دوشنبه / ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ / ۰۱:۳۷
کد خبر: 41166
گزارشگر: 548
۲۳۱
۰
۰
۱
دیدار چنددقیقه‌ای پزشکیان و شی جین‌پینگ در بیشکک: چرا چین ایران را در آستانه بحران رها کرد؟

​چین و ایران: از شریک راهبردی تا تامین‌کننده‌ای قابل جایگزین؟

شی جین پینگ و مسعود پزشکیان ایران و چین وانگ ئی
دیدار چنددقیقه‌ای پزشکیان و شی در بیشکک: چین ایران را در آستانه بحران رها کرد؟ چرا پکن از پذیرش قالیباف خودداری کرد و چه شروطی برای تهران گذاشت؟ آیا روابط ایران و چین واقعاً راهبردی است یا تنها یک رابطه اقتصادی نابرابر؟ دکتر پوریا زرشناس به این سوال پاسخ می دهد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر

 در روزهای پرتلاطم سیاسی و اقتصادی، روابط ایران و چین همواره به‌عنوان یکی از ارکان اصلی سیاست «نگاه به شرق» جمهوری اسلامی معرفی شده است. اما اتفاقات اخیر در نشست سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، ابهامات تازه‌ای را درباره عمق و کیفیت این رابطه برملا کرد. دیدار چنددقیقه‌ای و ایستاده مسعود پزشکيان، رئیس‌جمهور ایران، با شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، نه تنها نشانی از نزدیکی دو کشور نبود، بلکه به نمادی از فاصله‌ای تبدیل شد که میان تبلیغات و واقعیت وجود دارد.

رسانه‌های حکومتی ایران تلاش کردند این گفت‌وگو را به‌عنوان «دیدار» رسمی معرفی کنند، اما در گزارش‌های رسمی چین، هیچ اشاره‌ای به ملاقات دوجانبه‌ای با پزشکیان دیده نشد. این رفتار سرد، در شرایطی رخ داد که ایران بیش از هر زمان دیگری به حمایت چین نیاز دارد؛ کشور تحت فشار شدید اقتصادی و نظامی آمریکا، امیدوار بود که پکن به‌عنوان حامی اصلی در برابر تحریم‌ها و محدودیت‌ها عمل کند.

اما پرسش اصلی این است:

آیا چین واقعاً ایران را شریک راهبردی می‌داند

یا تهران تنها یکی از چندین تامین‌کننده انرژی برای پکن است؟

اظهارات اخیر حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، ابعاد تازه‌ای به این بحث داد. او با اشاره به تلاش ایران برای اعزام محمدباقر قالیباف به پکن، اعلام کرد که چین شروط صریحی را برای پذیرش این سفر مطرح کرده است: باز کردن تنگه هرمز، عدم اخذ عوارض، و حل اختلاف با آمریکا و عربستان سعودی.

این شرایط در حالی مطرح می‌شود که قالیباف، نماینده ویژه ایران در امور چین، با تایید رهبر جمهوری اسلامی منصوب شده بود. خودداری پکن از پذیرش او، آن هم مشروط به تغییر رفتار ایران، پیامی روشن درباره اولویت‌های چین دارد. خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، تلاش کرد این روایت را تکذیب کند، اما تحولات هفته‌های اخیر با گفته‌های مرعشی همخوانی دارد.

چین، به‌عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران در سال‌های اخیر، نقش کلیدی در دور زدن تحریم‌های آمریکا داشته است. با این حال، شرکت‌های بزرگ دولتی چینی از ورود مستقیم به تجارت نفت ایران خودداری کرده‌اند و خریدها عمدتاً توسط پالایشگاه‌های مستقل انجام می‌شود. این در حالی است که چین گزینه‌های متعددی برای تامین نفت دارد و می‌تواند به‌سادگی ایران را با سایر تولیدکنندگان جایگزین کند. از سوی دیگر، ایران برای فروش نفت، تامین ارز و دور زدن تحریم‌ها به چین وابسته است. این نابرابری در روابط، اکنون بیش از گذشته آشکار شده است. سرمایه‌گذاری چین در ایران در سال ۲۰۲۳ تنها حدود ۱۸۵ میلیون دلار گزارش شد، رقمی ناچیز در مقایسه با تجارت چین با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس.

تحریم‌های آمریکا نیز یکی از دلایل اصلی این وضعیت است. شرکت‌های بزرگ چینی که به نظام مالی بین‌المللی وابسته‌اند، حاضر نیستند برای حفظ روابط اقتصادی با ایران، خطر تحریم‌های آمریکا را بپذیرند. حتی بانک‌ها و شرکت‌های دولتی چین نیز در عمل نشان داده‌اند که تمایلی به رویارویی با واشینگتن ندارند. در نهایت، دیدار چنددقیقه‌ای پزشکیان و شی جین‌پینگ در بیشکک، نمادی از رابطه‌ای است که در تبلیغات «راهبردی» توصیف می‌شود، اما در عمل، هرچه فشار آمریکا افزایش می‌یابد، محدودیت‌های آن بیشتر آشکار می‌شود.

نابرابری در روابط اقتصادی: چین نیاز ندارد، ایران نیاز دارد

روابط اقتصادی ایران و چین از ابتدا بر اساس نابرابری بنا شده است. ایران برای فروش نفت، تامین ارز و دور زدن تحریم‌های آمریکا به چین وابسته است، اما چین گزینه‌های متعددی برای تامین نیازهای خود دارد. این کشور هم‌زمان از روسیه، عربستان سعودی، عراق و امارات متحده عربی نفت خریداری می‌کند. برای چین، جایگزین کردن نفت ایران ناممکن نیست، اما برای ایران، جایگزین کردن بازار چین به‌مراتب دشوارتر است.

در سال‌های اخیر، چین بزرگ‌ترین خریدار نفت تحریم‌شده ایران بوده است. با این حال، شرکت‌های بزرگ دولتی چینی از ورود مستقیم به تجارت نفت ایران خودداری کرده‌اند و خریدها عمدتاً توسط پالایشگاه‌های مستقل انجام می‌شود. این نشان می‌دهد که چین تمایلی به درگیر شدن در تحریم‌های آمریکا ندارد و ترجیح می‌دهد از طریق کانال‌های غیررسمی با ایران تجارت کند. این نابرابری در روابط اقتصادی، باعث شده است که ایران همواره در موقعیت ضعیف‌تری قرار داشته باشد. چین می‌تواند به‌سادگی ایران را با سایر تامین‌کنندگان انرژی جایگزین کند، اما ایران برای بقای اقتصادی خود به چین وابسته است. این وابستگی یک‌طرفه، یکی از دلایل اصلی محدودیت‌های رابطه ایران و چین است.

سیاست «نگاه به شرق» و واقعیت‌های آن

سیاست «نگاه به شرق» جمهوری اسلامی بر این تصور بنا شده بود که تشدید اختلاف چین و آمریکا، پکن را به حمایت اقتصادی و سیاسی گسترده‌تر از تهران سوق خواهد داد. اما واقعیت‌ها نشان می‌دهد که چین روابط خود با ایران را در چارچوب منافع بسیار بزرگ‌تر جهانی‌اش تعریف می‌کند. چین هم‌زمان به دنبال حفظ روابط با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و دیگر کشورهای ثروتمند خلیج فارس است. حجم تجارت و منافع اقتصادی چین با آمریکا نیز قابل مقایسه با روابطش با ایران نیست. از همین رو، انتظار اینکه چین برای نجات ایران وارد یک رویارویی جدی اقتصادی با ایالات متحده شود، با رفتار سال‌های اخیر پکن سازگار نیست.

چین احتمالاً همچنان با تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا مخالفت خواهد کرد و تا جایی که هزینه آن قابل کنترل باشد، نفت ارزان ایران را خواهد خرید. اما نشانه‌ای وجود ندارد که چین حاضر باشد دسترسی بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ خود به نظام مالی جهانی را برای تهران به خطر بی‌اندازد. این نشان می‌دهد که سیاست «نگاه به شرق» با واقعیت‌های اقتصادی و سیاسی همخوانی ندارد.

توافق ۲۵ ساله ایران و چین: از وعده تا واقعیت

پس از امضای سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین در سال ۲۰۲۱، مقام‌های جمهوری اسلامی آن را نشانه شکست سیاست فشار آمریکا و آغاز دوره‌ای تازه در روابط اقتصادی با شرق معرفی کردند. در آن زمان، گزارش‌هایی درباره سرمایه‌گذاری صدها میلیارد دلاری چین در ایران منتشر شد، اما بخش عمده این وعده‌ها هیچ‌گاه به پروژه‌های واقعی تبدیل نشد.

بررسی‌های دانشگاهی نشان می‌دهد که رقم مشهور «۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری چین» اساساً در متن رسمی توافق وجود نداشته است. سرمایه‌گذاری چین در ایران در سال ۲۰۲۳ تنها حدود ۱۸۵ میلیون دلار گزارش شد، رقمی ناچیز در مقایسه با تجارت چین با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس.

این شکاف میان وعده‌ها و واقعیت‌ها، نشان می‌دهد که توافق ۲۵ ساله ایران و چین بیشتر یک سند سیاسی بوده است تا یک برنامه اقتصادی عملی. چین در عمل نشان داده است که تمایلی به سرمایه‌گذاری گسترده در ایران ندارد و ترجیح می‌دهد روابط خود را با این کشور در چارچوب منافع محدودتر تعریف کند.

تحریم‌های آمریکا و تاثیر آن بر روابط ایران و چین

تحریم‌های آمریکا یکی از دلایل اصلی محدودیت‌های رابطه ایران و چین است. برای شرکت‌های بزرگ چینی که به نظام مالی بین‌المللی وابسته‌اند، از دست دادن بازار آمریکا برای سرمایه‌گذاری در ایران توجیه اقتصادی ندارد. حتی شرکت‌ها و بانک‌های دولتی چین نیز در سال‌های گذشته نشان داده‌اند که حاضر نیستند برای حفظ روابط اقتصادی با ایران، خطر تحریم‌های گسترده آمریکا را بپذیرند.

داده‌های تانکر ترکرز نشان می‌دهد که صادرات نفت خام ایران در ماه اوت ۲۰۲۶ به صفر رسیده است. این رقم در مقایسه با سطح پیش از جنگ در زمستان ۱۴۰۵، نشان‌دهنده کاهش ۱۰۰ درصدی صادرات نفت خام ایران است. بخش عمده این نفت نیز برای بازار چین در نظر گرفته شده بود. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، اعلام کرد که تنها حدود ۳۰ میلیون بشکه نفت ایران روی آب باقی مانده است و حتی اگر پول این محموله‌ها از چین به ایران منتقل شود، این منبع درآمد نیز به‌زودی تمام خواهد شد. این نشان می‌دهد که تحریم‌های آمریکا تاثیر مستقیم و شدیدی بر روابط اقتصادی ایران و چین داشته است.

رفتار سرد چین: پیامی روشن به ایران

دیدار چنددقیقه‌ای و ایستاده پزشکیان و شی جین‌پینگ در بیشکک، پیامی روشن درباره اولویت‌های چین دارد. این رفتار سرد، در کنار تاکید پکن بر باز ماندن مسیر کشتیرانی و خودداری چین از رویارویی اقتصادی با آمریکا بر سر ایران، نشانه دیگری از محدودیت حمایت پکن از جمهوری اسلامی است.

چین در عمل نشان داده است که تمایلی به درگیر شدن در منازعات منطقه‌ای ندارد و ترجیح می‌دهد روابط خود را با ایران در چارچوب منافع اقتصادی محدودتر تعریف کند. این رفتار، نشان می‌دهد که چین ایران را به‌عنوان یک شریک راهبردی نمی‌بیند، بلکه آن را یکی از چندین تامین‌کننده انرژی و شرکای منطقه‌ای می‌داند که در صورت افزایش هزینه‌ها می‌تواند کنار گذاشته شود. این رفتار سرد چین، در داخل ساختار سیاسی ایران نیز به موضوع اختلاف تبدیل شده است. مقام‌ها و چهره‌های سیاسی حکومتی در روزهای اخیر بر سر این پرسش بحث می‌کنند که آیا چین واقعاً ایران را شریک راهبردی می‌داند یا خیر. این اختلاف نظر، نشان می‌دهد که روابط ایران و چین با چالش‌های جدی روبروست.


*به قلم: پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
https://www.asianewsiran.com/u/jzs
اخبار مرتبط
جمهوری اسلامی ظرف چند هفته آینده، نخستین محموله از ۴۰۰ سامانه پدافند هوایی دوش‌پرتاب شامل موشک‌های QW-12 و FN-16 را از چین دریافت می‌کند. این قرارداد به ارزش ۶۰ تا ۷۰ میلیون دلار از طریق یک شرکت واسطه هنگ‌کنگی امضا شده و تحویل هوایی از اورومچی چین انجام می‌شود. این خرید، یکی از بزرگ‌ترین اقدامات تهران برای تقویت پدافند کوتاه‌برد پس از جنگ با آمریکا و اسرائیل است. مذاکرات برای خرید سامانه‌های جدیدتر QW-18 و QW-19 نیز در جریان است.
چین و روسیه، که سال‌ها از حمایت‌های ایران بهره‌مند بودند، اکنون به جای حمایت از تهران در برابر آمریکا، از او می‌خواهند که هر چه زودتر به مذاکرات صلح تن دهد. آیا این تغییر مواضع، خیانتی استراتژیک است یا واقعیت سیاست بین‌الملل؟
پس از جنگ ۴۰ روزه اسفند ۱۴۰۴ میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، بحث میانجیگری پاکستان مطرح شده است، اما چهار استدلال محکم این گزینه را رد می‌کند: فساد سیستماتیک و فقدان مشروعیت اخلاقی، وابستگی ساختاری پاکستان به آمریکا (تعارض منافع ذاتی)، حمایت از تروریسم توسط سرویس اطلاعاتی ارتش (ISI)، و بی‌ثباتی داخلی این کشور. کارشناسان به جای پاکستان، همان عمان (به عنوان میانجی سنتی) را توصیه می‌کنند.
در هفته جاری، دونالد ترامپ و شی جین پینگ در پکن دیداری تاریخی خواهند داشت که در سایه جنگ پرهزینه و بی‌فرجام آمریکا در ایران برگزار می‌شود. شبکه سی‌ان‌ان در تحلیلی نوشته است: «شکست ترامپ در دستیابی به پیروزی قطعی در ایران و پیامدهای اقتصادی فاجعه‌بار جهانی ناشی از این جنگ، پرسش‌های جدیدی درباره قدرت آمریکا ایجاد می‌کند که چین ممکن است دنبال بهره‌برداری از آنها باشد.» این نشست در شرایطی برگزار می‌شود که ترامپ بامداد سه‌شنبه مدعی شد واشنگتن ممکن است به زودی عملیات نظامی در تنگه هرمز را از سر بگیرد. شبکه الجزیره در گزارشی نوشت که چین تمایلی به میانجی‌گری بین تهران و واشنگتن ندارد و پیشنهاد پکن مربوط به تشکیل چارچوب امنیتی مشترک در خلیج فارس است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید