در بدنه سینما کار می‌کردند، با فشارها و موانع بسیاری روبه‌رو بودند. فخیم‌زاده با آگاهی از این فضا، برای ساخت این فیلم پیشرو، با منوچهر محمدی تهیه‌کننده باهوش همکاری کرد تا از موانع احتمالی در زمینه اکران و توزیع بکاهد. این همکاری نشان می‌دهد که حتی فیلمسازان جسور نیز برای به ثمر رساندن آثارشان، ناگزیر به تعامل با ساختارهای موجود و یافتن متحدانی در درون نظام هستند.

انتخاب بازیگران نیز خود چالش بزرگی بود. انتخاب اولیه کارگردان (بیتا فرهی و خسرو شکیبایی) به دلیل عدم پذیرش فرهی، عملاً منتفی شد و شرکت پخش فیلم اصرار داشت که از ترکیب نیکی کریمی و ابوالفضل پورعرب استفاده شود. اما کارگردان و تهیه‌کننده با تشخیص درست، به ترکیب مهدی هاشمی و فاطمه معتمدآریا رسیدند که هرچند در آن زمان چندان سابقه همکاری نداشتند، اما توانمندی‌هایشان غیرقابل انکار بود. این انتخاب هوشمندانه، امروز پس از گذشت سه دهه، یک انتخاب قطعی و بی‌نقص به نظر می‌رسد و نشان از دوراندیشی کارگردان دارد. چالش دیگر، خطر اکران بود. وزارت ارشاد با فیلمنامه موافقت کرده بود، اما صراحتاً اعلام کرد در صورت بروز مشکل در اکران، از فیلم دفاع نخواهد کرد. همین مسئله باعث شد فخیم‌زاده چاشنی طنز را به فیلم اضافه کند تا از شدت حساسیت‌ها بکاهد. این تصمیم، گرچه ممکن است از نگاه برخی، از جدیت فیلم کاسته باشد، اما در عمل به بقای آن کمک کرد و مانع از توقیف یا اکران محدود آن شد. تجربه «همسر» نشان می‌دهد که فیلمسازان اجتماعی ناگزیرند میان جسارت در طرح موضوع و مصلحت‌اندیشی برای اکران، تعادل برقرار کنند و این یکی از سخت‌ترین چالش‌های سینمای متعهد در ایران است.

کارکردهای فرهنگی و تأثیرات ماندگار

فیلم «همسر» صرفاً یک اثر سینمایی نیست، بلکه یک پروژه فرهنگ‌سازی تأثیرگذار بوده است. یکی از مهم‌ترین کارکردهای این فیلم، معرفی و مشروعیت‌بخشی به حضور زنان در مشاغل مدیریتی و حتی مشاغل سخت و مردانه مانند پلیس بود. خود فخیم‌زاده روایت می‌کند که پس از اکران فیلم، فرمانده پلیس تهران به او گفت که این فیلم جرأت ابراز وجود به پلیس‌های زن را داده است. این نشان می‌دهد که سینما می‌تواند حتی بر نهادهای رسمی و سنتی نیز تأثیر بگذارد و زمینه‌ساز تغییرات اجتماعی شود. کارکرد فرهنگی فیلم، فراتر از سرگرمی، به بازتعریف نقش‌های جنسیتی در ذهن مخاطبان انجامیده است.

تأثیر دیگر این فیلم، ایجاد گفت‌وگویی عمومی درباره چالش‌های مردان در قبال موفقیت همسرانشان است. پیش از «همسر»، این مسئله به عنوان یک معضل شخصی و خصوصی تلقی می‌شد و کمتر به آن در عرصه عمومی پرداخته می‌شد. اما فیلم با روایت داستانی قابل درک و همذات‌پنداری، این مسئله را وارد گفتمان عمومی کرد و زمینه را برای بررسی علمی و روانشناختی آن فراهم آورد. امروز که زنان بیشتری در مشاغل مدیریتی حضور دارند، بازخوانی «همسر» می‌تواند به درک بهتر این چالش‌ها و یافتن راهکارهایی برای مدیریت آنها کمک کند.

کارگردان با وجود تأثیرات عمیق این فیلم، معتقد است تاریخ مصرف آن تمام شده و امروز دیگر این مسائل مطرح نیست. اما شواهد نشان می‌دهد که هنوز هم بسیاری از مردان در پذیرش موفقیت همسرانشان دچار مشکل هستند و آمار رو به رشد طلاق‌های عاطفی و اختلافات خانوادگی، گواه این مدعاست. شاید «همسر» بیش از آنکه پاسخ‌گو باشد، سؤال‌برانگیز است و مهم‌ترین کارکرد آن، واداشتن مخاطب به پرسش از باورهای خود است. این فیلم به همه یادآوری می‌کند که خانواده و ازدواج، میدان رقابت نیست، بلکه بستری برای رشد و همراهی است و موفقیت یک عضو، باید افتخاری برای همه اعضا باشد، نه تهدیدی برای جایگاه آن‌ها.

* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jya
اخبار مرتبط
سریال تلویزیونی «دلیران تنگستان» به کارگردانی همایون شهنواز و تهیه‌کنندگی ملک‌ساسان ویسی، محصول سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۳، بدون تردید یکی از مهم‌ترین، تأثیرگذارترین و ماندگارترین آثار تاریخی-میهنی سیمای ایران است که با بازی محمود جوهری (در نقش رئیس‌علی دلواری)، شهروز رامتین (در نقش خالوحسین دشتی)، منوچهر آذر (در نقش واسموس آلمانی) و اسماعیل داورفر ساخته شده است . این سریال ۱۴ قسمتی که با دوربین ۱۶ میلیمتری و به صورت سیاه‌وسفید فیلمبرداری شده، داستان مبارزات مردم جنوب ایران (تنگستان، دشتی و بوشهر) را در دو مقطع تاریخی (حمله ۱۸۵۶ میلادی و جنگ جهانی اول) علیه استعمار انگلستان روایت می‌کند.
فیلم سینمایی «شور شیرین» به کارگردانی جواد اردکانی و تهیه‌کنندگی ابراهیم اصغری، محصول سال ۱۳۸۹، یکی از آثار سینمای دفاع مقدس است که با حمایت بنیاد سینمایی فارابی و با محوریت «شهید محمود کاوه» (فرمانده لشکر ویژه سیدالشهدا) و نقش او در غائله کردستان (منطقه سقز و بوکان) در سال‌های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ ساخته شده است . این فیلم که نسخه سینمایی ۱۰۰ دقیقه‌ای یک مجموعه تلویزیونی پنج قسمتی است، با بازی حمیدرضا عمارلو (در نقش شهید کاوه)، رضا رویگری، احمد نجفی، شبنم قلی‌خانی و پردیس افکاری، از نقاط قوتی چون فیلمنامه نسبتاً مستند، فضاسازی خوب از کردستان آن سال‌ها، صحنه‌های جنگی تأثیرگذار و بازی قابل قبول رضا رویگری برخوردار است.
فیلم سینمایی «صنوبرهای سوزان» به کارگردانی و نویسندگی عباس شیخ بابایی، محصول سال ۱۳۶۸، یکی از آثار اجتماعی-درام سینمای ایران در اواخر دهه شصت است که با بازی بیژن امکانیان، مرتضی احمدی، جمیله شیخی، عبدالرضا اکبری، بهزاد فراهانی و فریبا کوثری ساخته شده است. این فیلم که در یک خانه قدیمی (که به «خراب‌آباد» موسوم است) می‌گذرد، داستان هفت خانواده را روایت می‌کند که زندگی فلاکت‌باری دارند و تنها لذتشان این است که هر شب با تلویزیون محمد (پادوی تماشاخانه) خود را سرگرم می‌کنند. اما روزی تلویزیون به سرقت برده می‌شود و منصور (برادر محمد) و حاج عمو (صاحب خانه) به مستأجرها بدگمان می‌شوند و همه اتاق‌ها را جستجو می‌کنند، تا این که روشن می‌شود دزد کسی جز صاحب تلویزیون نبوده است.
فیلم سینمایی «مجردها» به کارگردانی اصغر هاشمی و نویسندگی فرهاد توحیدی، محصول سال ۱۳۸۳، یکی از آثار کمدی-رمانتیک سینمای ایران در اوایل دهه هشتاد است که با بازی محمدرضا فروتن، مجید صالحی، مریلا زارعی، الناز شاکردوست و کاوه کاویان ساخته شده است. این فیلم با تهیه‌کنندگی یدالله شهیدی و موسیقی سعید انصاری، داستان سه جوان (منوچهر، شاهکار و امیرحسین) را روایت می‌کند که برای رسیدن به آرزوهایشان تصمیم می‌گیرند برای کار به یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس بروند، اما با دزدیده شدن پول‌هایشان مسیر زندگی‌شان تغییر می‌کند . «مجردها» با وجود «فیلمنامه قابل قبول»، «بازی‌های خوب» و «ریتم مناسب»، از نقاط ضعفی چون «پایان‌بندی شتابزده» و «کلیشه‌های تکراری» رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «قاعده بازی» به کارگردانی و نویسندگی احمدرضا معتمدی و تهیه‌کنندگی بنیاد سینمایی فارابی، محصول سال ۱۳۸۵، بدون تردید یکی از ضعیف‌ترین، آشفته‌ترین و بحث‌برانگیزترین آثار سینمای ایران در دهه هشتاد است که با بازی اکبر عبدی، الناز شاکردوست، داریوش ارجمند، سعید پورصمیمی و جمشید هاشم‌پور ساخته شده است. این فیلم که با بودجه نسبتاً بالا و حمایت نهادهای رسمی ساخته شده، داستان مردی را روایت می‌کند که دو زن (یکی در پایین شهر و دیگری در بالا شهر) دارد و از هرکدام فرزندانی دارد که از وجود یکدیگر بی‌خبرند . «قاعده بازی» با وجود بازیگران مطرح، از فیلمنامه‌ای بی‌منطق، شخصیت‌پردازی صفر، شوخی‌های تکراری و بی‌مزه، کپی‌کاری از فیلم‌های معروف و بی‌نظمی‌های فنی رنج می‌برد.
فیلم سینمایی «ضیافت» به کارگردانی و نویسندگی مسعود کیمیایی و تهیه‌کنندگی امیرحسین شریفی، محصول سال ۱۳۷۴، یکی از بحث‌برانگیزترین و در عین حال فراموش‌شده آثار کارنامه این فیلمساز نام‌آشنای سینمای ایران است که با بازی فریبرز عرب‌نیا، حسن جوهرچی، بهزاد خداویسی، پارسا پیروزفر و رامین پرچمی، داستان هفت رفیق را روایت می‌کند که در روزهای پایانی دبیرستان (سال ۱۳۵۶) قرار می‌گذارند سال‌ها بعد (پس از انقلاب و جنگ) یکدیگر را در کافه «ماطاووس» ملاقات کنند. این فیلم با وجود «سکانس‌های ابتدایی تأثیرگذار» (که از بهترین لحظات سینمای کیمیایی محسوب می‌شوند)، «فیلمبرداری درخشان علیرضا زرین‌دست» و «موسیقی بهرام سعیدی»، از نقدهای جدی در حوزه فیلمنامه آشفته، شخصیت‌پردازی ناقص و دوپارگی روایی رنج می‌برد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید