یکشنبه / ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ / ۲۰:۱۲
کد خبر: 41163
گزارشگر: 548
۱۰۴۲
۰
۰
۳
روایت شیرین یک جابه جایی اتفاقی در چهار شهر ایران

نقد، بررسی و تحلیل فیلم «گوشی قرمز»

پوستر فیلم گوشی قرمز
تله فیلم «گوشی قرمز» به کارگردانی و نویسندگی صادق پروین آشتیانی و تهیه کنندگی هادی اکبرخواه و امین فرامرزی، محصول سال ۱۳۹۲، در ژانر طنز و ماجرایی ساخته شده است. این فیلم که صحنه های آن در چهار شهر کیش، رامسر، اصفهان و تهران فیلمبرداری شده، داستان جابه جایی اتفاقی گوشی های موبایل سه نفر را در فرودگاه روایت می کند. علیرضا خمسه، بهاره رهنما و امیرحسین صدیق از جمله بازیگران اصلی این فیلم هستند که هر کدام نقشی متفاوت را ایفا می کنند. مازیار فرهادی داور فوتبال، یلدا کمالی بازیگر سینما و غلام سربندی صاحب گاوداری، سه شخصیتی هستند که با عوض شدن گوشی هایشان وارد زندگی یکدیگر می شوند و ناخواسته از مشکلات کاری و شخصی هم باخبر می گردند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

 تله فیلم «گوشی قرمز» به کارگردانی و نویسندگی صادق پروین آشتیانی و تهیه کنندگی هادی اکبرخواه و امین فرامرزی، یکی از آثار پانزدهمین فیلم بلند این کارگردان است که سال ۱۳۹۲ در ژانر طنز و ماجرایی تولید شده است. این فیلم با حضور بازیگران محبوبی چون علیرضا خمسه، بهاره رهنما و امیرحسین صدیق، توانسته توجه مخاطبان تلویزیون را به خود جلب کند. داستان فیلم حول محور جابه جایی اتفاقی سه گوشی موبایل در فرودگاه می چرخد که سرنوشت سه شخصیت کاملاً متفاوت را به هم گره می زند.

داستان «گوشی قرمز» از یک اتفاق ساده و روزمره آغاز می شود؛ جابه جایی گوشی های موبایل سه مسافر در فرودگاه. این سه نفر، هر کدام از قشرهای مختلف اجتماعی و با پیشه های متفاوت هستند. یکی مازیار فرهادی، داور درجه یک فوتبال است، دیگری یلدا کمالی، بازیگر معروف سینما و تلویزیون و سومی غلام سربندی، صاحب یک گاوداری بزرگ است. این جابه جایی ساده، هر سه نفر را وارد زندگی یکدیگر می کند و ناخواسته از مشکلات کاری و شخصی هم باخبر می شوند. فیلم با این پیش فرض روایت می شود که «هیچ چیز و هیچ اتفاقی در این دنیا بی حکمت نیست» و همین تلاقی اتفاقی، مسیر زندگی هر سه شخصیت را تغییر می دهد.
آنچه «گوشی قرمز» را از بسیاری تله فیلم های مشابه متمایز می کند، لوکیشن های متنوع و دیدنی آن است. صحنه های این فیلم در چهار شهر مختلف ایران یعنی کیش، رامسر، اصفهان و تهران فیلمبرداری شده است. این تنوع مکانی، علاوه بر جذابیت بصری برای مخاطب، به فیلم امکان داده تا فضای متفاوتی را در هر بخش از داستان تجربه کند. از جذابیت های ساحلی و شمالی رامسر گرفته تا بافت تاریخی اصفهان و فضای شهری تهران، هر کدام به نوعی در روایت داستان تأثیرگذار بوده اند. بازیگران فیلم نیز از نقاط قوت آن به شمار می روند. علیرضا خمسه به عنوان یکی از چهره های باسابقه و محبوب طنز کشور، با حضور خود توانسته بار قابل توجهی از کمدی فیلم را به دوش بکشد. بهاره رهنما نیز در نقش یلدا کمالی، بازیگر معروف، به خوبی از پس نقش خود برآمده و امیرحسین صدیق نیز با بازی روان خود، به خلق فضایی شیرین و مفرح کمک کرده است. ترکیب این بازیگران با سایر هنرمندانی چون رضا کریمی، فرجالله گلسفیدی، اکبر قدمی و محمدعلی مژدهای، تیم بازیگری متنوع و توانمندی را شکل داده است.
از منظر محتوایی، «گوشی قرمز» تلاش دارد تا با زبانی طنزآمیز، به تأثیرات شگفت‌انگیز اتفاقات به ظاهر بی اهمیت در زندگی انسان ها بپردازد. ایده اصلی فیلم که بر پایه «تصادف معنا دار» یا «همزمانی» بنا شده، می تواند مخاطب را به تأمل در مورد نقش اتفاق ها و سرنوشت در زندگی وادار کند. فیلم نشان می دهد که چگونه یک جابه جایی ساده، می تواند سه نفر را از تصمیم گیری های اشتباهی که در کمینشان بوده، دور کند و مسیر زندگی شان را تغییر دهد.
با وجود این ایده جذاب، فیلم در برخی نقاط با کاستی هایی نیز همراه است. دیالوگ ها و موقعیت های کمدی در برخی سکانس ها، آن گونه که انتظار می رود، قوی و تأثیرگذار از کار درنیامده و گاه به کلیشه های تکراری نزدیک می شود. همچنین شخصیت پردازی برخی کاراکترهای فرعی، چندان عمیق نیست و بیشتر به نقش های تخت و کارکردی محدود شده اند. با این حال، این نقاط ضعف را می توان تا حدی به محدودیت های تولید تله فیلم و زمان نسبتاً کوتاه ۸۲ دقیقه ای آن نسبت داد.
صادق پروین آشتیانی که پانزدهمین فیلم بلند خود را با «گوشی قرمز» تجربه کرده، کارنامه ای نسبتاً متنوع در عرصه کارگردانی تلویزیون و سینما دارد. او پیش از این تله فیلم هایی چون «شب قصه ها»، «من، تو، او» و «صدای پای تردید» را در کارنامه خود دارد و «گوشی قرمز» یکی از آثار شاخص او در ژانر طنز محسوب می شود. انتخاب موضوعی روزمره و قابل فهم برای مخاطب، همراه با چاشنی طنز و ماجراجویی، نشان از درک نسبی او از ذائقه مخاطب تلویزیون دارد. در نهایت، «گوشی قرمز» هرچند اثری بی نقص و تمام عیار نیست، اما به عنوان یک تله فیلم طنز اجتماعی، توانسته با بهره گیری از بازیگران خوب، لوکیشن های متنوع و ایده ای نسبتاً نو، لحظات مفرحی را برای مخاطب تلویزیون رقم بزند. فیلم با پیام ضمنی خود که «هر اتفاقی حکمتی دارد»، مخاطب را به نگاه خوش بینانه تر به زندگی و اتفاقات به ظاهر ناگوار دعوت می کند. این فیلم می تواند گزینه ای مناسب برای یک عصرانه آرام و شاد با خانواده باشد و امید که در پخش های مجدد، باز هم مخاطبان خود را پیدا کند.

مرور تله فیلم طنز صادق پروین آشتیانی با بازی علیرضا خمسه، بهاره رهنما و امیرحسین صدیق

تله فیلم «گوشی قرمز» به کارگردانی و نویسندگی صادق پروین آشتیانی و تهیه کنندگی هادی اکبرخواه و امین فرامرزی، یکی از آثار پانزدهمین فیلم بلند این کارگردان است که سال ۱۳۹۲ در ژانر طنز و ماجرایی تولید شده است. این فیلم که با حضور بازیگران محبوبی چون علیرضا خمسه، بهاره رهنما و امیرحسین صدیق ساخته شده، داستانی جذاب و سرگرم کننده را روایت می کند. ایده اصلی فیلم، جابه جایی اتفاقی سه گوشی موبایل در فرودگاه است که زندگی سه شخصیت کاملاً متفاوت را به هم گره می زند.
داستان «گوشی قرمز» از یک اتفاق ساده و روزمره شروع می شود؛ همان جابه جایی گوشی ها که می تواند برای هر یک از ما پیش بیاید. اما فیلمساز با نگاهی هوشمندانه، این اتفاق کوچک را بهانه ای برای روایت داستانی بزرگ تر قرار داده است. سه شخصیت اصلی فیلم، هر کدام از قشرهای مختلف اجتماعی با پیشه های کاملاً متفاوت هستند؛ یک داور فوتبال، یک بازیگر سینما و یک گاودار. این تنوع شخصیتی، به فیلم امکان داده تا لایه های مختلف جامعه را به تصویر بکشد. یکی از نکات قابل توجه در «گوشی قرمز»، لوکیشن های متنوع و دیدنی آن است. فیلم در چهار شهر مختلف ایران یعنی کیش، رامسر، اصفهان و تهران فیلمبرداری شده است. این تنوع مکانی، علاوه بر جذابیت بصری، به فیلم امکان داده تا در هر بخش از داستان، فضای متفاوتی را تجربه کند. از جذابیت های ساحلی و شمالی رامسر گرفته تا بافت تاریخی و فرهنگی اصفهان و فضای شهری و مدرن تهران، هر کدام به گونه ای در روایت داستان تأثیرگذار بوده اند.
بازیگران فیلم نیز از نقاط قوت آن به شمار می روند. علیرضا خمسه که یکی از چهره های باسابقه و محبوب طنز کشور است، با حضور خود توانسته بار قابل توجهی از کمدی فیلم را بر دوش بکشد. بهاره رهنما نیز در نقش یلدا کمالی، بازیگر معروف، به خوبی از پس نقش خود برآمده و امیرحسین صدیق نیز با بازی روان و طبیعی خود، به خلق فضایی شیرین و مفرح کمک کرده است. سایر بازیگران چون رضا کریمی، فرجالله گلسفیدی و محمدعلی مژدهای نیز هر کدام به فراخور نقش، در این فضا سهیم بوده اند. از منظر محتوایی، «گوشی قرمز» تلاش دارد تا با زبانی طنزآمیز، به تأثیرات شگفت‌انگیز اتفاقات به ظاهر بی اهمیت در زندگی انسان ها بپردازد. ایده اصلی فیلم که بر پایه «تصادف معنا دار» یا «همزمانی» بنا شده، می تواند مخاطب را به تأمل در مورد نقش اتفاق ها و سرنوشت وادارد. فیلم نشان می دهد که چگونه یک جابه جایی ساده، می تواند سه نفر را از تصمیم گیری های اشتباهی که در کمینشان بوده، دور کند و مسیر زندگی شان را تغییر دهد. این نگاه خوش بینانه به زندگی، پیام اصلی فیلم است.
با وجود این ایده جذاب، فیلم در برخی نقاط با کاستی هایی همراه است. دیالوگ ها و موقعیت های کمدی در برخی سکانس ها، آن گونه که انتظار می رود، قوی و تأثیرگذار از کار درنیامده است و گاه به کلیشه های تکراری نزدیک می شود. همچنین شخصیت پردازی برخی کاراکترهای فرعی، چندان عمیق نیست و بیشتر به نقش های تخت و کارکردی محدود شده اند. با این حال، این نقاط ضعف را می توان تا حدی به محدودیت های تولید تله فیلم و زمان نسبتاً کوتاه ۸۲ دقیقه ای آن نسبت داد. صادق پروین آشتیانی که پانزدهمین فیلم بلند خود را با «گوشی قرمز» تجربه کرده، کارنامه ای نسبتاً متنوع در عرصه کارگردانی تلویزیون و سینما دارد. او پیش از این تله فیلم هایی چون «شب قصه ها»، «من، تو، او» و «صدای پای تردید» را در کارنامه خود دارد. انتخاب موضوعی روزمره و قابل فهم برای مخاطب، همراه با چاشنی طنز و ماجراجویی، نشان از درک نسبی او از ذائقه مخاطب تلویزیون دارد. هرچند که ساخت فیلم بعدی او با همین کیفیت، می تواند جایگاهش را در میان کارگردانان طنز تلویزیون تثبیت کند.
در نهایت، «گوشی قرمز» هرچند اثری بی نقص و تمام عیار نیست، اما به عنوان یک تله فیلم طنز اجتماعی، توانسته با بهره گیری از بازیگران خوب، لوکیشن های متنوع و ایده ای نسبتاً نو، لحظات مفرحی را برای مخاطب تلویزیون رقم بزند. فیلم با پیام ضمنی خود که «هر اتفاقی حکمتی دارد»، مخاطب را به نگاه خوش بینانه تر به زندگی و اتفاقات به ظاهر ناگوار دعوت می کند. این فیلم می تواند گزینه ای مناسب برای یک عصرانه آرام و شاد با خانواده باشد و امید که در پخش های مجدد، باز هم مخاطبان خود را پیدا کند.

ساختار روایی و ایده اصلی فیلم

ایده اصلی فیلم «گوشی قرمز» بر پایه «جابه جایی تصادفی» و «همزمانی معنا دار» استوار است. این ایده که ریشه در مفاهیم فلسفی و روانشناختی دارد، در سینما نیز بارها مورد استفاده قرار گرفته، اما در این فیلم با زبانی ساده و طنزآمیز به آن پرداخته شده است. فیلمنامه تلاش دارد نشان دهد که چگونه یک اتفاق به ظاهر پیش پا افتاده، یعنی عوض شدن گوشی های موبایل در فرودگاه، می تواند زندگی سه انسان کاملاً متفاوت را تحت تأثیر قرار دهد و حتی آنها را از اشتباهات بزرگ نجات دهد. این ساختار روایی، هرچند ساده و سرراست است، اما پتانسیل بالایی برای خلق موقعیت های کمیک و دراماتیک دارد.
با این حال، فیلمنامه در برخی نقاط دچار پراکندگی و عدم انسجام می شود. پرداخت به زندگی سه شخصیت به طور همزمان، نیازمند دقت و ظرافت بیشتری است تا مخاطب در میان روایت ها گم نشود. متأسفانه در «گوشی قرمز»، برخی از خطوط داستانی به اندازه کافی عمق پیدا نمی کنند و شخصیت ها آن گونه که باید، جای خود را در ذهن مخاطب باز نمی کنند. همچنین پایان بندی فیلم، اگرچه تلاش دارد به نوعی گره گشایی رضایت بخش برسد، اما کمی شتاب زده و بدون بسترچینی کافی به نظر می رسد. با وجود این نقدها، ایده اصلی فیلم همچنان قوی و جذاب باقی می ماند و می توانست در صورت پرداخت بهتر، به اثری به مراتب ماندگارتر تبدیل شود.

کارگردانی و مدیریت بازیگران

صادق پروین آشتیانی به عنوان یک کارگردان با سابقه در تلویزیون، توانسته در «گوشی قرمز» از بازیگران خود بازی های قابل قبولی بگیرد. علیرضا خمسه با حضور پررنگ خود، بار کمدی فیلم را به خوبی به دوش می کشد و لحظات مفرحی را خلق می کند. بهاره رهنما نیز در نقش یک بازیگر سینما، به خوبی از پس نقش خود برآمده و با بازی متین و طبیعی خود، به باورپذیری داستان کمک کرده است. امیرحسین صدیق نیز با بازی روان خود، به عنوان یکی دیگر از ستون های فیلم، توانسته تعامل خوبی با سایر بازیگران داشته باشد.
با این حال، برخی ناهماهنگی ها در ریتم و میزانسن صحنه ها دیده می شود که نشان از عدم تسلط کامل کارگردان بر جزئیات فنی کارگردانی در برخی سکانس ها دارد. در سینما و تلویزیون، طنز نیازمند زمان بندی دقیق و درک عمیق از ظرایف کمدی است و کوچکترین تأخیر یا شتاب در پاسخگویی بازیگران، می تواند تأثیر یک موقعیت کمیک را خنثی کند. به نظر می رسد آشتیانی در این زمینه گاه چندان موفق نبوده است و برخی از گگ ها و شوخی ها، در لحظه مناسب فرود نمی آیند. همچنین مدیریت بازیگران در صحنه های گروهی، گاه به هم ریختگی هایی دارد که از دقت کافی کارگردان در این زمینه حکایت ندارد.
یکی از نکات قابل تأمل در کارگردانی این فیلم، انتخاب لوکیشن های متنوع است که پیش از این به آن اشاره شد. این تنوع، به فیلم کمک کرده تا از یکنواختی خارج شود و فضای بصری تازه ای را در هر بخش تجربه کند. اما به نظر می رسد که کارگردان نتوانسته از تمام پتانسیل این لوکیشن ها برای پیشبرد داستان استفاده کند و گاه صرفاً به تغییر منظر بسنده شده است. با این حال، این انتخاب هوشمندانه، به فیلم جذابیت بصری بخشیده و آن را از بسیاری تله فیلم های یک لوکیشنه متمایز کرده است.

ژانر طنز و پرداخت کمدی

«گوشی قرمز» در ژانر طنز و ماجرایی دسته بندی می شود و تلاش دارد تا با تکیه بر موقعیت های پیش آمده از جابه جایی گوشی ها، لبخند را بر لبان مخاطب بنشاند. طنز فیلم بیشتر از نوع موقعیت محور است و کارگردان با خلق موقعیت های آشنای روزمره و گاه اغراق آمیز، سعی کرده مخاطب را با خود همراه کند. برای نمونه، ورود یک داور فوتبال به زندگی یک بازیگر سینما و یا یک گاودار، خود به تنهایی موقعیت های کمدی جالبی را ایجاد می کند که فیلم تا حدی از آنها بهره برده است.
با این حال، برخی از دیالوگ ها و شوخی ها، آن چنان که باید، ظریف و تأثیرگذار نیستند و گاه به کلیشه های تکراری نزدیک می شوند. طنز در برخی نقاط به شوخی های سطحی و کم عمق تبدیل می شود که شاید برای مخاطب بزرگسال چندان جذاب نباشد. همچنین فیلم در برخی سکانس ها، بیش از حد به اغراق و بزرگ نمایی روی می آورد که این امر، از باورپذیری داستان می کاهد. اگر کارگردان با دقت بیشتری به سراغ دیالوگ نویسی و طراحی موقعیت های کمدی می رفت، می توانست به مراتب تأثیرگذارتر عمل کند.
با وجود این کاستی ها، فیلم در مجموع موفق شده روح طنز خود را تا پایان حفظ کند و مخاطب را با خود همراه نماید. حضور بازیگران محبوبی چون علیرضا خمسه و بهاره رهنما، تا حد زیادی این خلأها را پر کرده و توانسته لحظات خوش و مفرحی برای بینندگان رقم بزند. اگر آشتیانی در پروژه های آینده، با دقت بیشتری به سراغ فیلمنامه و طراحی موقعیت های کمدی برود، می تواند به موفقیت بیشتری در این ژانر دست یابد. طنز اجتماعی، به شرط آنکه صادقانه و با شناخت عمیق از جامعه تولید شود، همواره مخاطبان خود را خواهد داشت و «گوشی قرمز» گامی در همین مسیر بوده است.

نقش تله فیلم در تلویزیون و تولیدات سال ۱۳۹۲

تله فیلم «گوشی قرمز» در سال ۱۳۹۲ تولید شده است؛ دوره ای که تلویزیون ایران، حجم قابل توجهی از تولیدات خود را به ساخت تله فیلم ها اختصاص داده بود. این آثار که به عنوان پلی میان سینما و سریال سازی عمل می کردند، فرصتی برای کارگردانان جوان و تازه کار فراهم می آوردند تا توانایی های خود را در قالب یک اثر بلند داستانی به نمایش بگذارند. «گوشی قرمز» نیز با بهره گیری از بازیگران شناخته شده و لوکیشن های متنوع، تلاش داشته تا استانداردهای قابل قبولی را در این قالب ارائه دهد. با این حال، تولید در حدود ۱۸ روز، محدودیت هایی را بر کیفیت نهایی اثر تحمیل کرده است.
در سال های اخیر، ساخت تله فیلم ها با کاهش مخاطب و بودجه مواجه شده است و بسیاری از شبکه ها، ترجیح می دهند به جای تولید تله فیلم، سریال های چند قسمتی را در دستور کار قرار دهند. این تغییر رویه، باعث شده تا تله فیلم ها به تدریج از اوج محبوبیت خود فاصله بگیرند. با این حال، آثاری مانند «گوشی قرمز» نشان می دهند که این قالب همچنان ظرفیت هایی برای جذب مخاطب دارد، به شرط آنکه با کیفیت بالا و داستان های جذاب تولید شوند. امید که روزی برسد که تله فیلم ها بار دیگر به عنوان یک محصول مستقل و ارزشمند در جدول پخش تلویزیون جایگاه خود را بازیابند.

پیام فیلم و تأثیرگذاری اجتماعی

از نگاه محتوایی، «گوشی قرمز» فراتر از یک اثر سرگرم کننده، پیام نسبتاً عمیقی را با خود به همراه دارد. فیلم با تأکید بر این جمله که «هیچ چیز و هیچ اتفاقی در این دنیا بی حکمت نیست»، تلاش دارد مخاطب را به نگاه خوش بینانه تر به زندگی و اتفاقات به ظاهر ناگوار دعوت کند. این نگاه، هرچند ساده به نظر می رسد، اما در دنیای پر تنش امروز، می تواند برای بسیاری از مردم، تسکین دهنده و امیدبخش باشد. فیلم نشان می دهد که چگونه یک اتفاق به ظاهر منفی (جابه جایی گوشی) می تواند به کشفیات مثبتی (آشنایی با زندگی دیگران و تغییر مسیر اشتباه) منجر شود.
این پیام، به ویژه در شرایط اقتصادی و اجتماعی سخت، می تواند برای مخاطب تلویزیون، یادآوری خوبی باشد که پشت هر اتفاقی، شاید خیر و حکمتی نهفته باشد که ما از آن بی خبریم. البته فیلم در پرداخت این پیام، گاه به سطحی نگری و ساده سازی بیش از حد داستان متوسل شده است و کمتر به لایه های عمیق تر روانشناختی شخصیت ها پرداخته است. با این حال، همین پیام ساده و امیدوارکننده، می تواند مخاطب را به فکر وا دارد و حتی نگاهش را به وقایع روزمره تغییر دهد. در نهایت، «گوشی قرمز» یک تله فیلم سرگرم کننده با یک پیام مثبت است که می تواند لحظات خوشی را برای خانواده های ایرانی رقم بزند.
* به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/jzk
اخبار مرتبط
فیلم «طعمه» به کارگردانی و نویسندگی فرامرز صدیقی که سال ۱۳۷۱ روی پرده سینماها رفت، تنها تجربه کارگردانی این بازیگر پیشکسوت است. این فیلم که در ژانر پلیسی-جنایی و با داستانی درباره مبارزه با قاچاق مواد مخدر ساخته شده، با وجود حضور بازیگران مطرحی چون فرامرز قریبیان، جمشید هاشم پور و هادی اسلامی، هیچ گاه به اندازه آثار هم دوره خود در خاطره جمعی مخاطبان جا نیفتاد. هرچند «طعمه» از حیث ساختار روایی و شخصیت پردازی، نقاط ضعفی دارد، اما به عنوان اولین و آخرین ساخته یک هنرمند که سال ها در عرصه بازیگری درخشیده، شایسته توجه و تحلیل است.
تله فیلم «وانتافه» به کارگردانی محمدحسین امانی، اولین تجربه کارگردانی این فیلمساز جوان محسوب می شود. این اثر که در ژانر طنز اجتماعی و با نگاهی به مشکلات اقتصادی و گرانی های اخیر ساخته شده، تلاش دارد تا با تکیه بر فضایی صمیمی و همذات پندار، مخاطب را با دغدغه های روزمره زندگی همراه کند. امانی که خود به ضعف های فیلم اذعان دارد، می گوید نوستالژی مجموعه های طنز رضا عطاران و آثار کمدی دهه های گذشته، الهام بخش اصلی او در ساخت این اثر بوده است. ترکیب بازیگران توانمندی چون مهران احمدی، امیر کربلایی زاده، سامان غنائمی و نفیسه روشن نیز تا حد زیادی توانسته است نقاط قوت فیلم را افزایش دهد و جذابیت های کمدی آن را رقم بزند. ‍
فیلم سینمایی «همسر» به کارگردانی مهدی فخیم‌زاده که در سال ۱۳۷۲ اکران شد، با وجود گذشت سه دهه همچنان یکی از بحث‌برانگیزترین آثار سینمای اجتماعی ایران محسوب می‌شود. این فیلم با روایت داستان زن و شوهری که در یک شرکت همکارند و پس از انتخاب همسر به عنوان رئیس، زندگی مشترکشان با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو می‌شود، برای اولین بار در سینمای ایران به مسئله ناتوانی مردان در پذیرش موفقیت همسرانشان پرداخت. انتخاب جسورانه کارگردان برای به تصویر کشیدن یک پلیس زن در سال‌هایی که حتی پلیس زن در جامعه وجود نداشت، این فیلم را به اثری پیشرو و جلوتر از زمانه خود تبدیل کرد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید