آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
تله فیلم «وانتافه» به کارگردانی محمدحسین امانی، یکی از آن آثار تلویزیونی است که هرچند در نگاه اول، یک طنز ساده و سرگرم کننده به نظر می رسد، اما در لایه های پنهان خود، دغدغه های عمیق تری را دنبال می کند. این اثر که اولین تجربه کارگردانی امانی محسوب می شود، تلاش دارد با زبانی شیرین و موقعیت های کمیک، به مسائل روزمره و مشکلات اقتصادی مردم بپردازد و از این رهگذر، خود را به مخاطب نزدیک تر کند. داستان فیلم که روایتی اجتماعی از گرانی ها و دشواری های معیشتی است، در قالب طنز ارائه شده تا ضمن بیان تلخی های روزگار، لبخندی بر لبان بینندگان بنشاند.
آنچه «وانتافه» را از بسیاری تله فیلم های مشابه متمایز می کند، نگاه صادقانه کارگردان به نقاط ضعف و قوت اثرش است. محمدحسین امانی در گفت و گویی با اشاره به اینکه این کار «ضعف هایی داشته»، به صراحت از نوستالژی خود نسبت به مجموعه های طنز دهه های گذشته، به ویژه آثار ماندگار رضا عطاران می گوید. او البته تأکید دارد که این فیلم به آن آثار شباهت ندارد، اما حال و هوای همذات پنداری و دوری از کلیشه ها را در آنها دوست دارد و این دقیقاً همان مسیری است که قصد دارد در ادامه کار هنری خود، به ویژه در سریال ۱۰ قسمتی که در دست برنامه ریزی دارد، ادامه دهد.
فیلمنامه «وانتافه» که نزدیک به یک سال زمان برای نگارش، تصویب و بازنویسی آن صرف شده، در مرکز خود یک داستان اجتماعی را جای داده که بیش از هر چیز به معضل گرانی و مشکلات اقتصادی نگاه دارد. این انتخاب سوژه، به خودی خود قابل تحسین است، زیرا بسیاری از تولیدات تلویزیونی امروز، از پرداختن به مسائل روزمره مردم طفره می روند و ترجیح می دهند در فضایی لاکچری و غیرواقعی، مخاطب را به حسرت زندگی کاراکترها وادارند. اما امانی با انتخاب این موضوع، نشان داده که دغدغه اش بازتاب زندگی واقعی مردم بر روی قاب تلویزیون است، هرچند که در اجرا و پرداخت، کامل به این هدف دست نیافته باشد.
با وجود تلاش فراوان فیلمنامه نویسان و کارگردان برای خلق موقعیت های طنزآمیز و پرداختی منسجم، «وانتافه» از برخی ناهماهنگی ها و پراکندگی های روایی رنج می برد. برخی از سکانس ها و گگ های کمدی، به اندازه کافی بامزه و تأثیرگذار از کار درنیامده اند و شخصیت ها نیز گاهی آن عمق لازم برای همراهی کامل بیننده را ندارند. با این حال، نباید فراموش کرد که ساخت تله فیلم با محدودیت های زمانی، بودجه ای و تولیدی همراه است و این اثر، به عنوان اولین تجربه یک کارگردان جوان، دستاوردی قابل قبول به حساب می آید که می تواند مبنایی برای رشد و تعالی در پروژه های آینده باشد.
ترکیب بازیگران «وانتافه» یکی از برگ های برنده این فیلم به شمار می رود. حضور هنرمندانی چون مهران احمدی، امیر کربلایی زاده، سامان غنائمی، نفیسه روشن و افسانه چهره آزاد، که هر کدام کارنامه ای قابل قبول در حوزه طنز دارند، توانسته کیفیت قابل قبولی به فیلم ببخشد. مهران احمدی به عنوان یکی از چهره های محبوب و توانمند عرصه کمدی، بخش بزرگی از بار طنز فیلم را به دوش می کشد و سایر بازیگران نیز در فراخور نقش های خود، در خلق فضایی شاد و مفرح مشارکت دارند. اگر فیلمنامه و کارگردانی نیز هم پای این بازیگران قدرتمند بود، بیشک نتیجه نهایی بسیار درخشان تر از آنچه امروز می بینیم، می بود.
محمدحسین امانی با آگاهی از ضعف های اثرش، قصد دارد این مسیر را ادامه دهد و گام بعدی خود را در عرصه سریال سازی بردارد. او طرح یک سریال ۱۰ قسمتی با حال و هوای طنز را در دست دارد که با حمایت باشگاه فیلم سوره قرار است تولید شود. این حرکت، نشان از اراده و پشتکار یک فیلمساز جوان دارد که با وجود نقدهای وارد بر نخستین اثرش، دل به دریا زده و می خواهد تجربه هایش را به ثمر بنشاند. سریال های طنز اجتماعی، در صورتی که با کیفیت و دقت بالا تولید شوند، می توانند مخاطبان بسیاری را جذب کنند و به یکی از پرمخاطب ترین ژانرهای تلویزیونی تبدیل شوند.
از نگاه محتوایی، «وانتافه» در تقابل با سریال های شبکه خانگی قرار می گیرد که به گفته امانی، با وجود ساختار حرفه ای و بودجه های هنگفت، از فضایی لاکچری و غیرواقعی برخوردارند و مخاطب نمی تواند با کاراکترهایشان همذات پنداری کند. کارگردان جوان معتقد است که مخاطب باید در آثار تلویزیونی، آینه ای از زندگی خود را ببیند و این رویکرد، اگرچه در «وانتافه» کامل محقق نشده، اما چراغ راهی است برای پروژه های آتی که می تواند او را به یکی از کارگردانان مردمی و دغدغه مند تلویزیون تبدیل کند. در نهایت، «وانتافه» هرچند اثری بی نقص و تمام عیار نیست، اما به عنوان یک نقطه شروع امیدوارکننده برای محمدحسین امانی عمل کرده است. او با نگاهی واقع بینانه به نقاط ضعف و قوت کارش، مسیر پیش رو را روشن تر از بسیاری از همتایان خود می بیند و با حمایت نهادهایی چون باشگاه فیلم سوره، می تواند در آینده، آثاری به مراتب بهتر و تأثیرگذارتر خلق کند. امید که روزی برسد که سریال های طنز اجتماعی تلویزیون، بار دیگر مانند دوران اوج رضا عطاران، به پناهگاه خاطره انگیز و مفرح خانواده های ایرانی بدل شوند و «وانتافه» نیز به عنوان یکی از حلقه های اولیه این احیا، در یادها بماند.
ساختار روایی و کیفیت فیلمنامه
فیلمنامه «وانتافه» که نزدیک به یک سال زمان برای نگارش، تصویب و بازنویسی آن صرف شده، در مرکز خود یک داستان ساده اما پر از موقعیت های اجتماعی را جای داده است. موضوع اصلی فیلم، معضلات اقتصادی و گرانی های اخیر است که به عنوان یکی از دغدغه های اصلی جامعه امروز، دست مایه خلق موقعیت های طنزآمیز شده است. ساختار سه پرده ای فیلم، اگرچه از الگوی کلاسیک پیروی می کند، اما در برخی نقاط دچار افت سرعت و پراکندگی روایی می شود که می تواند ناشی از محدودیت های زمانی تولید تله فیلم و یا عدم تجربه کافی کارگردان در مدیریت ریتم داستان باشد.
دیالوگ ها در برخی سکانس ها، روان و طبیعی هستند و به خوبی حس و حال زندگی روزمره را منتقل می کنند، اما در برخی دیگر، به خصوص در نیمه دوم فیلم، دچار اطناب و کلیشه گویی می شوند که از جذابیت اثر می کاهد. یکی از نقاط ضعف اصلی فیلمنامه، عدم پرداخت عمیق به شخصیت هاست. به جز چند شخصیت اصلی که تا حدودی برای مخاطب ملموس و باورپذیر طراحی شده اند، سایر کاراکترها بیشتر به نقش های تخت و کارکردی محدود شده اند و انگیزه های درونی و تحول شخصیتی قابل توجهی در آنها دیده نمی شود. این مسئله، به ویژه در یک اثر طنز که شخصیت ها قرار است با رفتارهای اغراق آمیز خود، موقعیت های کمیک خلق کنند، تا حدی قابل بخشش است، اما می توانست با کمی دقت بیشتر در پردازش لایه های پنهان شخصیت ها، کیفیت کلی فیلم را ارتقا دهد.
همچنین پایان بندی فیلم، گرچه تلاش دارد به نوعی گره گشایی رضایت بخش ارائه دهد، اما کمی شتاب زده و بدون بسترچینی کافی به نظر می رسد و دراماتیک ترین نقطه فیلم، فرصت تأثیرگذاری کامل را از دست می دهد. با وجود این نقدها، نمی توان از جسارت کارگردان و فیلمنامه نویس در انتخاب سوژه روز و دغدغه مند چشم پوشی کرد. در شرایطی که بسیاری از تولیدات تلویزیونی از ترس حاشیه یا ناتوانی در پرداخت صحیح، از مسائل اقتصادی فاصله می گیرند، «وانتافه» شجاعانه به سراغ یکی از اصلی ترین مشکلات مردم رفته و کوشیده با زبان طنز، لبخندی بر لطف تلخی های روزگار بنشاند. این رویکرد، هرچند به طور کامل در اجرا موفق نبوده، اما نشان از نگاه متعهد و مسئولانه عوامل تولید دارد و می تواند الگویی برای سایر تولیدات تلویزیونی در پرداختن به مسائل اجتماعی باشد.
کارگردانی و مدیریت بازیگران
محمدحسین امانی به عنوان یک کارگردان تازه کار، در اولین تجربه خود، عملکرد قابل قبولی در مدیریت صحنه و هدایت بازیگران داشته است. انتخاب ترکیب بازیگرانی که هر یک سابقه طولانی در عرصه طنز تلویزیونی دارند، نشان از درک درست او از نیازهای کمدی فیلم دارد. مهران احمدی به عنوان یکی از ستون های اصلی طنز ایران، با بازی پرانرژی و زمان بندی کمدی دقیق خود، توانسته بسیاری از سکانس های ضعیف را نجات دهد و با حضور مؤثر خود، بار سنگین خلق لحظات مفرح را بر دوش بکشد. سایر بازیگران نیز در حد توان، وظایف خود را به خوبی انجام داده اند و تعامل آنها با یکدیگر، در بسیاری از صحنه ها، طبیعی و باورپذیر از کار درآمده است.
با این حال، برخی ناهماهنگی ها در ریتم و میزانسن صحنه ها دیده می شود که نشان از عدم تسلط کامل کارگردان بر وجوه فنی کارگردانی، به ویژه در مدیریت فاصله گذاری کمدی و پرداخت دیالوگ های طنز دارد. در سینما و تلویزیون، طنز نیازمند زمان بندی دقیق و درک عمیق از ظرایف کمدی است و کوچکترین تأخیر یا شتاب در پاسخگویی بازیگران، می تواند تأثیر یک گگ را خنثی کند. به نظر می رسد امانی در این زمینه هنوز نیازمند کسب تجربه و تمرین بیشتر است تا بتواند در آثار بعدی، تمام پتانسیل بازیگرانش را به شکوفایی کامل برساند و صحنه هایی به مراتب جذاب تر و تأثیرگذارتر خلق کند.
یکی از نکات قابل تأمل در کارگردانی «وانتافه»، تلاش کارگردان برای برقراری ارتباط عاطفی و ذهنی مخاطب با شخصیت ها و موقعیت هاست. امانی با انتخاب فضاهای واقعی و مردمی، و پرهیز از لوکیشن های اشرافی و دور از دسترس، کوشیده تا تصویری قابل باور از زندگی طبقه متوسط شهری ارائه دهد. این رویکرد، اگرچه در برخی جزئیات با کاستی هایی همراه بوده، اما در مجموع توانسته حس همذات پنداری را در مخاطب ایجاد کند و او را به دنبال کردن داستان ترغیب نماید. ادامه این مسیر در آثار آینده، به شرط ارتقاء توانمندی های فنی، می تواند امانی را به یکی از کارگردانان محبوب و مردمی تلویزیون تبدیل کند.
ژانر طنز و وفاداری به اصول آن
«وانتافه» در ژانر طنز اجتماعی دسته بندی می شود و تلاش دارد با تکیه بر موقعیت های روزمره و آشنا، لبخند را بر لبان مخاطب بنشاند. کارگردان اثر، صراحتاً به نوستالژی خود نسبت به مجموعه های طنز رضا عطاران و آثاری از این دست اشاره دارد که با وجود سادگی ساختاری، به دلیل صمیمیت و همذات پنداری، برای همیشه در خاطره مخاطبان باقی مانده اند. این نگاه، نشان از درک درست امانی از ماهیت طنز ماندگار دارد؛ طنزی که نه در لاکچری بازی و هزینه های سنگین، بلکه در نزدیکی به زندگی واقعی مردم و بازتاب دغدغه های آنان ریشه دارد. هرچند که «وانتافه» به این ایده آل دست پیدا نکرده، اما تلاش برای حرکت در این مسیر، خود ارزشمند است. طنز در این فیلم، بیشتر از نوع موقعیت محور و دیالوگ محور است و کارگردان با خلق موقعیت های آشنای روزمره و گاه اغراق آمیز، سعی کرده لبخند را به لطف بینندگان بیاورد.
با این حال، برخی از گگ ها و شوخی ها، آن چنان که باید، در لحظه مناسب فرود نمی آیند و گاه به جای خنده، احساس خجالت یا دلزدگی را برای مخاطب به همراه دارند. این مشکل، ریشه در عدم شناخت کامل از ظرایف زمان بندی کمدی و همچنین گاهی ضعف در دیالوگ نویسی دارد که می توان با تمرین و کسب تجربه بیشتر، آنها را برطرف کرد. همچنین در برخی سکانس ها، کارگردان بیش از حد به بازیگران خود اعتماد کرده و بدون طراحی دقیق میزانسن و حرکت دوربین، صحنه را به بداهه گویی بازیگران سپرده است که این امر، گاه به پراکندگی ریتم کمدی انجامیده است. با وجود این کاستی ها، فیلم در مجموع موفق شده روح طنز خود را تا پایان حفظ کند و مخاطب را با خود همراه نماید.
حضور بازیگران محبوبی چون مهران احمدی، تا حد زیادی این خلأها را پر کرده و توانسته لحظات خوش و مفرحی برای بینندگان رقم بزند. اگر امانی در پروژه های آینده، با دقت بیشتری به سراغ فیلمنامه و طراحی موقعیت های کمدی برود و تعامل دقیق تری با بازیگران خود در زمینه زمان بندی و میزانسن داشته باشد، می تواند به آرامش در خلق آثاری ماندگار در این ژانر دست یابد. طنز اجتماعی، به شرط آنکه صادقانه و با شناخت عمیق از جامعه تولید شود، همواره مخاطبان خود را خواهد داشت و «وانتافه» گامی اولیه در همین راستاست.
نقش تله فیلم در تلویزیون و چالش های تولید
محمدحسین امانی به درستی به این نکته اشاره کرده است که دوره ساخت تله فیلم ها به عنوان یکی از قالب های تولیدی تلویزیون، در حال افول است و این آثار به تدریج مخاطب خود را از دست داده اند. تله فیلم ها که زمانی به عنوان پلی میان سینما و سریال سازی عمل می کردند و فرصتی برای کارگردانان جوان و تازه کار فراهم می آوردند، امروز با کاهش بودجه، محدودیت های تولیدی و بی توجهی شبکه های تلویزیونی مواجه شده اند.
با این حال، تولید «وانتافه» با وجود تمام محدودیت ها، نشان داده که این قالب همچنان ظرفیت هایی برای رشد و نوآوری دارد و می تواند به عنوان یک بستر آزمایشی برای استعدادیابی و شکل گیری ایده های تازه در تلویزیون مورد استفاده قرار گیرد. تولید «وانتافه» فقط در حدود ۱۸ روز انجام شده که برای یک اثر تلویزیونی، به ویژه در ژانر طنز که نیازمند دقت بالا در دیالوگ ها و موقعیت های کمدی است، زمانی نسبتاً محدود به شمار می رود. این محدودیت زمانی، به ناچار بر کیفیت نهایی اثر تأثیر گذاشته و در برخی سکانس ها، به ویژه در بخش های که نیاز به ریتم تند و دیالوگ های سریع دارند، شتاب زدگی و عدم دقت به چشم می خورد. با این حال، عوامل تولید با مدیریت صحنه و استفاده بهینه از زمان، توانسته اند فیلم را با همان استانداردهای قابل قبول به پایان برسانند و این خود نشان از تلاش و تعهد گروه تولید دارد.
با وجود چالش های بسیار، امانی معتقد است که تله فیلم می تواند سکوی خوبی برای ورود به سریال سازی باشد و هدف اصلی او نیز ساخت سریال است. این نگاه آینده نگر، نشان از برنامه ریزی بلندمدت دارد و می تواند الهام بخش سایر فیلمسازان جوان باشد که با وجود مشکلات و محدودیت ها، از تولید تله فیلم به عنوان یک پله ترقی استفاده کنند. حمایت باشگاه فیلم سوره از طرح سریال ۱۰ قسمتی امانی نیز نشان از اعتماد این نهاد به توانمندی های وی دارد. امید که با ادامه این حمایت ها و ارتقاء کیفیت تولیدات، شاهد احیای دوباره تله فیلم ها و رشد نسل جدیدی از کارگردانان خوش فکر و دغدغه مند در تلویزیون ایران باشیم.
افق های پیش رو و چشم انداز سریال سازی
محمدحسین امانی پس از تجربه «وانتافه»، با نگاهی واقع بینانه به نقاط قوت و ضعف این اثر، گام بعدی خود را در مسیر سریال سازی برداشته است. طرح سریال ۱۰ قسمتی با حال و هوای طنز که او در دست دارد، با حمایت باشگاه فیلم سوره قرار است تولید شود و این نشان از عزم جدی وی برای تداوم مسیر هنری است. با توجه به تجربه کسب شده از ساخت «وانتافه»، انتظار می رود که امانی در این سریال، با دقت بیشتری به سراغ فیلمنامه، پرداخت شخصیت ها و طراحی موقعیت های کمدی برود و نقاط ضعف اثر نخستین خود را جبران کند.
تداوم همکاری با باشگاه فیلم سوره نیز می تواند پشتوانه مالی و معنوی مناسبی برای این پروژه باشد. چشم انداز سریال سازی در ایران، به ویژه در ژانر طنز اجتماعی، با فراز و نشیب های فراوانی همراه بوده است. از یک سو، سریال های شبکه خانگی با بودجه های هنگفت و فضای لاکچری، بخش عمدی از مخاطبان را به خود جذب کرده اند، اما از سوی دیگر، بسیاری از بینندگان از دیدن آثاری که هیچ شباهتی به زندگی واقعی آنان ندارد، خسته و دلزده شده اند. امانی با تأکید بر همذات پنداری و بازتاب دغدغه های واقعی مردم، درست به نقطه خالی این بازار اشاره کرده است.
اگر او بتواند در سریال ۱۰ قسمتی خود، این وعده را به خوبی عملی سازد و اثری تولید کند که مخاطب در آن زندگی خود را ببیند، بدون شک به موفقیت تجاری و هنری قابل توجهی دست خواهد یافت. در نهایت، آینده کاری امانی و پروژه سریال طنز او، می تواند نویدبخش تحولی مثبت در تلویزیون ایران باشد. احیای طنز اجتماعی دغدغه مند که از یک سو، مسائل واقعی جامعه را بازتاب دهد و از سوی دیگر، با زبانی شیرین و مفرح، مخاطب را به فکر وادارد، آرزوی دیرینه بسیاری از منتقدان و مخاطبان است. امید که محمدحسین امانی با تکیه بر تجربیات «وانتافه» و با بهره گیری از حمایت های نهادهای فرهنگی، بتواند این آرزو را جامه عمل بپوشاند و نام خود را در کنار بزرگان طنز تلویزیون ایران به ثبت برساند. بیشک، این مسیر هموار نیست، اما تلاش و پشتکار او، چراغ امیدی برای آینده سینما و تلویزیون ایران خواهد بود.