آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:
هوش مصنوعی، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین فناوریهای قرن حاضر، نه تنها در عرصههای علمی و صنعتی، بلکه در شکلدهی به افکار عمومی نیز نقشی پررنگ یافته است. حالا پرسش این است که این ابزارهای به ظاهر بیطرف، تا چه اندازه تحت تأثیر جهانبینیهای سیاسی قرار دارند؟ روزنامه واشینگتنپست در یک آزمون جذاب و متفاوت، از چند مدل محبوب هوش مصنوعی خواست تا به سؤالات مشخصی در ۳۰ کلمه پاسخ دهند. سپس یک خبرنگار، خروجی آنها را از نظر گرایشهای سیاسی (چپ، راست یا بیطرف) بررسی کرد. یافتههای این پژوهش، پرده از واقعیتهای جالبی برداشت.
بر اساس این گزارش، «چتجیپیتی» با اختلاف چشمگیری، چپگراترین عملکرد را داشت و حدود ۸۰ درصد از پاسخهای او حاوی مواضع چپگرایانه تشخیص داده شد. این یعنی از هر پنج پاسخ، چهار پاسخ آن به نوعی با گفتمان چپگرایانه همسو بود. در مقابل، «جمنای» گوگل عملکرد متوازنتری از خود نشان داد و «دیپسیک» که گفته میشود تحت نظارت چین توسعه یافته، بیطرفترین عملکرد را به نمایش گذاشت. این تناقض جالب، نشان میدهد که ملیت و بستر توسعه مدلهای زبانی، میتواند بر خروجی آنها تأثیر بگذارد.
اما نکته جالبتر، عملکرد «گروک» بود؛ هوش مصنوعی ایلان ماسک که او نیز به عنوان یکی از نمادهای سرمایهداری مدرن شناخته میشود. گروک اگرچه عمدتاً گرایش چپ داشت، اما نسبت به سایر مدلها، پاسخهای راستگرایانه بیشتری نیز ارائه داد و به نوعی تعادل نسبی را نشان داد. یک مدیر مؤسسه «پژوهش قطببندی» در این باره گفت که ابزارهای هوش مصنوعی اساساً نمیتوانند نمود بیطرفانهای از پیچیدگیهای مباحث سیاسی باشند. او تأکید کرد که اگر این آزمون در هر کشور دیگری برگزار شود، احتمالاً نتایج کاملاً متفاوتی حاصل خواهد شد.
این یافتهها، پرسشهای مهمی را دربارهی نقش هوش مصنوعی در شکلدهی به افکار عمومی و تأثیر آن بر گفتمان سیاسی مطرح میکند. آیا این سوگیریها، بازتابی از دادههایی است که این مدلها بر اساس آنها آموزش دیدهاند یا به ساختار خود این فناوری بازمیگردد؟ در ادامه این گزارش، به تحلیل عمیقتر این نتایج، دلایل پشت پرده سوگیریها و تأثیر آن بر آینده تعامل ما با هوش مصنوعی پرداختهایم.
سوگیریهای سیاسی در مدلهای زبانی
نتایج آزمون واشینگتنپست نشان میدهد که مدلهای هوش مصنوعی، برخلاف ادعای بیطرفی، دارای سوگیریهای سیاسی مشخصی هستند. چتجیپیتی با ۸۰ درصد پاسخهای چپگرایانه، آشکارا در یک سوی طیف قرار گرفته است. این سوگیری، میتواند ناشی از حجم بالای دادههای لیبرال در منابع آموزشی این مدل باشد که عمدتاً از اینترنت غربی گردآوری شدهاند.
نقش دادههای آموزشی در شکلگیری سوگیری
یادگیری ماشینی، بر اساس حجم عظیمی از دادههای متنی و محتوای موجود در اینترنت، الگوریتمهای خود را شکل میدهد. هرچه محتوای چپگرایانه در این دادهها بیشتر باشد، خروجی مدل نیز به همان سمت متمایل خواهد شد. این موضوع، نشان میدهد که هوش مصنوعی، نه یک ابزار خنثی، بلکه یک آینه از بردارهای فکری موجود در جوامع انسانی است.
تفاوت عملکرد مدلها و تأثیر بستر توسعه
جالب است که دیپسیک، به عنوان مدلی که گفته میشود در چین توسعه یافته، عملکرد بیطرفتری داشته است. این موضوع، میتواند نشاندهنده رویکرد متفاوت چین در مدیریت دادههای آموزشی یا بهرهگیری از منابع متنوعتر باشد. در مقابل، گروک که توسط ایلان ماسک، یکی از نمادهای سرمایهداری، توسعه یافته، با وجود گرایش چپ، تعادل بیشتری در پاسخها نشان داده است.
پیامدهای اجتماعی و سیاسی سوگیری هوش مصنوعی
با گسترش استفاده از هوش مصنوعی در تولید محتوا، پاسخ به سؤالات کاربران و حتی تصمیمگیری در حوزههای کلان، این سوگیریها میتوانند تأثیر عمیقی بر افکار عمومی و گفتمان سیاسی داشته باشند. این موضوع، اهمیت تدوین استانداردهای اخلاقی و شفافسازی درباره دادههای آموزشی را دوچندان میکند.
آینده تعامل انسان و هوش مصنوعی
با توجه به یافتههای این پژوهش، انتظار میرود که در آینده، شاهد بحثهای بیشتری درباره «بیطرفی» هوش مصنوعی باشیم. آیا میتوان مدلهایی طراحی کرد که به طور واقعی بیطرف باشند یا این سوگیریها، بخش جداییناپذیر از ذات این فناوری هستند؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند تلاشهای چندرشتهای و همکاری میان دانشمندان، فیلسوفان و سیاستگذاران است.